یوسف قوچانی غروی
همچنان که انتظار میرفت شورای امنیت براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل اقدام به تصویب قطعنامهای مبتنی بر تشکیل دادگاه بینالمللی برای شناسایی و مجازات متهمان قتل رفیق حریری نخستوزیر سابق لبنان، نمود.
جریان موسوم به گروه 14 مارس متشکل از حریری، جعجع و جنبلاط، تصویب این قطعنامه را به منزله یک پیروزی تلقی میکنند. این در حالی است که جریان 8 مارس متشکل از حزبالله، جنبش امل و ژنرال عون و شماری از تشکلهای سیاسی که اصولا، مخالف تشکیل چنین دادگاهی نیستند، چنین اقدامی را که به نظر آنان بوی انتقامجویی و دخالت بیگانگان از آنان استشمام میشود، بصلاح وحدت ملی لبنان نمیدانند. آنان در عوض پیشنهاد برگزاری دادگاهی در داخل لبنان برای کشف واقعیات مربوط به انفجاری هولناک که حریری را به کشتن داد و همچنین سایر ترورهای سیاسی، دادند به ویژه این که بجز حریری، یک نخستوزیر دیگر در لبنان به نام رشید کرامی نیز طی انفجار مشکوک در بالگرد حامل وی به قتل رسید و اکنون جعجع به عنوان متهم اصلی این حادثه، شمرده میشود.
تردید نمیتوان داشت این اقدام شوروی امنیت، کمکی به تقویت هویت یکپارچه لبنان که در عوض یک سال گذشته، متحمل لطمات و صدمات زیادی شده است، نخواهد کرد هر چند که حریری و سنیوره و جریان همسو که همواره از حمایت واشنگتن و پاریس برخوردارند، این دادگاه را پیروزی برای خود تلقی میکنند، اما مداخله آشکار سازمان ملل در موضوعی که میتوانست از سوی خود لبنانیها و با ایتناد به سیستم قضایی شان حل و فصل شود، باعث افزایش جدایی و شکاف میان گروههای سیاسی خواهد شد. به ویژه این که هنوز غایله فتحالاسلام در اردگاه نهرالبارد همچنان لاینحل باقی مانده و به علاوه این که هنوز توافق اساسی میان گروههای سیاسی در استانه پایان یافتن دوره سیاست جمهوری امیل لحود برای انتخاب جانشین وی، حاصل نشده است. هر دو این مساله، ظرفیت تبدیسل به یک بحران تمامعیار و کشاندن طرفهای درگیر به آستانه جنگ داخلی را دارند. هر چند جریان حریری و همپیمانان وی، از حمایت عربستان، اردن و مصر بخوردارند، اما پیداست حمایت اصلی را از شخص جرج بوش دریافت میکنند و تصویب آن قطعنامه هم با همکاری فرانسه و آمریکا صورت گرفت تا به یک اهرم فشار علیه دولت سوریه که از سوی آنان به قتل حریری متهم شده است، مبدل گردد.
به هر حال، این دادگاه تا فراهم شدن زمینهها و بسترهای مناسب حقوقی و قانونی و جمعآوری ادله تشکیل خواهد شد و از این رو یک معضل جدیدی در روابط متشنج و بحرانی دو رقیب در صحنه لبنان، پدیدار گشته است که میتواند پیامدهای نامنتظره ای برای لبنانیها در بر داشته باشد. اینها به کنار، تهدید اسرائیلیها به تکرار ماجراجویی تابستان گذشته که بهای سنگینی برای آنها در برداشته است، اوضاع بغرنجی را برای این کشور کوچک مدیترانهای ندارک دیده است که خروج از آن، جز از طریق تمسک به هویت متحد ملی و قطع نفوذ آمریکا و اسرائیل، میسر نخواهد بود.