مقدمه:

رئیس‌جمهور فعلی ایران، مصاحبه‌هایی را با روزنامه‌های مختلف، پیرامون نقد جنبش دانشجویی و به طور خاص «دفتر تحکیم وحدت» انجام داده است، اما گفت‌و‌گویی که در ذیل می‌آید (تنها قسمتی که مصاحبه تفصیلی هفته‌نامه «حریم» را شامل می‌شود)، در زمان و مکانی است که وی نه تنها رئیس‌جمهور ایران نبوده، بلکه به جز استاد دانشگاه علم و صنعت، عنوان رسمی‌دیگری به همراه نداشته است. گفت و گویی که می‌بینید، در سال 1379 و از سوی هفته نامه «حریم» و با عنوان «ردگیری خط نفوذ و استحاله در دفتر تحکیم» انجام شده است. فارغ از هر نوع دید خاصی به این گفت وگو، نوع نگاه رئیس‌جمهور کنونی ایران به مجموعه‌ای (انجمن اسلامی‌ دانشجویان) که در دولت عدالتخواه، کمتر مجال بروز و ظهور یافته است، قابل توجه خواهد بود:

"> ارزیابی دفتر تحکیم از زبان احمدی‌نژاد
تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۳  ، 
کد خبر : ۳۵۰۴۱

ارزیابی دفتر تحکیم از زبان احمدی‌نژاد

مقدمه:

رئیس‌جمهور فعلی ایران، مصاحبه‌هایی را با روزنامه‌های مختلف، پیرامون نقد جنبش دانشجویی و به طور خاص «دفتر تحکیم وحدت» انجام داده است، اما گفت‌و‌گویی که در ذیل می‌آید (تنها قسمتی که مصاحبه تفصیلی هفته‌نامه «حریم» را شامل می‌شود)، در زمان و مکانی است که وی نه تنها رئیس‌جمهور ایران نبوده، بلکه به جز استاد دانشگاه علم و صنعت، عنوان رسمی‌دیگری به همراه نداشته است. گفت و گویی که می‌بینید، در سال 1379 و از سوی هفته نامه «حریم» و با عنوان «ردگیری خط نفوذ و استحاله در دفتر تحکیم» انجام شده است. فارغ از هر نوع دید خاصی به این گفت وگو، نوع نگاه رئیس‌جمهور کنونی ایران به مجموعه‌ای (انجمن اسلامی‌ دانشجویان) که در دولت عدالتخواه، کمتر مجال بروز و ظهور یافته است، قابل توجه خواهد بود:


*اساس دفتر تحکیم وحدت بر پایه رفتارهای اسلامی ‌انجمن‌های اسلامی‌شکل گرفت، خب با عنایت به اینکه رفتارهای اسلامی ‌و انجمن‌های اسلامی ‌مسبب تشکیل و تاسیس این دفتر بودند، چه عواملی سبب این شد که بعضی از اعضا، از تحکیم فاصله بگیرند؟ آیا تحکیم آن شعارهای اسلامی ‌را دور زد؟ از آنها فاصله گرفت؟ چه عواملی باعث شد که ریزش‌هایی در دفتر تحکیم به وجود بیاید؟

**خب، این را باید یک مقداری عمیق‌تر بررسی کنیم. چند عامل به نظر من باعث شد که این وضعیت امروز در شورای جعلی عمومی ‌تهران به وجود بیاید، چون من معتقد نیستم که کل انجمن‌های اسلامی‌که عضو تحکیم هستند، با آن حرکت اصلی دفتر تحکیم این مقدار دچار مساله باشد.

*یعنی آن هسته مرکزی اصالت خود را حفظ کرده است؟

**در حرکت عمومی‌ آن هنوز جریانات ارزشی و انقلابی حضور موثر دارد، نه حضور تعیین کننده، حضور موثر بشتگی به این دارد که چه کسانی در جلسه باشند؟ چقدر تلاش کنند؟ اما بعضی از انجمن‌های اسلامی ‌ما دچار آسیب شده‌اند، آسیب نفوذ؛ نفوذ کسانی که می‌خواهند از گذشته پرافتخار حرکت دانشجویی استفاده بکنند که در واقع هویت آنها، هویت مذهبی و دینی است، اما علیه اهداف گذشته؛ یعنی از آن شخصیت و اعتبار استفاده کنند جهت زدن ریشه‌های همان اهداف. این را ما می‌گوییم نفاق.

