کرم محمدی
دیروز با دو نفر از نوجوانان نسل سومی که هر یک دو سال بعد از قطعنامه 598 پای به عرصه وجود گذاشته اند در مسیر کوه و پیادهروی توفیق همسفری حاصل گردید. از هر دری سخنی به میان آمد و در نهایت بحث به دوران هشت ساله دفاع مقدس رسید؛ سوالات متعددی مطرح و پاسخهایی در حد وسع داده شد. یکی از سوالات آنان این بود که سختترین دوران دفاع مقدس چه ایام و سالی بود. این موضوع باعث گردید تا بخشی از دوران پرافتخار دفاع مقدس ملت شریف ایران به صورت مختصر مروری دوباره شود و خاطرات تلخ و شیرین 19 سال پیش در ذهنم تداعی گردد.
واقعیت آن است که هر نبرد و جنگی مراحل و دورانهای گوناگونی دارد که با هم برابر نبوده و همیشه به کام و دلخواه نبودهاند. در نبرد با دشمن هم پیشروی وجود دارد و هم عقبنشینی، هم اسیر گرفتن وهم اسیر دادن، هم پیروزی و هم شکست، هم سرور و شادمانی و هم در عزا و فراق یاران زانوی غم در بغل گرفتن و گریستن و... آری 19 سال پیش در چنین روزهایی ابرقدرتهای شرق (اتحاد جماهیر شوروی سابق) و غرب (آمریکا و انگلیس و فرانسه و...) و مرتجعین منطقه به طور هماهنگ فشارهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و تبلیغاتی عجیبی را علیه جمهوری به اجرا گذاشتند. آمریکاییها مستقیما به نفع رژیم بعث عراق وارد جنگ خلیج فارس شده بود. در پرتو تبلیغات وسیع و همهجانبه و یکجانبهگرایانه رسانههای تحت تسلط صهیونیزم بینالملل؛ جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که بر طبل جنگ میکوبد به جهانیان معرفی میشد، جنگ شهرها به اوج خود رسیده بود و هواپیماهای اهدایی شرق و غرب هر روز جمعی از هموطنانمان را به خاک و خون میکشیدند.
چشم دیدهبانان حقوق بشری غربیها که برای تحت فشار قرار دادن دولتهای مستقل و مردمی از کاهی کوهی میسازند،
بر جنایات رژیم بعث صدام و حمایتهای آشکار و علنی آمریکا و شوروی و سایر قدرتهای جهانی بسته شده بود و وجدانهای آنان به خوابی مرگبار فرو رفته بود، انگار نه انگار حق و حقوقی از بشر ضایع شده است، خانههای ویران مردم، دستها و پاهای قطع شده و بدنهای تکه تکه گردیده زنان و کودکان در کوچهها و شهرها از یک طرف و مجروحان شیمیایی که بخشی از آنان به پایتختهای کشورهای اروپایی جهت مداوا اعزام شده بودند نادیده گرفته شده و از کنار آن گذشته میشد.
در چنین اوضاع و احوالی زمینه پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت فراهم گردید و حضرت امام خمینی(ره) بیانیه تاریخی و مهم خویش مبنی بر پذیرش این قطعنامه را صادر مینمایند.
عجب اوضاع و احوالی بود. نسلی که رزمندگان فداکار اسلام متعلق به آن بودند حقیقتا نسل حماسه و ایثار و از خودگذشتگی و شهادت بودند واقعا آنان فرشتگان خدا روی زمین بودند، برای دفاع از ارزشهای اسلام عزیز و حفظ تمامیت ارضی مملکت و استقلال کشور و دفاع از حیثیت و شان تاریخی و پر افتخار ملت ایران جان شیرین خویش را بر کف گرفته بودند.
هنگامیکه پیام امام مبنی بر پذیرش قطعنامه از رادیو پخش گردید هزاران هزار رزمنده اشک ماتم از دیدگان جاری ساختند. انگار عزیزترین اعضای خانوادههایشان را از دست داده بودند، این کاش آن لحظههای تکرارناشدنی به تصویر کشیده میشدند و به عنوان سند عزت و پایمردی مردان بیادعای این سرزمین برای نسلهای آینده ضبط و ثبت میگردید.
