علیاکبر عبدالرشیدی
ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه، هفته گذشته به تهران آمد و در میان بهت برخی از رهبران غرب، به خصوص رئیسجمهور آمریکا و ناباوری صهیونیستها، ضمن ملاقات با بالاترین مقامات جمهوری اسلامی ایران، بر دوستی و همکاریهای همهجانبه دو کشور تاکید کرد.
اظهارات پوتین بخصوص آن سخنان که «روسیه حمله نظامی به ایران را نخواهد پذیرفت» در محافل غربی، با واکنشهای متعدد ومتفاوتی روبرو شده است. آمریکا با شنیدن این سخنان، پشتوانه مهمی را در شورای امنیت سازمان ملل متحد از دست رفته دیده است.
سؤال مهم امروز جهان این است که آیا سخنان پوتین، نتیجه تحولاتی است که در فضای سیاسی در حال تغییر بینالمللی رخ داده است؟ این تحولات هر چه باشد، به ضرر جورج بوش و دولت آمریکا در حال تکوین است. این تغییر در خود آمریکا و حتی در کنگره این کشور هم در حال مشاهده است.
فضای انتخاباتی در آمریکا معمولاً زخمهای کهنه و بیماریهای مزمن سیاسی و اجتماعی این کشور را برملا میکند؛ و امروز در سخنان سیاستمداران آمریکایی، به خصوص نامزدهای احتمالی انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا، انتقادهای شدید از بوش و یاران محافظهکارش به شدت در حال افزایش است.
اما در کنار همه اظهارنظرها و تفسیرها، توجه به نکته مهم دیگری هم ضروری است؛ آن این که رهبران سیاسی جهان گاه برای ایجاد موقعیتهای جدید و یا حفظ موقعیتهای موجود، دست به رفتارها و بیان اظهاراتی میزنند که در شرایط دیگر و در موقعیتهای متفاوت نمیزنند. این مواضع و سخنان با از بین رفتن ضرورت، شکل دیگری پیدا میکند.
برخی از مفسران معتقدند که کشورهای چین، هند، تعدادی از کشورهای اروپایی و حتی روسیه، ظرف چند سال اخیر و در مسأله هستهای ایران، با بهرهگیری از فضای ایجاد شده، سعی در گروکشی از رقبای خود در عرصه بینالمللی و حل و فصل مسائل میان خود با قدرتهای دیگر داشته و دارند.
همین مفسران معتقدند که روسیه برای حل مشکلات فعلی خود با غرب، از جمله موضوع استقرار سپر موشکی آمریکا در حوزه نفوذ روسیه، سعی در بازی با کارت ایران دارد و به آنچه میگوید، اعتقاد عمیق و قلبی ندارد.
اما مردم ما دوست دارند اینگونه به تحولات بینالمللی نگاه نکنند. به همین علت، سفر آقای پوتین را به تهران یک اقدام اصیل و برخاسته از اراده ملی روسیه و از درک درست کرملین از اوضاع جدید بینالمللی فرض میکنند.
مردم ما معتقدند که پوتین این بار سعی در جبران گذشته دارد و فهمیده است که اگر دیر بجنبد، غرب و به خصوص آمریکا چاهی عمیق فرا راه روسیه و منافع این فدراسیون پهن خواهد کرد. مرور توصیههای سنجیده و دوراندیشانه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به میخائیل گورباچف هم میتواند تذکار لازم را به رهبران فعلی کرملین بدهد.
ما با همان نگاه صمیمانه خود، سخنان آقای پوتین و مواضع اعلام شده ایشان را چه در تهران و چه در بازگشت از تهران به یاد خواهیم سپرد. ما فراموش نخواهیم کرد که رئیسجمهور فدراسیون روسیه چه گفت و چه تعهداتی را پذیرفت. ما از این به بعد، در انتظار تحقق این وعدهها و این مواضع هستیم.
ما در گذشته بدون حمایت روسیه هم سر پا ماندهایم. با این اوصاف، از این به بعد در شورای امنیت سازمان ملل متحد، چشم ما به دست نماینده روسیه خواهد بود که چگونه در برابر مواضع خصمانه نماینده آمریکا بلند خواهد شد. ما از امروز در انتظار تحقق وعدهها و تعهدات روسیه در جهت اجرای معاهدات دوجانبه، به خصوص در طرح ساخت نیروگاه هستهای بوشهر هستیم.
آقای پوتین! مردم ما دودوزه بازیهای رهبران کمونیست کرملین در دوران اتحاد شوروی را فراموش نکردهاند. مداخلات این کشور را هم در امور داخلی ایران از یاد نبردهاند. ما هنوز به یاد داریم که حضور استالین در ایران، برای تائید اشغال نظامیایران بود و حضور نیکلای پادگورنی، برای شرکت در جشنهای به اصطلاح دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهی و ریختن آب به آسیاب تبلیغاتی دربار پهلوی بود.
مردم ما دوست دارند سفر شما به ایران را نقطهعطفی در روابط تهران و مسکو بدانند. استقبالی که در تهران از شما به عمل آمد و برخورد مثبت رسانههای ایران با شما، نشان داد که مردم ما شما را به دلیل پیوندهای تاریخی منطقهای پذیرا هستند. پس شما هم این علاقمندی و احترام را پاس بدارید.
شما در بازگشت از تهران اذعان کردهاید که خواهان روابط گسترده با ایران، به عنوان یک همسایه مهم هستید و همکاریهای اقتصادی و سیاسی با ایران را مهم خواندهاید.
شما در مصاحبه زنده با رادیو تلویزیون مسکو، ضمن ابراز رضایت از نتایج سفر خود به تهران، گفتهاید که ایران و روسیه باید مناسبات خوب ناشی از حسن همجواری خود را توسعه دهند.
نکته مهم دیگر، در همین مصاحبه این بوده است که شما از جامعه جهانی خواستهاید که منافع و علائق مردم ایران را مورد نظر قرار دهد. شما سفرتان را به تهران، گامی مهم در جهت استقرار صلح و امنیت در منطقه و در جهان خواندهاید.
شما در نقد سیاستهای نظامی آمریکا در منطقه هم جنگ آمریکا در عراق را بیپایه و بیهوده خواندهاید. شما تازه پذیرفتهاید که هدف آمریکا از حمله به عراق بیدفاع، تصرف منابع نفتی عراق بوده است.
شما سیاست خارجی آمریکا در عراق را در یک جمله زیبا خلاصه کردهاید و آن این که «آمریکاییان یاد گرفتهاند تیراندازی کنند اما یاد نگرفتهاند چگونه نظم و امنیت برقرار کنند».
شما هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را به ضرر جامعه جهانی خواندهاید و تأکید کردهاید که گفتوگو، تنها راه مؤثر و مفید برای حل مشکلات و معضلات است.
آقای پوتین! ما سخنان شما را فراموش نخواهیم کرد.