حنیف غفاری
یک نظرسنجی خیرهکننده
نتیجه نظرسنجی اخیر مجله آلمانی "اشپیگل" نشان میدهد ک که "دالایی لاما" رهبر دینی تبت در آلمان نسبت به "پاپ" رهبر کاتولیکهای جهان محبوبیت بیشتری دارد. این نظرسنجی نشان میدهد که 44 درصد از آلمانیهای شرکتکننده در این نظرسنجی، رهبر دینی تبت و 42 درصد پاپ را بعنوان "الگو" برمیگزینند.
طبق همین نظرسنجی، همچنین دالایی لاما در میان جوانان و قشر تحصیلکرده از محبوبیت بیشتری برخوردار است. به نوشته پایگاه خبری دویچهوله، دالایی لاما رهبر صلحجوی بوداییان تبت و برنده جایزه صلح نوبل از تاریخ 19 ژوئیه (28 تیر) به مدت 10 روز میهمان شهر بندری "هامبورگ" است.
از واتیکان رم تا سرزمین تبت
به راستی چرا دالاییلاما از پاپ بندیکت شانزدهم محبوبتر است؟ به عبارت دیگر دالایی لاما چه خصلتی دارد که رهبر کنونی کاتولیکهای جهان فاقد آن است؟ دالایی لاما بارها مصرفگرایی موجود در غرب را مورد انتقاد قرار داده است. به عقیده وی انسانها باید از قید و بندهایی که مصرفگرایی ایجاد میکند آزاد شوند. واقعیت امر این است که بسیاری از بیبندوباریهای موجود در اروپا از همین مصرفگرایی ناشی میشود. "مهار مصرفگرایی" در شرایط فعلی به یکی از خواستههای اصلی قشر آگاه و تحصیلکرده در غرب تبدیل شده است. اما این نیاز مهم از سوی "پاپ بندیکت شانزدهم" مورد توجه قرار نگرفته است. به عبارت دیگر واتیکان رم طی دوران زعامت بندیکت شانزدهم گامی عینی و مهم را جهت مقابله با "مصرفگرایی کشنده" در غرب بر نداشته است.
دالایی لاما و شورای امنیت
دالایی لاما سال گذشته طی اظهاراتی شجاعانه ساختار موجود در سازمان ملل متحد را به چالش کشید.
وی خواستار پایان دادن به فساد و نیرنگ در سطح عالیمرتبه میان قدرتهای هستهای در سازمان ملل متحد شده است. رهبر معنوی بودائیان نظام کنونی سازمان ملل متحد را قدیمی توصیف کرد که قادر به انعکاس حقیقت جهان امروز نیست. به اعتقاد دالایی لاما گسترش اعضای سازمان ملل از یک طرف و پنج عضوی بودن شورای امنیت از سوی دیگر کاملا غیردمکراتیک به نظر میرسد.
دالایی لاما در سخنان خود جریان سلطه در جهان را مورد انتقاد قرار داده و تاکید نموده است کشورهای عضو شورای امنیت که دارای سلاح هستهای هستند از حق دائمی سلطه بر کشورهای دیگر برخوردار نیستند.
انتخاب پاپ به عنوان رهبر جدید کاتولیکهای جهان ردپای نومحافظهکاران آمریکا و دموکرات چهاردهمین دالاییمالای معتقد است که نوعی فساد در سطح عالیمرتبه در این سازمان وجود دارد که نتیجه آن را میتوان در آفریقا و دارفور مشاهده کرد.
این سخنان واقعبینانه نشان میدهد که رهبر بودائیان تبت از ایستادگی در برابر ساختارهای هنجارشکن و نمادهای زور و سلطه در نظام بینالملل ابایی ندارد. اما پاپ این روحیه و ظرفیت را ندارد. برخی از تحلیلگران مسائل دینی معتقدند که پس از مرگ "پاپ ژان پل دوم"، کاخ سفید و کشورهای حامی اشغال عراق خواهان جانشینی فردی بودند که بتواند در مسیر هموارسازی جریان سلطه و حمایت از لابی صهیونیسم گام بردارد و پاپ بندیکت شانزدهم بهترین گزینه در این راستا به شمار میرفت. از این رو در پشت پرده مسیحیهای افراطی اروپا مانند آنگلا مرکل به چشم میخورد. متاسفانه اقدامات پاپ پس از حضور در واتیکان رم به گونهای بود که این ذهنیت را تقویت نمود. هر چند که بندیکت شانزدهم ادعا میکند که به مسائل سیاسی اهمیتی نمیدهد، اما رفتار وی نشان میدهد که وی چندان نیز با سیاست بیگانه نیست.
پاپ هرگز ساختار موجود در شورای امنیت سازمان ملل متحد را به چالش نکشیده است. زیرا حضور خود در راس واتیکان را معلول حمایت آمریکا و رژیم اشغالگر قدس میداند. او هرگز از جرج بوش نخواسته است تا از کشتار در عراق دست بردارد و در مقابل با اظهارات نسنجیده خود در خصوص مسلمانان موجبات خشم و ناراحتی پیروان کاملترین دین آسمانی را فراهم ساخت.