سروش ارشاد
«یکی از مهمترین سرفصلهای فعالیت دولت در بخش آزادسازی بود. یکی از آزاد سازیها این بود که نظام اجرایی کشور را از قید مطالبات بیپایان احزاب رها کردیم. این دولت هیچ نیازی به حزب ندارد و من یک ریال به احزاب باج نخواهم داد.»
این اظهارات جنجالی احمدینژاد در جمع مبلغان ماه مبارک رمضان، آن میزان با واکنش جریانهای سیاسی چه اصولگرا و چه اصلاحطلب روبرو شد، که حتی برخی دولتمردان مجبور شدند تا نظر رئیسجمهور را تفسیرکنند.
این اولین و ـ آنگونه که به نظر میرسد ـ آخرین بار نیست که دولت نهم به احزاب حمله میکند. پیش از این نیز بارها شاهد آن بودهایم که دولتمردان در راه احزاب سنگاندازی کنند و با اظهارنظرهای خود عدم علاقه به فعالیت حزبی در کشور را نشان دهند.
اما چه دلیلی دارد، که دولت نهم تا این میزان نسبت به فعالیت احزاب بیعلاقه است و به جای این که طبق وظیفه قانونیاش، فضای پر نشاطی برای فعالیت احزاب و گروههای قانونی فراهم کند، میکوشد تا به هر نحو ممکن دست و پای فعالیت سازمان های سیاسی قانونی را محدود کند.
آیا دولت علاقهای به فعالیتهای شناسنامهدار سیاسی ندارد؟ آیا دولت میخواهد با محدود کردن احزاب و گروههای سیاسی قانونی، مکانیزم سازماندهی شده انتقاد در یک نظام مردمسالار را با مشکل روبرو کند؟
آیا دلیل بیمیلی دولت از فعالیت احزاب آن است که به حرکتهای تودهای علاقهمند است؟
مگر نه این است که نام محمود احمدینژاد در بین اعضای جامعه اسلامی مهندسین و جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی قرار دارد؟ پس چرا تاکنون سخنی از حذف نام خود از این احزاب به میان نیاورده است؟
آیا انتقادات احزاب چپ و راست از عملکرد دولت سبب نشده تا رئیسجمهور برای رداین انتقادات، از اصل با احزاب مخالفت کند؟
این سوالها، و بسیاری سوال دیگر، از جمله مسائلی هستند که دولت نهم باید به صورت شفاف به آنها پاسخ دهد تا بالا خره افکار عمومی بدانند که تکلیف فعالیت احزاب در دوره دولت نهم چیست؟
تفسیر دولتیها از حرفهای احمدینژاد
از یک سو، محمود احمدینژاد سخن از این به میان میآورد که «نظام اجرایی کشور را از قید مطالبات بیپایان احزاب رها کردیم» و از سوی دیگر غلامحسین الهام سخنگوی دولت نیز اعلا م میکند: «احزاب، کار سازماندهی، تشکیلات و حقوق قانونی خود را دارند و کسی مانع و مخل کار آنها نیست. آنها باید کارشان را البته در چارچوبهای قانونی انجام دهند و کسی هم مانع شان نیست و نفی تشکل نمیکند. منتهی این دولت ساختار حزبی ندارد... احزاب تلاش میکنند به قدرت برسند و همه اجزای خود را در آن قدرت حاکم کنند و انتظار دارند دولت برآمده از آن حزب، متعهد به آن حزب باشد، افراد آن حزب را در مصادر بگمارد و منابع کشور را یک گروهی از آن حزب یا احزاب دیگری که با آنها هم پیمان هستند، هزینه کنند. اما روشن است که مردم ما این را نمیخواهند. ما هم میگوییم دولت کارکرد حزبی ندارد یعنی دولت مستقیما برآمده از مردم و مستقیم هم متعهد به مردم است.»
یک نکته را باید به آقای الهام یادآوری کرد که اگر معتقدند دولت کارکرد حزبی ندارد که البته این خود جای بحث بسیار دارد، اما نباید این کارکرد حزبی نداشتن، در فعالیت احزاب تاثیر بگذارد و به گونهای عمل شود که گروههای سیاسی قانونی در مسیر فعالیت شان با موانع دولتی روبهرو شوند.
جوانفکر، مشاور مطبوعاتی رئیسجمهور نیز که به تازگی حضورش در فضای رسانهای بیشتر شده است، در همین راستا سخن گفته است. او معتقد است: «احزاب طی این 2 سال علم مخالفت با منتخب مردم را پایین نیاوردهاند. رویکرد بسیاری از احزاب و جریانهای سیاسی مقابله با اراده مردم است... نقد احزاب و اظهارنظر درباره احزاب به مفهوم نفی حزب و جریان سیاسی که در حضور قانون اساسی به آن پرداخته شده، نیست... کسانی که در تلاش هستند، با اظهارنظر رئیسجمهور درباره باج خواهی احزاب را در تضاد با قانون اساسی وانمود سازند، در واقع دست به یک حرکت انحرافی زدهاند و میخواهند با توسل به قانون اساسی، امکان بحث و اظهارنظر و نقد احزاب را از دیگران سلب کنند... برخی از احزاب و گروههای سیاسی در کشورمان بیمار متولد شدهاند و هرگز هم در جهت درمان خود اقدام نکردهاند، این دسته از احزاب زاییده قدرت هستند، یعنی از درون قدرت حاکم به وجود آمدهاند و عملکرد آنان حاکی از آن است که هیچ هدفی جز حفظ و بقای قدرت ندارند.»
البته معاون سیاسی جدید وزارت کشور نیز که به تازگی به جای ثمره هاشمیبه ساختمان آجر نمای میدان فاطمیآمده در این باره اظهارنظر کرده است: «سخنان رئیسجمهور در خصوص فعالیت احزاب روشن است و وی هیچ وقت اعلام نکرده که با فعالیت قانونی احزاب مخالف است... دولت نهم برآمده از احزاب نیست و براساس رای مستقیم اکثریت مردم بر سر کار آمده است، که همین امر باعث شده تا این دولت هیچ وابستگی به هیچ یک از احزاب و گروههای سیاسی نداشته باشد. استقلال دولت و وام دار نبودن آن به احزاب باعث شده است که دولت نهم مسوولانهتر به وظایف خود عمل کند و تابع فشارها و سهمخواهی احزاب که در گذشته رایج بوده، نباشد و این امتیاز برای نظام و کشور است.»
آنچه مطرح شد، اظهارات 3 مقام دولتی پس از صحبتهای احمدینژاد بود که در بین این مطالب به راحتی میتوان دریافت. دولتمردان بیش از هر چیز از انتقادات احزاب به دولت ناراضی هستند.
اما حزب چیست؟
برای حزب تعاریف مختلفی ارائه شده است. برخی صاحبنظران به گروهی از شهروندان جامعه که دارای اهداف و منافع سیاسی مشترک هستند، حزب میگویند. این افراد برای رسیدن به آن اهداف، مبارزه میکنند.
برخی دیگر نیز معتقدند حزب گروهی از شهروندان با آرمانهای مشترک و تشکیلات منظم و متکی به پشتیبانی مردم هستند که برای به دست گرفتن قدرت دولت یا شرکت در آن، مبارزه میکنند.
تعریف دیگری از حزب عبارت است از، قسمت پیشرفته و فهمیده یک طبقه اجتماعی که برای تامین منافع طبقاتی و رسیدن به حکومت و اجرای مرام خود با یک نظام معین مبارزه کرده و طبقه مخصوصی را که این حزب نماینده آن است در کشمکشهای اجتماعی رهبری میکند. بنابراین میتوان حزب را سازمانی سیاسی و شناسنامهدار دانست و هدف و برنامه مشخصی دارد.
اصولا در دنیای جدید به دلیل اینکه پیگیری مطالبات مردم به صورت تودهای امکانپذیر نیست و نیازمند آن هستیم که حقوق مردم و کنترل قدرت به صورت سازماندهی شده پیگیری شود، ضرورت احزاب و گروههای سیاسی قانونی احساس میشود. به همین دلیل است که یکی از ابزار تحقق و ماندگاری مردمسالاری را تحزب نامیدهاند و عملا نمیتوان یک نظام دموکرات یافت که احزاب در آن نقشی نداشته باشند.
واکنش احزاب به حرفهای احمدینژاد
اگرچه بیش از یک هفته است که از اظهارات تاملبرانگیز محمود احمدینژاد درباره عدم باج دادن به احزاب و آزادسازی نظام اجرایی از مطالبات احزاب میگذرد، ولی همچنان واکنشها به این اظهارنظر ادامهدار است. این واکنشها نیز تنها به گروههای اصلاحطلب ختم نمیشود و گروههای اصولگرا نیز به صف منتقدان حرفهای رئیسجمهور پیوستهاند. اظهارات اخیر رئیسجمهور در حالی مطرح شد که در 2 سال گذشته همواره شاهد اینگونه بیمهریهای دولت نسبت به احزاب بودهایم.
اصولگرایان به صورت گسترده نسبت به این اظهارات واکنش نشان دادند. احمد توکلی، نماینده اصولگرای تهران در گزارش تحلیلی به صحبتهای احمدینژاد درباره احزاب اشاره و از این سخنان انتقاد کرده است. وی در گزارش تحلیلی خود آورده، آقای دکتر احمدینژاد نیز خود جزو موسسان جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بود و هنوز هم رسما عضو شورای مرکزی آن است. همه اهل سیاست میدانند که این تشکل در فراهم کردن فرصت خدمت برای آقای دکتر احمدینژاد در شهرداری تهران نقش مهمی بازی کرد.
همین ضرورت به پیداش تشکیلات رایحه خوش خدمت از نزدیکان رئیسجمهور منجر شده است که تشکلی که گرچه به ثبت نرسیده است ولی نقش فعالی در انتخابات شوراها در آذر 1385 بازی کرد و هماکنون نیز یکی از طرفهای سهگانه شکلدهنده جبهه متحد اصولگرایان است. بنابراین نباید گفت این دولت هیچ نیازی به حزب ندارد، چون هم نیاز دارد و هم برای تامین آن تدبیر کرده است.
اسدالله بادامچیان، قائم مقام حزب موتلفه اسلامی هم در واکنش به این اظهارات احمدینژاد میگوید: منظور احمدینژاد از سخنانش، احزاب سالم نبوده است. خوب است که ایشان در یک فرصت مطلوب این تفکیک را انجام داده و بیان کند که منظورشان همه احزاب نبوده است.
میرتاجالدینی، نماینده اصولگرای مجلس هفتم هم به انتقاد از صحبتهای احمدینژاد پرداخت و گفت: اداره کشور بدون حزب ناممکن است. در قالب حزب است که مطالبات مردم شکل میگیرد و به صورت سیستماتیک و حزبی دنبال میشود. احزاب از ضرورتهای یک نظام مردمی و انتخاباتی هستند دیدگاههای مردم و جناحهای سیاسی با وجود احزاب از سوی جامعه طرح و پیگیری میشود و در واقع انتخابات بدون حضور جریانات سیاسی، احزاب و تشکلها، انتخاباتی احساسی و موجی است.
عضو هیات رئیسه فراکسیون اصولگرایان مجلس گفت: نبود احزاب در جامعه موجب میشود که شخصیتهای جامعه نیز شکل نگیرند و در هر شرایط با مواضعی ظهور پیدا کنند. اگر احزاب نباشند، افرادی با یک سری شعارها به مجلس میآیند و در مقام عمل به شکل دیگری عمل میکنند و کسی هم نیست که آنها را به طور جدی نقد کند. احزاب در واقع نهادهای سیاسی اجتماعی هستند که ضمانت اجرایی و پیگیری شعارها و وعدههایی را دارند که گروهها و شخصیتهای سیاسی میدهند. چرا که بسیاری از شعارها و گفتهها ممکن است از اذهان عمومی پاک شود، اما گروهها و تشکلهای سیاسی میتوانند آنها را احیا کنند.
محمدنبی حبیبی، دبیر کل حزب موتلفه نیز در جمع دبیران استانهای حزب متبوعش گفت: فعالیت احزاب در کشور موکول به نظر اشخاص نیست، بلکه تحزب در قانون اساسی به صراحت مورد تاکید قرار گرفته است.
وی افزود: فعالیتهای سیاسی و انتخاباتی در کشور باید به گونهای شود که رقابت اشخاص بی برنامه جای خود را به رقابت احزاب برنامه دار بدهد.
محمدناصر توسلی زاده از اعضای فراکسیون اصولگرایان مجلس نیز در این خصوص میگوید: رئیسجمهور یا دولت نمیتوانند تشکلهایی که ریشه منطقی، فرهنگی و سیاسی روشنی دارند را نادیده بگیرند. بحث احزاب در اسلام موضوعی پذیرفته شده است.
وی افزود: نمیتوان در خصوص چنین پدیدهای بیتفاوت بود در قرآن کریم، سورهای به نام احزاب وجود دارد. در سطح کلان نمیتوان قائل به وجود احزاب نبود و آن را کتمان کرد.
حسین امیری از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز اظهار داشت: کمتر کشوری را میشناسیم که ادعای دموکراسی واقعی داشته و بدون حزب مملکت را اداره کند. احزاب پایههای مردمسالاری و دموکراسی هستند. لذا اگر بخواهیم مردم را از سردرگمی حرفهای متعدد بیرون آوریم، ناچار به وجود احزابی هستیم که دارای برنامه باشند.
رضا طلایی نیک، سخنگوی فراکسیون وفاق و کارآمدی نیز به حرفهای احمدینژاد واکنش نشان داد و گفت: دیدگاههای اخیر رئیسجمهور نسبت به احزاب، موجب ابهامات جدی در افکار عمومی شده است. رئیسجمهور باید برای ابهامزدایی سخنان اخیر خود نسبت به احزاب، مواضع شفافتری اتخاذ کند و نباید برخی کارکردهای انحرافی در رفتارهای ناسالم حزبی، دستاویز اعمال محدودیت و نفی احزاب شود.
غلامحسین امیری، قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین نیز در این خصوص میگوید: با توجه به اینکه جایگاه احزاب در قانون اساسی مشخص است، رئیس دولت به عنوان شخصی که برای اجرای قانون اساسی قسم یاد میکند، مسوول اجرای این قوانین است. وی افزود: برخی اظهارات مبنی بر اینکه ما به احزاب باج نمیدهیم، به حرکتهای خود احزاب برمیگردد، اما گویندگان محترم باید با بیان شفاف بگویند که منظورشان به چه حزب و گروهی است تا بر اساس راحتتر قضاوت کرد و تصمیمی مقتضی گرفت.
امیری گفت: تعامل دولت و احزاب برای پیشرفت نظام جمهوری اسلامی و سایر مبانی قانون اساسی ضروری است. اگر قرار است تا سال 1404 جزو کشورهای برتر منطقه از جهت اقتصاد، علم، تکنولوژیهای مختلف و فرهنگ به علاوه پیشرفت ساختار داخلی خود باشیم. احزاب از چارچوبها و ساختارهای داخلی محسوب میشوند که باید در جهت تحقق چشمانداز تلاش ویژهای داشته باشند.
آنچه مطرح شد، بخشی از واکنش اصولگرایان به حرفهای احمدینژاد بود. اگر چه بیشتر این واکنشها از سوی احزاب سنتی و ریشه دار اصولگرا صورت گرفت و احزاب جدید و جوان اصولگرا به دلا یل مختلف از کنار حرفهای احمدینژاد به آرامی عبور کردند و «سکوت» را بهترین پاسخ دانستند و برخی نیز اظهارات رئیسجمهور را تنها یک اظهارنظر شخصی پنداشتند.
اصلاحطلبان و احمدینژاد
در کنار انتقاد چهرههای جناح راست از سخنان احمدینژاد، چهرههای سیاسی اصلاحطلب نیز انتقادهای خود از رئیسجمهور را اینگونه مطرح کردند.
هدایت آقایی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی با بیان اینکه احزاب اصلاحطلب اساسا تماسی با دولت نهم ندارند که بخواهند مطالبهای از آن داشته باشند، اظهار داشت: با این اوصاف، قاعدتا منظور احمدینژاد از احزابی که از دولت ایشان باج میخواهند، احزاب جناح راست و اصولگراست.
پاسخ سیدحسین موسویتبریزی، رئیس خانه احزاب به حرفهای احمدینژاد در نفی تحزب نیز قابل توجه است. او اینگونه میگوید: اتهامی که احمدینژاد به احزاب زده است، مساله تازهای نیست. نظیر این حرفها بارها تکرار شده است. مانند ادعایی که در مورد معرفی مافیای نفت صورت گرفت و هرگز اجرایی نشد. بیان این سخنان از رئیسجمهور هرگز در شان و مقام ایشان نیست. زیرا هیچ یک از احزاب رقیب و مستقل کشور به دنبال باج خواهی از احمدینژاد نیستند، بلکه باج خواهی توسط کسان دیگری صورت میگیرد. بنابراین ایشان باید مشخص کنند که چه عملکردی از سوی احزاب، مصداق باج خواهی است و بعد در این مورد صحبت کنند.
هادی حق شناس، نماینده اصلاحطلب مجلس هفتم نیز در این خصوص میگوید: کسی نمیتواند اصل موضوع احزاب را زیر سوال ببرد. احزاب و مطبوعات چه بخواهند و چه نخواهند نظرات بخشی از جامعه را انتقال میدهند. بنابراین بسیاری از احزاب و مطبوعات سخنگوی بخشی از مطالبات و افکار عمومی جامعه اند.
وی افزود: فقدان احزاب و روزنامهها به معنای فقدان نظارت افکار عمومی بر عملکرد مسوولان است.
کلام آخر...
نمیتوان تنها از احزاب و گروههای سیاسی فقط برای گرم کردن تنور انتخابات استفاده کرد. چرا که بر نقش احزاب در جامعه چه در قانون اساسی و چه در اندیشههای امام خمینی(ره) و بسیاری از بزرگان انقلاب نظیر آیتالله بهشتی تاکید شده است و حذف احزاب از جامعه یعنی لنگ کردن حرکت مردمسالاری در کشور.
برخی ناظران سیاسی معتقدند که رویکرد حمایتی دولت طی 2 سال اخیر به مراکز بسیج و نهادهای مذهبی بوده است. بر این اساس باید به این نکته توجه کرد که مبادا چنین نهادهایی بخواهند به وظایف احزاب بپردازند.