peyman news@hotmall.com
پولشویی فرایندی است که مجرمین یا گروههای سازمانیافته با توسل به آن، ریشه و ماهیت مال حاصل از جرم را تغییر داده و آن را بر حوزه اقتصاد رسمی وارد میسازند. در این فرایند از ابزارهای مالی و حسابداری و حقوقی به عنوان وسیلهای برای تغییر منشا، ماهیت، شکل و مالکیت مال غیرقانونی استفاده میشود. در تکمیل این موضوع باید به این مطلب توجه داشت که اقتصاد غیررسمی (اقتصاد سایه یا موازی و زیرزمینی) نه تنها عملیات مجرمانه بلکه کلید عملیات غیرقانونی از جمله فرار مالیاتی، اجتناب از پرداخت مالیات و درآمدهای گزارش نشده که از فروش کالا و خدمات قانونی در معاملات پولی و سایر مبادلات و تهاترها حاصل شده را نیز در برمیگیرد. گفته میشود وسعت بازار غیررسمی در کشورهای در حال توسعه بین 35 تا 45 درصد و کشورهای در حال گذر 21 تا 30 درصد و کشورهای صنعتی 13 تا 15 درصد از حجم تولید ناخالص داخلی است. به طور ساده اقتصاد غیررسمی را میتوان به دو شکل عملیات مجرمانه و عملیات غیرقانونی تقسیمبندی کرد. عملیات مجرمانه شامل معاملات مربوط به قاچاق کالا ، ارز، مواد مخدر، انسان، ارتشا، اختلاس و اخاذی و غیره و عملیات غیرقانونی شامل فرار مالیاتی و امتناع از دادن مالیات (عدم گزارش درآمدهای مشمول مالیات از قبیل دستمزد یا خدمات و سرویسهای ارائه شده یا مالیات ناشی از درآمدها یا خدمات ارائه شده) میباشد. بنا بر ضرورت جهت تکمیل فرایند جرم پولشویی، پول به سه دسته پول خاکستری، پول کثیف و پول ملتهب تقسیمبندی میشود.
پول خاکستری ناشی از عملیات غیرقانونی یا حتی قانونی است در حالی که پول کثیف ناشی از عملیات مجرمانه است. با این توضیح که ارتکاب برخی از اعمال علا وه بر مذموم بودن موجب محکومیت شخص خواهد شد. یعنی قانون با اعمال مجازات میخواهد از جامعه محافظت نماید. به طور مثال فرار مالیاتی در مقام مقایسه با قاچاق مواد مخدر از منظر جامعه و افکار عمومی در یک رده قرار نمیگیرد. پول ملتهب به نوعی پول اطلاق میشود که به لحاظ تغییرات سریع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی از کشورها خارج و به مناطق امن روانه میشود. با این توضیح که اکثر اوقات پول شویی با فرار سرمایه از کشورها همراه است که آن هم ترکیبی از پول کثیف، خاکستری و حتی پولهای تمیز است. اولین مرحله از فرآیند جرم پولشویی، جایگذاری یا تزریق عواید حاصل از فعالیتهای مجرمانه به شبکه مالی رسمی، با هدف تبدیل و تغییر مالکیت آن است. جایگذاری عواید حاصل از جرم، با تقسیم وجوه نقدی کلا ن به مبالغ کوچک صورت میگیرد. این شیوه که اصطلاحا «اس مورفینگ» نامیده میشود، به نحوی است که وجوه سپردهگذاری شده (به دفعات و کمتر از سقف معین پیشبینی شده برای گزارش دهی) به خارج انتقال مییابند و به سرعت استرداد میشوند. یکی دیگر از روشهایی که مورد استفاده تطهیرکنندگان پول قرار میگیرد، استفاده از نام بستگان نزدیک یا سایر اشخاصی است که به گونهای با آنان در ارتباط هستند. همچنین تشکیل شرکتهای صوری یا شرکتهایی که اساسا به منظور پول شویی تاسیس میشوند و در نقاطی به ثبت میرسند که مقررات در این خصوص اصل توازن بر روشهای معمول در این زمینه است. روش دیگر که مورد استفاده اقلیتهای قومی قرار میگیرد، این است که مهاجران مبالغ جزیی و کم را در یک حساب مشترک واریز مینمایند. گردش این حساب به نحوی است که واریز به آن، توسط اشخاص غیرمرتبط یا به صورت مبالغ جزیی صورت میگیرد. خاطرنشان میسازد این روش که مهاجران به شکل قانونی برای فرستادن وجوه خود از آن استفاده میکنند، مورد استفاده مجرمان نیز قرار میگیرد.
سرمایهگذاری مرحله دیگری از جرم پولشویی میباشد. این مرحله معطوف به جداسازی عواید حاصل از جرم، از منشا غیرقانونی آن است. این عمل از طریق ایجاد لایههای پیچیده ناشی از معاملات (نقل و انتقال) چندگانه با هدف مبهم ساختن زنجیره عطف حسابرسی و عدم امکان ردیابی سرچشمه مال صورت میپذیرد. این امر، متضمن انجام دادن عملیاتی مانند حواله وجه سپرده شده نزدیک موسسه مالی به موسسه دیگر، یا تبدیل سپرده نقدی به اسناد پولی دیگر (ارواق بهادار، سهام و چکهای مسافرتی) است. به بیان دیگر لایهگذاری یا لایه چینی یعنی فرایند جدا کردن پول از ریشه غیر قانونی که در این مرحله سه تکنیک رایج میباشد:
اولین تکنیک اختلاط پول کثیف با پول تمیز است که اغلب عواید حاصل از جرم با انجام معاملاتی از قبیل صادرات و واردات کالا و توسل به کم نمایی سیاهه صادراتی و گراننمایی سیاهه وارداتی وارد چرخه رسمی اقتصاد میگردد.
دومین روش انتقال پول از طریق واسطه است مانند تبدیل وجوه نقد به ژتون و... و تبدیل مجدد آن که در این صورت تشخیص ماهیت غیرقانونی مال مشکل میشود.
روش سوم، پنهان نمودن مالک واقعی مال آلوده است. بسیاری از خدماتی که از طریق موسسات مالی مانند ارایه وثایق در مقابل خرید اسناد یا تشکیل حسابهای امانی صورت میگیرد از این دسته است.
به عبارت دیگر لایهگذاری عبارت از یک سری معاملاتی است که برای جلوگیری از رد مالی یا مبهم نمودن زنجیره عطف حسابرسی صورت گرفته که امکان شناسایی مالک واقعی و منشا مجرمانه را غیرممکن بلکه مشکل میسازد.
آخرین مرحله در فرآیند پولشویی، یکپارچهسازی یا فراهم آوردن پوشش ظاهری مشروع برای توجیه قانونی عواید حاصل از فعالیتهای مجرمانه است. چنانچه مرحله لایه چینی با موفقیت انجام شود، عواید حاصل از جرم باید به نحوی وارد چرخه اقتصاد قانونی و رسمی گردد. این مرحله از طریق روشهای متعددی، مانند سوق داراییهای نامشروع به سوی اشخاص و شرکتهایی که به نحوی با مجرمان در تماس هستند، یا از طریق روشهای دیگری مانند تاسیس شرکتهای پوششی و غیره انجام میپذیرد.
آگاهی کشورهای توسعه یافته از آثار پولشویی و تدوین قوانین و مقررات لازم در این خصوص موجب گردیده که عواید حاصل از جرم به کشورهایی سوق یابد که فاقد ساز و کارهای نظام نظارتی و قانون مبارزه با پولشویی میباشند و بدون تردید این امر مشکلات فراوانی برای آنها ایجاد مینماید. از این رو اولین اقدام برای مقابله با این مشکل، داشتن قوانین و مقررات مناسب است و پیش شرط داشتن چنین قوانینی علاوه بر نگاه دقیق به حوزههای مختلف اقتصاد زیرزمینی، نگاه دقیق و بیطرفانه به اسناد و پیماننامههای بینالمللی و اصول چهلگانه FATF است. امروزه پیشنهادهای چهلگانه FATF توسط یکصد و سی کشور جهان پذیرفته شده و در سطح گستردهای به عنوان معیارهای مهم پذیرفته شده بینالمللی برای مقابله با پدیده پولشویی به تصویب رسیده و به طور موفقیت آمیزی به مرحله اجرا گذاشته شده است.
گروه کاری اقدام مالی برای مبارزه با پول شویی (FATF) نهادی است بینالمللی که با هدف توسعه سیاستهای مبارزه با پول شویی در سطح ملی و بینالمللی در اجلاس کشورهای گروه هفت که در سال 1989 در شهر پاریس برگزارشد، موجودیت یافت. موسسان FATF، ۱۶ عضو، شامل کشورهای عضو گروه هفت، کمیسیون اروپا و هشت کشور دیگر بودند.