محمدمهدی غفاری
بهره چهارم: مسأله هستهای ایران و موضع چین
چین قطعنامه 30 نوامبر آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره ایران را متعادل و کمک به جمهوری اسلامی ایران توصیف و آن را در راستای سیاست شفاف سازی برنامههای هستهای ایران ارزیابی کرد. از دیدگاه چین، قطعنامه 30 نوابر سال 2004 میلادی برای ادامه گفتوگوها و همکاری در زمینههای مختلف برای دو طرف سودمند است.
پس از تهدید «کمال خرازی» وزیر خارجه (سابق) به قطع همکاری تهران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، مسأله هستهای ایران در کانون توجهات جهانی قرار گرفت. در آن سوی قضیه نیز، دولت آمریکا پیوسته به دنبال تصویب قطعنامه شدیدالحنی علیه ایران و محکومتی تهران ـ برای آنچه که به زعم آمریکا، ساخت سلاح هستهای خوانده میشد، در شورای امنیت بود. در حالی که دولت ایران در ماه نوامبر سال 2003 میلادی، همکاری خود را با سازمان بینالمللی انرژی اتمی تقویت کرد و این رویکرد ایران با اقبال و خرسندی جامعه جهانی همراه بودهاست. سفر «لی جائوشینگ» وزیر امور خارجه چین به تهران ـ که البته در آن مقطع زمانی، بیانگر نیاز پکن و تهران برای همکاری در عرصههای بینالمللی و منطقهای بود ـ میتوانست به نشانه حمایت چین از ایران درباره فعالیتهای هستهای صلحآمیز باشد. وزیر خارجه چین قبل از ترک پکن در یک گفت و گوی تلفنی با همتایان انگلیسی، فرانسوی و آمریکایی خود از موضع اصولی پکن در حل مناسب مسئله هستهای ایران در چارچوب آژانس بینالمللی انرژی اتمی دفاع کرد (1) گفتنی است، چین از ابتدای طرح مسئله هستهای ایران همواره در نشستهای آژانس به طور منطقی موضع بیطرفی را اتخاذ کرد، ولی خواستار حل موضوع از مجرای مذاکره تنها در چارچوب آژانس شد. در واقع، تأکید چین برای حل مسئله هستهای (آنهم) در چارچوب آژانس، به معنای مخالفت چین با ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد بودهاست. زیرا از دید پکن، موضوع هستهای ایران کاملاً یک بحث فنی (تکنولوژیک) است و لذا نباید به آن بعد سیاسی داده شود (2). در شرایطی که چین درک مناسب از فعالیتهای هستهای صلحآمیز ایران دارد و تهران را شریک مورد اعتماد خود قلمداد میکند، میتوان گفت که چین قادر است به طور جدی در این عرصه ایفای نقش کند؟ و مساعدت خود را در جهت حل مسأله هستهای ایران در چارچوب آژانس نشان دهد؟ در مورد اینکه پکن میتواند در دستیابی به یک فرمول منطقی برای حل سریع مسأله هستهای همه طرفهای ذیربط را متقاعد کند، هنوز تردید وجود دارد. با وجود این، رایزنیهای چین با مقامهای آمریکایی و اروپایی در مورد مسأله هستهای ایران بیانگر علاقهمندی پکن برای حضور جدیتر در حل این مسأله است.
از دید رسانههای چینی به ویژه روزنامه مردم، ارگان حزب کمونیست چین، چنانچه طرفین در جهت حل مسأله، روند منطقی را دنبال نکنند، چالشها درباره پرونده هستهای ایران بیشتر خواهد شد. در حالی که ایران تدابیر بسیار مثبتی برای همکاری با آژانس اتخاذ کرده و برای حل مسأله، مذاکرات با سه کشور اروپایی را ادامه داده است.
افزایش فشارهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران از یک سو و و احتمال ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت از سوی دیگر باعث شد تا چین و ایران رایزنیها را تقویت کنند. تهران امیدوار است با استفاده از نفوذ چین در شورای امنیت و حق وتوی با ارزش این کشور در صورت ارجاع پرونده هستهای به شورا که طبعاً تحت فشارهای آمریکا به آژانس صورت خواهد گرفت، جلوگیری شود. چین هماکنون اقتصاد خود را به شدت وابسته به منابع انرژی (نفت و گاز) منطقه خاورمیانه و آسیا میداند و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. جدا از انگیزههای سیاسی و با توجه به سرمایهگذاری وسیع چین در صنایع نفت ایران که با استفاده از خلأ عظیم شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا صورت گرفت چین انگیزههای اقتصادی بسیاری برای مخالفت با هر نوع تحریم احتمالی ایران دارد. (3)
خبرگزاری «شین هوا» در تحلیل رویکرد هستهای جمهوری اسلامی ایران با انتشار بیانیهای در این خصوص اعلام کرد که تهران با اعلام تعلیق فرایند غنیسازی اورانیوم، گام مهمی برای حل مسأله هستهای برداشت. براساس تحلی شینهوا، ایران با اعلام تعلیق برنامه غنیسازی اورانیوم، بار دیگر حسن نیت خود را برای استمرار مذاکرات جهت حل صلحآمیز این مسأله نشان داد و راه را برای انجام گفتوگوهای بعدی هموار کردهاست. از دید شینهوا، توافق ایران با اروپا برای تعلیق برنامه غنیسازی اورانیوم نشان میدهد که ایران قصد دارد گامهای مؤثر و سازندهای برای حل مسئله هستهای بردارد. (4)
از دید رسانههای جمعی چین به ویژه خبرگزاری رسمی شینهوا، تصویب قطعنامه جدید شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای ایران یک پیروزی دیپلماتیک به شمار میرود. زیرا پرونده هستهای ایران از دستور کار شورای حکام خارج شد و این شورا تعلیق موقت فعالیتهای غنیسازی اورانیوم ایران را تأیید کرد. از دید تحلیلگران شینهوا، اگر آمریکا به داوطلبانه بودن غنیسازی اورانیوم و عدم الزام حقوقی ایران توجه نداشته باشد و ایران را تحت فشار بگذارد، تهران احتمالاً صبر و تحمل خود را از دست خواهد داد و روشهای دیگری را برای مقابله با سیاستهای آمریکا در پیش خواهد گرفت. اما نگرانی این است که شورای حکام، پرونده ایران را به طور کامل نبسته باشد و تا زمانی که این شرایط وجود دارد، آمریکا بهرغم توافقات ایران و اتحادیه اروپا، علیه تهران دست به اقداماتی خواهد زد تا موارد جدیدی را بر ضد ایران مطرح کند. تدوین چین سناریویی از سوی آمریکا با برگزاری کنفرانس بینالمللی حمایت از انقلاب (اسلامی) مردم فلسطین در تهران بسیار تأمل برانگیز مینماید. حمایت معنوی ج.ا.ا، از انتفاضه مردم فلسطین دلیل اصلی به راه افتادن اینگونه جنجالهای تبلیغاتی آمریکا درباره دستیابی ایران به سلاحهای هستهای بود.
بهره چهارم: همکاری نظامی ایران و چین
درباره روابط نظامی ایران و چین در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هیچ نشانهای که بیانگر همکاری دو کشور در زمینه نظامی باشد،در دست نیست. زیرا رژیم پهلوی ایران به علت وابستگی شدید به اردوگاه غرب و آمریکا، ارتش ایران را از شروع تأسیس براساس الگوهای غربی سازماندهی کرده بود. دولت پادشاهی ایران در ازای پرداخت پولهای بسیار کلان حاصل از درآمد فروش نفت به آمریکا، از این کشور سلاح دریافت میکرد. زیرا سلاحهای آمریکایی و غربی به مراتب از سلاحها و تجهیزات نظامی چینی پیشرفتهتر بود و طبعاً در صحنه عملیات نظامی نیز کارآیی بیشتری داشت. ضمن آنکه دریافت اینگونه تسلیحات اساساً با سیاستهای شاه مخلوع برای ایجاد قویترین ارتش خاورمیانه انطباق بیشتری داشت. با وجود آنکه سلاحهای چینی ارزان قیمت و سهلالوصولتر بودهاست (اما) شاه که دارای منابع مالی کافی (نفت) بود، سلاحهای چینی برای او جذابیت نداشت. علاوه بر این، تا مدتهای طولانی، چین با ایران روابط سیاسی نداشت و تا قبل از سقوط نظام شاهنشاهی، فروش اسلحه به حکومتهای وابسته به غرب توسط چینیها باب نشده بود. پس از انقلاب اسلامی، همکاری نظامی ایران و چین بطور مشخص معلوم نیست، ولی در مورد اینکه چین پس از شروع جنگ تحمیلی، اقدام به فروش تسلیحات به جمهوری اسلامی کرده باشد، اتفاق نظر وجود دارد. (6) اطلاعات موجود در سانههای جمعی داخلی و خارجی حاکی از آنست که دولت چین تا کنون موشکهای ضدکشتی از انواع «کرم ابریشم» و «I80C-» موشکهای زمین به هوا با برد بلند، موشکهای هدایت شونده ضد تانک و 16 فروند هواپیمای جنگنده از نوع «J-6» در اختیار ایران قرار دادهاست.(7) گفتنی است که همکاری نظامی ایران و چین در بعد از انقلاب اسلامی، ولو در سطح متعارف و معمول، حساسیتهای دولت آمریکا را برانگیخت. به همین دلیل،واشنگتن در طول سالهای دهه 90 میلادی تاکنون چین را متهم به انتقال فناوری پیشرفته نظامی به ایران میکند. کاخ سفید در توجیه این ادعای خود گفت: پکن با فروش حجم انبوهی از تسلیحات متعارف مانند موشکهای زمین به زمین، موشکهای ضدتانک، موشکهای بالستیک و صدها ! فروند هواپیمای شکاری و رزمناو ! به ایران باعث شد تا بنیه و ساختار نظامی جمهوری اسلامی ایران تقویت شود به همین دلیل آمریکا، با قرار دادن نام چین در لیست کشورهای صادرکننده تکنولوژی تسلیحاتی به ایران، درصدد متهم کردن چین برآمد.(8) داد و ستد و مبادلات هستهای تهران و پکن (آن هم در سطح متعارف) از جمله مواردی است که همواره باعث نگرانی کاخ سفید شدهاست. آغاز روابط هستهای دو کشور به سال 1992 میلادی باز میگردد. مقامات تهران و پکن بارها تأکید کردهاند که خدمات فناوری ارائه شده از سوی پکن تنها کاربرد صلحآمیز داشته و براساس مفاد معاهده «ان.پی.تی» صورت گرفتهاست. فشارهای آمریکا برچین قبل از آنکه حاصل نگران واشنگتن از نقش معاهده و یا مستند به مدارک قابل دفاع باشد، ناشی از عدم تمایل آمریکا به همکاری چین با ایران بودهاست.(9) مقامات آمریکا مدعی هستند که پکن همچنان فناوری پیشرفته نظامی از جمله نفاوری موشک در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار میدهد. در اردیبهشت ماه سال 83 / آوریل 2004 / دولت بوش تحریمهایی علیه سازندگان تجهیزات چینی که قابل استفاده در توسعه سلاحهای مخرب بودهاست، اعمال کرد. واقعیت هم این است که راهبرد «جورج بوش» و بازیهای کاخ سفید برای مهار کردن هر دو کشور چین و ایران بوده است، چراکه اتحاد و مشارکت راهبردی ایران و چین در بلندمدت ـ البته به رغم بوش و همکارانش ـ میتواند به جبههای علیه آمریکا تبدیل شود.(10) امضای موافقتنامه همکاری علمی در خصوص فناوری فضایی صلحآمیز میان معاون وزیر ارتباطات ایران و رئیس سازمان فضایی چین در پکن میتواند در راستای همکاری نظامی صلحآمیز و مبادله کارشناس ارزیابی شود. دولت ایران پس از تشکیل سازمان فضایی که یک نهاد دولتی محسوب میشود، همکاری علمی ـ فضایی با چین را که یکی از کشورهای در حال پیشرفت در علوم فضایی به شمار میرود آغاز کرد.(11) سازمان فضایی ایران به منظور مطالعه، پژوهش، طراحی، مهندسی و اجرا در زمینه فناوری خدمات فضایی و سنجش از راه دور، تقویت شبکههای ارتباطی در داخل و خارج از کشور را دنبال میکند و قصد دارد در این چارچوب روابط علمی و پژوهشی را با چین گسترش دهد. ایران پس از تشکیل سازمان فضایی، در نخستین اقدامات علمی و در چارچوب همکاری با چین قصد دارد یک ماهواره چند منظوره کوچک را با هزینهای بالغ بر 44 میلیون دلار تا سال 2006 میلادی به فضا پرتاب کند. سفر رئیس سازمان فضایی ایران به چین در اواخر سال 2004 میلادی در چارچوب ادامه همکاریهای علمی و پژوهشی ایران و چین و شکلگیری سازمان مذکور بود. گفتنی است، چین با پرتاب اولین فضاپیمای سرنشیندار (شن چوی ـ 5» در سال 2003 و پرتاب شن چوی ـ 6 در 2005 به باشگاه فضایی که پیش از آن تنها دارای دو عضو روسیه و آمریکا بود پیوست.(12) همکاری چین و جمهوری اسلامی ایران در زمینههای نظامی و دریافت تکنولوژیهای مربوط به تسلیحات همانطور که در سطور پیشین بدان اشاره شد، اگرچه به سطح اغواکنندهای نرسیده، اما تا همین حد همکاری نظامی دو کشور چین و ایران، دولت آمریکا را نگران کردهاست. در این باره، دولت جورج بوش در اوایل دسامبر 2004 میلادی، چهار شرکت چینی و یک شرکت کره شمالی را به خاطر فروش تجهیزات و فناوری مرتبط با ساخت سلاحهای کشتار جمعی به ایران تحریم کرد. پکن میگوید: اقدام دولت آمریکا مبنی بر تحریم چهار شرکت چینی، یکجانبه، نسنجیده و تنها به استناد قوانین داخلی آمریکا صورت گرفته و لذا فاقد وجاهت قانون بینالمللی است. این در حالی است که چین قاطعانه با تکثیر سلاحهای کشتار جمعی و انتقال آن به دیگر کشورها مخالف است و به همین منظور سلسله مقرراتی برای مدیریت جلوگیری و تکثیر سلاحهای کشتار جمعی وضع و اعمال کرده است.
آخرین بهره: اسلام، پل ارتباطی میان ایران و چین
اسلام در طول تاریخ، حلقه ارتباطی دو تمدن بزرگ و قدیمی میان ایران و چین بوده است. دین اسلام راه خود را از میان سرزمین فارس «کشوری که در ایران کنونی واقع شده بود» پیدا کرد. هماکنون بسیاری از مسلمانان چینی به زبان فارسی و نه عربی عبادت میکنند. زبان روزمره مسلمانان چین ترکی، ولی الفبای آنها فارسی است. وجود مسلمانان زیاد طبق آمار حزب کمونیست چین 22 میلیون نفر و مدارس دینی فراوان زمینه تعامل فرهنگی بویژه در بعد اسلامی را گسترش خواهد داد.(13) حتی از روزگاران قدیم ورود مسلمانان ایرانی در هیأت بازرگان و سفیران سبب شد که اسلام به کشور چین راه یابد و با تبلیغ عالمان دینی ایرانی، دین اسلام در چین تبلیغ و ترویج شود. در این خصوص باید اشاره کرد که جایگاه زبان فارسی در چین بسیار بالا است، به گونهای که مردم مسلمان، نیت نماز را به زبان فارسی بیان میکنند و غیر از قرآن کریم، بیشتر کتب مذهبی مسلمانان چینی به زبان فارسی است. در عین حال، انتشار حدود یکصد عنوان نشریه اسلامی که از سوی مسلمانان مناطق مختلف چین تهیه و منتشر میشود، حاکی از بالندگی و پویایی دین اسلام به عنوان یک دین زندگی است. توسعه و گسترش اطلاعات، پرداختن مطبوعات و رسانههای بینالمللی به مسأله مسلمانان، تأثیر پیروزی انقلاب اسلامی ایران در ماوراء مرزهای جغرافیایی، خیزش نهضت و حرکتهای اسلامی در مرزهای غربی چین و در کنار آن تسامح و مدارای دولتمردان چین با مسلمانان و بالا رفتن (خود) آگاهی مسلمانان از جمله عوامل رشد نشریات اسلامی در چین به شمار میشود. نکته مهمتر اینکه، دولت چین برخلاف دوره انقلاب فرهنگی از 1966 تا 1976 به دلیل پدیدار شدن شرایط و محیط اجتماعی جدید، برای همه ادیان از جمله اسلام احترام قائل است و به مسلمانان منطقه سین کیانگ با مرکزیت اورومچی اجازه رعایت شعایر اسلامی را میدهد. از اواخر سال 1976، دقیقاً پس از مرگ «مائوتسه دون» اعزام مسلمانان چین برای زیارت بیتاللهالحرام پس از یک وقفه 15 سال آغاز شد.
نتیجهگیری
جمهوری اسلامی ایران بیش از بسیاری دیگر از کشورهای خاورمیانه و غرب آسیا از امکانات، ظرفیت و پتانسیلهای لازم برای گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با جمهوری خلق چین برخوردار است. اگرچه روابط جمهوری خلق چین و جمهوری اسلامی ایران در دوران پیش از انقلاب اسلامی، با توجه به ویژگیهای دوران چنگ سرد، شکل خاص خود را داشت، اما شکلگیری روابط دو کشور در دوران پس از انقلاب اسلامی عمدتاً تحت تأثیر عوامل بسیاری است که به آنها اشاره شد. در این میان، باید توجه داشت که چین پذیرفته است آمریکا تا مدتهای غیرقابل پیشبینی، قدرت بیرقیب خواهد بود. این نظریه چین به معنای تأیید همه سیاستها و اقدامات منطقهای و جهانی آمریکا نیز نیست اما به معنی مقابله در برابر قدرت آمریکا، هم نمیباشد. واقعیت این است که روابط تهران ـ پکن تنها زمانی تا حد ظرفیتهای بالقوه موجود ارتقا خواهد یافت که مقامات کشور چین، اصل رابطه با جمهوری اسلامی را فدای نگاه ترس یا طمعآلود به بیرون از این روابط نکنند. با این حال، مناسبات آینده ایران و چین بستگی به جایگاه جمهوری اسلامی ایران در صحنه سیاست بینالمللی، میزان تأثیرگذاری در معادلات سیاسی، توانایی ایفای نقش در عرصه روابط بینالملل و عدم ایجاد تهدید برای منافع چین و ایران دارد.