مدتی است حرف و حدیث پیرامون تفرق و انشقاق میان محافظهکاران سنتی و تندرو در محافل نقل هر مجلسی است. به ویژه نشریات اصلاحطلب هر روز بخشی از صفحات خود را به انعکاس این موضوع اختصاص میدهند.
اینکه در درون جریان محافظه کار، سه جناح)تندرو ـ سنتی ـ اصولگرای میانه (وجود دارد شکی نیست. اما در مورد بزرگ نمایی این مساله باید با احتیاط مواجه شد چرا که در چنین مواقعی ممکن است بزرگ نمایی از سر عمد و از سوی خود محافظهکاران و با قصد و نیت و برنامه از پیش تعیین شده انجام گرفته باشد.
برخلاف تصور مخالفان و منتقدان، در سالهای اخیر ـ شاید از سال 80 به بعد ـ واقعبینی قابل درکی در میان جریان محوری و هدایتکننده طیف راست به چشم میخورد و شاید همین واقعبینی بود که سوم تیر را به وجود آورد. برخلاف سادهانگاری مخالفان، به نظر میرسد هسته رهبری جریان راست بسیار هشیارانه عمل کرده و با معرفی چهار نامزد محافظهکار، اصلاحطلبان را به این اشتباه انداخت که تشتت در صف آنان عمیقاً وجود دارد. در حالی که دیدیم چنان نبود و به محض پایان یافتن انتخابات سایر کاندیداهای محافظهکار هم مناصب حساس دولتی را عهدهدار شدند.
صاحب این قلم مدعی فقدان اختلاف در میان جبهه محافظهکاران نیست چرا که چنین اختلافات فرعی غیرقابل انکار است. اما به جد هشدار میدهد که با بزرگنمایی این اختلافات کاری نکنند، که همانند انتخابات نهم ریاستجمهوری یک بار دیگر از سوراخ سطحینگری گزیده شوند. هدف از این تذکر این است که دریابیم اختلاف آنان فقط در مرحله انتخابات است وگرنه در مواجهه با رقیب کاملاً یکدست و یک صدا بوده و دارای یک تقسیم کار حساب شده هستند و نیز نباید شک داشت که آنان در این مورد که نباید اجازه داده شود جریان اصلاحطلب دگر بار بر مسند امور بنشیند متفق القول هستند. شاید مخاطب اصلی این نوشته دوستانی هستند که فکر میکنند با نام اعتدال میتوان حمایت بخشی از جریان راست را به دست آورد.
اما محافظهکاران با استفاده از امکانات دولتی وسیعی که در اختیار دارند به خوبی شرایط جامعه را بررسی کرده و با شناختی بیشتر از اصلاحطلبان، چه بسا گاه با جنگ زرگری میکوشند مخالفان و منتقدان را وارد یک دام کنند که دلخوش از تشتت میان محافظهکاران به یک ائتلاف نسبی رضایت دهند. بدین منظور به عنوان یک فعال سیاسی طیف وسیع اصلاحطلبان را مخاطب قرار میدهم که هشیارانه با موضوع برخورد کنند.
خوب است این واقعیت را دریابیم که جریان محافظهکار تحت یک فرماندهی واحد عمل کرده و با هدف قرار دادن تحزب و تشکلگرایی سیاسی در پی ایجاد شکاف بین جریان اصلاحطلب است. آنان اگر مقید به قانون و رقابت آزاد و سالم بودند تلاش نمیکردند نیروهای متعهد و باسابقه اصلاحات را از صحنه خارج کنند.
البته آنها مطمئن باشند در قبال حذف بخشی از نیروهای باسابقه و شناخته شده اصلاحطلب جایزهیی جز ندامت نصیب نخواهند شد. پس چه بهتر که طرفداران اصلاحات با تمام قوا وارد میدان شده و فکر وجود اختلاف میان محافظهکاران را نکنند. شاید مناسبترین موضع همان رویهیی باشد که غالب گروهها و شخصیتهای اصلاحطلب در روزهای اخیر برگزیدهاند و آن زمینهسازی برای رعایت قانون و برگزار کردن یک انتخابات آزاد، سالم و رقابتی است.