تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۸۷ - ۱۶:۱۱  ، 
کد خبر : ۳۵۱۱۲

دنیای بی‌رنگ ماندلا و جای خالی ما


جاوید قربان‌اوغلی

نلسون ماندلا رهبر نامدار ضدآپارتاید آفریقای جنوبی در مراسم هشتاد و ‌نهمین سالگرد تولد خود، بنیاد جدیدی را تأسیس کرد که هدف آن مبارزه با فقر، ایدز و حل مسائل بغرنج و پیچیده جهان است. ماندلا در مراسمی که به همین مناسبت برگزار می‌شد، آن را گردهمایی افراد و شخصیت‌هایی همچون «رهبران پیشین دولتها، برندگان جایزه صلح نوبل، کارآفرینان بزرگ جهان و خیراندیشان»ی ذکر کرد که «عقلانیت، استقلال رأی و همبستگی» خود را برای مواجهه با سخت‌ترین مشکلات جهان به کار خواهند گرفت.

در بنیاد یا به قول برخی رسانه‌ها باشگاه تازه‌تأسیس ماندلا شخصیتهایی همچون جیمی کارتر (رئیس‌جمهور اسبق آمریکا)، خانم مری رابینسون (نخست‌وزیر سابق ایرلند)، کوفی عنان (دبیرکل سابق سازمان ملل متحد)، محمد یونس (فعال اجتماعی بنگلادشی) همچنین خانم گراسا ماشل همسر ماندلا (بیوه سامورا ماشل رهبر فقید استقلال موزامبیک) و اسقف دزموند توتو (برنده جایزه صلح نوبل و شخصیت برجسته مبارزات ضدآپارتاید آفریقای جنوبی) حضور دارند.

«این گروهی است که می‌تواند آزادانه و جسورانه سخن گفته و با عقلانیت، مستقل و همبستگی در مواجهه با پیچیده‌ترین مشکلات جهانی به صورت علنی و یا در پشت صحنه در صورت نیاز اقدام نماید». ماندلا با بیان این مطلب در توصیف ویژگیهای  گروه تازه‌تأسیس افزود «آنها در کنار هم شجاعت و امید را جایگزین ترس و یأس کرده و توافقات محکمتر را در درگیریهای جهانی تشویق خواهند نمود».

فازغ از اینکه سازوکار اجرای آمال و آرزوهای ماندلا توسط این بنیاد چگونه خواهد بود نمی‌توان از تحسین رهبری غافل شد که حتی در واپسین سالهای زندگی نیز در آرزوی برپایی جهانی شدن که عمری را برای تحقق آن در سرزمین آباء ‌و اجدادی خود مبارزه کرد و 27 سال از بهترین دوران عمر خود را در سیاهچالهای زندانهای مخوف رژیم آپارتاید گذراند.

شاید عبارتی که او در کتاب معروفش راه دشوار آزادی (long Walk to freedom) گفته تفسیر زیبایی از زندگیش باشد: «این داستان، داستان ساده‌ای است. اما پیامی جاودانه دارد. به پاکدامنی، بخشندگی و جوانمردی به شکلی که ما هیچگاه تصور آن را نمی‌توانیم بکنیم پاداش داده خواهد شد.»*

روز گذشته که خبر تأسیس این گروه جدید از طریق پست الکترونیکی «اخبار آفریقای جنوبی» را دریافت کردم، در گوشه راست خبر، عکسی را گذاشته بود که شخصیتهای مؤسس این بنیاد (گراسا ماشل، مری رابینسون، جیمی کارتر، ماندلا، کوفی عنان، محمد یونس و دزموند توتو) دور میزگردی که تصویری از کره ‌زمین بر آن نقش بسته بود نشسته بودند. نمی‌خواهم بگویم همه این افراد و شخصیت‌ها به یقین کسانی یکسان هستند که با افکاری مشترک دور این میز جمع شده‌اند. این هنر ماندلاست که آنان را حول یک ایده دور این میز جمع کرده تا از توانمندی، نفوذ و احیاناً قدرت سیاسی و مالی آنان برای تأثیرگذاری یا حل ولو یک مشکل از مشکلات عدیده جهان کاری انجام دهند.

در همان روز تأسیس «باشگاه پیرمردان و زنان» یا بهتر بگویم «بازنشستگان سیاسی»، در فاصله بیش از 1500 کیلومتر ورزشگاه نیولند شهر زیبای کیپ‌تاون با حضور 35000 تماشاگر، میزبان ستارگان بازنشسته فوتبال جهان بود تا برای بزرگداشت هشتاد و نهمین سالگرد تولد ماندلا در قالب دو تیم ستارگان فوتبال «منتخب جهان» در یکسو و «منتخب آفریقا» در سوی دیگر رو در روی هم قرار گیرند و درپی گشودن دورازه حریف توسط توپی باشند که به نام «مادیبا» مزین شده بود. مسابقه‌ای که پس از 90 دقیقه تلاش،3 – 3 مساوی پایان یافت و حتی نتیجه آن سمبلیک بود.

ماندلا علاوه بر سیاستمداران، اسطوره‌های فوتبال و صاحبان ساقهای طلایی را نیز گردهم آورده بود تا در کنار هم پیام‌رسان صلح، دوستی، آزادگی و رهایی از رنگ و نژاد به جهانیان باشند و همانطور که «سب بلاتر» رئیس فیفا گفت: «این بازی به افتخار کسی برگزار شد که عمرش را صرف پیشرفت حقوق بشر و دموکراسی کرد. او مبارزه بی‌پایانی را برای آزادی بشریت و نه‌تنها مردم خویش در آفریقای جنوبی رهبری کرد».

ماندلا نیز در توصیف این رویداد بزرگ ورزشی به زبان همیشگی خود که منادی جهانی بدور از رنگ و نژاد و برتری‌جویی‌های ناشی از تفاوتهاست گفت: «این فراتر از یک بازی و نمایانگر قدرت فوتبال در گردهم آوردن مردم سراسر جهان بدون توجه به زبان یا رنگ‌ پوستشان است».

این دو رویداد سیاسی و ورزشی مرا به یاد روزهایی انداخت که ماندلا با صلابت و صداقت در مقابل فشارهای آمریکا برای تحدید روابط آفریقای جنوبی با ایران ایستادگی کرده و صراحتاً اعلام کرد: ما دوستانی را که در روزهای سخت و تاریک به ما کمک کرده‌اند فراموش نکرده و به همچکس اجازه نخواهیم داد به ما بگویند چه کسانی دوستان و یا دشمنان ما هستند.

در تیم منتخب جهان «علی دایی» ستاره فوتبال سالهای اخیر ایران حضور داشت و در کنار ستارگانی چون «پله» در نقش‌آفرینی این رویداد بزرگ حضور داشت. به یقین این افتخاری برای ایران است که کاپیتان سالهای اخیر تیم ملی‌اش در کنار اسطوره‌های فوتبال جهان یک رویداد فراموش نشدنی منحصر به فرد را رقم زد. اما نماینده‌ای از ایران که منادی ایده‌های انسانی صلح، برادری و مبارزه با فقر و تبعیض است، دور آن میز حضور نداشت.

شخصاً از ارادت ماندلا به شخصیتهای بزرگی همچون آیت‌الله خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی و خاتمی آگاهم. هم او در نهایت صداقت به نگارنده گفت:

«روز ورود امام(ره) به ایران از روزهای فراموش نشدنی در زندگی من است. روزی که امام خمینی(ره) به تنهایی وارد ایران شد و اسطوره 2500 ساله شاهنشاهی را درهم شکست».

بعید می‌دانم شخصیتی همچون ماندلا از روی مجامله و تعارف با انقلاب ایران و شخصیتهایش سخن گفته باشد.

دریغم آمد این سؤال را از خود نکنم که «چرا جای ایران دور آن میز خالی است؟»

چه کسی باید به این سؤال پاسخ دهد؟

به راستی چرا؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات