مهدى مروتی
از جمله اقداماتى که آلمان در جهت تحقق اهداف از پیش تعیین شده اتحادیه اروپا انجام داده، مىتوان به تلاش براى دستیابى به توافق نظر رهبران و سران این اتحادیه براى تدوین یک قانون اساسى جدید براى اجرا اشاره کرد.
در همین زمینه "فرانک ـ والتر اشتاین مایر" وزیر امور خارجه آلمان نیز به منظور تشریح فعالیتهاى برلین در دوره شش ماهه ریاست بر اتحادیه اروپا یک کنفرانس خبرى را برگزار خواهد کرد.
پرتغال در تاریخ 1 جولاى (10 تیر) پس از آلمان ریاست دورهاى اتحادیه اروپا را برعهده مىگیرد.
مرکل سعى دارد تلاش اخیر خود جهت جایگزینى و اصلاح قانون اساسى اتحادیه اروپا را به عنوان یک موفقیت در کارنامه خود ثبت نماید.
اما بر همگان و حتى خود آنگلا مرکل محرز است که "اروپاى واحد"در عمل وجودى عینى ندارد. در ضمن نباید فراموش کرد که موافقت ضمنى لهستان و انگلستان با جایگزینى طرحى جدید براى اجرایى شدن قانون اساسى اروپاى واحد حالتى ناپایدار دارد و ممکن است با توجه به اقتضاى شرایط تغییر کند.
صدر اعظم سرزمین ژرمنها در تلاش است تا از میزبانى اجلاس اخیر "جى 8"در بندرهایلیگندام آلمان نیز به عنوان نمادى از موفقیت خود یاد کند. این در حالى است که کلیت یک میزبانى نمىتواند بار موفقیت چندانى براى یک سیاستمدار داشته باشد. نکته مهم بعدى را باید در مناسبات دوجانبه فرانسه و آلمان جستجو نمود.
پیروزى نیکولا سارکوزى در انتخابات اخیر ریاستجمهورى فرانسه موجب شده است تا مناسبات پاریس ـ برلین وارد مرحلهاى تازه شود. هم اکنون شاهد حضور دو شخصیت افراطى در راس معادلات سیاسى آلمان و فرانسه هستیم.
این دو از سویى سعى در احیاى ناملموس ناسیونالیسم اروپایى دارند و در نگاه آرمانگرایانه خود در جستجوى اروپایى قدرتمند و مستقل هستند.اما در عمل،شاهد هستیم که برلین و فرانسه در راستاى مصالحه منافع اتحادیه اروپا با آمریکا از هیچ اقدامى فروگذار نمىکنند.به راستى چگونه مىتوان میان ناسیونالیسم اروپایى و حرکت در چارچوب منافع آمریکا جمعى منطقى برقرار نمود.
از سویى دیگر،بروز هرگونه چرخشى در روبناى سیاست خارجى آمریکا به شدت بر رفتار مرکل و سارکوزى تاثیرگذار خواهد بود. از این رو به صراحت مىتوان ادعا کرد که تا زمان حضور مثلث آلمانـآمریکاـفرانسه شاهد تحقق استقلال ژرمنها در سیاست خارجى برلین نخواهیم بود. اما با از بین رفتن تغییر شاکله رفتارى آمریکا، که احتمالا در سال 2008 میلادى صورت خواهد گرفت، ژرمنها و فرانسویها هر دو ضربه سختى خواهند خورد. زیرا احتمالا شخص پیونددهنده منافه فرا اروپایى این دو،یعنى جرج بوش جاى خود را به شخصیتى دموکرات خواهد داد که تمایل زیادى نسبت به صرف انرژى کاخ سفید در اتحادیه اروپا نخواهد داشت. در نهایت اینکه آنگلا مرکل در حال طى کردن مسیرى مشابه تونى بلر است. با این تفاوت که مرکل این مسیر را با سرعت کمترى طى مىکند. مىتوان مرکل را یک نئو نازیست افراطى دانست که در قالب یک دموکرات مسیحى ایقاى نقش مىکند. نقشى که پرده آخر آن در قالب سقوطى مشابه سقوط تونى بلر کلید خواهد خورد.