حدود ۲ هفته پیش وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامى در مشهد مقدس، طى سخنانى با تشریح اقدامات و مواضع برخى رسانهها و مطبوعات، حرکت خزنده و تخریبى آنها علیه دولت را مورد انتقاد قرار داد.
با کمال تعجب بعد از گذشت ۲ هفته، این اظهارات صفارهرندى روى خروجى یک خبرگزارى قرار گرفت و بلافاصله در یک اقدام هماهنگ، چند روزنامه مخالف دولت با تیترهاى استنباطى گزنده، این اظهارات را منعکس کردند.
آنگونه که این خبرگزارى منتشر نموده، لب کلام وزیر ارشاد در این اظهارات ـ که البته توسط وى به صراحت تأیید نشده ـ این بوده که یک حرکت هماهنگ و منسجم از سوى برخى مطبوعات براى تخریب نظام و دولت آغاز شده است. خوشبختانه یا متأسفانه برخى معتقدند حرکت هماهنگ خبرگزارى و روزنامههاى مذکور در موج سازى علیه اظهارات وزیر ارشاد آن هم بعد از ۲ هفته، دقیقاً اثبات آن سخنان است.
حقیقت این است که سیاست دولت نهم از ابتدا تاکنون تعامل و مدارا با منتقدان بوده است. در حالى که هیچ دولت و رئیسجمهورى بعد از انقلاب به اندازه این دولت و این رئیسجمهور مورد انتقاد و حتى هتاکى قرار نگرفته؛ طى ۲ سال گذشته، سیاست دولت و خصوصاً شخص دکتر احمدینژاد، مدارا با منتقدان و مخالفان، عدم درگیر شدن با حاشیهها و در مقابل، توجه به مسائل واقعى مردم و کشور بوده است. اما با این وجود، طى ۲ سال اخیر، کمتر روزى بوده که برخى روزنامههاى خاص علیه دولت یا رئیسجمهور اقدام به تخریب و هتاکى نکرده باشند. شاید براى نخستین بار در تاریخ کشور رخ داده باشد که عدهاى قلیل از مخالفان بالاترین مقام اجرایى کشور و منتخب میلیونها تن از مردم، در برابر او شعارهاى تند و هتاکانه سر داده و عکس او را به آتش بکشند اما رئیسجمهور با منطق و عطوفت با آنها برخورد کند.
قطعاً این ادعا وجود ندارد که دولت هیچ خطایى ندارد و هیچ انتقادى بر عملکرد دولتمردان وارد نیست چرا که تنها املاى ننوشته غلط ندارد. مسئولان دولت و شخص رئیسجمهور هم بارها اعلام کردهاند که از انتقاد سازنده استقبال مىکنند. نمونه عینى آن اعلام آمادگى دکتر احمدینژاد براى گفتوگوى رودررو و صریح و صمیمى با ۵۷ اقتصاددان منتقد است. اما قطعاً بین انتقاد و حتى تخطئه با تخریب و هتک فاصله بسیار است.
متأسفانه برخى بنگاههاى مطبوعاتى مخالف دولت که سیاستگذاران و مالکان آنها رأى و اعتماد مردم را در انتخابات ریاست جمهورى سوم تیر از کف دادهاند، از نجابت دولت تفسیر اشتباهى دارند. آنها، نجابت دولت را به ضعف و فتور تلقى نموده و از این نجابت به گونهاى سوءاستفاده مىکنند که برخى از این روزنامهها به شبنامه علیه دولت تقلیل یافتهاند و متأسفانه دیگر نمىتوان نام روزنامه و رسانه بر بعضى از آنها گذاشت.
سوء استفاده از نجابت و مداراى دولت توسط این طیف از تریبونهاى حزبى و سیاسى، به جایى رسیده که در هفتههاى اخیر، رسماً سخنان صریح و شفاف رئیسجمهور را تحریف نموده و مطالب دروغى را به رئیسجمهور نسبت مىدهند که هیچ سند و منبعى براى آن وجود ندارد.
بدون تردید، دروغ قبح عقلى و شرعى دارد و نمىتوان هیچ نسبتى بین رسالت مطبوعاتى و انتشار اکاذیب برقرار کرد. در هیچ جاى جهان هم به تحریفکنندگان حقایق و انتشار دهندگان اخبار کذب جایزه نمىدهند.
متأسفانه مالکان بنگاههاى مطبوعاتى یاد شده، براى تخریب وجهه دولت و رئیسجمهور به هر رطب و یابسى تمسک مىجویند و به جاى آنکه در یک روند منطقى و عقلانى و شرعى، با اصلاح و تقویت خود و جبران اشتباهات گذشته، اعتماد مردم را به خود جلب نمایند، به هر ابزارى براى تخریب دولت و دولتمردان متوسل مىشوند و آن گاه که با رعایت همه مفاد قانونى به آنها تذکر داده مىشود، بحث رعایت حرمت اهل قلم و جایگاه رسانه و دموکراسى را پیش مىکشند.
آنها که دم از رسانه و جایگاه آن مىزنند باید متوجه این نکته باشند که حرمت رسانه و قلم به حقیقتى است که منتشر مىکند و این همان قلمىاست که خداوند بدان سوگند یاد مىکند.
دموکراسى را به ابزار تطهیر دروغ گویى و شارلاتان بازى تفسیر کردن هم، ظلم بزرگى به دموکراسى است. دموکراسى روشى براى اعمال حق حاکمیت مردم است، همان گونه که در دوم خرداد و سوم تیر به وقوع پیوست، نه ابزارى براى تطهیر دروغ و تهمت و تحریف. دموکراسى اگر چه دیکتاتورى اکثریت نیست اما احترام به آراى اکثریت را در دل خود دارد و اقلیت نباید به بهانه دموکراسى، اکثریت و منتخب آنها را مورد هتاکى قرار دهد. دموکراسى بدون قانون نیز، آنارشیسم است. نمىتوان به بهانه دموکراسى قانون را زیر پا گذاشت.
رسانه هم، ابزار انتشار حقایق است نه دستاویز تخریب و نفى حقوق افراد و اجتماع. خبر گرچه همیشه تمام واقعیت نیست اما لااقل بخشى از واقعیت را در خود دارد و رسانه گرچه آینه تمامنماى حقایق نیست اما بخشى از حقیقت را در آن مىتوان یافت. بر هر دروغى که مکتوب گردد و از قلم جارى شود، نام خبر نمىتوان نهاد و هر آنچه از جنس کاغذ است و از چاپخانه بیرون مىآید شایسته نام رسانه نیست. حرمت قلم و رسانه به آن است که حقیقت را جارى و منتشر سازند نه کذب و دروغ را. خداوند بر درجات استاد شهید مطهرى بیفزاید که بدرستى عنوان کرد: آزادى بیان آرى اما آزادى توطئه هرگز!
و اما سخنى با عزیزانى که بعد از انتخابات مجلس هفتم به صراحت اعلام کردند اصلاحات از تندروها شکست خورد.
بزرگواران! مؤمن ۲ بار از یک سوراخ گزیده نمىشود. اگر به آن گفته خود اعتقاد دارید چرا دوباره همان راهى را مىروید که قبلاً یک بار به بنبست رسیده است؟ شاید شما از دولت گلایهها و انتقاداتى داشته باشید یا سوداى کسب مجدد قدرت را در سر بپرورانید که امرى نکوهیده نیست؛ اما آیا راه آن تمسک به هر شیوه و ابزار و سپردن رسانهها و تریبون خود به هر فرد و قلمىاست؟
بزرگواران! سال ۷۹ را همه به خوبى به خاطر دارید که مقام معظم رهبرى فرمودند عوامل دشمن در برخى مطبوعات لانه کردهاند. شاید آن زمان که این حقیقت تلخ از زبان رهبر فرزانه انقلاب عنوان شد، برخى مسئولان آن روزنامهها قادر به هضم آن حقیقت نبودند اما اکنون که تعداد کثیرى از نویسندگان و دست اندرکاران روزنامههاى مذکور در رادیوها و سایتهاى ضدانقلاب در خارج کشور مشغول قلمفرسایى علیه نظام و انقلابند، براى آنها ثابت شده که سخن رهبرى تا چه اندازه دقیق و درست بوده است.
اکنون نیز این نصیحت برادرانه را بپذیرید که ممکن است عدهاى دوباره بخواهند همان روند گذشته را تکرار کنند. قصد آن نیست که اتهامى متوجه کسى گردد و قطعاً بسیارى مطالب از سر دلسوزى و تعهد مطرح مىشود اما هشیار باشید که زمانى به خود نیایید که دیگر فرصت جبران نیست.