«رابرت گیتس» وزیر دفاع آمریکا با انجام سفر غیرمنتظره به بغداد، خواستار بازگشت بعثیهای به قدرت شد، این اظهارات گیتس، بعد از اعلام موضوع اخیر وی در جریان سفر به اردن که اعلام کرده بود دولت نوریالمالکی نماینده همه مردم عراق نیست، معنی و مفهوم خاصی را در ذهن تداعی میکند و آن اینکه از دیدگاه واشنگتن، گویا بعثیهای جنایتکار با آن پرونده سیاه تقریباً 50 ساله بایستی مورد حمایت قرار گیرند و در فرایند شکلگیری دولت و قدرت، مشارکت داده شوند!
در این زمینه ملاحظات و نکات بسیار مهم و حیاتی فراوانی وجود دارد که برخی از مهمترین موارد آن بشرح زیر هستند:
1- اگر چه بوش کوچک در نخستین روزهای پس از سقوط صدام به مردم عراق وعده داد که صدام و حزب بعث، دیگر هرگز به قدرت باز نخواهند گشت و مردم عراق دیگر آن روزهای سیاه خفقان و کشتار و جنایت را تجربه نخواهند کرد لکن از رفتار مقامات واشنگتن کاملاً روشن بود که آنها هرگز حزب بعث را کنار نگذاشتهاند بلکه با دور کردن آنها از قدرت به صورت مقطعی و گذرا، سیاست چند منظورهای را دنبال میکنند تا از یکطرف «عطش قدرت» در بعثیها افزایش یابد و از طرف دیگر در بهترین فرصت ممکن از بعثیهای تشنه قدرت، بیشترین سوءاستفادههای ممکن بعمل آید.
حتی برخی رژیمهای عربی، آشکارا از آمریکا بخاطر سرنگونی صدام و کنار گذاشتن بعثیها و همچنین قدرت یافتن نسبی شیعیان گلایه کردهاند و خواستار بازگشت «بعث بدون صدام» به قدرت شدهاند. برخی شواهد و قرائن موجود نیز فراهم شدن زمینههای عینی برای تحقق چنین هدفی را نشان میدهد و از جمله اقدام شتابزده آمریکا برای اعدام فوری صدام نیز میتواند با این انگیزه صورت گرفته باشد که با حذف صدام، وی را مقصر اصلی معرفی کرده و شبکه جهنمی حزب بعث را برای اقدامات آینده، دست نخورده حفظ کند. امروزه دیگر سخنی از دادگاه محاکمه سران رژیم بعث در میان نیست و حتی برخی عناصر از جمله «طارق عزیز» به لحاظ گرایش به اصطلاح مسیحی خود در آستانه آزادی کامل از زندان قرار دارد اگر چه گفته میشود که وی یکی از عوامل اصلی اشغالگران در چانهزنیهای سیاسی پشت پرده برای روی کار آوردن مجدد بعثیها بوده است. بدین ترتیب بنظر میرسد که آمریکا تعهدات اولیهاش به مردم عراق را یکی پس از دیگری پس گرفته و دقیقاً عکس آن عمل میکند. قرار بود عراق بهشت دمکراسی خاورمیانه باشد؛ قرار بود آنچنان رشد و توسعه و پیشرفتی را آمریکا در عراق پایهگذاری کند که سایر همسایگان به اوضاع عراق غبطه بخورند؛ قرار بود بعثیهای جنایتکار برای همیشه از قدرت کنار زده شوند ولی این تعهد بوش هم بر عکس، عمل شد.
2- این تصمیم جدید واشنگتن برای استفاده از شبکه جهنمی حزب بعث حتی با کارهای عملی در بغداد هم سازگاری کامل دارد. در حال حاضر ارتش آمریکا به طور شبانهروزی سرگرم احداث یک دیوار امنیتی 5 کیلومتری و به ارتفاع 5/3 متر در اطراف منطقه الاعظمیه است که منطقه سنینشین بغداد را در پناه سپر امنیتی ارتش آمریکا و شبکه جاسوسی و امنیتی واشنگتن قرار دهد.
اگرچه مطابق آمار رسمی، شیعیان قربانیان اصلی حملات تروریستی آمریکا و گروههای سنی، وهابی و بعثی هستند، ولی در تبلیغات آمریکا و اعراب چنین وانمود میشود که گویا شیعیان با ترور سنیها اوضاع عراق را نابسامان کردهاند. آمریکا ادعا میکند که با احداث این دیوار در اطراف منطقه سنینشین بغداد، از شکار سنیها توسط شیعیان جلوگیری میکند.
حال آنکه بنظر میرسد با ایجاد حلقه امنیتی بر اطراف سنیها قرار است عملیات تروریستی علیه شیعیان را تشدید کنند تا شیعیان را خسته کرده و به زانو در آورند.
مردم عراق فراموش نکردهاند که در هفتههای اخیر از منزل یک نماینده سنی در مجلس عراق، مقادیر فراوانی جنگافزار نظامی و ادوات تروریستی به دست آمد و معلوم شد که برخی عناصر سنی حتی از پوشش حکومتی هم برای استتار عملیات تروریستی علیه شیعیان بهره میگیرند. تلاش واشنگتن برای مشارکت علنی بعثیها در قدرت، یک اقدام ضدمردمی آشکار برای دامن زدن به جنگ شیعه و سنی به منظور تقویت زمینههای حضور بعثیها در حکومت جدید عراق است که به اسم «آشتی ملی» توجیه میشود، اما در میدان عمل، یک اقدام جدی و موذیانه برای به حاشیه راندن شیعیان عراق تعبیه شده است.
