تاریخ انتشار : ۱۱ مهر ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۵  ، 
کد خبر : ۳۴۹۴۷

انتقاد از دولت یا نهادهای نظارتی؟


حسین مرعشی

چند روز قبل خبرنگاری از من پرسید آیا این خبر درست است که اصلاح‌طلبان قصد دارند با تم انتقادی نسبت به دولت وارد عرصه انتخابات شوند؟ در پاسخ او گفتم: آیا به نظر شما این دولت نیازی به انتقاد دارد؟ هرچند در ابتدای این پاسخ برای او غیرمنتظره بود لیکن این سخن، بیان یک واقعیت تلخ است.

این واقعیت تلخ چند بعد دارد؛ اول اینکه انتقاد زمانی مفهوم پیدا می‌کند که احتمال اثرگذاری آن وجود داشته باشد حال آنکه برای همگان ایستادگی دولت بر مواضع غیرکارشناسی و نپذیرفتن توصیه‌های مشفقانه اهل فن آشکار است، دوم آنکه انتقاد اصلاح‌طلبان صرفا در مطبوعاتی معدود با پوشش کم انعکاس پیدا می‌کند و حال آنکه رئیس محترم دولت در پاسخ، این انتقادهای محدود را به ابزار مظلوم‌نمایی تبدیل و از تلویزیون با پوشش وسیع استفاده می‌کند‍، در شرایطی که دسترسی منتقدان دولت به این رسانه فراگیر بسیار محدود است و سوم اینکه دولتی که خود را در پیله سیاست‌های متفاوت گرفتار کرده است و هر روز متن جامعه بیشتر از رو قبل، هزینه کاری‌های آن پرداخت می‌کنند واقعا چه نیازی به انتقاد دارد؟

به نظر من اگر انتقادی وارد باشد بر نهادهای نظارتی و مهم‌تر از همه بر مجلس و بازرسی کل کشور وارد است. آیا این نهادهای نظارتی از اوضاع کشور بی‌اطلاع هستند و یا با اطلاع از روند مدیریت کشور‍، از انجام مسوولیت‌های قانونی خود سر باز می‌زنند؟ هر کدام از این دو دلیل برای قصور و یا حتی تقصیر این نهادها کفایت می‌کند.

آیا نهادهای عالی نظارت از اوضاع و احوال وزارت نفت در این دو سال بی‌اطلاع بودند؟ آیا خبر نداشته‌‌اند که فعالیت‌های تمدن ساز کشور در عسلویه در جه وضعیتی قرار دارند؟ واقعیت این است که فعالیت‌های اقتصادی در این منطقه پرتحرک، طی دو سال اخیر به شدت کاهش یافته است. نگاهی به آمار تعداد پروازهای روزانه به عسلویه بیان مناسبی از رکود در این منطقه است.

به گواهی کارشناسان مطلع، اشتغال نیروهای ایرانی در این منطقه به کمتر از یک سوم کاهش یافته است. عملیات اجرایی هیچیک از مراحل جدید توسعه میادین گازی پارس جنوبی آغاز نشده و تکمیل مراحل قبلی هم کند شده است.

این ضعف‌ها آنقدر جدی بوده که آقای رئیس‌جمهور به ناچار وزیر مربوط را کنار گذاشته است. سوال اینجاست که چرا نهادهای نظارتی این مقدار غافل و ساکت بوده‌‌اند؟ یا در مورد وزارت صنایع و معادن، آیا نمایندگان ملت از عدم تحقق اهداف برنامه برای افزایش تولید ناخالص داخلی این بخش بی‌اطلاع هستند؟ آیا از ضعف‌های مدیران جدید در حمایت از تولیدات صنعتی و معدنی کشور بی‌اطلاعند؟

واقعیت این است که روحیه نشاط و سرمایه‌گذاری و تحرک در این بخش کاهش چشمگیری یافته و انرژی‌ها صرف امور کم بازده می‌گردد. شما به همین موضوع گوشی تلفن همراه توجه کنید، چه گزارش‌های گوناگونی از سوی دولت در این مورد صادر شد. تعرفه نابهنگام 60 درصدی برای واردات گوشی همراه، در شرایطی که تولیدکننده عمده داخلی وجود نداشت و شعارهای پر هزینه در مورد تولید میلیونی گوشی همراه ظرف چند ماه، بالا بردن قیمت و ریختن پول مصرف کننده به جیب دلال‌هایی که احتمالا از این تصمیم اطلاع داشته‌‌اند، ایجاد سردرگمی ‌برای مردم و در نهایت آزادسازی استفاده از گوشی‌های قاچاق در کشور و فراموشی همه آن حرف‌های زیبا و البته پر هزینه. جالب است که در کشوری که صنعت قند آن 70 سال قدمت داشته و کشاورزان زیادی برای کارخانه‌های قند، ماده اولیه تولید می‌کنند‍، دولت با کاهش بیش از حد تعرفه واردات شکر‍، واردات شکر را تشویق کرده به طوری که در یک سال به ‌‌اندازه نیاز بیش از دو سال شکر وارد شده و اکنون کارخانه‌های شکر و به دنبال آنها کشاورزان دچار بحران هستند، به یکباره تولید گوشی همرا که ایران هیچ سابقه و مزیتی برای تولید آن ندارد اولویت دولت و وزرات صنایع می‌شود. آیا نهادهای نظارتی از این ضعف‌ها بی‌اطلاع و منتظر بوده‌‌اند تا آشپز هم به شوری این آش اعتراف کند؟

البته اگر آنچه در خبرها و تحلیل‌ها منعکس شده که تحمل همین دو وزیر هم برای آقای رئیس‌جمهور سخت بوده است، به هر حال انتقاد جدی متوجه نهادهای نظارتی است و انتظار می‌رود که حداقل در دادن رای اعتماد به وزرای جدید دقت بیشتری مبذول گردد تا شاید بخشی از اهمال‌های گذشته جبران گردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات