تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۹  ، 
کد خبر : ۳۵۱۲۷
تحلیلی متفاوت از سفرهای متقابل مقامات ایران و عراق

احتمال تغییر جغرافیای مناقشه ایران و آمریکا


بهمن هدایتی

تغییر جغرافیای مناقشه ایران و آمریکا از موضوع هسته‌ای به بحث عراق، ضمن اینکه می‌تواند نشانگر موفقیت نسبی ایران در ایستادگی و مقاومت در موضوع هسته‌ای باشد، می‌تواند حاکی از تلاش برای گشودن جبهه‌های جدید در برابر ایران برای فرسایش نیرو و عمق استراتژیک کشورمان در معادلات و تحولات بعدی باشد.

سفر ناگهانی علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته‌ای به بغداد، بلافاصله بعد از آنکه دور نخست گفت‌وگوهای لاریجانی- سولانا در آنکارا با توافق بر سر ادامه مذاکرات و درخواست سولانا برای «ایجاد کانال‌های ارتباطی آمریکا با ایران» پایان یافت، می‌تواند دورنمای روشن‌تری از تحولات آینده موضوع هسته‌ای و مبحث عراق (که درهم آمیختگی خاصی با هم پیدا کرده‌اند) ایجاد کند.

زخم کهنه عراق که این روزها در تب و تاب «برگزاری کنفرانس شرم‌الشیخ» قرار دارد، روزهای سختی را پشت سر می‌گذارند، امواج تروریستی در شهرهای مقدس شیعیان وارد شده و قربانی می‌گیرد، به طوری که در کمتر از سه روز، دو انفجار بزرگ انتحاری در شهر مقدس کربلا و حوالی حرم امام حسین (ع) بیش از 100 نفر قربانی گرفت و از این امر چنین می‌توان برداشت نمود که دولت مالکی با چالش‌های بزرگ هدایت شده تروریستی و ضد امنیتی بعد از اعدام صدام مواجه شده است. از سوی دیگر دولت عراق با فرستادن پیام‌ها و فرستندگان بلندپایه- چون هوشیار زیباری- قصد دارد به هر قیمت ممکن ایران را راضی به شرکت در کنفرانس شرم‌الشیخ کند، در بررسی سیل سریع رویدادهای هفته‌های اخیر می‌توان این تغییر جهت را رصد کرد که رویارویی و زورآزمایی سیاسی ایران و آمریکا به مرور از ساحت پرونده هسته‌ای دور شده و به تدریج به سمت موضوع عراق کشیده می‌شود و احتمال دارد «عراق» اولین بهانه و سوژه برای گفت‌وگوی مستقیم جمهوری اسلامی ایران و آمریکا (به عنوان دو بازیگر اصلی و قدرتمند منطقه) باشد.

اما این اتفاق از چند منظر قابل بررسی است، اول آنکه احتمال «فریز شدن موضوع هسته‌ای» از سوی غرب و آمریکا با توجه به «شمشیر دموکلوس» قطعنامه‌های شورای امنیت، بی‌تردید «موقتی»‌ است و به نظر می‌رسد طرف ایرانی ابزار متقابل برای تثبیت این موقعیت را در اختیار ندارد و به بیان دیگر هیچ تضمینی وجود ندارد که غرب بعد از تعامل با ایران در موضوع عراق، مجددا موضوع هسته‌ای را به جریان بگذارد.

تجربه فروردین سال 85 (ابزار تمایل ایران برای گفت‌وگو با آمریکا در موضوع عراق) و برخورد آمریکا با حسن نیت ایران باید مد نظر تصمیم‌گیران دستگاه سیاست خارجی باشد. در صورت شرکت ایران در کنفرانس شرم‌الشیخ، بازگشتن به معادلات سابق برای ایران، سخت‌تر خواهد بود، با این اوصاف، داشتن «راهبرد و استراتژی مشخص» و دوری از «تاکتیک محوری» در تصمیم‌گیری‌های آتی کشورمان در معادله عراق یا لبنان بسیار ضروری است.

توجه به این نکته که در جریان مذاکرات اخیر لاریجانی و سولانا در آنکارا، سخن از «تغییر تعریف غنی‌سازی» شده است، می‌تواند بیانگر این موضوع باشد که پرونده هسته‌ای ایران مجددا در شرایط «اشباع فشار» قرار گرفته است، این حالت تاکنون چندین بار در طول دو سال اخیر رخ داده است. منظور از «اشباع فشار» این است که طرف غربی به این نتیجه رسیده است که راهبرد کنونی‌اش به تنهایی برای مهار و عقب راندن ایران کافی نیست و «فشارهای معمول سیاسی از طریق قطعنامه‌های شورای امنیت» برای تغییر رفتار- به تعبیر غرب- ایران کافی نبوده است، از این جهت است که گشودن جبهه‌ای جدید برای غرب در شرایط فعلی می‌تواند کاملا منطقی باشد.

تغییر جغرافیای مناقشه ایران و آمریکا از موضوع هسته‌ای به بحث عراق، ضمن اینکه می‌تواند نشانگر موفقیت نسبی کشورمان در ایستادگی و مقاومت در موضوع هسته‌ای باشد، می‌تواند حاکی از تلاش برای گشودن جبهه‌های جدید در برابر ایران برای فرسایش نیرو و عمق استراتژیک کشورمان در معادلات و تحولات بعدی باشد. سنجش واقعی بودن یا مجازی بودن این تغییر رویکرد غرب و «ایجاد و اخذ تضمین‌های لازم برای تثبیت» و دائمی کردن این تغییر رویکرد (از هسته‌ای به موضوع عراق) می‌تواند یکی از استراتژی‌های کلان تهران در زمین جدید بازی و در فرآیند گفت‌وگوهای احتمالی در نشست شرم‌الشیخ باشد، آزادی گروگان‌های ایرانی و تضمین‌های لازم برای خروج آمریکا از این بازی نیز می‌تواند از دیگر محورهای رایزنی‌های مقامات کشورمان در گفت‌وگوهایی آتی با طرف‌های عراقی و آمریکایی باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات