کریم جعفری
قبل از حملات 11 سپتامبر 2001 روابط دنیای عرب و آمریکا بر این منوال قرار گرفته بود که کمکهای اقتصادی و نظامی آمریکا به دنیای عرب به موجب توافقات انجام شدهای باشد که در آن نیاز هر دو طرف برآورده شود.
از جانب دیگر تا پیش از این حملات، رژیم صهیونیستی به عنوان یکی از طرفهای درگیر و خاورمیانه با حمایت بیدریغ آمریکا در دو حوزه وارد عمل شد ؛ اول با تداوم گفتوگو یا طرف فلسطینی که به شدت از اداره امور خود عاجز بود و دیگر با طرف سوری ؛ هدف اسرائیل از این کار ایجاد نوعی شکاف در دنیای عرب بود، در حالی که کلینتون رئیسجمهور آمریکا قصد داشت به نوعی صلح در منطقه را پیش ببرد، چنانکه بعدها مشخص شده، لابی اسرائیلی در آمریکا برایش رسوایی اخلاقی مونیکا لوسینکی را به وجود آوردند، تا تلاشهای او را در خاور میانه بیثمر گذارند. این خلاصهای بود از وضعیت دنیای عرب تا پیش از حملات 11 سپتامبر. در مورد اینکه آمریکا چه اهدافی را در دنیای عرب دنبال میکند میتوان به 3 مورد زیر اشاره کرد:
1ـ ادامه انتقال نفت با قیمت مناسب 2ـ تامین امنیت اسرائیل 3ـ استقرار و بقای رژیمهای دولت آمریکا در دنیای عرب و ارائه تسهیلات نظامی به آنها.
هرچند به نظر میرسید با شکلگیری حملات 11 سپتامبر که توسط القاعده طرحریزی شده بود و اکثر اجراکنندگان آن نیز عرب بودند، روابط دنیای عرب و آمریکا تا اندازهای دستخوش دگرگونی شود، اما از آنجا که این کشورها به شدت وابسته به آمریکا بودند، شکلگیری اینگونه حملات و حتی بدتر از آن نیز نمیتوانست خللی در این روابط به وجود آورد. اگر اندکی دقیقتر به قضایا نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد ؟ همین کشورهای عربی به سرعت وارد مذاکره و گفت و گو با آمریکا شدند و همکاری اطلاعاتی و نظامی گستردهای نیز با این کشور جهت مبارزه با القاعده انجام دادند تا به این ترتیب در فهرست حامیان تروریسم از طرف آمریکا قرار نگیرند. در این میان بود که مقامات کاخ سفید به عنوان پاداش این هکاریها اجازه ملاقاتهای گوناگون سالیانه به سران و رهبران این کشورها دادند. بوش پسر، منت زیادی بر سر اعراب به خصوص سعودیها گذاشت که آنها را وارد فهرست کشورهای حامی تروریست نکرد. در حالی که بیشتر مهاجمان به برجهای دوقلو، از اتباع این کشور بودند و از جانب دیگر رهبر آنها یعنی اسامهبنلادن نیز تابعیت این کشور را داشت.
ارموز که 6 سال از این حملات میگذرد، به نظر میرسد، اعراب روز به روز بیشتر در قلب مقامات کاخ سفید جای میگیرند و مراتب دوستی آنها بعد از گذشت این مدت زمان بیشتر شدهاست. ارائه تسهیلات تسلیحاتی به مبلغ 20 میلیارد دلار، در حالی به اعراب هدیه میشود که بیشتر مفسسران، تحلیلگران، کارشناسان و شاید هم بدنه میانی نومحافظهکاران و تندروهای دینی آمریکا، اعراب را دشمن درجه یک آمریکا و غرب میدانند. اشغال عراق در سال 2003 را باید اوج اختلاف اعراب و آمریکا دانست. همراهی برخی از کشورهای عرب با آمریکا از یک طرف و مخالفت صریح برخی از آنها از جانب دیگر به خوبی موید این امر بود که اعراب به شدت مخالف این طرح حمله هستند.
جنگ با تروریسمی که کاخ سفید و بوش پسر به مردم آمریکا وعده آن را داده بود وارد قلب خاورمیانه شد، تا این بار به صورت مستقیم با اهداف پنجه درافکند. هرچند اشغال عراق کمتر از سه هفته طول کشید، ولی آنچه مشخص بود، درگیریها باید بیش از آنکه آمریکاییها بخواهند، طول میکشید. برای اعراب هرچند صدام غیرقابل پیشبینی و خطرناک بود، اما با تمام این وجود، او برای اعراب تندرو بهتر از دولت شیعی فعلی عراق به نظر میرسید. به همین علت هم بود که مبارزه با تروریسم شکلگیری خاورمیانه بزرگ و سپس خاورمیانه جدید و بعد از آن هم گسترش دموکراسی در کشورهای خاورمیانه که همه آنها شعار بوش برای ورود سیل نظامیان آمریکا و منطقه بود و همه اعراب را تهدید میکرد، یکی پس از دیگری به فراموشی سپرده شدند؛ دنیای عرب ـ نه سران آن ـ در تمام نظرسنجیهی انجام شده توسط رسانهها و مؤسسات مختلف انزجار خود از آمریکا را اعلام کردهاند. ر حالی که آمریکا در باتلاق عراق مشغول دست و پا زدن است، هجوم اعرابی که از طرف سازمانهای تروریستی مانند القاعده جهت جهاد ! بر عراق وارد میشوند، روز به روز بیشتر میگردد.
به نظر میرسد امروز شعارهای بوش در خاورمیانه تبدیل به نجات از عراق شده باشد. 11 سپتامبری که بوش طی آن وعده جنگ طولانی مدت و همهجانبهای را با تروریسم میداد، امروز ماشیناش در عراق به گل نشسته است تا راهبرد بزرگ نومحافظهکاران به ثمر نشیند.
آنچه که حاصل حملات 11 سپتامبر و پس از آن مبارزه با تروریسم بوش در خاورمیانه بود امروز خود را به شکل دولتی شیعی در عراق، مخالف صریح افکار عمومی عرب با حضور آمریکا در منطقه، شکلگیری گروههای تروریستی قوی در عراق، حساسیت برخی از دولتهای عربی از این گروهها، عدم همکاری دنیای عرب با آمریکا در عراق، شکلگیری تفکرات جدید ضدآمریکایی در منطقه، باجخواهی اعراب از آمریکا برای کمک به این کشور در عراق و... نشان میدهد.
در پایان این صحبت خلاصه باید گفت آنچه که امروز پس از گذشت 7 سال از حملات 11 سپتامبر در دنیای عرب روی میدهد، عدم همکاری صمیمانه میان اعراب و آمریکاست. اگر امروز را با دورههای پیشین جنگ نخست خلیج فارس ـ حمله عراق به ایران ـ و جنگ دوم خلیج فارس ـ آزادسازی کویت ـ مقایسه کنیم، متوجه خواهیم شد که شکاف میان کشورهای عربی و آمریکا بیش از آن است که بتوان آن را با هدایای تسلیحاتی چند میلیارد دلاری پر کرد. آمریکا ثابت کرد که از کشورهای عرب تنها به عنوان ابزار استفاده میکند و متحد واقعی وی در منطقه تنها رژیم صهیونیستی است و تمام اقدامات واشنگتن نیز برداشتی از حمایت بیدریغ از این رژیم در منطقه است. جنگ سال گذشته اسرائیل علیه لبنان میزان جبههگیری اعراب و آمریکا را مشخص کرد، بنابراین باید گفت آنچه ماحصل حملات 11 سپتامبر در روابط آمریکا و اعراب بود، عمیقتر شدن دیوار بیاعتمادی میان آنها علیرغم نیازهای متقابل طرفین است.