*با توجه به ویژگىها و شاخصههاى یک جنبش دانشجویى آیا مىتوان حادثه 18 تیر را در قالب یک جنبش دانشجویى و به عنوان حادثهاى برخاسته از متن و درون دانشگاه مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟
**معمولا جنبشهاى دانشجویى اصیل ویژگىهاى مشترکى با یکدیگر دارند و در هر مقطعى که این جنبشها عینیت یابند، این ویژگىها درون آنها مستتر است. یکى از مهمترین ویژگىهاى جنبش دانشجویى مسئله "آرمانخواهی" است. ویژگى دیگر مقابله با جریانات سلطه بخصوص در مقیاس جهانى است. یعنى همانگونه که جنبش دانشجویى در عرصه داخلى با نظامهاى استبدادى مقابله مىکند، در سطح جهانى نیز با نظام سلطه همراهى ندارد. اینها دو ویژگى اصلى جنبش دانشجویى محسوب مىشوند. در جریان حادثه 18 تیر نه تنها این دو ویژگى به چشم نمىخورد، بلکه عکس آنها مشاهده مىشود. جریانى که نه تنها "مقابله با سلطه" در درون آن وجود ندارد بلکه جریان سلطه از آن حمایت مىکند. جریانى که رفتار آن در تقابل با نظام و انقلابى قرار مىگیرد که جزء آرمانگرایانهترین نظامهاى موجود در جهان محسوب مىشود. لذا چنین حرکتى را نمىتوان در قالب جنبشى دانشجویى مورد تجزیه و تحلیل قرارداد.
درخصوص نحوه و روند شکل گیرى حادثه 18 تیر نیز چنین مسئلهاى صادق است. این روند به گونهاى بوده است که نمىتوان آن را در قالب یک جنبش دانشجویى شناسایى نمود. این حرکت از ابتدا برخاسته از بدنه دانشجویى نبود بلکه حرکتى سازماندهى شده با هستهاى کوچک و محدود بود که به تدریج در اثر برخى ناپختگىها و بعضى همراهىها از سویى دیگر و در نهایت ضمیمه شدن عوامل حاشیهاى گسترده شد. از طرفى دیگر در جنبشهاى دانشجویى اهداف دانشجویى مشخص و حرکت آنها یکپارچه است، حرکتى که به اقتضاى فضاى دانشجویى موجود شکل مىگیرد. ولى حادثه 18 تیر پراکنده و به دور از اهداف دانشجویى بود. از این رو هم به لحاظ جهت گیرى و هم به لحاظ نحوه شکلگیری، حادثه 18 تیر را نمىتوان یک جنبش دانشجویى دانست. اگرچه تعدادى دانشجو در آن وجود داشتند.
*نقش اپوزیسیون داخل و خارج از کشور را در وقوع حادثه 18 تیر چگونه ارزیابى مىکنید؟
**وقایع قبل از حادثه 18 تیر نشان مىدهد که این حادثه اتفاقى و بالبداهه نبوده است. اظهارنظرهایى که در برخى رسانههاى خارجى و نیز برخى محافل داخلى صورت گرفته بود، این ذهنیت را بیشتر تقویت مىکند. اظهارنظرهایى از قبیل اینکه "تابستان امسال داغ و پرحادثه خواهد بود" توسط برخى رسانههاى غربى در اوایل تیرماه انعکاس یافت. همچنین بعضى نوشتههاى روزنامههاى دوم خردادى نیز قبل از وقوع حادثه 18 تیر قابل تامل است.
اساسا بهانه حادثه 18 تیر اصلاح قانون مطبوعات و "توقیف روزنامه سلام" بود. روزنامه سلام در روز شانزدهم تیرماه نامهاى منتسب به "سعید امامی" را در تیتر یک خود انعکاس داد که مطابق آن "اصلاح قانون مطبوعات" به تلاش وى و دستگاه اطلاعاتى کشور نسبت داده شده بود.
در آن فضا روزنامههاى اصلاحطلب با به کار بردن تعابیر و جملاتى از قبیل "خشم مردم شعلهور خواهد شد"و "توقیف روزنامه سلام هزینه سنگینى درپى خواهد داشت"، بعدها این ذهنیت را تقویت کردند که آنها در جریان حادثه 18 تیر قرار داشته و براى آن بسترسازى کردهاند. البته در اینجا برخى با دید خوشبینانه به مسئله نگاه کرده و مىگویند که این جملات و رفتارها اتفاقى بوده است. اما مجموعه جهتگیرىها ور فتارهاى این روزنامهها پس از وقوع حادثه، این نگاه خوشبینانه را مخدوش نموده و ذهنیت اول را تقویت مىکند که این رسانهها به نوعى در جریان حادثه بودهاند اما آن طور که مىخواستند نتوانستهاند این حادثه را هدایت کنند.
پس از بسته شدن روزنامه سلام، در روز پنجشنبه 17 تیر تجمع کوچکى در کوى دانشگاه و با همراهى افرادى خارج از دانشگاه صورت گرفت. هسته محدودى شامل 100 الى 150 نفر تشکیل شد اما این حرکت درون دانشگاه مورد استقبال قرار نگرفت. لذا این هسته حرکت خود را به بیرون دانشگاه انتقال داد. این افراد وارد بزرگراه جلال آل احمد شدند، ماشینها را متوقف کرده و به برخى آنها خسارت وارد کردند. در نتیجه فضا تند شد. نیروى انتظامى نیز آماده مقابله با این حادثه نبود. بى تدبیرى و برخورد نسنجیده و ناهنجارى که در شب اول توسط برخى از جمله تعدادى افراد نیروى انتظامى صورت گرفت، فرصت را جهت سوءاستفاده جریانات فرصتطلب مهیا ساخت. از این رو حادثه ابعاد گستردهاى به خود گرفت. حضور لباس شخصىها نیز در این راستا مورد سوال بود. اینکه این افراد با چه هدف وانگیزهاى وارد این حرکت شدند. ظاهر امر نشان مىداد که لباس شخصىها در تقابل با دانشجویان قراردارند اما نوع رفتار آنها به گونهاى بود که جریان فرصتطلب از آن بهرهبردارى مىکرد.
از طرف دیگر شعارهایى که در حادثه 18 تیر مطرح مىشد با فضاى دانشجویى انطباق زیادى نداشت. نوع مواجهه مسئولین وزارت آموزش عالى و وزارت کشور سبب شد تا ابعاد حادثه گستردهتر شود. اظهارنظرهایى که همزمان با این رویدادها از سوى برخى کشورهاى غربى و همسایه صورت مىگرفت، حمایت آنها از این رخدادها را آشکار مىساخت. در نهایت پوشش رسانهاى حادثه 18 تیر سبب شد تا این حادثه در قالب "موضوعى ملی" در شوراى عالى امنیت ملى مورد بحث و بررسى قرار گیرد. من شخصا معتقدم که اگر با درایت بیشترى با حادثه برخورد مىشد و برخى مدیران با تدبیر بهترى عمل مىکردند ابعاد حادثه 18 تیر به صورت محدود باقى مىماند. اما مجموعه بىتدبیرىها سبب شد تا این حادثه در شوراى عالى امنیت ملى مورد بحث قرار گیرد. در حقیقت ارتقاى این حادثه به سطح ملى قابل دفاع نیست.
نوع مواجهه با حادثه 18 تیر در داخل و نوع حمایتها در خارج کشور سبب شد تا این مسئله طى پنج روز یعنى از بعدازظهر 17 تیر ماه تا 22 تیر ماه ابعاد گستردهاى به خود گیرد. در نهایت با حضور مردم در 23 تیر ماه شرایط به طور کامل تغییر کرد. جریان 18 تیر بىریشه بود و با حضور مردمى به طور کامل درهم پیچیده شد.
*به حمایت کشورهاى غربى از حادثه 18 تیر اشاره کردید. لطفا کمى در این مورد طرح بحثکنید.
**قبل از وقوع حادثه برخى رسانههاى غربى تعابیرى به کار مىبردند. این تعابیر حداقل این تردید را بهوجود مىآورد که آنها در حال زمینهسازى براى حادثه 18 تیر هستند. حمایت صریح کشورهاى مختلف از این حادثه و دفاع آنها از جریان 18 تیر این تردید را پررنگتر مىکند. اگرنه کشورها و دولتهاى با تجربه هیچگاه با این سرعت و بدون اطلاع از ماهیت آن پشت سر جریانى مانند 18 تیر قرار نمىگیرند. مگر اینکه از قبل زمینههایى در این راستا وجود داشته باشد. در این خصوص کدهایى وجود دارد که لازم است به آنها اشاره شود.
مقامات آمریکایى از جملهگرى سیک، اعضاى کنگره و مسئولان رسمى این کشور به صورت صریح از حادثه 18 تیر حمایت کردند.
خانم "چترون"مشاور کنگره آمریکا از حرکت دانشجویى 18 تیر تعبیر به "قیام دانشجویی" کرد و پیشنهاد تجدیدنظر در تحریمها علیه ایران و رفع توقیف از اموال کشورمان به عنوان حمایت از این حرکت را داد. "بولنت اجویت" نخستوزیر لائیک وقت ترکیه صراحتا از این حوادث به عنوان "تحولات دانشجویی" نام برد و اظهار امیدوارى کرد وقوع آن به نفع ملت ایران تمام شود.
وزیر امور خارجه وقت اسرائیل اگرچه تلاش کرد تا نشان دهد که تلآویو دخالتى در حادثه 18 تیر ندارد اما از این حادثه به عنوان "قیام واقعی" و "آزادگى فزآینده" یاد کرد. "کورت والدهایم" دبیرکل اسبق سازمان ملل متحد نیز حمایت خود از این حوادث را اعلام کرد. مجموعه این اظهارات نشاندهنده همسویى و همراهى جریانهاى بیگانه با حادثه 18 تیر بود. منافقین نیز اظهار داشتند که جریان اپوزیسیون خارج از کشور جریانى قشتت بوده، اما حرکت 18 تیر سبب اتحاد دوباره این مجموعه شده است. سلطنتطلبان نیز اظهارات مشابهى نسبت به حادثه 18 تیر داشتند.
*شکاف به وجود آمده میان چپ سنتى و چپ سکولار در ایران چگونه خود را در حادثه 18 تیر نشان داد؟
**پس از دوم خرداد 1376 جریانى در کشور به وجود آمد که طیف گسترده و متنوعى را شامل مىشد. اشتراکات افراد تعریف شده داخل این مجموعه حالتى "حداقلى" داشت. تنها وجوه اشتراک میان این افراد یکى رقیب سیاسى واحد و دیگرى نامزد انتخاباتى مشترک بود. اما در میان افراد مجموعه دوم خرداد اختلافات بنیادین و زیادى وجود داشت که بعدها خود را نمایان ساخت. اکنون هم علىرغم تلاشهاى صورت گرفته از سوى اصلاحطلبان این اختلافات همچنان وجود دارند و به محض ایجاد فضایى جدید خود را نشان خواهد داد.
اگر بخواهیم جریان دوم خرداد را در قالبى فشرده و خلاصه تقسیمبندى کنیم با دو طیف مواجه مىشویم. دسته اول کسانى هستند که با اساس نظام و انقلاب اسلامى و ارزشهایى مانند حکومت دینى و ولایت فقیه همسو هستند و قانون اساسى را با همه لوازم آن مىپذیرند. آنها نسبت به دینى بودن انقلاب و رهبرى امام و در کل ارزشهاى انقلابى و دینى پایبند هستند.
بخش دیگرى از این جریان افرادى هستند که با مبانى دینى و انقلابى کاملا فاصله دارند. یعنى این مبانى و اصول را قبول نداشته یا میزان پایبندى آنها به این مبانى ضعیف است. حتى همراهى مقطعى و موردى آنها با این اصول به منزله اعتقاد این افراد نیست بلکه مقتضیات زمان و شرایط موجود اجازه مانور را به آنها نمىدهد. اگرنه در صورت ایجادشرایط مطلوب و دلخواه، مخالفت خود را با مبانى دینى وانقلابى علنى مىسازند.
این دو طیف در درون جریان دوم خرداد اختلافات فاحشى با یکدیگر دارند. در جریان حادثه 18 تیر طیف نزدیک به انقلاب از طیف دیگر به عنوان افراد افراطى و رادیکال یاد مىکرد. رفتار اصلاحطلبان افراطى سبب به وجود آمدن گلایههاى زیادى از سوى طیف دیگر شده است. پس از انتخابات مجلس هفتم و شکست اصلاحطلبان در انتخابات این گلایهها افزایش یافته است.
در ابتداى ماجراى 18 تیر این دو طیف احساس مىکردند که در اجراى حادثه با یکدیگر اشتراک دارند اما مدیریت حادثه 18 تیر در اختیار طیف افراطى جریان دوم خرداد قرار گرفت و مخالفت طیف نزدیک به انقلاب را در میان اصلاحطلبان برانگیخت. طیف افراطى اصلاحطلبان همگام با اپوزیسیون خارج از کشور مدیریت این حادثه را در دست گرفت. مدیریتى که در نهایت ناموفق بود و با شکست مواجه شد.
آقاى خاتمى رئیسجمهور وقت ایران در 22 تیرماه مباحث قابل تاملى را پس از جلسه شوراى عالى امنیت ملى مطرح کرد که نشاندهنده مواجهه وى با حرکت افراطى 18 تیر بود. او از عوامل ایجاد حادثه 18 تیر تعبیر به آشوبطلبان کرد و صراحتا تاکید نمود که برخى دستگیرشدگان اصلا دانشجو نیستند. خاتمى در آن زمان تصریح کرد که در جریان دوم خرداد نوعى انحراف به وجود آمده است. این بیانات نشاندهنده تقابل رئیسجمهور وقت و طیف افراطى جریان دوم خرداد است.
اختلاف نظر میان مجموعه اصلاحطلبان در مواردى مانند 18 تیر خود را به شکلى علنى نشان داده است. در بسیارى از محورها این اختلافات اساسى وجود داشته و هنوز هم وجود دارند.
*حادثه 18 تیر چه پیامهایى را در بر داشت؟
**این حادثه دو نوع پیام مهم در بر داشت. یکى در سطح دانشجویى و دیگرى در سطح ملی.
پیام دانشجویى حادثه 18 تیر این است که برخى جریانات خارج از دانشگاه با دانشجویان نگاه و برخوردى ابزارى دارند و هر زمان احساس کنند که مىتوانند از پتانسیل دانشجویان در راستاى اهداف خود استفاده نمایند، این عمل را انجام خواهند داد. البته اگر دانشجویان نسبت به این نگاه ابزارى آگاه شوند، هیچگاه حاضر به همراهىهاى بعدى با جریان سوءاستفادهگر نخواهند بود. در خصوص 18 تیر نیز این قاعده صادق بود. در جریان تحصن نمایندگان مجلس ششم شاهد بودیم که به رغم تلاش جریان افراطى اصلاحطلب هیچ بخشى از جریان دانشجویى حاضر به همکارى با آنها نشد. این مسئله موجب گلهمندى نمایندگان اصلاحطلب شد.
پیام دیگر این است که جریان اپوزیسیون داخل کشور و کسانى که با اساس و مبانى ارزشهاى نظام فاصله دارند، هر زمان که شرایط را مناسب بدانند، به استخدام ظرفیتهاى موجود با هدف مقابله با نظام مىپردازند. این جریان افراطى از تکرار حوادثى مانند 18 تیر ابایى ندارد. البته ممکن است 18 تیر دیگر هیچگاه تکرار نشود اما کسانى که در داخل کشور به دنبال پیشرفت، آرامش و فاصله گرفتن از آشوب هستند نباید اجازه دهند که زمینههاى شکلدهى حوادث مشابه براى جریانهاى افراطى فراهم شود.
پیام ملى حادثه 18 تیر را باید در قالب "امنیت ملی" تحلیل نمود. امنیت ملى در همه کشورها از جمله کشور ما باید به عنوان مهمترین ضرورت مورد توجه قرار گیرد. دشمنان داخلى و خارجى نظام از هیچ عملى در جهت مخدوش نمودن امنیت ملى فروگذار نمىکنند. ضرورت توجه به امنیت ملى در پیام رهبر معظم انقلاب که در خصوص حادثه 18 تیر بیان شد، کاملا به چشم مىخورد.
پیام دیگر بىریشه بودن جریانهاى غیردینى یا ضددینى در کشورمان است. حادثه 23 تیر 1378 و حضور گسترده مردم در حمایت از انقلاب و ابراز مخالفت صریح آنها با آشوبگران 18 تیر حکایت از پایبندى دانشجویان و ملت به مبانی، ارزشها و اصول انقلاب اسلامى است. از این رو واقعه 23 تیر به مراتب از حادثه 18 تیر مهمتر است. پس از اشاره رهبر معظم انقلاب اسلامى شاهد بودیم که حضور گسترده مردم آتشى را که اپوزیسیون با بهرهگیرى از همه ظرفیتهاى خود از جمله استفاده از اراذل و اوباش برافروخته بود به طور کامل مهار نمود. این مسئله نشان داد که مخالفان نظام ریشه و پایگاهى در درون کشور ندارند و سست نهاد و از بینرفتنى هستند. حادثه 18 تیر با همه تلخىها و هزینههاى سنگینى که داشت باعث شد تا انقلاب اسلامى استحکام و قوت خود را به رخ مخالفینش بکشد و ریشهدار بودن خود را اثبات کند. ضمن اینکه انرژى اندوخته شده در اپوزیسیون داخل کشور تخلیه شد.
*تعامل احزاب و دانشگاه را چطور تحلیل و ارزیابى مىکنید؟ این تعامل در چه صورتى شکل صحیح خود را پیدا مىکند؟
**قطعا همه احزاب در کشور نگاهى به دانشگاه دارند. دانشگاه و دانشجو ویژگىهایى دارند که به راحتى نمىتوان از آنها چشم پوشید. دانشجویان قشرى آرمانخواه ودر عین حال جوان و پرانرژى هستند. جزء طبقه نخبه بوده و دامنه نفوذ قابل توجهى دارند. این خصوصیات باعث نگاه خاص احزاب به دانشجویان مىشود. جریان دانشجویى و حزبى از یک سنخ نیستند. جریان حزبى مىتواند شاخه دانشجویى داشته باشد، به شرط آنکه با برنامه و جهتگیرى شفافى عمل کند. اما شفاف نبودن این جهت گیرى نوعى بىاحترامى به دانشگاه و دانشجویان است. برخى احزاب ادعا مىکنند که "دانشجویان" را به عنوان جریانى مستقل مىشناسند اما در جهتى خلاف ادعاى خود عمل مىکنند. این رفتارى مزورانه است. در عین حال اشکالى ندارد که احزاب به صورتى شفاف و در چارچوب حزبى شاخه دانشجویى داشته باشند. به شرط اینکه اعضاى دانشجوى آن با آگاهى نسبت به اساسنامه و اصول شناخته شده در حزب وارد آن شوند. اما جنبش دانشجویى متفاوت از شاخه دانشجویى یک حزب است. جریان دانشجویى جریانى مستقل بوده که برخلاف حزب در پى کسب قدرت نیست. به عبارت دیگر جهت گیرى موافق یا مخالف جریان دانشجویى در راستاى حرکت در معادلات قدرت صورت نمىگیرد.
جریان دانشجویى مىخواهد تا آرمانهایى را در کشور خود مطرح کند و در عین حال تقابلى با این آرمانها صورت نگیرد. جریان اصیل دانشجویى استقلال کشور خود را با هیچ چیزى عوض نمىکند. اما ممکن است بخش دانشجویى یک حزب در راستاى همراهى با حزب متبوع خود رفتارى را اتخاذ کند که در تقابل با استقلال کشور باشد. جریان اصیل دانشجویى هیچگاه با نظام سلطه همراهى نمىکند.
