حمید رسایی
سیاسی: یکی از ویژگیهای دولت نهم که دوست و دشمن به آن اعتراف دارند، شجاعت رئیسجمهور در ورود به برخی از معضلات اجرایی است که سالهای سال کشور ما با آنها درگیر بوده است و علیرغم این که بسیاری از دستاندرکاران دولتهای گذشته بر وجود این مشکلات در صحنه اجرایی کشور صحه میگذاشتند، اما هرگز حاضر به ورود در این مباحث و حل آن نبودند. نمونههایی همچون برخورد با مدیران فاسد و مبارزه با دیوانسالاری و فاصلههای زیاد ایجاد شده بین مردم و مسئولان، مبارزه با مفاسدان اقتصادی، پرداختن به سهمیهبندی بنزین و ... نمونههایی از این دست است. خوشبختانه این شجاعت که در بسیاری از مدیران جمهوری اسلامی وجود داشته، همواره و در هر دورهای بویژه در دولت نهم مورد توجه مردم و تقدیر مقام معظم رهبری و بسیاری از دلسوزان دیگر قرار گرفته است، اما ریشه این شجاعت را در چه عاملی میتوان یافت؟
به یاد دارم در سالهای نخست حضور در حوزه علمیه قم، استاد محترمی همواره ما طلاب را به یک نکته مهم در امر تبلیغ رهنمون میساخت. این توصیه که سالهای سال در امر تبلیغ به کار ما طلاب آمده بود، بعدها در ابعاد دیگر زندگی اجتماعی معنا و مفهوم بیشتری یافت. آن استاد بزرگوار همواره به ما طلاب یادآور میشد که وقتی برای تبلیغ به نقطهای از شهر یا روستا میروید، سعی کنید تا هر آنچه از مشکلات و آسیبها را میبینید با زبان نرم و لین بیان کنید و به دلیل اینکه شاید خوشایند مسئول هیئت یا دیگر دستاندرکاران مسجد و محله نباشد، در برابر آن سکوت نکنید. بعدها این توصیه را به بیانی دیگر از زبان استاد محترم و مربی قرآن جناب آقای قرائتی شنیدم که میفرمودند: طلبه یا باید جیبش باز باشد یا دهانش، اگر بخواهد جیبش باز باشد لاجرم باید دهانش را در برابر انحرافات ببندد و اگر بخواهد دهانش باز باشد باید جیبش را ببندد. واقعا رابطه بین جیب و زبان رابطهای تنگاتنگ است و نباید در آن شک کرد و البته این موضوع اختصاص به طلاب و روحانیون و موضوع تبلیغ ندارد بلکه در مورد بسیاری از موضوعات مختلف و تمام اقشار موثر جامعه از مسئولان و مدیران در ردههای مختلف گرفته تا اصحاب مطبوعات و روزنامهها صادق است.
به همین دلیل وقتی دیده میشود که برخی اشخاص متنفذ و موثر در جامعه (چه در عرصه مدیریت و چه در عرصه مطبوعات) که میتوانند برای مبارزه با فساد اقدام کنند ولی در برابر آن سکوت میکنند، باید در باز و بسته بودن جیبشان و یا جیب اطرافیان و مدیران و مشاورانشان شک کرد و در مقابل وقتی دیده میشود که برخی از شخصیتهای موثر و منتقذ گرفتار بندبازی و باندبازی نمیشوند و در برابر فساد از هر نوع آن سکوت نمیکنند، باید یقین کنیم که جیبشان بسته و دهانشان باز است. شک نکنیم که شجاعت رئیسجمهور و بسیاری از مدیران کشور و اصحاب رسانه در برخورد با مفسدان و متخلفان به رابطه جیب و دهانشان بر میگردد و نیاز به توضیح نیست که جیب و دهان انواع و اقسامی دارد. بنابراین مدیران و فعالان عرصه سیاسی و فرهنگی باید در خصوص اطرافیان و مشاوران خود دقت نظر و تامل ویژه کنند و هر چند به پاکی خود یقین دارند، اما احتمال باز بودن جیب (با همان مصادیق مختلف) اطرافیان را منتفی ندانند.
مقام معظم رهبری در دیدار با مردم قم به مناسبت سالگرد قیام 19 دی به این نکته ظریف به شکل دیگری اشاره کردهاند و ضررهای عدم مبارزه با فساد را یادآور شدهاند که دقیقا سومین ضرر عدم مبارزه با فساد از نگاه ایشان اشاره به ارتباط بین جیب و دهان دارد. مروری بر سخنان ایشان در این مقطع زمانی که اعترافات برخی از عوامل دشمن از سیمای جمهوری اسلامی پخش شده و متاسفانه شاهد دفاع برخی از نشریات و سایتها از این پایگاههای دشمن هستیم، نه تنها درایت و تیزبینی این رهبر آگاه را نشان میدهد بلکه برای همه مجموعهها عبرتآموز خواهد بود. رهبری انقلاب در مورخ 19 دی 1380 فرمودند:
"امروز یکی از مهمترین مسائل ما، مبارزه با فساد است، این را باید همه مسئولان کشور بفهمند. فساد یعنی چه؟ فساد یعنی اینکه کسانی با زرنگی، با قانوندانی، با زبان چرب و نرم، با چهره حق به جانب، به جان بیتالمال این ملت بیفتند و کیسههای خود را پر کنند. این کار چند ضرر دارد:
یکی این که خزانه این کشور که باید صرف مردم بشود- صرف ساختن پل و راه و سد و آبرسانی و آباد کردن روستاها و سامان دادن به زندگی مردم- به جیب یک نفر یا یک جمع خاص میرود. وقتی شما میبینید یک نفر آدم در طول مدت کوتاهی- سه چهار سال- دهها میلیارد تومان از پول بیتالمال را در صندوق شخصی خود قرار میدهد، معنایش چیست؟ معنایش این است آن پولی که با آن میشد مثلا هزار روستا را آباد کرد که مردم از زندگی لذت ببرند و مزه فقر را نچشند، مزه زندگی راحت را بچشند، یک نفر بتواند با زرنگی، با زبان چرب و نرم، با چهره حق به جانب و با استفاده از کمک افراد غافل همه این پولها را به چنگ بیاورد. بنابراین اولین ضرر این است که بیتالمال خالی میشود و پول مردم به جیب یک شخص طماع و حریص و خودخواه و زیادهطلب میرود.
ضرر دوم این است، کسانی که میخواهند با پول خود در کشور فعالیت اقتصادی کنند-کارخانه تاسیس کنند، مزرعه راه بیندازند و تولید کنند- وقتی دیدند از راههای نامشروع میشود این همه ثروت به دست آورد، آنها هم تشویق میشوند که بروند کار نامشروع بکنند. عدهای میگویند با مفاسد اقتصادی مبارزه موجب میشود که سرمایهداران سرمایهگذاری نکنند. اما من میگویم قضیه عکس است اگر با فساد اقتصادی مبارزه نشود هر سرمایهداری وسوسه و تشویق میشود که به جای وارد شدن به کار پردردسر تولید و مقدمات آن و راههای طولانی دیگر، برود مشغول بندوبست و کارهای فسادانگیز بشود. یک فاسد، دیگران را هم به فساد میکشاند و تشویق میکند. بنابراین ضرر دوم این است که کشور از فعالیت اقتصادی باز خواهد ماند.
ضرر سوم این است که آدم فساد وقتی بخواهد از بیتالمال مسلمانان استفاده کند، به طور مستقیم که او را راه نمیدهند، مجبور است به مدیران و مسئولان و هر کسی که سر راه او قرار دارد، رشوه بدهد. هر کسی هم نمیتواند در مقابل رشوه مقاومت کند. البته بعضیها مقاومت میکنند، بعضی هم دانسته یا ندانسته تسلیم میشوند.
بنابراین آدم فاسد برای رسیدن به هدف خود، با رشوه و شیرینی دادن، عدهای را فاسد میکند، مدیران را فاسد میکند، ماموران را فاسد میکند، مامور بانک را فاسد میکند، مامور فلان وزارتخانه را فاسد میکند.
ضرر چهارم این است که وقتی پول و لقمه حرام در بین مردم و نخبگان و زبدگان رایج شد، گناه رایج میشود "امرنا مترفیها ففسقوا فیها" (اسرا: 16) وارد شدن در میدان فساد مالی، مقدمه ورود به میدان فساد اخلاقی و فساد جنسی و فساد شهوانی و انواع و اقسام فسادهاست.
ضرر پنجم اینکه وقتی مدیران و مردمی فاسد شدند، این میشود پایگاه دشمن خارجی، دشمن خارجی از آدمهای فاسد برای اهداف سیاسی خود در کشور خوب استفاده میکند. مبارزه با فساد، یک جهاد همه جانبه است. من از مسئولان کشور خواهش میکنم این جهاد عظیم را به اغراض سیاسی آلوده نکنند. اگر مسئولان کشور آن خودآگاهی لازم را داشته باشند آنگاه میفهمند که امروز مبارزه با فساد لازم است و یک جهاد است. نشناختن موقعیت و خطر، همان ناخودآگاهی است که این خود خطر بسیار بزرگی است."