عبدالباری عطوان
سردبیر روزنامه القدس العربی
در هر زمانی که نشستی جهت بررسی تحولات منطقه و در راس آن فلسطین برگزار شده است؛ محقق ساختن منافع اسرائیل و بررسی چگونگی مهیا ساختن امنیت لازم برای تلآویو در منطقه در راس جدول کاری این نشست قرار گرفته است. نشست شرمالشیخ این بار نیز بر این اساس با حضور محمود عباس (ابوزمان) رئیس تشکیلات خودگردان، ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، حسنی مبارک، رئیسجمهور مصر و بالاخره ایهود اولمرت، نخستوزیر اسرائیل برگزار شد و اهداف اصلی این نشست نیز چون نشستهای سابق چیزی جز تن دادن به خواستههای اسرائیل و پیششرطهای تلآویو نبوده است. اهداف اصلی نشست چهارجانبه شرمالشیخ از همان آغاز مشخص بود. شاید در سابق نشست شرمالشیخ برای حمایت از قضیه فلسطین در رویارویی با دشمن اشغالگر اسرائیل برگزار شده باشد اما این نشست این بار به این هدف و حتی تحت این نام برگزار نشده است. نشست چهارجانبه شرمالشیخ با هدف حمایت از ابوزمان برای رویارویی با حماس انجام گرفته است. اگر بخواهیم دقیقتر در این باره سخن بگوییم باید بگوییم که نشست چهارجانبه شرمالشیخ برای اولین بار به صورت رسمیو علنی تشکیل محور و یا ائتلاف مشترک اعراب و اسرائیل جهت رویارویی با حماس و یا بنا بر اعتقاد تحلیلگران غربی ائتلاف اعراب و اسرائیل برای رویارویی با سوریه و ایران در آینده نزدیک است.
جنبش فتح به بهانه رویارویی با جنبش حماس که آن را جنبشی کودتاگر مینامند دانسته یا ندانسته استراتژی جدیدی را به وجود آورده است. در این استراتژی جدید بسیاری از ابوزمان حمایت مالی و نظامیخواهند کرد به گونهای که این حمایتهای مالی و نظامی منجر به تبدیل کرانه ی باختری به منطقهای سرسبز و پر رونق خواهد شد. منطقهای که تمامی بحرانهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی آن به پایان خواهد رسید و در مقابل نوار غزه به فلوجه دیگری تبدیل خواهد شد. فلوجه ای که مردم آن از شدت گرسنگی به جان یکدیگر خواهند افتاد. گویا امروز با توجه به این استراتژی جدیدی که فتح سرکردگی آن را به عهده گرفته است بسیاری از اصول و ضوابط قضیه فلسطین تغییر کرده است، امروز قضیه فلسطین دیگر قضیه مبارزه و رویارویی با شهرکهای غیرقانونی صهیونیست نشین، دیوار حایل، پایان دادن به ایستهای بازرسی اسرائیلی که منجر به جدا شدن تمامی مناطق فلسطینی از یکدیگر شده است و بالاخره باز گرداندن بیتالمقدس و سرزمینهای به اشغال رفته مردم فلسطین نیست، امروز مشکل و بحران اصلی در قضیه فلسطین حماس است. فتح این بار خود را برای مبارزه با دشمن اشغالگر آماده نمیکند بلکه میخواهد به جنگ حماس رود و به ریشه کنی این جنبش اقدام کند.
مقامات مسوول جنبش فتح میگویند که حماس یک جنبش شورشی است که از چارچوب قانون فلسطین خارج شده است و کودتایی علیه این قانون انجام داده است. اگر بخواهیم کمی منصف، واقع نگر باشیم میتوانیم مساله را اینچنین بیان کنیم، آیا زمانی که نیروهای امنیتی وابسته به تشکیلات خودگردان از همان آغاز علیه دولت منتخب و مردمی حماس قیام کردند و به عناوین مختلف دولت حماس را از انجام هر اقدامیجهت بهبود وضعیت فلسطین متوقف ساختند این افراد کودتای نظامی علیه دولت منتخب مردمی فلسطین انجام ندادهاند و آیا این اقدام مستحق خشم رسمی کشورهای عربی و کشورهای جهان نیست و چرا رهبران منطقه و جامعه جهانی نسبت به این اقدامات جنبش فتح واکنشی رسمیاتخاذ نکرند بلکه رسما از جنبش فتح به واسطه حمایتهای نظامی، سیاسی و مالی در این زمینه حمایت کردند؟ اما بازگردیم به کنفرانس شرمالشیخ. این کنفرانس چهارجانبه کنفرانس کسانی است که از پیروزی جنبش حماس در سابق و امروز در هراسند. کنفرانس شرمالشیخ کنفرانس کسانی است که نسبت به کرسی ریاست خود احساس نگرانی و ترس دارند. کنفرانس شرمالشیخ کنفرانس کسانی است که که به دنبال تامین امنیت اسرائیل هستند، در این کنفرانس همان کسانی شرکت کردهاند که در سابق با پیروزی دموکراتیک جنبش حماس در یک انتخابات مردمی آزاد مخالف بودند و امروز نیز همین افراد دور هم جمع شدهاند تا برای حلوفصل بحران فلسطین تصمیم گیری کنند. چگونه ممکن است کسانی که که از آغاز بحران فلسطین تا به امروز تصمیمیمثبت برای این قضیه اتخاذ نکردهاند، امروز میخواهند تصمیمی مثبت که به سود منافع مردم فلسطین است اتخاذ کنند؟ اصلا آیا این افراد صلاحیت تصمیمگیری درباره قضیه فلسطین دارند؟ مردم فلسطین نباید اجازه دهند که طرحهای آمریکا برای هدف قرار دادن ایران و سوریه از طریق قضیه فلسطین محقق شود. امروز همان اتهاماتی که در سابق در قضیه عراق و لبنان مطرح شده است مطرح میشود و ایران به عنوان مسوول اصلی بحران در فلسطین آن هم از طریق حمایت مالی از حماس معرفی میشود در حالی که ایران همان کمک مالی را به حماس ارائه داده است که عربستان، قطر و مصر نیز به آن اقدام کردهاند.