اسدالله افشار

مقدمه:

اینکه حکومت‌ها بیشتر به نخبگان اهمیت می‌دهند یا سیاست‌های خود را تابع خواسته‌های توده‌های مردم می‌کنند می‌تواند نشانگر نقطه قوت یا ضعف یک رژیم سیاسی باشد. رژیم‌هایی که سعی در برآوردن خواست‌های مردمی دارند و به نهادهای مدنی کم توجه هستند غالبا «‌پوپولیستی» خوانده می‌شوند. این قلم مترصد آن است نکاتی را در خصوص پوپولیسم بیان نماید تا خوانندگان محترم ضمن آشنایی کامل با ریشه تاریخی آن، خطر جدید این پدیده بحران‌آفرین را نیز درک کنند ؛ چراکه پوپولیسم با همه تنوع آن در تاریخ اجتماعی معاصر، بر موج احساسات توده‌ای سوار شده و بدین‌گونه مشروعیت سیاسی خاصی را برای خود پی می‌ریزد.

"> پوپولیسم آفت سیاست در قرن 21
تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۳  ، 
کد خبر : ۳۵۰۲۵

پوپولیسم آفت سیاست در قرن 21

اسدالله افشار

مقدمه:

اینکه حکومت‌ها بیشتر به نخبگان اهمیت می‌دهند یا سیاست‌های خود را تابع خواسته‌های توده‌های مردم می‌کنند می‌تواند نشانگر نقطه قوت یا ضعف یک رژیم سیاسی باشد. رژیم‌هایی که سعی در برآوردن خواست‌های مردمی دارند و به نهادهای مدنی کم توجه هستند غالبا «‌پوپولیستی» خوانده می‌شوند. این قلم مترصد آن است نکاتی را در خصوص پوپولیسم بیان نماید تا خوانندگان محترم ضمن آشنایی کامل با ریشه تاریخی آن، خطر جدید این پدیده بحران‌آفرین را نیز درک کنند ؛ چراکه پوپولیسم با همه تنوع آن در تاریخ اجتماعی معاصر، بر موج احساسات توده‌ای سوار شده و بدین‌گونه مشروعیت سیاسی خاصی را برای خود پی می‌ریزد.


معنای پوپولیسم

«‌پوپولیسم» از ریشه «‌popul» اخذ شده و آن را می‌توان مردم‌باوری یا عوام‌زدگی ترجمه کرد. بزرگداشت خلق یا مردم در این مفهوم تا حد امور مقدس ارتقاء می‌یابد و بالطبع هدفهای سیاسی را باید با خواست، اراده و عمل مردم و فارغ از حزب‌ها و نهادهای اجتماعی محقق ساخت.

«‌پوپولیسم» در پی ایجاد رابطه مستقیم و بدون واسطه با توده مردم است و با تأکید بسیار فضائل عامه مردم را در برابر منش فاسد گروه حاکم که دارای منزلت سیاسی اجتماعی و اقتصادی برتر است،‌ قرار می‌دهد و ستایش می‌کند. و البته صاحبنظرانی وجود دارند که اعتقاد دارند ریشه واژه «‌پوپولیسم» به واژه‌ای برمی‌گردد که خود سرشار از ابهام است. «‌مردم» گفتمان پوپولیستی گفتمانی منطبق با شکل مستقیم توسط به «‌توده‌ها» ست که ماهیت، مقاصد و پیامدهایش قضاوتی کاملا ایدئولوژیک را مطرح می‌کند.

خاستگاه تاریخی

تنوع جنبش‌های پوپولیستی در طول تاریخ دشواری مقایسه میان آن را بدون آنکه به تحلیلی مشترک بینجامد، نشان می‌دهد اگر دوران مدرن را در نظر بگیریم، به نظر می‌رسد که تجارب روسیه، آمریکا و آمریکای لاتین، در این باره از همه شاخص‌تر باشد. پوپولیسم آمریکای لاتین که در سالهای دهه 1930 پدیدار شد، ماهیتی بسیار متغیر دارد و در این زمینه از همه بارزتر است. برخی از شخصیتهای کاریزماتیک این پوپولیسم به نام ملت و عدالت اجتماعی، در مقابله با دولتهای ضعیف و فاسد ظهور کردند و در ابتدا تبلور امید و آرزو بودند. از میان این تجربه‌ها، شخصیت کاریزماتیک «‌خوان دومینگو پرون ـ رئیس‌جمهور آرژانتین ـ و گفتمان آتشین همسرش «‌اویتا» از همه معروفتر است. پرونیسم، تجسم مطالباتی سه گانه بود از ناسیونالیسم، ضدامپریالیسم و گرایش همه طبقاتی (ترانس کلاسیسم).

در نخستین دولت پرون (1951 ـ 1946) وی تعهداتی را با شدت تمام در ارتباط با طبقات محروم پذیرفت. حضور زنده اسطوره پرونیستی نیز جز با این دلیل قابل درک نیست. آرژانتین همراه با پرون پیشرفته‌ترین سیاست اجتماعی در آمریکای لاتین و اضمحلال زودرس چپ را تجربه کردهاست. شاید بتوان گفت که مهمترین جریان مردم باور، پس از جنگ دوم در دوره حکومت پرون رئیس‌جمهور آرژانتین به وجود آمد. مردم‌باوری را در جنبش‌های روستایی اروپای شرقی پیش از سال 1939 و نیز در فاشیسم و نازیسم و در بسیاری از جنبش‌های آزادیبخش جهان سوم، می‌توان یافت نزدیک‌ترین مورد مردم‌باوری در روزگار معاصر، جریانات سیاسی دهه 1980 و 1990 جبهه ملی فرانسه به رهبری «‌لوپن» است. اندیشه ورزانی نظیر کورن هاوزر، مردم باوری را خطری برای جامعه دموکراتیک می‌دانند. در هر صورت اصطلاح مردم باوری (انگیزی) populism با تکوین حزب پوپولیست آمریکا در سال 1892 میلادی وارد ادبیات سیاسی شد. زارعان طرفدار این حزب معتقد بودند ملی‌سازی دولتی زمین و راه‌آهن بهتر از تأکید بر عملکرد بانکها و شرکتهای خصوصی انحصارطلب، منفعت ایجاد می‌کند.

به طور کلی، مردم‌باوری یک سنت سیاسی است که بیشتر در کشورهای آمریکای لاتین رواج داشته، اگرچه گروههای دیگر در اروپا همانند سوسیالیسم ملی و مک‌کارتیسم در آمریکای شمالی نیز مردم باور توصیف شده‌اند. معمولا گروههای تندروتر می‌توانند با این شیوه گروه‌های میانه‌رو تر را از عرصه قدرت بیرون کنند. در گذشته «‌پوپولیسم» زبان مادری چپ در آمریکا بود. حقوق بگیران به دنبال محکم‌تر کردن قدرت سندیکاها،‌ عمومی کردن خدمات اجتماعی و متعادل کردن بخش‌های دولتی و خصوصی اقتصاد بودند. رو در روی آن‌ها، جمهوریخواهان، یعنی حزب کارفرمایان و سخنگویان سروران جامعه قرار داشتند. در دهه 1990 نوعی از «‌پوپولیسم» بازار که ریشه در استراتژی تبلیغاتی وال استریت داشت، بر همه مسلط شد. شعارها و راهکارهای «‌پوپولیستی» برای جلب حمایت مردمی همواره مورد توجه انواع حکومت‌ها از سلطنتی گرفته تا دموکراتیک بوده ‌است.

ریشه «‌پوپولیسم»

صاحبنظران، اعتقاد دارند ریشه «‌پوپولیسم» را می‌توان در میان روشنفکران تندرو روسیه تزاری در دهه 1860 و با ظهور نارودنیک‌ها یافت. نارودنیک‌ها در پی تجدید نظر در نظرات مارکس عدم سپری کردن مرحله سرمایه‌داری را دلیلی برای عدم وقوع جامعه سوسیالیستی نمی‌پنداشتند و معتقد به حصول مستقیم به سوسیالیسم و جهش از فئودالیسم به ارض موعود بودند. در دهه 1870 دانشجویان نارودنیک به روستاها می‌رفتند تا بذر انقلاب را بپراکنند. آنان تأکید می‌کردند که انقلاب توسط مردم صورت می‌پذیرد و نه گروهی محدود از انقلابیون حرفه‌ای.

جایگاه مردم در جنبش‌های پوپولیستی

فارغ از انواع تعاریف موجود می‌توان به تبیین مؤلفه‌های متعدد «‌پوپولیسم» و جنبش‌های «‌پوپولیستی» پرداخت. شاید اندکی از این ابهامات کاسته شود که به راستی هر مفهومی با واژه مبهم مردم دمخور شود، لاجرم مناقشه‌برانگیز خواهد بود. مشارکت سیاسی مردم به طور قطع شاخصه اصلی و اساسی مورد تأکید پوپولیست‌هاست که بدون مفهوم مردم موجودیت و هویت خود را از دست خواهند داد. اگر مشارکت سیاسی را شرکت کردن افراد رد سیاست، پدیده‌ها و رویدادهای سیاسی با هدف تعیین و تأثیر بر تصمیمات نمایندگان و مقام‌های کشوری تصور کنیم، سطوح مختلفی را می‌توان بر تبیین آن بیان کرد. آنتولی بریچ مشارکت سیاسی را طیفی می‌داند که رأی دادن یک سر آن و اقدامی برای حضور در کاست حاکمیت سوی دیگر آن است. اما «‌یلبرات» معتقد است که مشارکت‌کنندگان را می‌توان در سه دسته گلادیاتورها و کاهش آمار بی‌تفاوت‌ها هستند. در مسیر این رویکرد استفاده بهینه و حداکثری از رسانه برای ساماندهی افکار عمومی بسیار اهمیت دارد. رفتارهای «‌سیلویو برلوسکونی» نخست وزیر اسبق بریتانیا در عرصه رسانه‌های تصویری متعلق به وی و برنامه معروف «‌الو رئیس‌جمهور» که توسط هوگو چاوز همچنان پیگیری می‌شود، نمونه‌هایی است از تأکید بر ارتباط مستقیم با مردم که از آن به «‌پوپولیسم» تعبیر می‌شود.

ویژگی‌ها

«‌پوپولیسم» یا مردم‌باوری ایدئولوژی مشخص، منسجم و هماهنگی ندارد و در هر کشوری شکل ویژه دارد. در جنبش‌های «‌پوپولیستی» معمولا ائتلافی آشکار یا ضمنی میان طبقات مختلف با منافع متفاوت و گاه متعارض برقرار می‌شود.

«‌پوپولیسم» دارای ویژگیهایی است که از جمله آنها می‌توان به عوام‌فریبی، تعصب، تکیه به توده‌های محروم و از خود بیگانه، نداشتن ایدئولوژی مشخص، اصلاح‌طلبی، ملی‌گرایی، توسعه‌خواهی، پر و بال دادن به نیروهای وابسته به بازار داخلی و گاه آزادیهای سندیکایی و دموکراتیک، اشاره کرد. «‌پوپولیسم» ممکن است چپ یا راست باشد یا هیچ کدام از اینها نباشد، اما معمولا خصلت ارتجاعی داشته و خواهان بازگشت به فضایل دوران گذشته است.

طبقه‌بندی

خانم «‌مارگارت کانوان Margaret Canovan» در کتاب «‌پوپولیسم» سعی کرده‌است با ارائه یک تقسیم‌بندی، با هرج و مرج روشنفکرانه موجود در ارتباط با اصطلاح «‌پوپولیسم» برخورد کند. وی ضمن ارائه هفت تعریف از «‌پوپولیسم»، لازم می‌داند «‌پوپولیسم» دهقانی و «‌پوپولیسم» سیاسی که ضرورتا دهقانی نیست، تمایز قائل شود. ایشان از طبقه‌بندی زیر استفاده می‌کند:

الف ـ «‌پوپولیسم» دهقانی:

1ـ رادیکالیسم دهقانان (مثل حزب مردم آمریکا).

2ـ جنبش‌های دهقانی (مانند قیام‌های سبز اروپایی).

3ـ سوسیالیسم روشنفکری دهقانی (مانند نارودینک‌های روسیه تزاری).

ب ـ «‌پوپولیسم» سیاسی:

تشکیل ائتلاف‌های غیرایدئولوژیک گسترده با استفاده از شعارهای متحدکننده بخش‌های مختلف مردم).

بیان اشکال طبقه‌بندی شده:

صاحبنظران اعتقاد دارند طبقه‌بندی فوق بر محور یک معیار منسجم صورت نگرفته است. به چه علت «‌پوپولیسم» دهقانی را نمی‌توان سیاسی دانست ؟ مگر نارودنیک‌ها هدف سیاسی نداشتند ؟ آیا «‌پوپولیسم» سیاسی فاقد جنبه اجتماعی است ؟ به نظر می‌رسد خانم «‌مارگارت کانوان» با تمرکز بر خصوصیت برجسته یک سری جنبش‌های اجتماعی که دارای خاستگاه طبقانی و اهداف گوناگون بوده‌اند آن‌ها را براساس تفاوت‌هایشان طبقه‌بندی کرده‌است.

اگر «‌کانون» حداقل تنوع جنبش‌هایی را که «‌پوپولیستی» خوانده می‌شوند، در نظر گرفته است، دیگران سعی کرده‌اند یک محتوای اجتماعی خاص را ویژگی اصلی این جنبش‌ها معرفی کنند.

پیدایش تغییرات عمده در «‌پوپولیسم»

در آلمان یا چین رابطه میان مردم و «‌پوپولیست‌ها» از طریق رابطه کاریزماتیک بود، در حالی که در آمریکای لاتین این رابطه به شکل نظامی بوده‌است و در فرانسه از طریق لابی‌های سیاسی. لذا از 1980 به بعد با انقلاب انفورماتیک از سویی و حادثه 11 سپتامبر همه مفاهیم دستخوش دگرگونی بنیادین شدند و «‌پوپولیسم نیز از این رهگذر تغییرات عمده‌ای پیدا کرده‌است. نظریه دولت رفاه که از 1950 تا 1980 یکه تاز بود اینک با بحران ساختاری مواجه شده است و مفاهیمی چون دموکراسی پارلمانی دچار چالش ساختاری شده‌اند. بنابراین می‌توان با رویکرد به جریان‌های پیش رو نگریست. در نگاه نخست که منفی نگرانه است با یک پسرفت گسترده جهانی از دستاوردهای دموکراتیک مواجهیم. نظامی شدن جهانی و حضور گسترده نیروهای نظامی آمریکا در دنیا که حتی در عصر استعمار نیز بی‌سابقه بوده‌است، برگشت جنگ‌های قومی قبیله‌ای، از بین رفتن دستاوردهای دموکراتیک حتی در خود کشورهای دموکراتیک مثل آمریکا نمونه‌هایی از این مورد هستند. اما با نگاهی امیدوارانه میتوان به تقویت جامعه مدنی، گسترش جنبش‌های اجتماعی، دانشجویان و روشنفکران در راستای گونه‌ای انسانی از جهانی شدن در تقابل با جهانی شدن نولیبرال‌ها می‌توان نگریست.

حرکت به سمت دموکراسی مشارکتی برخلاف دموکراسی نمایندگی، تاکید بر تمرکززدایی و جایگزین کردن واحدهای محلی به جای دولت‌های ملی نمونه‌ای از اعمالی است که می‌شود انجام داد.

وجه تمایز «‌پوپولیسم» کلاسیک با «‌پوپولیسم» نو

در گذشته روی سخن «‌پوپولیست‌ها» با مردم یک قوم یا ملت بود امروز مخاطب ایشان جهانی است. «‌پوپولیسم نو» به سمت گفتمانی نشانه‌ای حرکت کرده‌است. استفاده از شکل‌هیا ظاهری به جای معانی یوتوپیایی و ایدئولوژیک دیگر تمایز میان «‌پوپولیسم نو» از گونه سنتی آن است.

بیان چند نکته

در جمع‌بندی این بحث، ضروری است نکاتی را فهرست‌وار درخصوص موضوع «‌پوپولیسم» مورد دقت قرار دهیم و اشاره‌ای در ذیل به آن‌ها نیز داشته باشیم:

1ـ پوپولیسم» پدیده‌ای است که در قالب بحرانی عمومی و در زمانی که وضعیت موجود سیاسی ـ اجتماعی برای بیشتر مردم غیرقابل تحمل شده‌است، اشاره می‌کند.

2ـ امروزه، در فرهنگ سیاسی آمریکا و رسانه‌های خبری سرمایه‌داری جهانی، واژه «‌پوپولیست» در رابطه با سیاستمداران، رهبران سیاسی، و احزابی به کار گرفته می‌شود که در چالش وضع موجود و سلطه نخبگان اقتصادی و سیاسی حاکمه، مستقیما به مردم روی آورده و مطالبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی توده‌های مردم را در راس برنامه سیاسی خود قرار می‌دهند. واژه «‌پوپولیست» مترادف با «‌مردمی» به کار برده می‌شود.

3ـ «‌پوپولیسم» زنگ خطر و هشداری پر سر و صدا و عجیب و غریب است. نه سیلابی که همه چیز را در مسیرش با خود می‌برد.

4ـ «‌پوپولیسم» ضرورتا منجر به تغییر قطعی رژیم نمی‌شود. بی‌شک، اگر پیام آن مورد توجه طبقات حاکم قرار نگیرد، فراخوان‌ توده‌ها به عمل، تنها راه حل ممکن برای تغییر وضعیت به بن بست رسیده‌است.

5ـ جوهر «‌پوپولیسم» در جوش و خروش اجتماعی نیست که با آن همراه می‌باشد بلکه آن هیجان عمیقی است که تحریک کننده آن است. عامل انسجام، نه اجتماعی بلکه روانی است این واکنشی عصبی و سرشار از بدگمانی نسبت به نهادها و در مقابل نیروهای گریز از مرکزی است که اسطوره‌های بنیادین ملت را مورد تهدید قرار می‌دهند.

6ـ همواره «‌پوپولیسم» در وجود فردی کاریزماتیک و خداگونه تجسم می‌یابد، احتمالا همین موضوع است که به آن در تحلیل روانشناختی جایگاه ویژه‌ای می‌دهد. کاریزما با انرژی شیوع یابنده خود نقش ضدافسردگی ایفا می‌کند: شیفته کننده و اغواگر، در تماس مستقیم و پرشور، امکان بسیج و سازماندهی مردمی تسلیم اما خشمگین را می‌ده. این خصیصه ماورای طبقاتی و مشترک بودن در میان همه اقشار است که آن را قادر می‌سازد بر شکافهای سیاسی کلاسیک فائق آید.

7ـ فراخوان «‌پوپولیستی» همه مردم را خطاب قرار می‌دهد؛ تمامی آنانی که به سکوت در برابر بی‌عدالتی و بینوایی تن داده‌اند. در این فراخوان، ارزش‌های مشترک طلب می‌شود و این قدرت عاطفی ابزاری کارآمد و منطقی برای «‌پوپولیسم» به حساب می‌آید.

8ـ علاوه بر آنچه گفته شد نمی‌توان بر روانشناختی «‌پوپولیسم» را نادیده گرفت. بحران‌ها، چاشنی انفجار آن هستند. جنبش‌های توده‌ای معمولا دو حالت روانی اجتماعی را با یکدیگر همراه می‌کنند: جذب و اغوا، در مورد اغوا فرمول فیلسوف اسپانیایی، «‌بالتازار گراین» (1601ـ1658) هنوز معتبر است: «‌برای اغوا کردن باید کوچک شد.»

بدین‌سان رهبری کاریزماتیک نقش اساسی را در بازیابی هویت توده‌ها ایفا می‌کند. بنابراین نبود برنامه‌ای معین یا دکترینی ایدئولوژیک در جنبش‌های توده‌ای تعجب‌آور نیست.

9ـ «‌پوپولیسم» نه به معنای ایده‌ای بکر است نه یک تئوری عمومی، چه رسد به اینکه برداشتی از انسان و جامعه باشد. بیش از هر چیز اراده‌ای است برای بازسازی تعلقات عمومی. بدینسان، از نظر «‌ارنستو لاکلاو»،‌ «‌پوپولیسم» نه جنبش نقد اجتماعی است نه رژیمی دولت‌سالار، بلکه پدیده‌ای است از نوع ایدئولوژیک که می‌تواند در داخل سازمانها و رژیم‌ها، طبقات و صورت‌بندی‌های سیاسی، با تفاوت و فاصله بسیار، به وجود آید و به همین دلیل است که تحلیل ایدئولوژی آن، خارج از حمایت ویژه‌اش از یک طبقه اجتماعی، ضروری است.

10ـ رنسانس «‌پوپولیسم» از 20 سال پیش،‌ نوعی بحران جوامع مبتنی بر دموکراسی پارلمانی را نشان می‌دهد. این رنسانس جهانی و بی‌سابقه تاثیر روانی رسانه‌ای‌اش را به طرزی باورنکردنی افزایش داده، واژگونی یکباره و نه ضرورتا خشن ساختارهای اجتماعی و سیاسی در نتیجه جهانی شدن لیبرالی، یا آشوبی مشابه در ساختارهای فیزیکی، عادات و بازنمودها همراه بوده‌ است از این رو انباشت نومیدی رفته دلسردی جدید و بزرگی را به وجود می‌آورد.

حرف آخر

این قلم امیدوار است روزی به درجه‌ای از قدرت برسیم که بتوانیم جهان را پر از عدل و عدالت کنیم. مردم ایران امسال انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی را در اسفندماه در پیش رو دارند، فرصت را مغتنم شمرده و به مردم این سرزمین می‌گویم دقت کنند که چه کسی را به عنوان سیاستمدار انتخاب می‌کنند، البته جوانان باید بیشتر در این امر دقت کنند و فریب شعارها و تبلیغات گروهها و احزاب و دستجات سیاسی را نخورند. در آمریکا از 535 نماینده 525 نفر آنها حقوقدان هستند، برای این که کار نماینده تنظیم قانون است من که سیاست خوانده‌ام چگونه می‌توانم قانون تنظیم کنم؟ چرا من و شما کارگردان سینما یا کسی که قبلا طبیب بوده یا کشتی‌گیر بوده به مجلس می‌فرستیم که برای ما قانون‌گذاری کند؟ خوب است مردم عزیزمان در این خصوص قدری تامل نمایند و اندیشه کنند و با دقت منتخبین مجلس آینده و یا هر انتخاباتی را گزینش نمایند تا گرفتار «‌پوپولیسم» و تبعات آن نگردیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات