پس از اینکه کالین پاول، وزیر امور خارجه سابق دولت بوش نسبت به عدم برنامهریزى نومحافظهکاران براى روزهاى پس از اشغال عراق تاکید کرد، گرانىها از سرنوشت کاخ سفید در خاورمیانه در روندى مستقیم افزایش پیدا کرده است. نومحافظهکاران سعى داشتند در ابتداى سال 2003 میلادى اشغال عراق را به عنوان هدفى مدون و طرحریزى شده براى افکار عمومى آمریکا تشریح نمایند. اما گذشت زمان نشان داد که "اشغال عراق"طرحى مستقل و کارآمد نبوده و تنها جزیى از آرمانهاى پوچ و محکوم به شکست شوراى دوازده نفره نومحافظهکاران به شمار میرفته است. اصرار شدید بوش،رایس،چنى و رامسفلد جهت آغاز هرچه سریعتر اشغال عراق سبب شد تا انتقادات جمهوریخواهان سنتى مورد توجه کاخ سفید قرار نگیرد.حتى کالین پاول نیز علىرغم آگاهى نسبت به نادرست بودن مسیر "اشغال عراق"مجبور شد تا هدایت سکان جنگ را در مقاطع حساس اولیه برعهده بگیرد.
در حال حاضر حدود 4 سال از اشغال عراق مىگذرد. عراق به باتلاق بىانتهایى تبدیل شده است که هر لحظه نومحافظهکاران را به نقطه سقوط نزدیکتر میکند. خروج یا عدم خروج نیروهاى آمریکایى از عراق،هر دو براى سیاستمداران آمریکایى حکم شکست را دارد. به عبارت دیگر زمان بحث بر سر "جلوگیرى از شکست" در آمریکا فرا رسیده است و تاریخ سیاست خارجى آمریکا ناچار است تا شکست عراق را در کنار شکست در خلیج خوکها و ویتنام ثبت نماید. در چنین شرایطى جمهوریخواهان و دموکراتهاى آمریکا بر سر مساله خروج یا عدم خروج از عراق با یکدیگر اختلافنظر دارند. هیچ یک از دو حزب اصلى آمریکا حاضر به نرمش در قبال این مساله نیستند، زیرا این مساله شانس پیروزى آنها در انتخابات سال 2008 میلادى را کاهش مىدهد. بحران عراق به گونهاى شدید است که حتى رقابتهاى انتخاباتى سال 2008 نیز نتوانسته است آن را تحتالشعاع خود قرار دهد. دموکراتهاى آمریکا به خوبى مىدانند که حتى در صورت پیروزى در انتخابات نیز قسمت اعظمى از بار سنگین عراق بر دوش آنها خواهد افتاد. از این رو دغدغه خروج از عراق لحظهاى آنها را آرام نمىگذارد.
نکته بعدى را باید در جبهه جمهوریخواهان جست و جو نمود. بوش پسر از اکنون اطمینان دارد که حزب جمهوریخواه پیروز انتخابات سال 2008 نخواهد بود. از این رو ترجیح مىدهد تا آخرین لحظه حضور در کاخ سفید به سیاستهاى خود در عراق ادامه دهد. اما خروج نیروهاى نظامى آمریکا در عراق به مطالبه طیف سنتى جمهوریخواه نیز تبدیل شده است و همین مساله دردسرهاى نومحافظهکاران را دو چندان ساخته است. حتى برخى از سناتورهاى سنا و نمایندگان کنگره آمریکا که وابستگى حزبى به جمهوریخواهان دارند، مخالفت علنى خود را با سیاستهاى بوش در عراق اعلام نمودهاند. این در حالیست که بسیارى از مخالفان درون حزبى بوش ترجیح مىدهند مخالفت خود را به صورتى مخفیانه مطرح نمایند.
نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهورى آمریکا از عراقىها خواست از کشتار یکدیگر دست بکشند و متعهد شد که نیروهاى آمریکا را به وطن بازگرداند.
دموکراتها و مسئله عراق
هیلارى کلینتون، سناتور دموکرات ایالت نیویورک و همسر بیل کلینتون، رئیسجمهورى پیشین آمریکا با انتقاد شدید از دولت نورى مالکی، نخستوزیر عراق از جرج بوش، رئیسجمهور کنونى آن خواسته است تا خروج نظامیان آمریکا از این کشور را هر چه سریعتر آغاز کنند.
نامزد احتمالى دموکراتها در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 در این خصوص معتقد است:
«عراقىها باید تصمیم بگیرند آیا مىخواهند به این کشتار یکدیگر ادامه دهند یا خیر. در عراق یک گروه علیه گروه دیگر نیستند بلکه چندین گروه علیه هم فعالند. مردان و زنان ما در خیابانهاى بغداد نمىدانند چه خبر است. آنها نمىدانند طرف کدام یک از گروهها را بگیرند. به نظر من وقت آن فرا رسیده که نیروهاى خود را به وطن بازگردانیم.»
این اظهارات در حالى است که خود هیلارى کلینتون با مشکل بزرگ حمایت از تهاجم به عراق مواجه بوده و بخاطر راى مثبت خود عذرخواهى نکرده است. مساله اصلى اینجاست که چگونه حامى اولیه جنگ عراق به مخالف اصلى بوش و اشغال تبدیل شده است؟ از سوى دیگر، اظهارات هیلارى کلینتون نشان مىدهد که وى به هیچ عنوان نسبت به بحران عراق درک صحیحى ندارد. او نیز همانند بوش. سایر جمهوریخواهان افراطى مخالف ایجاد دولت وحدت ملى در عراق است. نکته جالب توجه اینکه هیلارى کلینتون، اوضاع عراق را محصول درگیریهاى قومى و مذهبى ملت عراق با یکدیگر مىداند، اما به منشا این درگیریها، یعنى کاخ سفید اشارهاى نمىکند.
جمهوریخواهان و ارائه راهحل سوم
جیمز گیلمور" یکى از نامزدهاى ریاست جمهورى آمریکا براى انتخابات سال 2008 در نامه سرگشادهاى به "جرج بوش" نوشته است:
"من همیشه گفته بودم به طرح جدید شما در عراق باید فرصت داد تا به نتیجه برسد، ولى گزارشهاى اخیر نشان مىدهد حملات علیه نیروهاى ما، پلیس عراق و غیرنظامیان عراقى رو به کاهش نیست و این طرح باید بازنگرى شود.
وى در این نامه که روزنامه "واشنگتن پست" منتشر شد، گفته است: تلاش براى مبارزه در یک جنگ چریکى در شهرها و شهرکهاى عراق فرصتهاى جدید براى دشمنان تروریستى همچون القاعده و فضایى را براى جنگ داخلى بین شیعه و سنى ایجاد کرده است.
گیلمور تصریح کرده است مشکلات موجود در خاورمیانه هیچ ارتباطى به آمریکا ندارد و در جهت منافع آمریکا نیست و لذا ما باید تنها براى مسائلى مبارزه کنیم که به نفع آمریکا باشد.
این نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات آتى ریاستجمهورى افزوده است من هم همچون شما با سیاست دمکراتها براى خروج فورى یا عقبنشینى بر اساس جدول زمانى مخالفت کردم. متاسفانه آنها براى اینکه در داخل کشور به امتیازهاى سیاسى دست یابند به نظرسنجىها توجه و براساس آن عمل مىکنند ولى من معتقدم ما سیاستهاى کنونى را نیز نمىتوانیم ادامه دهیم و باید راه سومىبیابیم.
ما به عنوان یک اشغالگر رفتار مىکنیم و آینده عراق را تعریف خواهیم کرد، ما میزان قدرت ارتش آنها را پیشنهاد مىکنیم و به پارلمان آنها دستور مىدهیم، برخى از سیاستمداران هم پیشنهاد کردهاند که ما عراق را تقسیم کنیم و از همه بدتر اینکه ما گفتهایم براى آنها "معیارهایی" در نظر خواهیم گرفت که اگر به آن عمل نکنند از عراق خارج خواهیم شد.
ادامه اظهارات گلیمور در این خصوص حاوى نکات فابل تاملى است:
"به نظر من ما باید اهداف خود را بر اساس منافع ملى آمریکا تعیین کنیم و به مردم عراق اجازه دهیم به فکر منافع ملى خود باشند. این به نفع آمریکا است که از روى کار آمدن دولتى که مخالف آمریکا باشد جلوگیرى کند. ما نمىتوانیم عراق را به صورت ناگهانى رها کنیم. از نظر من تنها راه جایگزین واقعگرایانه یک عقبنشینى پیشبینى شده و استقرار مجدد نیروهاى باقى مانده در منطقه است تا بتوانند به صورت موثر و دقیق ماموریتهاى خود را انجام دهند. روش کنونى براى کاهش نیروها در عراق، ضمن حفظ حضور نظامى و انجام عملیات ویژه علیه تروریستها باعث حفظ جان آمریکایىها و مالیات مردم آمریکا خواهد شد. با حضور ارتش آمریکا در عراق، قدرت و منافع آمریکا یعنى محافظت از امنیت ملى ما، محافظت از حق موجودیت اسراییل و جلوگیرى از وقوع یک جنگ عمومى در خاورمیانه، تحلیل رفته است."
