حامد رشیدی
از زمانی که گوردون براون بهعنوان نخستوزیر جدید انگلستان مشغول به فعالیت شده است، اظهارات مختلفی در مورد وی و راهبردش در خصوص مسائل کلان سیاست داخلی و خارجی لندن بیان شدهاند. البته براون نیز تاکنون راهبردهای خود در قبال نظام بینالملل را به صورتی شفاف ترسیم نکرده است. خصلتی که گویا در میان تمام سیاستمداران انگلیسی مشترک است! یکی از مسائل مهم در سیاست خارجی انگلستان، نحوه ارتباط با اتحادیه اروپا و آمریکاست. مسئلهای که به خودی خود تبیینکننده رفتارهای انگلستان در جهان امروز به شمار میآید. بهعنوان مثال، در جریان همراهی بلر با بوش پس از حادثه 11 سپتامبر 2001، بر همگان مسجل شد که دولت بلر دولتی تنشزا و منحوش خواهد بود. در نهایت نیز بلر در حالی از قدرت کنار رفت که تنفر افکار عمومی انگلستان از وی به بالاترین حد ممکن رسیده بود.
اظهارات اخیر وزیر توسعه بینالملل دولت براون موجب بوجود آمدن فضایی متفاوت در روابط دو جانبه لندن ـ واشنگتن شده است. داگلاس الکساندر در سخنرانی خود در شورای روابط خارجی در واشنگتندیسی، بر لزوم تشکیل اتحادهایی جدید بر مبنای ارزشهایی مشترک و همچنین ایجاد رویکردی بینالمللی در ارتباط با حل مسائل جهانی تاکید کرده است.
وی علیه یکجانبهگرایی هشدار داده و گفته است انزواگرایی در جهانی که به وجود ارتباط میان همگان نیاز دارد، کارآیی نخواهد داشت. در قرن بیستم قدرت یک کشور اغلب اوقات براساس توان تخریب آن کشور برآورد میشد، اما در قرن بیستویکم باید قدرت براساس آنچه که میتوانیم با کمک یکدیگر بسازیم سنجیده شود.
ایراد چنین سخنانی از سوی یک شخصیت سیاسی انگلیسی فعال در کابینه، چندان مسبوق به سابقه نبوده است.
درپی اظهارات کمسابقه داگلاس الکساندر در انتقاد از سیاست یکجانبهگرایی هیات حاکمه واشنگتن، "گوردون براون" نخستوزیر انگلیس از اتحاد قوی کشورش با آمریکا و اروپا دفاع کرده است.
بروان که بهنظر میرسد برای کاستن از تاثیر سخنان وزیر توسعه بینالملل دولت خود این اظهارات را بیان میکند، آنچه را که "رویکرد چند جانبه" در سیاست خارجی نامید، مطلوب و کارآمد دانسته است.
براون تاکید کرده است که به سنت رابطه کاری نزدیک میان نخستوزیران انگلیس و روسای جمهوری آمریکا ادامه خواهد داد.
واقعیت امر این است که گوردون براون به لحاظ خصائص فردی و نوع برخورد با مسائل سطحی و کماهمیت، فردیست که کارآیی بسیار بیشتری از تونی بلر دارد. اما از لحاظ سیاستهای کلان و راهبردی، براون پیرو حزب کارگر است و از این جهت میان وی و بلر اختلافی وجود ندارد. اظهارات اولیه براون در خصوص عدمخروج نیروهای انگلیسی از عراق نشان میدهد که دولت جدید انگلستان نیز پیرو سیاستهای خاورمیانهای آمریکاست. هرچند که ممکن است پس از شکست احتمالی جمهوریخواهان در سال 2000، این رویکرد از سوی حزب کارگر و دولت براون تعدیل شود.
نخستوزیر جدید انگلستان همانند بلر علاقه چندانی نسبت به حرکت در درون مرزهای اروپا ندارد و همواره سعی دارد حد فاصل زیادی را میان واشنگتن و اتحادیه اروپا ایجاد کند. گوردون براون در درون مداری حرکت میکند که توسط استراتژیستهای انگلیسی و آمریکایی طراحی شده است. البته اظهارات وزیر توسعه بینالملل انگلستان در جای خود قابل تامل است. اما این سخنان حاکی از چرخش رفتار لندن در مقابل واشنگتن نیست. رویکرد موجود در حزب کارگر انگلستان نسبت به آمریکن و حمایت براون، جک استراو و دیوید میلبند از این رویکرد، همچنان لندن را بهعنوان اصلیترین شریک راهبردی آمریکا تعریف خواهد نمود.