جرقه فکرش از آن ایران بود ولی آنقدر تعلل کردند که سایر رقبا آمدند و به حرف ایران جامه عمل پوشاندند. ایده تشکیل چنین بورسی در خاورمیانه برای امروز و دیروز و داد و ستد نفت و سایر محصولات انرژی پدید نیامده بود که طرح بورس نفت ایران برای اولین بار در برنامه توسعه پنج ساله 2005 ـ 2000 مطرح شد. مطالعات بورس نفت از سال 1383 با مشارکت یک کنسرسیوم بینالمللی شروع و تفاهم نامه راهاندازی این بورس در اردیبهشت 1383 امضا شد. در ژوئن سال 2004، محمد عاصمیپور، مجری طرح بورس نفت ایران، برای بازدید از بورس بینالمللی نفت لندن به انگلستان سفر کرد و با برخی از معامله گران بورس لندن به مذاکره پرداخت. در نهایت گزارش توجیهی طرح راه اندازی بورس نفت ایران را در 500 صفحه تقدیم وزیر اقتصاد کرد تا برای راهاندازی بورس نفت ایران از طریق شورای بورس اقدام به کسب مجوز قانونی کند. از آنجایی که بخش اعظمیاز درآمدهای کشور توسط نفت تامین میشود لذا ایجاد بورسی برای این کالای استراتژیک گامی مهم برای اصلاح ساختار تجاری کشور محسوب میشد. طرح بورس نفت، گاز و پتروشیمی ایران در اواخر تیر ماه 1384 توسط شورای بورس، براساس ماده 95قانون برنامه چهارم توسعه به تصویب رسید. شورای بورس مجوز قانونی بورس نفت، گاز و پتروشیمی را صادر و مقرر کرد وزارت نفت اقدامات لازم را برای راه اندازی و اجرای این بورس به انجام برساند. موافقت شورای بورس با راهاندازی این نهاد، پروژه تاسیس بورس نفت، گاز و پتروشیمی را وارد مرحله عملیاتی کرد. «بورس نفت در کیش لنگر میاندازد» بورس نفت و فلسفه شکل گیری آن اهداف متعددی را دنبال میکرد که عملا تا کنون هیچ یک از این اهداف در پی به مقصد نرسیدن هدف اصلی (راهاندازی بورس نفت)، محقق نشده است. طبق وعده وزیر اقنصاد و دارایی پیش بینی میشد بورس نفت، گاز و پتروشیمیایران در فروردین ماه 86 آغاز به کار کند. بورس نفتی که تالاری را به نام خود در کیش دارد و اساسنامه آن مصوب شورای بورس است. بورس نفتی که اکثر مبادلات آن از طریق اینترنت خواهد بود و در مرحله اول محصولات پتروشیمی و به تدریج در مراحل بعدی نفت خام و محصولات نفت گاز را مبادله میکند. بورسی که تحت عنوان یک بازار مالی آتی درصدد کاهش ریسکهای معملات نفتی، تثبیت قیمت خرید و فروش نفت، افزایش انعطاف پذیری و نقدینگی در بازار نفت و در نهایت ایجاد بازارهای ثانویه برای معاملات قراردادهای نفت است. این بورس هدفهایی چون شفاف سازی معاملات، اصلاح ساختارهای اقتصادی و تجاری، جذب سرمایههای سرگردان و از همه مهمتر گام بزرگی در جهت خصوصیسازی و وارد شدن به مبادلات تجاری بینالمللی و ... را داشته که هنوز به هیچ کدام از آنها نرسیده است. عملی کردن همه این اهداف اگر چه رویایی بلندپروازانه بود، اما با توجه به ضرورت این مهم همه مسوولان و متولیان، متفقالقول شدند که میتوانند کشتی بورس نفت را به ساحل کیش برسانند، غافل از آنکه این دریا با توفان و جزرو مد بسیار همراه است. تاکنون شش سال برای به واقعیت رسیدن این اهداف تلاش شده اما عملا نه زیر ساختی فراهم گردیده و نه آجری روی آجر دیگر جا گرفته است. هرچند نمیتوان منکر این قضیه شد که شکلگیری بورس کالای نفت گاز و پتروشیمیبرای ایران چالشها و مشکلات قابل توجهی به همراه داشته که تاکنون به سرانجام نرسیده، اما بادی قبول کرد که تعلل و فرصت سوزیهای مسوولان بیش از سایر موارد باعث شده که سایر رقبا از ما پیشی بگیرند. «خواب خرگوشی» فکر داشتن چنین بورسی با هدف اینکه ایران به مرکز عمده مبادلات نفتی منطقه خاورمیانه تبدیل میشود نه تنها متعلق به این شش سال، بلکه شاید به سالهای قبل از پیروزی انقلاب باز میگردد. هماکنون که بورس نفت ایران پس از گذشت این سالها در برزخ بودن و نبودن دست و پا میزند، بورس دبی با حمایت Nymex راهاندازی شده و گوی موفقیت را بار دیگر از ایران ربوده است. از طرفی دولت روسیه هم برای آنکه از سایر رقبای خود عقب نماند، طی دستورالعملی وزارت اقتصاد کشور خود را مامور کرد تا از ابتدای ماه اوت بورس داد و ستد نفت و فراوردههای نفتی را تاسیس کند و در همین راستا موسسات و ادارات دولتی روسیه تشویق میشوند که از ابتدای ماه اکتبر، دستکم 15 درصد از خریدهای نفت و فرآوردههای نفتی خود را از طریق این بورس انجام دهند. کارشناسان مسائل انرژی معتقدند میتوان امیدوار بود که همزمان با راهاندازی و رونق بورس نفت کشورهای همسایه، ایران از خواب خرگوشی برخیزد و این درست زمانی است که انگشت ندامت گزیدند و دیگر دردی را درمان نمیکند. آنقدر تعلل کردهایم که دیگر نه نامی و نه نشانی جز یک تالار در کیش از بورس نفت ایران باقی نمانده است، حتی نتوانستیم معلوم کنیم که بورس نفت ایران مبادلات خود را به صورت تحویل فیزیکی و یا معاملات آتی (Option) انجام میدهد که شاید این امر بتواند روزن امیدی برای تحقق سایر اهداف باشد. ناگفته نماند در اکثر بورسهای نفتی دنیا مبادلهای به صورت تحویل فیزیکی وجود ندارد و اینکه چگونه میخواهیم نیمی از مبادلات خود را به صورت تحویل فیزیکی انجام دهیم جای سوال دیگری است که بر ذهنها نقش بسته است. از طرفی کارشناسان وزارت نفت که سالیان مدیدی است به مبادله نفت میپردازند هنوز تجربه و دانش کافی را برای ورود به بورس ندارند پس چگونه میخواهند بورس نفت ایران را در مبادی بینالمللی مطرح کنند، چرا که آنچه امروز در بورسهای کالایی مطرح است بحث معاملات آتی است. «موافقان به دنبال مخالفان» جدا از مسائل یاد شده این طرح از بدو تاسیس موافقان و مخالفانی داشت اما در حال حاضر شرایط به گونهای است که صرفنظر از موافق یا مخاف بودن، اکثریت به این باور رسیدهاند که ما دانش راهاندازی این بورس را نداریم و تنها به عنوان یک تولیدکننده درصدد غلو کردن هستیم. عملکرد ناموفق دولت در طول این سالها سبب شده تا نمایندگان مجلس موافق راهاندازی بورس نفت هم، دیگر حرفی برای گفتن نداشته باشند، و این خود دلیلی بر این ادعاست. از جمله این افراد میتوان به حسن مرادی، نماینده مردم اراک در مجلس شورای اسلامی، اشاره کرد که با اظهار بیاطلاعی از اینکه بورس نفت در چه مرحلهای است، میگوید: دولت یکی از دلایل تاخیر در راهاندازی بورس نفت را عدم جدیت سازمان برنامه و بودجه اعلام کرده اما هنوز معلوم نیست که ایراد اصلی کجاست. وی در مورد برخورد مجلس با دولت در زمینه این تاخیر معتقد است که وظیفه مجلس در حد تذکر است.