نکته اولى که در این راستا به ذهن مىرسد، عدم تعریف "منافع ملى آمریکا" توسط حزب جمهوریخواه است.بر مبناى نگرش حاکم بر کاخ سفید،ایجاد نا آرامىو جنگ در خاورمیانه دقیقا با اهداف کلان و استراتژیهاى آمریکا مطابقت دارد. حال ممکن است که این نوع نگاه در طیف سنتى جمهوریخواهان کمتر نمود داشته باشد. از سوى دیگر میان "عقبنشینى پیشبینى شده" و "استقرار مجدد نیروهاى باقیمانده در منطقه" تعارض وجود دارد.این تعارض زمانى تشدید میشود که آن را در مقوله "زمان"بگنجانیم. به عبارت دیگر نمىتوان شاهد به فعلیت رسیدن این دو در زمانى واحد یا حتى نزدیک به یکدیگر بود.
فرضیه نهایی
از آنجایى که نقطه نظرات دیگر نامزدهاى احتمالى ریاستجمهورى آمریکا نیز مشابه این دو است، مىتوان از جمعبندى نقطهنظرات هیلارى کلینتون و جیمز گیلمور به یک نتیجه واحد دست یافت: اینکه دولت دموکرات یا جمهوریخواه بعدى در ایالات متحده آمریکا موضع محکم و کارشناسانهاى در قبال بحران عراق نخواهد داشت.اگر هیلارى کلینتون بتواند به عنوان نخستین رئیسجمهور زن آمریکا برگزیده شود،باید شاهد برخورد سلبى دموکراتها با جریانهاى برخاسته از اراده مردم در عراق باشیم.البته این مخالفت به سبک مخصوص دموکراتها صورت مىگیرد. همچنین شاهد خواهیم بود که سطح تحلیل مسائل سیاسى و بینالمللى در آمریکا افت خواهد کرد و حتى ممکن است به میزانى پایینتر از دوران بوش برسد.این مساله را مىتوان از نوع نگاه هیلارى کلینتون نسبت به وضعیت عراق مشاهده کرد. تحلیل وى از اوضاع عراق به گونهاى است که گویا وى از یک "کانون بحران مستقل"سخن به میان مىآورد. هیلارى نقش عوامل خارجى از جمله حضور اشغالگران و تلاش دولت بوش جهت تخریب دولت نورى المالکى را کاملا نادیده مىانگارد و از زاویهاى غیر عاقلانه به واکاوى بحران عراق مىپردازد.
در صورت سرکار آمدن دولتى جمهوریخواه در "آمریکا اوضاع به مراتب بدتر خواهد بود.زیرا درگیرى درون حزبى در میان طرفداران ادامه اشغال به نقطه اوج خود خواهد رسید و مساله خروج نیروهاى آمریکایى از عراق مخدوش خواهد ماند. اگر جولیانى یا هر شخص دیگرى از حزب جمهوریخواه، رئیسجمهور آمریکا شود، ناچار خواهد بود تا رویه موجود در زمان بوش را برهم زند و با رویکردى تازه در عراق مانور دهد. اما تا این رویکرد تازه بخواهد تدوین شود و با موافقت طیفهاى مختلف جمهوریخواه همراه شود، دوران 4 ساله قدرت به پایان خواهد رسید!
نتایج یک نظرسنجى جدید که توسط "مرکز تحقیقاتى براى مردم و مطبوعات" در واشنگتن صورت گرفت، نشان مىدهد که بیش از 56 درصد از مردم آمریکا بدون در نظر گرفتن شرایط کنونى عراق، خواستار خروج نظامیان آمریکایى از عراق هستند.
در این نظرسنجى که آمار آن نسبت به نظرسنجى ماه آوریل سه درصد افزایش داشته، سوال اصلى مطرح شده درباره خروج نظامیان آمریکایى از عراق بود که 56 درصد موافق خروج نیروهاى کشورشان از عراق بودند.
در سوال دیگرى که درباره ارائه جدول زمانبندى خروج نیروهاى آمریکایى از عراق مطرح شد 58؛ درصد از مردم آمریکا با ارائه آن موافق و 35 درصد مخالف خروج نیروهاى آمریکایى در قالب جدول زمانبندى بودند.
لازم به ذکر است در یک نظر سنجى که بیش از این توسط روزنامه نیویورک تایمز انجام شده بود61درصد از شرکتکنندگان معتقد بودند که آمریکا نیازمند چنین جنگى نبوده و تنها 35 درصد جنگ را یک اقدام مثبت از سوى کشورشان مىدانند.
همین نظرسنجى نشان مىدهد که تنها 20 درصد از آمریکایىها معتقدند افزایش شمار نظامیان آمریکایى در عراق مىتواند در تغییر روند جنگ موثر باشد و حدود 72 درصد هم مىگویند که کشورشان در عراق "راه خطا" را در پیش گرفته که این رقم در قیاس با نتایج نظرسنجىهاى قبلی، بىسابقه بوده است.
در نهایت اینکه معماى عراق هر لحظه براى دموکراتها و جمهوریخواهان ایالات متحده آمریکا پررنگتر مىشود. معمایى دیگر راهحلى نمىتوان براى آن پیدا نمود.