نیروهای فداکار نگران آن بودند که مبادا در انجام تکلیف و اطاعت از ولیامر و امام عزیز خویش کوتاهی کرده و قلب امام را ناراحت کرده باشند. حقیقتا جان با این همه شیرینی و ارزش در برابر فرمان امام(ره) ارزشی نداشت و این شعار نیست بلکه شعوری بود که بارها در میدانهای آتش و خون به منصه ظهور رسیده بود.
اعتقاد نگارنده بر این است که تلخترین ایام دوران جنگ تحمیلی روزهای پایانی و منتهی به پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد است. کفر و نفاق و ارتجاع دست به دست هم داده و دستآورد بزرگ ملت شریف ایران یعنی جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار داده بودند؛ بسیاری از مناطق و شهرها و روستاهایی که تا قبل از این ایام به عنوان مناطق پشت جبهه محسوب میگردیدند در چنین روزهایی در زیر بمبارانها و موشکبارانها قرار گرفتند.
تداعی آن روزها بغض را در گلو و اشک را از دیدگان جاری مینماید؛ خبرگزاریهای غربی هماهنگ و همصدا و با خوشحالی از پیشروی نیروهای تحت فرماندهی صدام حسین خبر داده و آن را لحظه به لحظه به سراسر دنیا مخابره مینمودند؛ شنیدن این اخبار و دیدن صحنههای دردناک بمبارانهای وحشیانه و آوارگی زنان و کودکان؛ خون هر مسلمانی را به جوش میآورد؛ صدای جمهوری اسلامی ایران مخصوصا صدای مرکز کرمانشاه با پخش برنامههای بسیار جذاب و حماسی روحیه مدافعان را افزون مینمود؛ در چنین اوضاع و احوالی که دشمنان و مزدوران ناجوانمرد همراه آنان درصدد بودند تا آنچه طی هشت سال جنگ نابرابر به دست نیاورده بودند؛ کسب کنند با واکنش شدید و رزم بیامان و مقاومت جانانه رزمندگان اسلام مواجه گردیدند.
ایستادگی و دفاع قهرمانانه فرزندان ملت ایران و مدافعان از حریم اسلام و کشور چنان برای متجاوزان غیرقابل باور و پیشبینی بود که دشمن برای در هم شکستن این پایمردی و شجاعت متوسل به استفاده از بمبهای شیمیایی شد و منطقه دیره و بان زرده را آماج حملات غیرانسانی شیمیایی قرار داد. در پرتو رشادتهای بینظیر رزمندگان جان بر کف، تلخیها به شیرینی مبدل و ناکامیها به پیروزی منتهی شد، پیشرویهای متجاوزان سد گردید و از کشتههای آنان پشتهها درست شد.
در میدان و آوردگاه نبرد نقل و نبات پخش نمیکنند و آن چه در این معرکه سودا میشود جان شیرین است لذا طبیعی است که هیچ دفاع و پیروزی و نصرتی آسان به دست نیامده است. بهترین سربازان و سرداران این سرزمین جان عزیزشان را در طبق اخلاص نهاده و از صدقه سر خونهای سرخ آنان دشمنان این ملک و ملت و انقلاب اسلامی با ذلت و خواری شکست را پذیرا شدهاند. در این ایام که ماه آخر هشت سال دفاع مقدس ملت ایران در حال سپری شدن است در برابر عظمت خونهای مطهر شهیدان همیشه جاوید، استقامت مثالزدنی آزادگانی که در سیاه چالهای مخوف رژیم بعث یک دهه و بیشتر مقاومت کردند، زحمات و تلاشهای خالصانه رزمندگان فداکار، زجرهای توام با صبر جانبازان راست قامت، بیادعائی و بزرگواری خانوادههای معظم و معزز شهدا و جاویدالاثرها و جانبازان و آزادگان سر تعظیم فرود میآوریم.
لحظه لحظه دوران پر افتخار دفاع مقدس حاوی خاطرات تلخ و شیرین است و جذابیت آن نیز به همین دو وجهی بودنش است پس آن خاطرات و دوران گرامی و خجسته باد.