سیدمرتضى مفیدنژاد
لبنان کشورى کوهستانى در غرب آسیا است که از زمان اشغال فلسطین در متن مناقشه فلسطین قرار دارد. در سال 1943 این کشور بالاخره توانست از قیمومت استعمارگران فرانسوى خارج گردد و استقلال خود را اعلام کند. جمعیت این کشور در سال 2006 حدود 4 میلیون نفر بود که دین اصلى آنها اسلام و مسیحیت است.
لبنانیها اعتقاد دارند مزارع شبعا در بلندىهاى جولان بنابر ادله تاریخى و جغرافیایى متعلق به آنها است و بر سر همین مسئله درگیرى فراوانى را با دولت اسرائیل داشتهاند. این کشور در واقع عضوى از امپراتورى بىانتهاى عثمانى بوده که بعد از فروپاشى به عنوان بخشى از سوریه درآمد که در سال 43 بر اساس میثاق ملى به استقلال رسید. مقام ریاستجمهورى در این کشور به مسیحیان اعطا شده است. در کنار آن نخستوزیرى و ریاست مجلس لبنان برعهده مسلمانان مىباشد. همین نکته کمىباعث خشم مسلمانان لبنانى شده است زیرا آنها در حدود 60 % جمعیت لبنان را تشکیل مىدهند و حاضر نیستند تا خود را تحت فرماندهى و کنترل مسیحیان ببینند. تعداد نمایندگان مسلمان و مسیحى در پارلمان این کشور مساوى است یعنى هر گروه 64 نماینده در مجلس شوراى لبنان دارا مىباشند. ترتیب تقسیم نمایندگان هر گروه نیز به شکل زیر است:
مسلمانان: 27 شیعه، 27 سنى، 8 دروزى، 2 علوی
مسیحی: 34 مارونى، 14 ارتدوکس یونانى، 8 کاتولیک یونانى، 5 ارتدوکس ارمنى، 1 کاتولیک ارمنى، 1 پروتستان ارمنی
شایان ذکر است هر مذهبى هم در احوال شخصیه تابع اصول و مبانى دین خود مىباشد.
شهرهاى لبنان نیز مجموعهاى ناهمگن از اقوام و مذاهب مختلف را تشکیل مىدهد. به طور مثال شیعیان در شهر صور و بعلبک مجتمع شدهاند. طرابلس نیز داراى اکثریت سنى مىباشد. شهر صیدا و بیروت نیز داراى اکثریت مسیحى مىباشد. البته جمعیت مسلمان نیز در این شهرها ساکن هستند.
نگاهى به جریانات و حرکتهاى سیاسى در لبنان
به طور کلى اختلاف طبقاتى از جمله مسائلى بوده که جامعه لبنان را مورد آزار و اذیت قرار داده است. در همین راستا شیعیان جزء گروههایى هستند که از امکاناتى مهم محرومند. امام موسى صدر از جمله کسانى بود که در همین جهت و مقصد فعالیتهاى فرهنگى حرکه المحرومین را ایجاد کرد که با پیوستن شهید چمران جنبش امل به عنوان شاخه نظامى این جریان از حرکه المحرومین جدا شد. جنگ فلسطین و اسرائیل از جمله اتفاقاتى بود که بر بحرانهاى داخلى لبنان در طول سالهاى گذشته اثر عمیق و جدى گذاشته است. یکى از تبعات اصلى این موضوع مفاد رسمى بین روسا و هیئت حاکمهلبنان در دهه گذشته بوده است. نکته حائز اهمیت این است که پیروزى انقلاب ایران در 1979 آرایش مجددى به نیروها و جریانات حاکم در لبنان داد. زیرا عراق مقابل ایران و سوریه ایستاد. با توجه به اینکه زمینهها و پتانسیل درگیرى در لبنان هم وجود داشت جنبش اسلامى حول این موضوع شکل گرفت. به طور کلى مهمترین جنبشهاى اسلامى معاصر لبنان (چه از شیعه و چه از سنى) به ترتیب زیر مىباشند:
الف) جماعت الاسلامیه
یکى از 3 نماینده اصلى اسلام سنى در لبنان است. ریشه اصلى این حرکت به جمعیت عبادالرحمت بر مىگردد که در سال 1948 در بیروت نهاده شد و هدف اصلى آن احیاى معنوى جامعه اسلامى در پاسخ به شکست اعراب در جنگ با اسرائیل بود. در واقع در پاسخ به ناسیونالیسم عربى جمال عبدالناصر جماعت الاسلامیه در 1964 در لبنان تاسیس گردید. بعد از جنگ 1967 و شکست ناصر این جریان نیرومند شد و با مارونىها جنگید. ایدئولوگ اصلى آنها فردى به نام «فتحى یکن» بود و از مخالفان جدى تفکیک دین از سیاست در عرصه عمل سیاسى بود. او در راستاى احیاگرى اسلامى با کمونیسم مخالفت جدى و دیرینهاى داشت و همه را به جهاد علیه صلیبیون یعنى مارونىها و اسرائیلىها فرا مىخواند. او با تقسیم لبنان مخالفت جدى داشت و با اخوان المسلمین سوریه و مصر هم ارتباط نزدیک داشت.
ب) جنبش التوحید الاسلامى
تفاوت اصلى این جریان سیاسى اسلامى با جماعت اسلامى این است که با توجه به اینکه هر 2 داراى رهبرى کاریزماتیک هستند اما جماعت اسلامیه به صورت رهبرى جنعى روحانى اداره مىشود. علىرغم اختلافاتى که با شیعه دارد، همراه حزبالله علیه شکست اسرائیل شرکت داشت و از ایران حمایت مىکرد. این حرکت در 1982 توسط شیخ سعید شعبان در طرابلس پایهگذارى شد. شیخ سعید شعبان هر چند سنى مذهب بود لکن در تفکرات و ایدئولوژى خود تمایلات شیعه گرایانه داشت و چند بار به ایران نیز سفر کرده بود. او فارغالتحصیل الازهر بود که در سال 83 و 84 با بعضىها و سوسیالیستها و... درگیر شد و علیه آنان به پیروزى رسید. او در صیدا فعالیت جدى داشت و در نبرد با اسرائیل در 1988 نیز به طور فعالانه شرکت داشت. ایدئولوژى وى آمیزهاى از چند اصل مهم بود: 1) مبارزه 2) مخالف جدایى دین از سیاست 3) ناسیونالیسم عربى 4) کثرتگرایی. وى دشمن جدى با مسیحیان داشت. روابط متفاوت وى با حزبالله و دولت ایران قدرى کار را مشکل کرده بود. وى از طرفى طرفدار حزبالله بود اما از طرفدارى یک رژیمى مانند ایران در لبنان ممانعت مىکرد. وى مذاکره با اسرائیل را نیز به طور جدى رد مىکرد. او در سال 1997 فوت کرد و ماهر حمود دبیر کلى جنبش را به عهده گرفت.
ج) انجمن اسلامى طرحهاى خیریه
در سال 1930 تاسیس و در 1982 مجمد حبشى را به رهبرى خود برگزید. طرفداران حبشى به خاطر اینکه جزء سلفیون و اشعریون بود دائم با هواداران فتحى یکن که یک معتزله بود نزاع داشتهاند. آنها با استقرار جامعه اسلامى مخالفاند چون آنها راعامل تفرقه بین مسلمانان مىدانند. به سوریه تمایل زیادى دارند و استدلالات سلفى جدى نیز پیدا کردهاند.
د) حزبالله و امل
شیعیان در لبنان همیشه در معرض خطر جنگ با اسرائیل بودند و دولت هم توجهى به آنها نمىنمود، لذا دنبال استقلال و رهبرى در بین خود بودهاند. امام موسى صدر در سال 1970 وارد لبنان شد. او در سال 1969 به عنوان اولین رئیس عالى شیعه حرکهالمحرومین را ایجاد کرد. شاخه نظامى این حرکت نیز به عنوان جنبش امل توسط شهید چمران سالهاى بعد شکل گرفت. وى به طور ناگهانى در سال 1357 بعد از سفر به لیبى ناپدید شد. پیرو این حرکت جنبش رادیکالى در شیعه ایجاد شد. غیر از وی، حزب دعوه عراق، به وسیله شیخ فضلالله و محمد مهدى شمسالدین شکل گرفت. جنبش فضلالله ایدئولوژیک بود و سعى داشت رهبرى معنوى را در دست داشته باشد. اگرچه وى از پشتیبانى توده برخوردار نبود. شمسالدین رقیب وى نایب شوراى عالى شیعه شد. امل بعد از ناپدیدى رهبرش، نبیه برى را به مقام دبیر کلى گرفت.
در مورد حزبالله هم باید تصریح کنیم که در 1982 توسط شیخ عباس موسوی، شیخ محمد یزیک و الطفیلى پایهگذارى شد. رهبرى بیروت به دست اسماعیل خلیل و حسن نصراله بود. راغب حرب در جنوب لبنان فعالیت مىکرد. حزبالله با اسرائیل همواره درگیر بود. ایدئولوژى اصلى آنها برگرفته از نظام اسلامى ایران بود. آنها توانستند با سرمایهگذارى و حرکتهاى چریکى برنامهریزى شده به گونهاى حرکت کنند که بتوانند اسرائیل را در رسیدن به اهدافش در جنوب لبنان ناکام سازند. نمونه بارز آن جنگ 33 روزه بود که در اثر آن توانستند رژیم مزدور اسرائیل را با سلاحها و امکانات نظامى پیشرفتهاش زمینگیر کنند و کیان رژیم صهیونیستى و مسائل دفاعى و نظامى آن را دچار مشکل جدى نمایند.