باید برگردیم به سال 63 و 64 این سال‌ها تازه این دسته‌بندی‌های سیاسی در کشور ما داشت شکل می‌گرفت. چپ و راست و... بعضی از جریانات سیاسی ان زمان برای پر کردن خلا پایگاه‌های اجتماعی شان نیازمند حرکت دانشجویی بودند. اینها آمدند سراغ انجمن‌های اسلامی ‌و تحکیم، حمایت هم شدند از طریق بعضی دستگاه‌های اجرایی و بعضی سازمان‌ها، آمدند داخل تحکیم، در واقع یک نوع تصفیه‌ای را انجام دادند. افرادی امدند وارد شدند، حتی کسانی که دانشجو نبودند، آمدند و با استفاده از فضایی که آن روز بود و خیلی‌ها رعایت بسیاری از مسائل را در رقابت‌های سیاسی می‌کردند، آمدند و گرفتند. با این نیت که از عنوان دفتر تحکیم، از قدرت دانشجویی، در معادلات سیاسی داخل استفاده بکنند. این دعوایی که در دفتر تحکیم اتفاق افتاد، در انتخابات مجلس دوم بود.

در آنجا در واقع دو اعلامیه از تحکیم آمد به عنوان حمایت از یک عده‌ای در تهران. خب این روند، یعنی روند استفاده از حرکت دانشجویی در معادلات سیاسی بیرون از دانشگاه ادامه پیدا کرد تا به امروز.

این چون براساس روح حرکت دانشجویی در تعارض است، بستر را برای انحراف و نفوذ آماده می‌کند، یا اگر بخواهیم به تعبیر روشن‌تر مطلب را بگوییم، عزم جزم احزاب بیرون برای بهره‌برداری سیاسی با به خدمت گرفتن حرکت دانشجویی، عامل اصلی در بروز این مشکلات بود.

عامل دوم بعضی از اعضای خود دفتر تحکیم هستند که علی‌رغم هشدارهایی که داده شد و علی‌رغم بحث‌هایی که شد در شورای عمومی ‌سال 64، اینها هم این بهره‌کشی و این وادادن را پذیرفتند.

عامل سوم غفلت از اهداف اولیه و اساسنامه است.

عامل چهارم فراموش کردن امر خودسازی دورن تشکیلاتی است که امام در هر ملاقاتی که ما داشتیم در آن زمان شدیدا تاکید می‌کردند.

عامل پنجم، غفلت از نفوذی‌هاست. من یادم هست که تحکیم را تازه تشکیل داده بودیم، رفتیم خدمت حضرت امام(ره) صحبت مفصلی در شأن انجمن‌ها کردند. در همان جا گفتند مواظب باشید هر کس که می‌آید، کنترل کنید نفوذی‌ها نیایند، یعنی مساله این قدر مهم بود که امام(ره) از همان روز اول مطرح فرمودند که غفلت شد از این.

عامل بعدی که شاید مشابه عامل اول و دوم یا تلفیق این دو باشد، این بود که دفتر تحکیم از حالت یک حرکت و تشکل دانشجویی خارج شد و شکل حزبی به خود گرفت. شکل حزبی به این معنا که یک مرکزیتی دارد؛ امر و نهی می‌کنند، گزینش می‌کنند، منحل می‌کنند، اخراج می‌کنند، برخورد می‌کنند. به یک انجمنی که با آنها خط فکری‌اش یکی نباشد می‌آیند شروع می‌کنند به فشار آوردن و با استفاده از اهرم‌هایی آن را منحل می‌کنند. این به نظر من اصلا شاکله حرکت دانشجویی نیست. حرکت دانشجویی یعنی آزادی و آزادگی و در حصار محدودیت‌های حزبی قرار نگرفتن. به تعبیر دیگر دفتر تحکیم پذیرفت به عنوان بازوی اجرایی احزاب بیرون، حرکت حزبی انجام بدهد در درون دانشگاه‌ها. حتی در سال 66 می‌بینیم که یکی دو تا انجمن اسلامی‌ که مخالف این روند بودند با یک طراحی‌ای که شد ساختمان‌هایشان اشغال شد و یک کودتای این‌طوری. چند انجمن اسلامی‌داریم که همین‌طور ساختمان‌هایشان اشغال شد و آنها ریختند بیرون.

