سعید سبحانی
طى ماههاى اخیر شاهد هستیم که مناسبات کاخ سفید و کاخ کرملین به علت اصرار واشنگتن در خصوص استقرار سیستم دفاع ضدموشکى در خاک اروپا رو به سردى نهاده است. بر این اساس ایالات متحده آمریکا سعى دارد از اهرمها و ابزارهاى مانور خود در آسیاى مرکزى و قفقاز در جهت متقاعد ساختن مسکو استفاده کند. این در حالى است که روسها سعى دارند همچنان در چارچوب "تنش زدایی"و پرهیز از رویارویى جدى با سیاستهاى آمریکا عمل کنند. ولادیمیر پوتین و سرگئى لاوروف در طول دوران حاکمیت خود به هدایتگران معادلهاى تبدیل شدهاند که محصول نهایى آن تضعیف موقعیت روسیه در نظام بینالملل است.
هر چند که برخى از تئوریسینهاى روس استدلال مىکنند که مسکو مجبور است در مقطع کنونى چنین رفتارى را در پیش گیرد و "پیشرفت بالقوه خود در آینده" را در سایه "کرنش بالفعل کنونى خود در برابر آمریکا" عینیت بخشد، امابر خلاف آنچه این افراد مىاندیشند میان حال و آینده روسیه رابطهاى مستقیم و موثر ایجاد نشده است. یا شاید بهتر باشد بگوییم که این ارتباط تنها بر روى صفحات کاغذ معنا یافته است! واقعیتى که دارد در کاخ کرملین رخ مىدهد تلخ ولى "بلا انکار" است. اتلاف انرژى سیاسى روسها و محدود شدن کاخ کرملین در مناسبات جهانى به سبب تواضع غیر عاقلانه مسکو در برابر واشنگتن واقعیتى است که نمىتوان از آن به عنوان یک "استراتژى " یا "مبناى رفتاری" نام برد.
روسیه در محاسبات بینالمللى خود دچار نوعى فرافکنى شده است. معادلات روسیه ـ واشنگتن دو طرف دارد.روسیه در نهایت مىتواند امور مربوط به رویکرد و رفتار خود را سازماندهى نماید اما هدایت و نظارت بر آنچه در آمریکا مىگذرد از عهده مسکو خارج است.کاخ سفید در طول سالهاى اخیر از این نقطه ضعف محاسباتى روسها استفاده کرده است. یعنى مسکو را در هالهاى که استراتژیستهاى روسى به دست خود در اطراف کاخ کرملین تنیدهاند محصور ساخته است و از سوى دیگر، خود به نحوى آشکار سیاست تشویق نظام بینالملل نسبت به "گذار از روسیه" راپیاده نموده است. در این خصوص مىتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1ـ دخالت علنى دیک چنى در امور آسیاى مرکزى و قفقاز
2ـ راهاندازى انقلابهاى رنگین در گرجستان و اوکراین
3ـ محکوم نمودن روسیه به نقض حقوق بشر از سوى کاخ سفید
4ـ استقرار سیستم دفاع ضدموشکى آمریکا در چک و لهستان
5ـ هدایت شورشهاى داخلى در مسکو و سنت پترزبورگ با کمک انگلستان
"سردرگمى روسها" برگ برنده غرب طى سالهاى اخیر به شمار آمده است. البته بوش و دیگر نومحافظهکاران ایالات متحده آمریکا سعى دارند خود را "دوست روسیه" نشان دهند! نومحافظهکاران آمریکا در این راستا سعى کردهاند که به منافع مشترک خود و مسکو تکیه نمایند و در کنفرانسهاى خبرى مشترک با مقامات روسى بر مناسبات پایدار خود و کاخ کرملین تاکید نمایند. اما در عمل شاهد هستیم که واشنگتن در جهت سوق دادن مسکو به سوى انزوا از هیچ اقدامى فروگذار نمىکند. در چنین شرایطى رسانههاى وابسته به نومحافظهکاران سعى دارند واقعیت نهفته در ماوراى مناسبات کاخ سفید و روسیه را به گونهاى کاملا وارونه تفسیر نمایند تا به این وسیله از آشکار شدن استراتژى "تضعیف روسیه" که از ابتداى سال 2000 پیاده شده است جلوگیرى نمایند.
روزنامه آمریکایى "وال استریت ژورنال" که وابسته به طیف نومحافظهکاران آمریکا و یکى از رسانههاى توجیهکننده سیاستهاى بوش در نظام بینالملل محسوب مىشود، به نکات جالب توجهى در خصوص مناسبات واشنگتن و مسکو اشاره کرده است:
"پوتین نه بخاطر اینکه به صورت فاجعهبارى برداشتهاى غلطى از نیات آمریکا داشته، بلکه بخاطر اینکه طراح یک سیستم ادارى فاسد در روسیه است که براى بقا به یک سیاست ضدغربى احتیاج دارد روز به روز متخاصمتر خواهد شد.
روسیه مىخواهد آمریکا را از تاسیس سیستم ضدموشکهاى بالستیک در اروپاى شرقى باز دارد و مدعى است که این اقدام باعث تضعیف توانایىهاى بازدارندگى روسیه خواهد شد. این روزنامه افزوده است در نگاه نخست موضع حکومت پوتین به نظر رسوخناپذیر مىرسد..میانگین درآمدها در دوران حکومت پوتین نزدیک به دو برابر شده است و میزان حمایتها از او بیشترشده است در عین حال حکومت پوتین بسیار شکننده است، زیرا این حکومت در قله یک سیستم اجتماعى ناعادلانه قرار دارد و تنها به اندازهاى آزادى به مردم مىدهد که آن را کاملا نسبت به هرگونه تحقیقات جدى بسیار آسیب پذیر مىکند.
بدون شک تلاشهایى صورت خواهد گرفت تا در دیدار پوتین با بوش، روابط میان واشنگتن و مسکو بسیار خوب نشان داده شود، اما این مسئله نباید از طریق یک خودسانسورى از طرف آمریکا صورت گیرد که باعث تغییر رفتار روسیه نشود و در عین حال به آمریکا هیچ احتمالى براى تحتتاثیر قرار دادن آن ندهد. در حقیقت بهترین کارى که بوش مىتواند انجام دهد این است که در مورد ویژگىهاى سیاست متناقض پوتین با او خیلى رک سخن بگوید.
روزنامه «وال استریت ژورنال» به گونهاى مناسبات روسیه و ایالات متحده آمریکا را تحلیل مىکند که گویا "جرج بوش" خواهان ایجاد شفافیت و نمایان شدن توانایى بالقوه روسهاست! در ضمن در تحلیل این روزنامه از اوضاع اجتماعى روسیه نوعى تناقض آشکار وجود دارد: حمایت 70 درصدى مردم روسیه از پوتین چگونه با "شکنندگى حکومت" در روسیه جمعپذیر است؟ شاید بهتر بود که "وال استریت ژورنال"این تحلیل را در قبال جامعه آمریکا بیان مىکرد. زیرا مولفه عدم مقبولیت مردمىبوش که به زیر 30 درصد رسیده است احتمال شکنندگى ساختار سیاسى کاخ سفید را نسبت به روسیه دو چندان مىسازد.
وال استریت ژورنال تاکید کرده است که تظاهر آمریکا به وجود روابط نزدیک و خوب با روسیه نباید در قالب یک "خود سانسوری"صورت بگیرد.اما جزئیات این "خود سانسوری" را تشریح نکرده است.در ضمن نباید فراموش کرد که مطابق واقعیات موجود،بیشتر نیاز خواهد بود که ولادیمیر پوتین در مورد سیاستهاى متناقض بوش در قبال روسیه سخن بگوید! زیرا این تناقض رفتار و عمل آمریکا بارها خود را در حیاط خلوت روسیه نشان داده است. از سوى دیگر به سبب جو حاکم بر معادلات شکل گرفته میان آمریکا و اتحادیه اروپا امکان برقرارى روابطى دوستانه و استراتژیک میان مسکو ـواشنگتن وجود ندارد.
به عبارت دیگر در خصوص ممانعت از حرکت روبه جلوى روسیه نوعى توافق میان آمریکا واتحادیه اروپا صورت گرفته است. بنابر این مىتوان کلیت تحلیل روزنامه نومحافظهکار "وال استریت ژورنال "را مخدوش دانست.