">
گروه سیاسی ـ در پی انتسارات جلد هفتم از سلسله کتابهاب خاطرات آقای هاشمی با عنوان «به سوی سرنوشت» که در بخشهایی از آن برخی خاطرات سوالبرانگیز و غیرواقع از حضرت امام(ره) ذکر گردیده، مبنی؛ بر اینکه امام با حذف شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی موافقت کرده و منتظر فرصت مناسب برای انجام ان بودهاند، واکنشهای متعددی در رسانهها و محافل سیاسی شاهد بودیم. که در این میان وظیفه شخصیتهای پیشکسوت وفادار به امام و نهادهای مسوول چون مرکز استاد انقلاب اسلامی و «مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)» است که در مقابل تحریفات واکنش نشان دهند تا زمینه سوءاستفادههای بیشتر جهت واژگون کردن ارزشهای انقلاب فراهم نشود.
سایت رجانیوز نیز در گزارشی خواهان عکسالعمل جدی «مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)» درخصوص ذکر اینگونه خاطرات در سالهای اخیر شدهاست:
حضرت امام خمینی: «در زیر این وصیتنامه 29 صفحهای و مقدمه، چند مطلب را تذکر میدهم:
1 ـ اکنون که من حاضرم، بعض نسبتهای بیواقعیت به من داده میشود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض میکنم آنچه به من نسبت داده شده یا میشود مورد تصدیق نیست، مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.
2ـ اشخاصی در حال حیات من ادعا نمودهاند که اعلامیههای اینجانب را مینوشتهاند. این مطلب را شدیداً تکذیب میکنم. تاکنون هیچ اعلامیهای را غیرشخص خودم تهیه کسی نکرده است.
3 ـ از قرار مذکور، بعضیها ادعا کردهاند که رفتن من به پاریس به وسیلة آنان بوده، این دروغ است. من پس از برگرداندنم از کویت، با مشورت احمد پاریس را انتخاب نمودم، زیرا در کشورهای اسلامی احتمال راه ندادن بود؛ آنان تحت نفوذ شاه بودند ولی پاریس این احتمال نبود.
4ـ من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطة سالوسی و اسلام نمایی بعضی افراد ذکری از آنان کرده و تمجیدی نمودهام، که بعد فهمیدم از دغلبازی آنان اغفال شدهام. آن تمجیدها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار مینمایاندند، و نباید از آن مسائل سوء استفاده شود. و میزان در هر کس حال فعلی او است.»
جملات فوق، بر گرفته از بخش پایانی وصیتنامه حضرت امام(ره) میباشد که سند آن موجود، قطعی و غیرقابل خدشه است.
این بیان مکتوب حضرت امام که هر آنچه به ایشان نسبت داده میشود «قابل تصدیق» نیست، قطعاً نمیتواند صرفا یک گزاره درباره «بودن و نبودن» باشد و باید آن را در مقوله گزارههایی از قبیل تبیین «باید و نباید» دستهبندی نمود؛ چرا که جایگاه حضرت امام(ره) به عنوان بنیانگذارانقلاب اسلامی و همچنین جمهوری اسلامی بسیار مهم و گفتهها و نظرات ایشان حیاتیتر از آن است که نقل قولها و خاطرات غیرمستند، رویههای قطعی ایشان را تحتالشعاع قرار دهد.
این واقعیت البته امر پیچیدهای نیست و به راحتی از لحن قاطع و محکم ایشان در بند آخر وصیتنامه قابل درک است. خصوصا آنکه این جملات را حضرت ایشان در وصیتنامه سیاسی ـ الهی خود ذکر کردهاند و علیرغم اصلاحاتی که سالهای پس از نگارش، در وصیتنامه خود انجام دادند، این بند همچنان و با همین لحن در این نسخه مکتوب و هدایتبخش به جای مانده است.
به عبارت دیگر غیرقابل تصدیق بودن انتسابات تایید نشده به شخصیت تاریخ ساز و بزرگی همچون حضرت امام، نباید صرفا به عنوان گزارهای که نتیجه اش قضاوت درباره درستی یا نادرستی اینگونه نسبتهاست در نظر گرفته شود بلکه این وظیفه تمامی مسوولین، مردم و رسانههاست که از نشر چنین جملات «غیرقابل تصدیقی» که مستقیماً اندیشهها و رویههای هنجارساز ایشان را دچار تحریف میکند جلوگیری به عمل آورند.
درک این وظیفه از سوی مسوولین البته چندان نیز دشوار نبوده و بلکه از دغدغههای یاران امام (ره) بوده است. از همین رو، پس از آنکه مرحوم حاج سید احمد خمینی طی نامه مفصلی از حضرت امام درخواست نمود نظر مبارک را نسبت به چگونگی بررسی، تنظیم و نشر اسناد و آثار خود اعلام و مرجعی را جهت نظارت و تعیین صحت و سقم آنچه که به نام امام در داخل و خارج کشور منتشر میشود، تعیین نمایند، ایشان در پاسخی در تاریخ 17/6/1367 طی حکمیمکتوب، مسئولیت تنظیم و تدوین کلیه مسایل مربوط به خود را به فرزند گرامیشان واگذار نمودند و به موجب این حکم «مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)» تشکیل و فعالیت خود را آغاز نمود.
رویه اجرایی این مجموعه از سالهای اولیه تاسیس تا 2 سال پیش از این، حکایت از درک نسبتا مناسب مجموعه تحت سرپرستی حمید انصاری از این وظیفه داشت. تعریف جایگاه حقوقی مشخص در برخورد رسانهای و اجرایی با انتسابهای غیر مستند و همچنین دفاع از آثار مستند بنیانگذار انقلاب اسلامی، از جمله این رویهها بود.
انجام این وظیفه البته علیرغم حساسیت، چندان سخت و مشکل هم نبود و ملاک و معیار تایید، دفاع و یا رد انتسابها به حضرت امام(ره) همانگونه که ایشان ذکر کرده بودند (صدا، خط و امضا با تصدیق کارشناسان، یا سخنان پخش شده در سیمای جمهوری اسلامی) آنچنان واضح، و تطبیق انتسابها با آن، چنان سهل بود که هیچگاه بر بیانیهها و واکنشهای این موسسه خدشهای وارد نمیشد.
اما با گذر زمان و در نتیجه برخی تحولات سیاسی، این مؤسسه به مصلحت دانست تا علاوه بر تایید یا رد انتسابها (که وظیفه اولیه و قطعی آن محسوب میشود) در مورد تطابق یا عدم تطابق نظریات اندیشمندان و علما با آنچه «حقیقت اندیشه امام» مینامید و میدانست، نیز اظهارنظر کند.
بدین ترتیب، حمید انصاری از جایگاه مدیریت این موسسه، همگام با حملات رسانه ای به شخصیت و سخنان آیتالله مصباح یزدی، طی یادداشت مفصل 3 قسمتی در روزنامه شرق تصریح کرد که سخنرانیها و نوشتههای این عالم دینی (که از سوی رهبر معظم انقلاب، مطهری زمان نامیده شده بود) موجب تحریف اندیشه امام(ره) درباره مردمسالاری دینی است.
صدور این بیانیه همزمان با برانگیختن واکنشهای منفی و فراوان، موجب شد تا همگان تحرک بیش از پیش این موسسه در سطح رسانهها را پیشبینی کنند. گذر زمان اما نشان داد که این پیشبینی البته چندان نیز قریب به واقعیت نبوده و در کمتر از یکسال، هنگامیکههاشمیرفسنجانی اولین سری ازخاطرات غیرمستند خود از امام راحل را منتشر نمود، این مجموعه متقابلاً واکنش «سکوت» را برگزید!
همچنین چندین ماه بعد هنگامیکه در یک برنامه تلویزیونی وی در بیان خاطرات خود از امام و انقلاب انتسابات جدیدی به امام وارد کرد،این موسسه هیچ نگفت و...
اکنون با گذشت زمانی نه چندان دراز از آن واکنش پرشور و البته سلیقهای رئیس مؤسسه مذکور، خاطرات جدیدتری از امام(ره) و این بار در قالب کتاب منتشر میشود که نه تنها مستند به هیچ سندی نیست بلکه با بیانات غیرقابل خدشه و مستند ایشان به گونهای در تضاد و تقابل است که در میانه این تضاد، پذیرش خاطرات غیر مستند منتشر شده، به معنای نادرست شمردن و ابطال پیامها، بیانیهها و سخنرانیهای مستند حضرت امام(ره) در مواردی چون ایستادگی و عقبنشینی نکردن در برابر مشکلات، دعوت ایشان برای مبارزه همیشگی با مظاهر استکبار خصوصا شیطان بزرگ (آمریکا)، تصریح ایشان به مخالفت با کسانی که تا زمان نگارش نهایی وصیتنامه مدعی بودند که برای ایشان و به جای ایشان تصمیمی گرفتهاند و یا... خواهد بود.
اما نکته جالب آنکه در این میان واکنش موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) در قبال این انتسابها بازهم سکوت است و سکوت و.... .
در این حالت این سوال به گونهای جدی مطرح میشود که آیا وظیفه تاریخی حراست از اندیشههای الگوساز حضرت امام در اینگونه موارد قطعی و مسلم را میتوان تنها وظیفه یک نهاد یا موسسه دانست؟ و در صورت سکوت و یا «ملاحظهکاریها»ی این مجموعه آیا تکلیف اعتراض و تذکر در این زمینه از سایر رسانهها و حتی مردم ساقط است؟
سابقه برنامه تلویزیونی که بهمن ماه گذشته و در سالگرد پیروزی انقلاب پخش شد، نشان داد که این خاطرات حتی هنگامیکه از سوی آقای رفسنجانی به صورت تلویزیونی بیان میشود به هیچ روی قابل استناد نیست چراکه حتی همان خاطرات در برنامه چند شب بعد همان مجموعه، از سوی آیتالله مهدوی کنی به گونهای کاملا متفاوت و مقلوبه نقل و تلویحا تکذیب شد.
نقلقولها در مقابل «نص امام» اعتباری ندارد
همچنین محمدصادق کوشکی تاکید کرد:
اندیشه امام راحل از ابتدای حرکت نهضت اسلامی یک نص صریح است که نقلقولهایی همچون آنچه آقای هاشمی مطرح کردهاند، در مابل آن باطل است. محمدصادق کوشکی عضو هئیت علمی دانشگاه خواجه نصرالدین طوسی در گفتگو با فارس در ارزیابی مطلب منتشره در آخرین بخش از کتاب خاطرات رئیس مجمع تشخیص مصلحت مبنی بر موافقت امام راحل با حذف شعارهای «مرگ بر آمریکا و شوروی» گفت:
جملاتی که آقای هاشمی از امام راحل نقل میکند، با اندیشههای اما سازگار نیست و با سیره و یا پیامهای تاریخی که اما قبل و بعد از تاریخی که در سخنان آقای هاشمی نقل شده، سازگاری ندارد. وقتی یک خاطره با هیچ کدام از این اسنادی که معتبرترین اسناد مربوط به سیره و اندیشه امام هستند سازگاری ندارد در نتیجه قابل اعتنا و بحث نیست .
این کارشناس سیاسی با اشاره به موارد مشابه اظهارات آقای هاشمیرفسنجانی درباره امام نظیر اینکه امام خمینی با بنی صدر موافق بودند در حالی که ما با بنی صدر مخالف بودیم، بیان داست: تمامی این گزارهها که در خاطرات آقای هاشمی هست، اگر با اسناد معتبر درباره سیره و اندیشه حضرت اما تطبیق دهیم به بطلان ادعاهی آقای هاشمی در این موارد پی میبریم.
کوشکی در پاسخ به این سؤال که اینگونه اظهارنظرها چه پیامدهایی دارد، تاکید کرد: طبیعی است که اگر این موارد تکرار شود اعتبار، وزن، سندیت و ثقه بودن خاطرات آقای هاشمیکاهش مییابد چرا که اگر تناقضی بین سخنان و پیامهای حضرت امام و ادعاهای آقای هاشمیباشد این ادعاهای هاشمی است که مردود میشود و هیچگاه در یک مقایسه تاریخی تطبیقی، سند معتبر با خاطره که ذهنیت فردی افراد است مخدوش نمیشود.
کوشکی افزود: جالب است که آقای هاشمی خود یک فقیه هستند و خوب میدانند که اگر یک اظهارنظری از فردی وجود داشته باشد که ما در مقابل آن نص داشته باشیم، اگر این اظهارنظر با آن نص تناقض داشته باشد، به هیچ وجه به آن توجه نمیشود و آن نص اعتبار دارد. اندیشه امام راحل از ابتدای حرکت نهضت اسلامی یک نص صریح است که نقل قولهایی همچون آنچه آقای هاشمی مطرح کردهاند که هیچ کس جز ایشان نیز آن را نقل نکردهاندـ در مقابل آن هیچ اعتباری ندارد و باطل است و آقایهاشمی هر تعداد از این نقل قولها مطرح کنند نیز قابل اعتنا نیست.