3- با مروری به پرونده جنایات تروریستی در عراق، رمز و راز بسیاری از این حوادث دردناک و ضدانسانی، بهتر مشخص میگردد و کاملاً روشن است که سرنخ اصلی تمامی این حوادث بطور مستقیم یا غیرمستقیم. در دست اشغالگران است. توجه داشته باشیم که ارتش و نیروهای امنیتی عراق تاکنون در چندین مرحله نتوانستند برخی عناصر اصلی موثر در عملیات تروریستی عراق را دستگیر کنند اما به محض آنکه این خبر در اختیار نظامیان آمریکائی و انگلیسی قرار گرفته است، آنها با حمله برقآسا به محل زندان تروریستیها، آنها را از دست ارتش و نیروهای عراقی گرفتهاند تا آنکه مبادا بر اثر اعترافات آنها، نقش اشغالگران در حوادث تروریستی برملا شود.
ناگفته پیداست که «القاعده» یک گروهک دست پرورده «سیا» است و امروزه با همکاری سلفیها و وهابیها، عمدتاً با استفاده از تروریستهای خارجی از عربستان، امارات، پاکستان، افغانستان و اردن، تغذیه مالی و تجهیزاتی میشوند. تقریباً به طور موازی و براساس یک تفاهم اعلام نشده نیروهای بعثی هم با تشکیل گروههای مختلفی از جمله جیش اسلامی کتائب ثورةالعشرین، انصارالسنه، جیشالمجاهدین و جیش محمد، به همراه گروه فدائیان صدام به عملیات تروریستی علیه شیعیان سرگرمند تا انتقام شکست رژیم بعثی را از شیعیان مظلوم عراق بگیرند.
4- اگر قدری به گذشته برگردیم و خاطرهها را مرور کنیم، به یاد میآوریم که «زلمی خلیلزاد» سفیر آمریکا در عراق، بارها از مذاکرات پشت پرده با گروههای تروریستی و حتی بعثی سخن به میان آورده بود و مرتباً اظهار امیدواری میکرد که با بهرهگیری از بعثیها، اوضاع به آرامش برسد. در واقع هم اشغالگران و هم بعثیها با کشتار دستجمعی و فلهای شیعیان در معابر، مساجد و حتی زیارتگاهها، از یکطرف آنها را قتلعام کرده بازماندگان را خسته و نومید و منفعل کردهاند و از سوی دیگر با ایجاد ناامنی دیروز و آرامشی که ممکن است با به قدرت رسیدن و توقف جنایاتشان حاصل شوند، خود را عامل بازگشت امنیت و آرامش به عراق معرفی میکنند. تصادفی نبود که نخستین ژنرال بعثی در فلوجه به قدرت رسید تا اهداف اشغالگران را تأمین کند و امروزه فلوجه، لانه امن اشغالگران است. رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا در سومین دیدارش از عراق به اردوگاه ارتش آمریکا در نزدیکی فلوجه رفت با ژنرال «دیوید پترائوس» فرمانده نیروهای ائتلافی و سایر فرماندهان نظامی اشغالگران به بحث و تبادلنظر درباره آخرین وضعیت عراق پرداخت و نهایتاً از طرف بازگشت بعثیها به قدرت، پرده برداشت.
در واقع، بازگشت بعثیها به قدرت، چیزی به جز مدالدادن به عاملان جنایات سه ساله اخیر نیست و این در حالیست که اشغالگران بارها اعتراف کردند که بعثیها و فدائیان صدام، عاملان اصلی فجایع عراق هستند. این شرمآورترین پرده از نمایشی است که آمریکا در عراق به راه انداخته است.
5- خوبست یکبار دیگر تحولات چهار ساله اخیر و بویژه فعل و انفعالاتی که منجر به تجاوز اشغالگران به عراق شد را مرور کنیم. کمتر کسی فراموش کرده است که آمریکا و انگلیس با تشکیل اجتماعات متعددی از معارضین سرشناس عراقی چنین وانمود میکردند که گویا به حرف و نظر معارضین و رهبران گروههای مخالف صدام اهمیت میدهند برای آن ارزش قائلند. اما به تدریج دیدیم که رهبران و معارضین سرشناس یا همچون آیتالله سیدمحمدباقر حکیم ترور شدند و به شهادت رسیدند و یا در معرض جوسازی و بدنامی قرار گرفتند و از صحنه حذف شدند و یا آنکه تدریجاً بر اثر تبلیغات گروههای فشار منزوی شدند و به حاشیه رانده شدند.
اکنون از دیدگاه واشنگتن، زمینه برای اجرای مرحله بعدی این نمایش رسوا فراهم است و میتوانند بعثیهای جنایتکار و سازمان جهنمی حزب بعث را دست نخورده و فقط با حذف صدام، به قدرت در عراق بازگردانند.
البته این آرزوی اشغالگران و دشمنان ملت عراق است که آنرا با وقیحانهترین شکل ممکن ابراز کردهاند. اما اینکه آیا این هدف و انگیزه اشغالگران برای به قدرت رساندن بعثیهای شرور با آن کارنامه سیاه و ضدمردمی به نتیجه خواهد رسید یا خیر؟ با در نظر گرفتن ناکامیهای روزافزون اشغالگران در عراق، آرزوئی که اشغالگران، آنرا به گور خواهند برد.