عامل بعدی خود وزارتخانه است. سه دوره قبل و امروز، زمان اقای دکتر فرهادی و زمان قبلی آقای معین و امروز آقای معین، اساسا مدیریت آموزش عالی به جای بسترسازی و هدایت حرکت عمومی‌ دانشجویی‌شان خویش را تنزل داد به پیگیری اهداف جناحی و به طور طبیعی با دفتر تحکیم گره خورد. در تعاملات و چالش‌های دانشجویی یک طرف قضیه را گرفت و حمایت کرد. خب این خودش تشدید کرد این روند را، یعنی دیگر این جا افتاد که دفتر تحکیم وابسته به یک جناح است و باید اهداف آن جناح را در دانشگاه پیاده کند. خب، این عوامل کاملا زمینه نفوذ و حضور عناصری را که هیچ اعتقادی به مبانی اصل دفتر تحکیم ندارند فرهم آورد، چون این مرزبندی‌های دیگر مرزبندی‌های اعتقادی نبود. اول که دفتر تحکیم تشکیل شد این بود؛ کسانی که معتقد به حکومت اسلامی ‌و ولایت و ارزش‌های اسلامی‌هستند به طور ناب، آنچه که امام(ره) می‌فرمود را رهبری می‌کردند و کسانی که خرده شیشه دارند حالا یا معتقدند که خودشان می‌توانند اداره بکنند یا اساسا مخالفند یا التقاطی هستند مثل منافقین، یا معتقد به نظام‌های غربی هستند مثل لیبرال‌ها. در واقع دفتر تحکیم تشکیل شد برای اینکه مرزبندی حرکت دانشجویی اصیل را با اینها محفوظ کند. وقتی این مرزبندی عوض شد، شد جناح‌بندی‌ها بکند، می‌تواند وارد این دسته‌بندی‌ها بشود. این بستر را فراهم کرد و جریان نفوذ به نظر من از این خیلی خوب استفاده کرد.

*آقای دکتر، واکنش جریان اصولگرا در مقابل این نفوذ چه بود؟ آیا صرفا همین کناره‌گیری کافی بود؟

**باید دو مرحله کرد. در واقع در دوران جنگ تلاش جریان اصولگرا این بود که بیاید و با بحث و گفت وگو این حرکت‌ها را مهار بکند و امیدوار هم بود و در مقابل تهاجماتی که می‌شد، تسخیر می‌شد. انجمن‌ها اشغال می‌شد. به دلیل شرایط جنگی از اینکه فضای دانشگاه را فضای التهاب و درگیری بکند خودداری می‌کرد اما بعد از دوران جنگ وقتی که تقریبا مایوس شدند از اینکه بتوانند تاثیر جدی بگذارند بر این فضا، آرام‌آرام آمدند یک تشکل دیگری را شکل دادند. جامعه اسلامی‌ دانشجویان را درست کردند، به فکر تشکیل بسیج دانشجویی افتادند که بتوانند حرکت اصیل دانشجویی را حفظ بکنند و تشکل‌های دیگری شکل گرفتند و گفت وگو با دفتر تحکیم و حتی رقابت با دفتر تحکیم را در دستور کار قرار دادند. منتهی توجه داشته باشید وقتی مدیر آموزش عالی با امکانات گسترده می‌آید و از یک جریان حمایت می‌کند، طبعا جریان اصولگرا با امکانات محدودی که دارد نمی‌تواند خیلی در مقابل اینها ظهور و بروز داشته باشد. حالا در این قضیه ما مثال‌های متعدد داریم که دیگران هر کاری می‌خواهند می‌کنند، حتی به تمام مقدسات توهین می‌کنند اما برخوردی نمی‌شود و اما یک بچه مذهبی مسلمان بیاید دفاع بکند، یا به یک مدیری از دانشگاه بگوید بالای چشمت ابروست، او را می‌فرستند کمیته دانشجویی و فشار و... این حرف‌ها هم هست.

پس عامل دیگر رفتار مدیران آموزش عالی است که در این دوره اخیر خیلی آشکار شد. در حوادث کوی دانشگاه، درگیری‌هایی که بود، شما می‌بینید که مثلا دفتر تحکیم یک تجمعی می‌گذارد، حداقل رقمی‌که می‌گویند 16 میلیون تومان هزینه می‌کند، خب اصلا این جریانات اصولگرا این مبالغ را از کجا بیاورند؟ الان رفتار یک رفتار کاملا حزبی است، با اتکا به منابع ملی و دولتی؛ یعنی درست مثل یک جناح و حزب سیاسی از این رانت‌ها استفاده می‌کنند. اینها به نظر من بستری شد که عوامل نفوذ بتوانند بیایند و درون دفتر تحکیم جاخوش کنند.

*ببخشید جناب دکتر، یک اشاره صحیح فرمودید به پشتوانه‌های مالی و همین‌طور حمایت‌های رسانه‌ای و مطبوعاتی از حرکت‌های اخیر تحکیم. اگر بخواهیم یک آینده‌نگری خیلی نسبی نسبت به عملکرد آینده دفتر تحکیم که به فرمایش شما به صورت شبه حزبی هم حتی دارد عمل می‌کند و جریان نفوذ در آن هم دیگر برای تمامی‌ جناح‌ها آشکار شده و بعضا در گفته‌هایشان هم به آن عمل می‌کنند داشته باشیم، آینده این تشکل چگونه خواهد شد؟

**خوشبختانه در درون خود متن دانشجویی و در انجمن‌های وابسته به دفتر تحکیم، یک حرکت بازگشت به محور اصلی آغاز شده، یک نوع آگاهی و حضور نسبت به حقیقت وضعیت و اصل واقعیت پیدا شده است.

*یعنی باور شما این است (به هر حال الان ما مدعی هستیم که جریان نهضت آزادی پیوند محسوسی دارد با تحکیم) که خودشان بیایند به شفافی بگویند؟

**من خودم بیشتر دوست دارم که ما از موضع فکری طبقه‌بندی کنیم. عناصر لیبرال بی‌قیدی که اعتقادی به هیچیک از مبانی ملی و دینی ندارند، برخلاف آنچه که اسم خودشان را ملی مذهبی می‌گذارند، حتی به مبانی ملی ما اعتقاد ندارند، چون به هر حال مبانی ملی ما این است که در دنیا عزیز باشیم، چرا ما باید تیول آمریکا باشیم؟ چرا باید تابع سیاست‌های جهانی باشیم؟ ما پایه‌گذار تمدن بودیم در دنیا، امروز چرا نتوانیم در دنیا در صحنه‌ای سیاسی ـ اقتصادی حرف بالا بزنیم؟ چرا وقتی دشمن به ما حمله می‌کند نرویم دفاع کنیم؟ اینها که دروغ می‌گویند ملی ـ مذهبی‌هایی هم که معتقدند هر کس مذهب خودش را خودش تعیین بکند، بگوییم اشکال ندارد اعتیاد رواج پیدا بکند، بگوییم اشکال ندارد فساد رواج پیدا بکند، بگوییم اشکال ندارد، تفسیرهای شما این است که این فساد است، من نمی‌دانم. اگر هرکس دین خودش را خودش تفسیر کند چه چیزی از دین باقی می‌ماند؟ این موجب دیکتاتوری است. وقتی شما دین را این جوری نصفش بکنید در واقع دارید زمین‌های دیکتاتوری را مهیا می‌کنید، این نمی‌تواند ادامه بدهد. من فکر می‌کنم که حرکت عمومی ‌دانشجویان ما نمی‌تواند این جریان نفاق را با جریان زبونی در مقابل غربی‌ها و خودباختگی را برای درازمدت تحمل بکند. در گذشته هم همین‌طور بود. از متن حرکت دانشجویی، حرکت خودباوری و اتکا به نفس پدید آمد و بسیار من امیدوارم که این رویکرد مبارک اتفاق بیفتد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات