دلایل وقوع تنش در روابط مسکو- واشنگتن
از سرگیری فعالیتهای سیاسی و نظامی روسیه در سطح منطقهای و بینالمللی و تلاش این کشور برای بازگشت به عرصههای سیاسی و اقتصادی خاورمیانه تلاشی موقت نمیباشد. روسیه از سوی برخی کشورهای عربی که برای رسیدن به یک راهحل مسالمتآمیز برای منازعه اعراب با اسرائیل اهتمام زیادی میورزند، تشویق میشود تا نقش بیشتری در منازعه خاورمیانه بازی کند، کشورهای عربی بر این باورند که مسکو برخلاف آمریکا با زبان عقل سخن میگوید، بنابراین، سیاست خارجی این کشور مبتنی بر امتناع از برافروختن آتش منازعه میان تمدنها و ادیان است، مسکو از گذشته، متحد جهان اسلام بوده است. این کشور به ضرورت حل بحرانهای خاورمیانه به شکل دیپلماتیک و سیاسی ایمان دارد.
تناقض در مواضع آمریکا و روسیه نسبت به مسائل حساس خاورمیانه:
در خصوص عراق، روسیه بر این اعتقاد است که هرگونه راهحلی برای خاتمه بحران عراق مستلزم همکاری سازمان ملل متحد و همسایگان عراق بخصوص سوریه و ایران و سازمانهای منطقهای میباشد، چون این سازمانها و کشورهای همسایه عراق در تحقق یک مصالحه ملی حقیقی در عراق، توانمندی بیشتری دارند تا آمریکا.
بنا به ارتباط روسیه با ایران و نقشی که این کشور در واردات تجهیزات لازم برای نیروگاه اتمی بوشهر دارد، رهبران مسکو بر این باورند که ائتلاف سیاسی موجود در عراق میتواند شرایط را برای تحرک در روند عادیسازی روابط میان ایران و آمریکا فراهم سازد، در نتیجه شرایط برای حل و فصل مسالمتآمیز برنامه هستهای ایران آماده خواهد شد.
این امر میتواند همچنین مشکلات موجود در خاورمیانه را حل و فصل کند و نظام منع گسترش سلاحهای هستهای در منطقه را تقویت نماید.
در خصوص موضوع لبنان، روسیه از جنگ اسرائیل برعلیه لبنان انتقاد کرد و همچنین رهبران روسیه بر این اعتقاد بودند که اطلاعات کافی در اختیار دارند که اثبات میکند آمریکا و بریتانیا حداقل پیش از وقوع جنگ از آن اطلاع داشتهاند. از سویی، روسیه بر این باور است که این دو کشور تجهیزات و بمب در اختیار رژیم صهیونیستی برای ادامه جنگ قرار دادهاند.
همچنین باید به موضع روسیه در قبال تشکیل دادگاه بینالمللی ترور «رفیق حریری» در لبنان اشاره کرد، روسها در اینجا در کنار سوریه ایستادهاند، آنها تشکیل چنین دادگاهی را آن هم در چارچوب ماده هفتم شورای امنیت، رد میکنند.
اما در خصوص موضوع فلسطین، روسیه بر این اعتقاد است که سیاست خارجی آمریکا در روند منازعه اعراب- اسرائیل قویاً جانبدارانه است. چون آمریکا برغم اینکه اسرائیل در اراضی فلسطین هر روزه قطعنامهها و قوانین بینالمللی را نقض میکند، بازهم از این رژیم حمایت میکند.
از نظر آمریکا و غرب، روسیه در جنگ علیه تروریسم نقش مناسبی را در کنار این کشورها ایفا نمیکند. در آمریکا و غرب نگاه کلی به مسائل جهانی این است که یک دستهبندی جدید در جهان در حال شکلگیری است که روسیه در بخش دیگر لیست کشورهایی قرار میگیرد که شریک غرب و آمریکا به شمار نمیآیند. این امر از دیدگاه روسیه و تمامی جهان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. اما طرحهای آمریکا که درصدد استقرار سیستم دفاع موشکی در قلب اروپا یعنی لهستان و جمهوری چک میباشد، یک چتر دفاعی جدید میباشد.
هزینه این طرح به 6/1 میلیون دلار میرسد. استقرار این سیستم یکی از دلایلی است که روابط مسکو- واشنگتن را متشنج کرده است، چون واشنگتن میگوید ایجاد این چتر دفاعی موشکی در اروپای شرقی با هدف حمایت از اعضای جدید پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در برابر موشکهای کشورهایی چون کره شمالی و ایران صورت گرفته است. اما روسیه بر این باور است که استقرار این سیستم موشکی به منزله تکمیل محاصره موشکی این کشور توسط آمریکا محسوب میگردد و این در موازنه قوا در اروپا اخلال ایجاد میکند. مسکو بر این اعتقاد است که این موشکها با هدف رویارویی با تواناییهای موشکهای راهبردی روسیه و پر کردن خلأهای دفاعی آمریکا در اروپای شرقی استقرار یافتهاند. استقرار این شبکه این امکان را به آمریکاییها میدهد تا نظارت و کنترل همه جانبهای بر سراسر اراضی روسیه داشته باشند.
مرحله جدید قطببندی در نظام بینالملل
اعلان وزارت خارجه آمریکا مبنی بر وضع تحریمهای جدید در خصوص آن دسته از شرکتهایی که در ساخت و صدور سلاح به کشورهای سوریه، ایران و ونزوئلا مشارکت دارند نشاندهنده مرحلهای دیگر از قطببندیهای جدید در عرصه بینالمللی است. در میان این شرکتها، نام سه شرکت روسی نیز به چشم میخورد که واشنگتن آنها را متهم ساخته است به اینکه آنها در حال صدور سلاح به این کشورها هستند. بنا به دلایل ذیل آمریکاییها وضع این تحریمها علیه شرکتهای روسی را تشدید کردهاند.
آمریکا بر این باور است که مسئولیت شکست ارتش اسرائیل در لبنان در جنگ ژوئن 2006 برعهده روسیه است چون رزمندگان حزبالله لبنان سلاحهای نسبتاً قدیمی روسیه را در اختیار داشتهاند. برتری این سلاحها بر تجهیزات نظامی اسرائیل نیز به اثبات رسیده است، همچنین از دید آمریکاییها این روسیه است که موجب شده است تا در عراق درگیریها استمرار یابد.
از سویی، روسیه بازارهای مصرف خود در جهان بخصوص در آمریکای لاتین را برای محصولات نظامیاش گسترش داده است که این امر خود موجب یک نگرانی اقتصادی شدید برای مجتمعهای صنایع نظامی آمریکا شده است چون این مجتمعهای نظامی آمریکایی عادت کردهاند تا بازارهای مصرف را به طور انحصاری در اختیار خود داشته باشند.
همچنین آمریکا با ایجاد مانع بر سر راه شرکتهای اسلحهسازی روسی میکوشد تا در معاملات روسی میکوشد تا در معاملات تسلیحاتی، برگ برنده را در دست خود داشته باشد.
تمامی عوامل فوق که بدان اشاره شد منعکسکننده ماهیت روابطی است که آمریکا و غرب در قبال روسیه در آینده دنبال خواهند کرد. آشکارا به نظر میرسد که جهان در حال حرکت به سوی مرحله قطببندیهای جدید بینالمللی میباشد. در جهان محورها و ائتلافهای بینالمللی و منطقهای جدیدی در حال شکلگیری است که همه با هدف برخورد با چالشهای مرحله کنونی صورت میگیرد و یکی از چالشهای موجود، اصرار آمریکاییها بر یکجانبهگرایی در تحولات بینالمللی است.
زمانی که «جرج بوش»، رئیسجمهوری آمریکا، میگوید که رابطه با روسیه بسیار پیچیده است و «رابرت گیتس»، وزیر دفاع او، روسیه را در لیست کشورهایی که برای آمریکا خطر محسوب میشوند، در کنار ایران و کره شمالی قرار میدهد، این امر خود بیانگر ظهور یک مرحله جدید از تنش در روابط مسکو و واشنگتن است.
بدینترتیب، تحلیلگران مسائل روسیه چنین ارزیابی میکنند که روابط این دو کشور به مرحلهای رسیده است که دیگر پیمان استراتژیک میان این دو کشور ارزش و اهمیت خود را از دست داده است، انتقاد «ولادیمیر پوتین»، رئیسجمهوری روسیه و انتقاد «سرگی ایوانف»، رئیس شورای عالی امنیت روسیه، در مونیخ از این پیمان و سپس اظهارت «رابرت گیتس»، وزیر دفاع آمریکا، در خصوص این پیمان، همه دلایلی آشکار بر این مسأله است. چنین اظهاراتی هیچ سنخیت و تناسبی با گفتمان میان دو متحد و همپیمان ندارد.
اظهارات تندی که از سوی مقامات روس و آمریکا رد و بدل گردید، روشن ساخت که واشنگتن و مسکو آماده میشوند تا در جهت یک رویارویی با یکدیگر، گامهای مشخصی را بردارند.
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که روابط میان آمریکا و روسیه در جهت شکلگیری یک جنگ سرد جدید حرکت میکند. سیاست انعطافپذیر روسیه در برابر آمریکا در عرصه بینالمللی در حال متوقف شدن است. بسیاری از ناظران سیاسی بر این باورند که تلاشهای سیاسی روسیه در عرصههای بینالمللی در جهت از بین بردن نفوذ واشنگتن در بسیاری از مناطق جهان به خصوص مناطق بحرانی چون خاورمیانه میباشد.
به نظر میرسد، سیاستمداران روسیه از سخن گفتن راجع به پیمان میان مسکو و واشنگتن دست کشیدهاند و سخنان هشدارآمیز و احتیاطآمیز را تشدید کردهاند. «سرگی راگف»، رئیس موسسه مطالعات آمریکا- روسیه، براین باور است که در حال حاضر، بر این باور است که در حال حاضر بسیار زود است تا از شروع یک جنگ سرد سخن گفت، اما بعید نیست چنانچه امور بدین منوال ادامه یابد، جنگ سرد دیگری نیز اتفاق افتد.
خاورمیانه صحنه اصلی وقوع جنگ سرد
خاورمیانه صحنه اصلی وقوع جنگ سرد میان روسیه و آمریکا میباشد.
منطقهای که مقدار قابل توجهی از منابع انرژی جهانی در آن انباشته شده است. بدین علت این منطه از لحاظ وضعیت امنیتی، منطقهای پر از خطر است و وضعیت پیچیدهای بر آن حاکم است. بدین علت پوتین، رئیسجمهوری روسیه، تلاش میکند تا در زمان مناسب پلهای ارتباطی میان روسیه و منطقه خلیج فارس را برقرار نماید. تحلیلگران خلیج فارس بر این عقیدهاند که علت اصلی توجه مجدد روسیه به منطقه خلیج فارس، منافع تجاری این کشور میباشد. در اینجا میتوان به برخی علائم استراتژیک که بیانکننده اهتمام فزاینده روسیه به این منطقه حیاتی است، اشاره نمود:
1- ظهور مجدد روسیه به عنوان یک ابرقدرت موثر در عرصه بینالمللی، گرچه به شکل تدریجی باشد مستلزم این است تا مسکو اهمیت خود در عرصه بینالمللی و به ویژه پس از سقوط رژیم صدام حسین در عراق را به اثبات برساند.
2- این نگرانی وجود دارد که سناریوی اوضاع امنیتی در خلیج فارس و پیامدهای آن به منطقه قفقاز و آسیای میانه نیز آسیب برساند و چه بسا برای خود روسیه نیز مشکلاتی را پدید آورد.
بدین علت روسیه دیدگاههای خود را در خصوص اوضاع این منطقه بیان میکند و آماده میشود تا تلاشهای دیپلماتیک خود به منظور تحقق ثبات و آرامش در منطقه را به کار گیرد، اما به نظر نمیرسد که روسیه تمام توان خود را برای مقابله با سلطه آمریکا در منطقه صرف کند، چون مسکو فقط آنچه را در توان دارد بکار خواهد بست تا به کشورهای منطقه و آمریکا یادآوری کند که این کشور قادر است تا بسیاری از خلاءهای موجود در منطقه را پر نماید.
سفر پوتین به کشورهایی چون عربستان سعودی، قطر و اردن اولین دیدارها از نوع خود در تاریخ روابط دیپلماتیک میان روسیه و منطقه خلیج فارس میباشد. مسکو و کشورهای خلیج فارس پس از یک دوره طولانی سردی روابط حال به یک جدول کاری مشترک رسیدهاند. این همکاری زمینههای مختلفی چون نفت، مبارزه با تروریسم و فروش سلاح را در برمیگیرد.
امید میرود تا با تحولات جدیدی که در منطقه پیش آمده است، کشورهای حوزه خلیج فارس گزینههای ژئوپلتیک خود را در برابر هر احتمالی مفتوح نگاه دارند.
روسیه میانجیگری بیطرف
در عرصه سیاسی، روسیه تلاش میکند تا برای حلوفصل منازعات تلخ در منطقه خاورمیانه و بخصوص حل مشکلات مربوط به ایران، عراق و لبنان راهحلهای مناسبی پیدا کند.
همچنین با توجه به اینکه این کشور عضو کمیته چهارجانبه است و ارتباطی قوی با جنبش حماس دارد، تلاش میکند تا راهحل عادلانهای برای مسئله فلسطین نیز ارائه دهد. این تلاشها موجب شده است تا روسیه در میان سایر طرفهای مهم در نظام بینالملل در موقعیت و وضعیت بهتری قرار گیرد.
اما در ارتباط با ایران، تلاشهای دیپلماتیک گستردهای میان دو طرف در ماههای اخیر صورت گرفته است. این تلاشها پس از افزایش حضور یگانهای دریایی آمریکا در منطقه خلیج فارس که موجب تشدید بیثباتیها در منطقه شد، بسیار افزایش یافته است.
در همین حال این کشورها این نگرانی را دارند که هرگونه ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران، ممکن است منجر به گسترش هرچه بیشتر بیثباتی در منطقه شود. در این چارچوب، روسیه میتواند از روابط خوب خود با ایران در جهت کاهش تنش استفاده کند. در همین حال این کشور نیز میتواند از نفوذ خود در شورای امنیت سازمان ملل متحد استفاده کند تا جلوی اقدامات غیرمناسب این شورا علیه ایران را بگیرد. تحلیلگران مسائل خلیج فارس بر این باورند که روابط روسیه و ایران در اوضاع بحرانی کنونی، دارای اهمیت بسیار زیادی میباشد. درگیر بودن روسیه با پرونده هستهای ایران به عنوان یک کشور بانفوذ در عراق و تلاش این کشور برای ایفاء نقش مؤثر در حلوفصل مشکلات منطقه به عنوان یک میانجیگر بیطرف، تا حد زیادی به بهبود اوضاع نگرانکننده عراق کمک خواهد کرد. اوضاع بحرانی عراق روزبهروز بدتر میشود. درگیریهای داخلی، این کشور را به سوی یک جنگ داخلی و در نهایت تجزیه این کشور سوق دهد. این امر میتواند پیامدهای بسیار منفی بر روی کشورهای همسایه عراق نیز داشته باشد. بنابراین روسیه و ایران میتوانند در این روند نقش مثبتی ایفا کنند، اما بیشتر این اقدامات و گامهای عملی، متکی به چگونگی نگاه ایالات متحده آمریکا به این سناریو است تا این کشور گامهای عملی محکم و عمیقی در این خصوص بردارد.