با بررسى سابقه جنبشهاى دانشجویى مشاهده مىکنیم که یکى از برجستهترین شاخصههاى این جنبش "استکبارستیزی" است. در حادثه 16 آذر که مبناى نامگذارى روز دانشجو محسوب مىشود، بهرغم اینکه دانشجویان کشته شده به لحاظ فکرى داراى تفکرى دینى نبودند اما در تقابل با حضور آمریکا در ایران به میدان آمدند. طبیعى است که اگر دانشجویان روز 16 آذر را گرامى مىدارند نباید بر خلاف آرمانهاى استقلالطلبانه عوامل آن قیام حرکت کنند. اما برخى این گونه عمل نمىکنند. مسلما این افراد را نمىتوان جزیى از جنبش دانشجویى به شمار آورد. براساس تقسیم بندى که ذکر کردم ممکن است بخش دانشجویى یک حزب طرفدار حضور آمریکا در ایران و رابطه با آن باشد اما جریان اصیل دانشجویى هیچگاه از رابطه با استکبار حمایت نمىکند. در مورد "عدالتخواهی" و "مبارزه با مفاسد" نیز اینگونه است. جریان دانشجویى اصیل با بیدارى دانشجویى هیچگاه بىعدالتى و فساد را بر نمىتابد ولى دانشجوى حزبى چه بسا براى دفاع از یک مفسد مالى به دلیل منافع حزبى به میدان بیاید.
در حقیقت باید مرزبندى بین جریان اصیل دانشجویى و شاخه دانشجویى یک حزب در نگاه و تحلیل ما رعایت شود.
*در پایان بیان چه نکاتى را در جمع بندى بحث ضرورى مىدانید؟
**نوع بزرگنمایى حادثه 18 تیر که توسط روزنامههاى داخلى همسوى با بیگانگان صورت گرفت بسیار شکبرانگیز است. من شخصا شب حادثه در محل حضور داشتم و وقایع را از نزدیک مشاهده کردم. صبح 18 تیر که مسیر منزل تا محل کار را طى مىکردم، مشاهده کردم که حجلههاى زیاد و پارچههاى سیاهى در سطح شهر نصب شده است. روزنامههاى همسو با جریان بیگانه نیز روز 18 تیر در مطالب خود القا کرده بودند که تعداد کشتهشدگان حادثه زیاد بوده است. اما آمارهاى واقعى نشان مىداد که تنها یک نفر در این حادثه جان خود را از دست داده است. آن هم دانشجو نبوده است. برخى چهرههاى اپوزیسیون داخلى نه تنها تلاش در جهت مهار حادثه نکردند بلکه با اظهارنظرهاى خود دامنه آشوب را گستردهتر مىکردند.
در پایان بحث مىخواهم برایتان خاطرهاى بگویم. خاطرهاى که قالبى رسانهاى دارد. در جریان وقایع 18 تا 22 تیرماه برخى روزنامههاى اصلاحطلب به بزرگنمایى حوادث و بحرانى جلوه دادن اوضاع پرداختند. اما پس از حادثه 23 تیر و حضور پررنگ اقشار مختلف مردم و دانشجویان که در راستاى تبعیت از انقلاب و نظام اسلامى صورت پذیرفت، این روزنامهها اصلا به این مسئله نپرداخته یا حادثه 23 تیر را در حاشیه اخبار خود منعکس نمودند.
من آن زمان سردبیر روزنامه جوان بودم. به اقتضاى کار حرفهاى رسانه به همکارانم گفتم با مسئولان و سردبیران آن روزنامهها تماس بگیرند و دلیل این برخورد دوگانه با حادثه 18 تیر و 23 تیر را جویا شوند، اما آنها پاسخهایى دادند که خواندنى است و شما را به روزنامه جوان آن ایام ارجاع مىدهم.
این مسئله و مسائل مشابه نشان مىدهد که میان شعارها و ماهیت جریانهایى که ادعا مىکنند "دانستن حق مردم است" و مدام بحث "آزادى اطلاع رسانی" را مطرح مىکنند تا چه اندازه فاصله و شکاف وجود دارد.
*با تشکر از شما که در این گفتگو شرکت کردید.
**من هم از شما متشکرم.