هدایتالله آقایی
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران
در گفتمان سیاسی جاری کشور واژه تندروی زیاد به چشم میخورد و گاه نیز در یک جو اپیدمیگونه، همه خود را مبرای از تندروی میدانند. گاهی به جای این واژه از عبارت افراطیگری هم استفاده میشود. مقاله پیش رو به دنبال شکافتن مفاهیم و مقاصد این عناوین است. به نظر میرسد در بیان هر یک از واژههای تندروی یا افراطیگری ذهن گوینده در پی مقصودی خالص بوده که احتمالا با منظور گوینده دیگری متفاوت باشد. فعالان سیاسی و اجتماعی طی فرآیندهای فکری بینشهایی را کسب میکنند که بعضا متباین با افراد یا گروههای دیگر است. عمده تفاوتهایی که منجر به واگرایی شده و نهایتا ایجاد تلقی تندروی میکند را میتوان در سه موضوع زیر خلاصه کرد:
1ـ اختلاف در اهداف: بدون تردید، آرمان و اهداف در تحقق جامعه ایدهآل میتواند وجود داشته باشد. مثلا ایجاد یک نظام اجتماعی مبتنی بر اصول سوسیالیسم، کاپیتالیسم، دینی، سنتی و دیگر مکاتب یقینا دارای طرفدارانی در میان مردم هر کشوری میباشد و به طور طبیعی ساختار حکومتی مورد تأیید اکثریت آحاد جامعه مستقر میشود اما استقرار آن نظام به معنای منتفی شدن سایر تفکرات، آرمانها و مبارزه برای دستیابی به آنها نیست و از همین جا اپوزیسیون شکل میگیرد. بنابراین خیلی اوقات طرفداران نظام موجود به اپوزیسیون انگ تندرو یا افراطی میزنند. آنچنان که از صورت مساله پیداست واگرایی فکری تصور عبور هر یک از دیگری را به وجود میآورد.
2ـ اختلاف در تاکتیک و استراتژی: در این حالت اهداف و آرمانها نزدیک به هم یا مشترک به نظر میرسد اما استراتژی و تاکتیکها، با یکدیگر متفاوت هستند. مصادیق بارز این موضوع را میتوان در بطن حرکتهای هر دو جناح اصلاحطلب و اصولگرا مشاهده کرد. در جناح اصولگرا ملاحظه میشود که برای حفظ اقتدار و حاکمیت، یک بینش خاص به برداشتهای دینی به شیوههای گوناگون متوسل میشود. عمده فعالان این جناح با رویکردی سنتی سعی بر حفظ گفتمان دینی به صورت یکطرفه و پذیرفتن یکبعدی تمامی آنچه که از طریق منابر و تریبونهای مذهبی بیان میشود، توسط مردم دارند. اما در همین جناح جریاناتی وجود دارند که با راهبردی متفاوت به دنبال استفاده از ابزارهای قویتر و تاکتیکهای تندتر برای مقابله با مخالفان و منتقدان تحمیل عقاید به دیگران هستند. در جناح اصلاحطلب نیز اگر فرض کنیم دستیابی به آزادیهای فردی و اجتماعی و نهادینه ساختن دموکراسی یک هدف مشترک باشد، یقینا حداقل دو راهبرد کاملا مجزا در میان اصلاحطلبان به چشم میخورد. طیف وسیعی از فعالان جبهه اصلاحات بر این باورند که نظام جمهوری اسلامی ظرفیتهای سیاسی قابل توجهی دارد و میتوان با حضور در نهادهای رسمی و مدنی مطالبات سیاسی را مطرح و پیگیری نمود. بنابراین علیرغم ایجاد محدودیتها و مداخلات غیرقانونی در فرایند انتخابات باز هم باید حضور فعال داشت و از طریق رسانهها با وجود ناملایمات و توقیفهای مکرر روزنامهها، از حداقل امکانات باقیمانده حداکثر استفاده جهت اطلاعرسانی را نمود. در مقابل این تفکر افرادی هستند که برای تحقق اهداف ذکر شده قائل به روشهای دیگر در تضمین آزادیهای سیاس هستند. با نگاهی اجمالی میتوان حرکتهای دوم در هر دو جناح را نسبت به حرکتهای اول آنها به لحاظ سرعت و دستیابی به اهداف و آرمانها و مؤثرتر بودن شیوههای اتخاذ شده تندروانه تلقی نمود.
3ـ تابوها: تابو یا خط قرمز به مجموعهای از باورها گفته میشود که پشتوانه منطقی قوی نداشته و یا اگر دارند به دلیل وجود تابوهای دیگر نمیتوان به راحتی در حریم آنها به بحث و مجادله پرداخت، مثلا پیرامون اثبات وجود خدا یا عصمت ائمه در دانشگاهها و حوزههای علمیه میتوان به بحث پرداخت ولی شاید این مباحث در یک روستا یا جمعیت تودهای نوعی عبور از خط قرمز یا تابوشکنی باشد که میتواند برای گوینده زحمات زیادی را به دنبال داشته باشد. متأسفانه باید گفت در جامعه ما تابوها بسیار زیاد هستند گاه انتقاد از یک شخصیت، مناقشه در مورد یک موضوع حکومتی، پیشنهاد یک طرح اصلاحی در مجلس، تحلیل یک تصمیم در حوزه سیاست خارجی، بررسی عملکرد یک دستگاه یا نهاد حکومتی همه میتوانند به منزله عبور از خط قرمزها، باشند و نهایتا موجب عقوبت شدید شوند که حداقل آن دریافت برچسب تندروی و افراطیگری است. یقینا منظور اینجانب توهین و تحقیر باورهای عمومی مردم نیست چراکه کوچک شمردن اعتقادات و باورهای جامعه نه در فرهنگ ما و نه در هیچ جای دیگر دنیا مقبولیت ندارد.
خلاصه کلام آنکه بر گویندگان و نویسندگان است تا در استفاده از واژه تندروی دقت کافی به عمل آورند، به نظر میرسد در ادبیات سیاسی امروز ما تنها در حالت دوم بتوان اطلاق تندروی نمود ضمن آنکه هنوز مثبت یا منفی بودن آنها نیز حداقل از دیدگاه طرفداران هر یک از استراتژیستهای دو جناح قابل بحث میباشد.
نکته آخر اینکه تندروی خارج از مباحث فوقالذکر اگر به معنای شتاب دادن به حرکت جهت رسیدن به هدف در کمترین زمان ممکن باشد نه تنها بد نیست که خود جای تشویق دارد. پس اگر فرد یا رسانهای در چارچوب قانون و بدون شکستن حریم ارزشهای اجتماعی در سطح وسیع و مکرر نیست به یک انحراف انذار میدهد و یا در خصوص حفظ یک ارزش پافشاری مینماید، او را میتوان تندرو به معنای کسی که بیشترین توان را صرف جامعه میکند تا در کمترین زمان ممکن اهداف اجتماعی تحقق یابد، نامید.