نوذر شفیعی
درگیریهای جاری در پاکستان جلوهای از مناسبات قدرت در پاکستان است که البته عوامل خارجی نیز به عنوان عامل شتابزا در وقوع آن نقش داشته است. در پاکستان ارکان قدرت عبارتند از نظامیان، سیاسیون و مذهبیها. مناسبات این سه نیرو در شرایط مختلف متفاوت بوده است. تا بیش از تحولات جاری، عرصه سیاسی پاکستان تحت کنترل ائتلاف مذهبیون و نظامیون بود. اما فشار آمریکا بر ژنرال مشرف اکنون باعث شکست این ائتلاف شده است و لذا احتمال میرود مذهبیون به سمت سیاسیون تغییر جهت دهند.
مسأله این است که آمریکا از ژنرال مشرف خواسته است به هر شکل ممکن گروههای رادیکال در پاکستان را مهار کند. از دید آمریکا گروههای رادیکال در پاکستان عامل اصلی ناامنی در جنوب و جنوبشرق آسیا، آسیای مرکزی و حتی آسیای غربی است. از دید آمریکا اگر مشرف بتواند این نقش تاریخی را ایفا کند در آن صورت از این امتیازات بهرهمند خواهند شد:
1. میتواند در انتخابات آینده ریاست جمهوری پاکستان شرکت کند حتی با لباس نظامی شرکت داشته باشد.
2. فشار آمریکا بر مشرف به دلیل مسائل هستهای پاکستان کاهش خواهد یافت.
3. در افغانستان سهمی برای پاکستان در نظر گرفته خواهد شد و تلاش میشود تا خط دیوراند به عنوان مرز رسمی بر افغانستان تحمیل گردد.
4. بر هندوستان فشار وارد میکند تا در قضیه کشمیر با پاکستان وارد مصالحه شود.
5. کمکهای اقتصادی و حمایتهای نظامی آمریکا از پاکستان ادامه خواهد یافت و...
بدینترتیب مشرف مأموریت سنگینی بر عهده دارد که دستکم تا مهرماه آینده که انتخابات سراسری در پاکستان برگزار میشود، باید انجام شود. اما معلوم نیست که نتیجه آن چیزی شود که مشرف و آمریکاییها میخواهند.
پاکستان از نظر داخلی بسیار شکننده است و این احتمال وجود دارد که حتی کنترل آن از دست نظامیان خارج شود. به ویژه این که در این کشور حدود 20 هزار مدرسه مذهبی با میلیونها دانشآموز و دانشجو وجود دارد که اگر درگیری فعلی آنها با دولت شکل سراسری به خود گیرد، آنگاه وضعیت نگرانکنندهای در انتظار پاکستان خواهد بود، پاکستانی که از نظر اجتماعی و قومی نیز با مشکلات جدی مواجه است. به عنوان مثال اوضاع بلوچستان و منطقه سرحد و نیز ایالت سند وضع مطلوبی ندارد و این احتمال وجود دارد که در پرتو منازعات جاری، سایر منازعات دیگر نیز فعال شود.
در مجموع درگیریهای جاری بین دو نیرویی است که هر دو خود را حافظان پاکستان میدانند. ارتش خود را متعهد به دفاع از امنیت پاکستان میداند و نیروهای مذهبی نیز رسالت تاریخی در جهتدهی به سیاستهای کلی این کشور برای خود قائل هستند. این کارکردها معطوف به نقش این دو نیرو در هنگامه استقلال پاکستان است. اسلام روح کلی استقلال و ارتش ابزار استقلال در پاکستان بوده است.
آنچه این متحدان دیروز را امروز در مقابل یکدیگر قرار داده است، فشارهای ایالات متحده آمریکا است. نظامیان امروز مصالحه و همکاری با آمریکا را تأمینکننده منافع ملی پاکستان میدانند حال آن که مذهبیون این روند را در تضاد با منافع ملی پاکستان و آرمانهای دین اسلام قلمداد میکنند.