تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۹  ، 
کد خبر : ۳۵۰۰۹

انزوای حیات سیاسی جبهه دموکراتیک لبنان


صلاح‌الدین هرسنی

تردیدی نیست که جامعه سیاسی و اجتماعی لبنان، نسبت به سایر کشورهای خاورمیانه از جامعه مدنی توسعه‌یافته‌تری برخوردار باشد. جامعه مدنی لبنان ضمن مشروعیت دادن به دولت، ابزاری برای انعکاس اراده ملی برای حداکثرسازی گروه‌های مختلف این کشور به شمار می‌رود. لبنان چنین خصوصیتی را مرهون شکل متفاوتی از قدرت و مشروعیت سیاسی است که توانسته در فرآیند ارگانیکی از تضادهای درون‌ساختاری جدا شود و به وحدت اجماع دست یابد. البته چنین خصوصیت ژلاتین و سیال حاکم بر ساختار اجتماعی متنوع، فضا را برای مداخله قدرت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای فراهم می‌سازد که جامعه سیاسی و اجتماعی این کشور هیچگاه از آسیب آن مبرا نبوده ‌است. نکته محوری در رهیافت همه گروه‌های سیاسی این کشور بر این امر بنا شده‌است که اسرائیل به عنوان نیرویی متجاوز قلمداد می‌شود، لذا به استناد چنین رهیافتی، نباید چیزی از سهم مسئولیت آنها در قبال ملاحظات امنیتی کاسته شود و سطح مقاومت را در برابر اسرائیل و همه قدرت‌های غربی کاهش دهد. هم اینک تکثر گروه‌های سیاسی با قرائت جهان‌بینی‌های متفاوت در ساختار سیاسی و اجتماعی لبنان موید چنین حقیقتی است.

از منظر جریان‌شناسی سیاسی،‌ نیروها و جریان‌های تاثیرگذار جامعه لبنان را می‌توان در طیف‌های متعددی چون جریان آزاد ملی و جریان 14 و 8 مارس ارزیابی کرد که گروه‌های دیگر از دل آنها متکثر می‌شود. در بطن جبهه دموکراتیک لبنان جریان 14 مارس قرار دارد که هم‌اینک حیات سیاسی آن در سایه استراتژی طیف‌های مقابل به سایه گراییده است. در طیف مقابل جبهه دموکراتیک، جریان 8 مارس قرار دارد که در سایه عملکرد ضعیف جریان 14 مارس توانسته‌است، حیات سیاسی خود را از حاشیه به متن تغییر دهد.

در دوران اخیر دلایلی موجد انزوای حیات سیاسی جبهه دموکراتیک لبنان شده‌است. الگوهای فکری و عقیدتی جریان 14 مارس که به رویه‌ها و الگوهای دموکراتیکی قرابت دارند،‌بخشی از علل انزوای این نیروی سیاسی است. این جریان مستظهر به حمایت‌های غرب و در راس آنها فرانسه می‌باشد که به لحاظ سنت گلیستی، نقش قابل ملاحظه و ویژه‌ای برای خود در بستر سیاسی و اجتماعی لبنان قائل است. این ویژگی به لحاظ نگرش فکری در تعارض با سایر جریان‌های دیگر است و مسلم است که هژمونی سیاسی چنین جریانی نتواند، مورد قبول همه گروه‌های غیرهمسو باشد. چنین خصوصیتی با توجه به ملاحظات امنیتی و چالش‌های نظامی اسرائیل فراروی حیات سیاسی این کشور، موجب ائتلاف گروه‌های دیگر برای در محاق قرار دادن جریان 14 مارس شده‌است که حمایت سوریه به عنوان یک بازیگر منطقه‌ای را نیز برای محاق هرچه بیشتر آن با خود به همراه داشته‌است. در حال حاضر هم رد مداخلات سوریه در به محاق قرار دادن جریان 14 مارس هویداست و این امر زمانی شدت گرفت که بشار اسد در دایره اصلاحات و بعد از پایان دادن به بهار دمشق، امیل لحود فردمورد سمپاتی خود را در مقام ریاست‌جمهوری این کشور ابقا کرد.

علت دیگر انزوای جبهه دموکراتیک لبنان را باید در مواضع نسبتا انفعالی این جریان در فرآیند جنگ 33 روزه ماه‌های ژوئیه و اوت 2006 اسرائیل علیه لبنان دانست. اگرچه جریان 14 مارس در ملاحظات امنیتی استراتژی خود را همسو با سایر گروه‌های لبنان می‌دانست، اما قضایای پیدا و پنهان بر استراتژی این جریان در بحبوحه جنگ 33 روزه نشان داد که استراتژی آفندی و پدافندی این جریان نسبت به جریان حزب‌ا...، از موضع انفعالی‌تری برخوردار است. ضمن آنکه فرانسه حامی اول جبهه دموکراتیک لبنان از ایفای نقش خود با توجه به مسوولیت تاریخی خود در این کشور غافل ماند و اعلام آتش‌بس نتوانست مسئولیت جریان 14 مارس را در دفاع سرزمینی در معرض نمایش و کانون توجه قرار دهد و این در شرایطی بود که حزب‌ا... به افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل پایان داده بود.

در این میان نکته قابل توجه آن است که تا بحبوحه جنگ 33 روزه و بعد از آن، جریان 14 مارس به گونه‌ای نسبی در متن نیروهای سیاسی و تاثیرگذار لبنان قرار داشت که از دلایل آن می‌توان به حمایت غرب و طرح خاورمیانه جدید کاندولیزا رایس اشاره کرد،‌ ضمن آنکه قتل‌های سیاسی رفیق حریری و پییر جمیل وزیر صنایع لبنان، عاملی برای حرکت این نیروی سیاسی در متن بود. اما در دوران اخیر آنچه انزوای بیشتر جبهه دموکراتیک لبنان را در حیات سیاسی این کشور دامن زد، نتایج انتخابات میاندوره‌ای مجلس لبنان بود که به منظور تصاحب کرسی‌های وزرای ترور شده لبنان، ‌جمیل و ولید عیدو صورت گرفت. نتایج انتخابات میاندوره‌ای مجلس لبنان بیش از آنکه مبین ورود جریان 14 مارس به عرصه قدرت باشد،‌ نشانگر آغاز دورانی است که جریان 8 مارس با محوریت حزب‌ا... توانسته جوهره حرکت سیاسی خود را در به دست گرفتن سکان قدرت از حاشیه به متن تغییر دهد. تردیدی نیست که جدای از کارنامه جریان 14 مارس که موجبات شکست این جریان را در انتخابات میاندوره‌ای فراهم آورد، بخشی از این شکست را باید معلول شکاف جامعه مسیحیان لبنان دانست. هم اینک جریان 8 مارس با محوریت حزب‌الله به حرکت تدریجی و خزنده خود به متن گراییده‌است. تردیدی نیست که جهش چشمگیر حزب‌ا... در به دست آوردن جریان امور را باید مرهون لیاقت این جریان سیاسی و اجتماعی دانست که جامعه سیاسی و اجتماعی لبنان بدان نیازمند بوده‌ است. می‌پندارم برای جامعه‌ای که یک سوی آن در معرض مداوم مدعیان داخلی قدرت و سوی دیگر آن در تیررس تهاجم نیروهای منطقه‌ای است، حزب‌ا... بهتر از هر جریان دیگری بتواند از عهده انجام وظایف و ایفای نقش امنیتی و سیاسی برآید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات