حامد رشیدی
با نزدیکتر شدن به موعد برگزارى انتخابات ریاستجمهورى ایالات متحده آمریکا شاهد هستیم که هر یک از نامزدهاى جمهوریخواه و دموکرات،مسئله عراق را به عنوان اصلىترین بحران سیاست خارجى دولت نومحافظه کار آمریکا مورد بررسى قرار مىدهند.در این میان افرادى مانند "جولیانی"و "جان مک کین"بحث تغییر مدیریت در جنگ عراق را مطرح مىکنند و از سوى دیگر دموکراتهایى مانند سناتور "باراک اوباما"و هیلارى کلینتون"بر بازگشت نیروهاى آمریکایى تاکید دارند.
جمهوریخواهان و دموکراتهاى شرکتکننده در رقابتهاى اولیه انتخابات آمریکا در مرحله نخست سعى دارند تا وجه تمایز خود را با "جرج واکر بوش" به عنوان بدترین و منفورترین رئیسجمهور تاریخ ابالات متحده آمریکا مشخص نمایند. برخى از نامزدهاى انتخابات نیز در راستاى موجه ساختن چهره علمى و تئوریک خود سعى دارند تا راهحل متفاوتى را در خصوص "اشغال عراق" پیشنهاد دهند.
جیمز گیلمور" یکى از نامزدهاى ریاست جمهورى آمریکا براى انتخابات سال 2008 در نامه سرگشادهاى به "جرج بوش" نوشته است:
من همیشه گفته بودم به طرح جدید شما در عراق باید فرصت داد تا به نتیجه برسد، ولى گزارشهاى اخیر نشان مىدهد حملات علیه نیروهاى ما، پلیس عراق و غیرنظامیان عراقى رو به کاهش نیست و این طرح باید بازنگرى شود. مشکلات موجود در خاورمیانه هیچ ارتباطى به آمریکا ندارد و در جهت منافع آمریکا نیست و لذا ما باید تنها براى مسائلى مبارزه کنیم که به نفع آمریکا باشد. من هم همچون شما با سیاست دموکراتها براى خروج فورى یا عقبنشینى بر اساس جدول زمانى مخالفت کردم. متاسفانه آنها براى اینکه در داخل کشور به امتیازهاى سیاسى دست یابند به نظرسنجىها توجه و براساس آن عمل مىکنند ولى من معتقدم ما سیاستهاى کنونى را نیز نمىتوانیم ادامه دهیم و باید راه سومى بیابیم.
ما نمىتوانیم عراق را به صورت ناگهانى رها کنیم. از نظر من تنها راه جایگزین واقعگرایانه یک عقب نشینى پیشبینى شده و استقرار مجدد نیروهاى باقى مانده در منطقه است تا بتوانند به صورت موثر و دقیق ماموریتهاى خود را انجام دهند. رفتارهاى کنونى ما در عراق مانع از رسیدن به اهدافمان مىشود و من شما را تشویق مىکنم مجددا سیاست خارجى آمریکا را به سمت رسیدن به این اهداف استراتژیک معطوف کنید.
بر خلاف نظر"گلیمور" که در آن رگههایى مشخص از افراطگرى رایج در طیف تندروى حزب جمهوریخواه به چشم مىخورد،نمىتوان راهحل سومى براى حل مسئله عراق بحران زده تصور کرد. ماهیت بحران عراق به گونهاى است که تنها راهحل آن "خروج از عراق" و تنها راهحل تشدید آن "ماندن در عراق"است! در ضمن، با خروج نیروهاى آمریکایى از عراق نیز بحرانهاى بعدى نظیر بازخواست جامعه جهانى و افکار عمومى آمریکا از کاخ سفید و...در انتظار نومحافظهکاران آمریکا و شخص رئیسجمهور این کشور خواهد بود.در چنین شرایطى چگونه مىتوان در جستجوى راهحلى سوم براى آن بود.ماندن یا خروج نیروهاى آمریکایى از عراق هردو براى واشنگتن دربردارنده بار شکست هستند. البته خروج کامل و بدون پیش شرط کاخ سفید از عراق بار این شکست را تنها اندکى سبکتر خواهد کرد.
"جیمز گلیمور" از عقبنشینى برنامهریزى شده و استقرار مجدد نیروهاى باقیمانده در منطقه سخن گفته است. آیا با توجه به وضعیت کنونى ایالات متحده آمریکا در عراق، جمع میان این دو امکانپذیر خواهد بود؟ استقرار مجدد نیروهاى آمریکا در عراق به شدت پر ریسک و هزینهبر خواهد بود. در ضمن این مسئله از سوى ملت عراق به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست.
گلیمور به گونهاى یکجانبه گرایانه راهحل غیرکاربردى خود را ارائه داده است. به گونهاى که گویا کاخ سفید بازیگر اصلى حل بحران عراق است! اما نسبت به آنچه در عراق مىگذرد و آنچه عراقیها مىخواهند توجهى نکرده است.