مرادی مدعی است: مجلس تاکنون چندین بار در مورد این تعلل و عدم راهاندازی بورس نفت از دولت توضیح خواسته، دولن هم قولهایی داده که مجلس منتظ اجرایی شدن آن است. گفتنی است آخرین اخباری که از این بورس منتشر شده خریداری ساختمان بورس نفت در کیش و ارائه اساسنامه و آیین نامه آن به سازمان بورس بوده است. «آقای دبیر کل چه کسی است؟» در کنار این کارهای عملیاتی، هنوز دبیر کلی برای آن توسط وزارت اقتصاد و دارایی مشخص نشده است.
مهدی کرباسیان هم که در یک دوره از وی به عنوان متولی راهاندازی بورس نفت یاد میکردند در حال حاضر در سمت رئیس هیات مدیره صندوق بازنشستگی نفت که 80 درصد از سهام این بورس به آن تعلق دارد، مدتهای مدیدی است که دیگر حرفی در این مورد نزده است. اما طبق قانون جدید بازار سرمایه تمام بورسها اعم از اوراق و کالا زیر نظر سازمان بورس فعالیت خواهند کرد. هر چند برخی معتقد بودند تغییر بازار سرمایه یکی از چالشهای پیش روی راهاندازی این بورس است اما صالحآبادی، به عنوان رئیس سازمان بورس در این مورد بر این باور است که به رغم تغییر ساختار بورس، بورس نفت میتواند با همان اساسنامه قبلی تشکیل شود. وی پیشترها گفته بود که بورس نفت به صورت سه برنامه کوتاه، میان و بلند مدت فعالیت میکند و فاز اول آن هم به صورت تحویل فیزیکی محصولاتی مانند پتروشیمی، فرآوردههای نفتی و انواع روغنها خواهد بود.
صالحآبادی در آخرین کنفرانس مطبوعاتی خود با اعلام اینکه سازمان بورس وظیفه خود را در راهاندازی بورس نفت یعنی اعطای مجوز انجام داده است، شانه از بار مسئولیت خالی کرد. وی اگرچه صلاحیت بورس نفت را تایید کرد اما در پاسخ به عدم تحقق این امر (راهاندازی بورس نفت) اظهار داشت که این مسئله را از محمودزاده، مدیر عامل این شرکت، جویا شوید. سازمان بورس در مورد راهاندازی بورس نفت توسط این سازمان که در جلسهای با حضور رئیسجمهور مطرح شده بود، اعلام کرد که با توجه به نظرات کارشناسی ارائه شده در آن جلسه و موانع و محدودیتهای موجود، رئیسجمهور با راهاندازی بورس نفت توسط سازمان بورس موافقت نکردند و مقرر شد پس از بررسیهای کارشناسی اقداماتی لازم انجام شود. از طرفی هم رئیس سازمان بورس معتقد است که اگر وزارت نفت سازمان بورس را مسئول این کار بداند، صحیحی و منطقی نیست. اما برخی بر این ادعا هستند که داشتن دو متولی به شوری این آش کمک شایانی میکند در کنار اینکه میتوان هرگونه اشتباه یا تعلل را به گردن دیگری انداخت. آخرین پیگیریها نشان داده که وزارت نفت عملا بخش اعظمی از مسئولیتها را برای راهاندازی بورس نفت به وزارت اقتصاد و دارایی محول کرده و همه این قضایا ناشی از اختلافات این دو نهاد در این زمینه بوده است. ناگفته پیداست تکثر وعدههای بیعمل از سوی متولیان این طرح باعث شده که تحقق و راهاندازی آن را در تنها رویا بجوییم. «تقلیدی مضحکانه» مهمتر از همه آنکه این پروژه به قدری کند پیش میرود که با وجود تمام کارهای صورت گرفته مانند خرید ساختمان و بررسی ماهیت قانونی بدون پرداختن به جزئیات یا ارائه اساسنامه چیزی نیست که بتوان نام بورس بر آن نهاد. تعلل در اجرایی کردن این پروژه تا حدی بوده که کریستوفر کوک، یکی از طراحان بورس نفت ایران در لندن، وضعیت فعلی آن را اینگونه بیان میکند که در حال حاضر بورس نفت ایران با دو موقعیت پیچیده روبهروست اولی موضوعی رسمی یا به عبارتی بهتر نیمه رسمی و دیگری واقعیتهای کنونی آن است.
وی معتقد است مشکل اصلی در راهاندازی این بورس از ابتدای امر مقاومت وزارت نفت برای شفافیت واقعی آن بوده است که در نتیجه اعلانهایی که در رابطه با عملیات راهاندازی بورس نفت دیده شده در واقعیت تنها یک تقلید مضحک از بورس است. کریستوفرکوک علل عدم پیشرفت فیزیکی بورس نفت ایران را موانع موجود در وزارت نفت میداند و میگوید: از آغاز عناصر مشخصی در خود وزرات نفت وجود داشتند که در تمام پروژهها مانع ایجاد میکردند. وی پیشرفت پروژه در بورس نفت در ایران را در حد صفر میداند. «طعم شکست از بدو تولد» در حال حاضر نه تنها مسائلی همچون آماده نبودن ساختارهای اقتصادی، حقوقی و اداری کشور برای ورود به عرصه تجارت جهانی و نیز فقدان و ناهنجاری ساختارهای مالی، بانکی، فقدان قوانین و مقررات مناسب از جمله نبود قوانین مالیاتی مناسب، سلطه بخش دولتی بر اقتصاد کشور و دولتی بودن مدیریت اقتصادی، فقدان فضای رقابتی در اقتصاد کشور از جمله در زمینه تولید نفت، گاز و پتروشیمی، نبود جو مناسب برای فعالیت بخش خصوصی بخصوص جذب سرمایهگذاری خارجی، کمبود نیروی انسانی متخصص، عدم دستیابی به تکنولوژی پیشرفته، ضعف ساختار تجارت الکترونیک، عدم وجود زیر ساختهای اقتصادی، فنی و حقوقی لازم، نبود پوشش بیمهای، مشکلات مربوط به استفاده از کارتهای اعتباری جهانی در سیستم تجاری و بانکی کشور، رونق روشهای سنتی تجارت، عدم عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی، تحریم اقتصادی آمریکا، موانع گسترش همکاریهای بینالمللی و در کل موقعیت نامناسب ایران در اقتصاد جهانی موفقیت بورس نفت ایران را تهدید میکند بلکه ناهمانگی دو وزارتخانه نفت و دارایی با سایر نهادها و دستگاههای اقتصادی، حقوقی و اداری کشور نیز مشکلی است که در صورت حل نشدن طرح بورس نفت را در صورت اجرایی شدن هم با شکست روبهرو میکند. وقتی کارشناسان و تحلیلگران در موفقیت بورس دوبی که حمایت Nymex را پشت سر دارد ترید میکنند آن وقت چطور ممکن است بورس نفت ایران که قبل از راهاندازی موانع زیادی را داشته بعد از تاسیس موفق شود. هر چند همه این مسائل از عدم دانش لازم بریا تاسیس چنین نهادی نشات گرفته اما حال که برآنیم از آب نترسیم و میخواهیم خود شنا کنیم باید به عنوان یک پروژه ملی به آن نگریست تا شاید به سر منزل مقصود رسید. ناگفته نماند که شرایط کنونی بورس نفت ایران بیش از اینکه در خطر رویارویی مسائل یاد شده باشد توسط ناهنجاریهای ساختار اقتصادی کشور و سیاستهای سنجیده در راستای مدیریت داخلی و سیاست خارجی صدمه میبینند. تا زمانی که این طرح هنوز متولی مشخصی ندارد و هر روز وزرای اقتصاد و دارایی و نفت و عدهای از سر ناچاری و برای سرپوش گذاشتن برای کاستیها خود و دستاندرکاران سر میدهند نمیتوان توقعی بیش از این داشت. ضمن اینکه نمیتوان سایر کشورهای همسایه و رقیب همچون دوبی و روسیه را زیر سوال برد که چرا فکر ما را اجرا کردند، چرا که مقصران اصلی مسوولان ما هستند که بیش از انکه عمل کنند، حرف میزنند.