تاریخ انتشار : ۱۸ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۹  ، 
کد خبر : ۳۵۰۶۲
تحلیلی بر روابط پشت پرده کاخ سفید و القاعده

تروریسم؛ چند بام و چند هوا

سحاب فاطمی اشاره: از زمان آغاز ریاست‌جمهورى جرج بوش، نام "القاعده"‌ به عنوان دشمن اصلى امنیت بین‌المللى بر سر زبانها افتاده است. این روند پس از وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 شدت یافت. نومحافظه‌کاران ایالات متحده آمریکا سعى کرده‌اند از "القاعده" دیوى بدترکیب و خطرناک بسازند که در بسیارى موارد وجود خارجى ندارد.

شمارش معکوس براى آتشبازى نیویورک

"همه چیز براى برخورد هواپیماها با برج‌هاى دوقلو آماده است". این پیام به صورت همزمان براى مقامات کاخ سفید، پنتاگون، سیا و موساد مخابره شد. 4000 صهیونیست شاغل در برج‌هاى تجارت جهانى آن روز به توصیه موساد بر سر کار حاضر نشده بودند. بالاخره دو هواپیماى مسافربرى که تا لحظه برخورد با برج‌هاى دوقلو‌ در آسمان آمریکا شناسایى نشده بودند! مرحله نهایى پروژه 11 سپتامبر را تکمیل کردند.

ساعاتى پس از وقوع حادثه مقامات امنیتى آمریکا اعلام نمودند که خلبان هواپیما و هویت آن را شناسایى کرده‌اند! به راستى چگونه ممکن است پلیس فدرال آمریکا که در مشاهده پرواز مشکوک دو هواپیما در ارتفاع پایین عاجز مانده است، گذرنامه خلبان سعودى‌تبار یکى از هواپیماهاى مسافربرى را از زیر خروارها خاک بیرون آورد؟ سوالى که حتى افکار عمومى ‌آمریکا جرات پرسیدن آن از نومحافظه‌کاران را به خود نمى‌دهند؟

به راستى وزن "القاعده" ‌در حادثه 11 سپتامبر 2001 چه اندازه بوده است؟ باید پاسخ داد: وزنى معادل "هیچ"! "اسامه بن لادن"‌ و همراهانش تنها لایه‌اى بودند که بر محتواى حادثه خودساخته 11 سپتامبر کشیده شدند. رسانه‌هاى وابسته به جریان صهیونیسم ترسیم کاذبى از جریان 11 سپتامبر ارائه دادند. مطابق این ترسیم "القاعده" طراح و مجرى انهدام برج‌هاى دوقلو محسوب مى‌شد. "بن لادن"‌در اینجا دریافت که "بوش پسر" کمى‌در معامله پشت پرده با وى قواعد دوستى را زیرپا گذاشته است.

تکرار سریال 11 سپتامبر در اردن

در سال 2005 میلادى سناریوى مشابهى در "امان" ‌پایتخت اردن نوشته واجرا شد. این بار انفجار در یکى از هتل‌هاى "امان" صورت گرفت و در جریان آن افراد زیادى از جمله "مصطفى عقاد" کارگردان مشهور عرب نیز جان خود را از دست دادند. وجه مشترک این حادثه با آنچه سال 2001 در نیویورک رخ داد، یکى عدم حضور صهیونیست‌ها در لحظه وقوع حادثه و دیگرى نسبت دادن آن به "القاعده" بود.

به راستى القاعده تا این حد درسرتاسر جهان نیرو، امکانات در اختیار دارد؟‌ آیا اذهان متصلب و ساکن سران این گروهک! توان سازماندهى عملیات‌هایى مشابه 11 سپتامبر را دارد؟ اگر پاسخ مثبت است چرا این ابتکار عمل را در جریان سقوط یک هفته‌اى و راحت طالبان شاهد نبودیم؟ آیا "اسامه بن لادن" و "ملاعمر"‌این عملیات را از کوههاى مرزى پاکستان و آن هم در حالت تعقیب و گریز هدایت مى‌کنند؟! آیا "القاعده" خود سازمان، گروه یا دسته‌اى مستقل است یا در پشت پرده ارتباطاتى با مقامات آمریکایى دارد؟

اشباح بدون ردپا در اردوگاه نهرالبارد

اماالقاعده همواره خود را در مواقع انفجار آشکار نمى‌کند! در جریان درگیرى‌هاى اخیر در لبنان شاهد بودیم که گروهى مجهول الهویه به نام "فتح الاسلام" در اردوگاه "نهرالبلاد" سنگر گرفته‌ و موجب ناآرامى‌در شمال لبنان را فراهم نمودند.

فرزندان عموسام نیز از این فرصت به خوبى براى ارسال کمکهاى نظامى ‌و تسلیحاتى به دولت نامشروع سنیوره استفاده کردند و به بهانه جلوگیرى از گسترش درگیرى در لبنان، سلاح‌هاى مختلفى را توسط هلى‌کوپتر براى هواداران جریان 14 مارس ارسال نمودند. نکته جالب توجه اینکه براساس آخرین اطلاعات، برخى از اعضاى "فتح‌الاسلام" نسبت به ارتباطات خود با "فواد سنیوره" اعتراف نموده‌اند! یعنى طرفین درگیر خود دوستانى هستند که در ماوراى "نبرد" به تامین منافع مولدان اصلى خود یعنى ایالات متحده آمریکا و رژیم اشغالگر قدس مى‌اندیشند. شاید بتوان ارتباط دولت سنیوره و جریان فتح‌الاسلام را ماکت و نمونه‌اى محلى و منطقه‌اى از روابط کلان آمریکا و القاعده دانست.

اگر دقت کنیم، القاعده در اکثر عملیات‌هاى خود به سود کاخ سفید و تل‌آویو وارد عمل مى‌شود. افراد تندروى سلفى و وهابى جملگى تحت "مدیریت واحدی" هدایت مى‌شوند.

این حقیقت تلخ را مى‌توان از تشابهى که میان عملیات‌هاى تروریستى مختلف در عراق وجود دارد، مشاهده نمود.

القاعده را مى‌توان مجرى طرح‌هاى کاخ سفید در خاورمیانه دانست. این "تروریسم مکمل"‌ در سایه تروریسم مولد به حیات خود ادامه مى‌دهد.

در فاصله سالهاى 1994 تا 2001 میلادی، کاخ سفید ترجیح داد تا القاعده در کانون معادلات سیاسى "کابل" متمرکز باشد. اما از سال 2001 به بعد آمریکا نیاز به یک "اهرم اجرایی" براى ساماندهى طرح‌هاى خود در خاورمیانه داشت. از این رو بوش و بن لادن توافق نانوشته‌اى را با یکدیگر امضا کردند که مطابق آن القاعده مى‌بایست نقش تکمیل‌کننده سیاست‌هاى آمریکا را ایفا نماید.

عملیات القاعده در عراق

پس از استیصال نیروهاى آمریکایى در عراق، نیروهاى القاعده به دستور کاخ سفید براى برهم ریختن توازن امنیتى این کشور به سود "توجیه حضور نیروهاى آمریکایی" وارد صحنه شدند. اگر مقایسه‌اى ساده میان کشته شدگان آمریکا و عراقى انجام دهیم، در مى‌یابیم که فعالیت اصلى القاعده بر کشتن مردم بى‌گناه عراقى تمرکز یافته است.

این مسئله هنگامى‌حساسیت‌برانگیزتر مى‌شود که دریابیم اغلب عملیات نظامى ‌نیروهاى القاعده در مناطق تحت حفظ و کنترل نیروهاى اشغالگر صورت مى‌گیرد و در عین حال کمترین آسیب را به آنها وارد مى‌سازد.

رد پاى القاعده و کاخ سفید در انفجار سامرا

"جان نگروپونته"‌ رئیس سابق سازمان جاسوسى آمریکا یکى از رابطین اصلى سران القاعده و کاخ سفید محسوب مى‌شود. در جریان انفجار اخیر در حرمین عسگریین (علیهما السلام) نقش "نگروپونته" و نیروهاى القاعده بلاانکار بود. دولت بوش که خود را به شدت از سوى دموکرات‌هاى کنگره در فشار مى‌دید، مسئله را با سران سیا در میان گذاشت. آنها نیز تصمیم گرفتند تا با واسطه‌گرى "جان نگروپونته" نیروهاى القاعده را جهت ایجاد موج جدیدى از درگیرى‌هاى قومى ‌و مذهبى در عراق سازماندهى کنند.

دموکراتهاى آمریکا در مقابل ارتباطات کاخ سفید و القاعده قهرا واکنشى نشان نمى‌دهند. ارتباط پشت پرده واشنگتن و القاعده به عنوان مسئله‌اى کلان در سیاست خارجى آمریکا پذیرفته شده است. از این رو دموکراتها به خوبى مى‌دانند که "القاعده" در دوران قدرت آنها نیز همانند "ابزارى همیشه در دسترس" در اختیار آنها خواهد بود. از این رو آگاهى خود نسبت به ارتباطات بوش و بن لادن را پنهان مى‌نمایند. جمهوریخواهان افراطى نیز از همین نقطه ضعف دموکراتها در جهت جذب بودجه اشغال عراق استفاده مى‌کنند.

آغاز پروژه‌اى جدید در کابل

زمانى که حامد کرزاى از طالبان جهت حضور مجدد در معادلات سیاسى افغانستان دعوت نمود، افکار عمومى‌ جهان نسبت به یک مسئله متمرکز شد، "دلیل بازگشت مجدد طالبان به قدرت چیست؟" پاسخ این سوال را نیز باید در ارتباطات القاعده و کاخ سفید جستجو نمود. نیروهاى طالبان، در حال حاضر در انتظار پاداش کاخ سفید به مناسبت همراهى آنها در واگذارى قدرت هستند. البته از دیدگاه برخى از اعضاى القاعده اعطاى این پاداش کمى ‌به تعویق افتاده است! از این رو بعضا شاهد تحرکات برخى از اعضاى القاعده علیه نیروهاى کاخ سفید در افغانستان هستیم.

به نظر مى‌رسد که در آینده‌اى نه چندان دور پروژه همکارى القاعده و آمریکا در افغانستان کلید خواهد خورد. این موضوع فرصت مناسبى جهت کشف ارتباطات این دو مظهر اصلى تروریسم بین‌المللى از ابتداى سال 2000 میلادى محسوب مى‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات