تاریخ انتشار : ۰۱ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۰  ، 
کد خبر : ۳۵۵۶۸

آمریکا به دنبال «تاکتیک بازگشتى» جنگ روانى علیه ایران


محمدحسن رحمانى

بررسى تحولات سیاسى جهان نشان مى‌دهد که موج‌هاى جدیدى از عملیات روانى توسط کشورهاى غربى علیه ایران سازمان‌دهى شده است. این‌گونه اقدامها مى‌تواند ماهیت تبلیغات، دیپلماتیک یا اقتصادى داشته باشد؛ اما غرب در نهایت به دنبال الگوى ستیزش امنیتى علیه ایران است.

شاخص‌هاى عملیات روانى آمریکاو کشورهاى غربى نشان مى‌دهد که آنان از «تاکتیک بازگشتى» (The below Back Tactic) در عملیات روانى خود علیه ایران استفاده کرده‌اند. این تاکتیک ماهیت مرحله‌اى و کم شدت دارد. آنها همواره موضوعهایى که در دوران گذشته علیه ایران به کار گرفته مى‌شد را مجدداً مطرح کرده و تبدیل به موضوع امنیتى، جدید مى‌نمایند. این امر بیانگر آن است که تاکتیک بازگشتى معطوف به ستیزش‌هاى فرایندى و تصاعد یابنده خواهد بود. در چنین شرایطى است که تاکتیک بازگشتى توسط ساخت‌هاى دیپلماتیک، سرویس‌هاى رسانه‌اى و موج‌هاى تبلیغاتى سازماندهى مى‌شود. به هر میزان که چنین فرایندى گسترش بیشترى پیدا کند؛ زمینه براى تداوم منازعه در شرایط دیپلماتیک و نرم‌افزارى ادامه خواهد یافت.

براى تبیین شاخص‌هاى تاکتیک بازگشتى در عملیات روانى آمریکا و جهان غرب علیه ایران لازم است تا اخبار و تحولات منطقه‌اى و بین‌المللى مربوط به ایران مورد بررسى قرار گیرد. درچنین الگویى، هریک از حوادث مى‌تواند یکى از شاخص‌هاى منازعه تلقى شود؛ زیرا منازعه ماهیت فرایندى، برنامه‌ریزى شده، مرحله‌اى و تصاعد یابنده خواهد داشت. اگر فرایند حوادث به گونه‌اى تداوم یابد که مخاطرات و تضادهاى امنیتى کاهش یابد؛ به معناى آن است که زمینه براى تغییر چنین الگویى وجود دارد. در حالى که اگر شاخص‌هاى منازعه قبل، بازسازى شود به معناى آن است که ستیزش در قالب الگوهاى جدیدى تداوم خواهد یافت.

۱ـ بررسى رویدادهاى منطقه‌اى وبین‌المللى در چارچوب «تاکتیک بازگشتى»

درسال‌هاى گذشته همواره دو الگوى رفتارى جهان غرب همزمان علیه ایران به کار گرفته شده است. این الگوها بر اساس نشانه‌هاى «فشار ـ مذاکره»، «تهدید ـ همکارى»، «مشارکت ـ مقابله» سازمان دهى گردیده و در قالب موضوعات امنیتى علیه ایران منعکس مى‌شود. نشانه‌هاى یاد شده بیانگر آن است که آمریکا و جهان غرب از الگوى «چماق ـ هویج» (Carrot and stick) علیه ایران استفاده مى‌نمایند. این الگو مى‌تواند در قالب فرایندهاى دیپلماتیک، عملیات روانى، تبلیغاتى و امنیتى تداوم یابد. نشانه‌هاى رویکرد یادشده در رفتارهاى سیاسى ـ بین‌المللى در ارتباط با ایران را مى‌توان به شرح زیر مورد توجه قرار داد:

الف ـ گرى گورى شولتى، نماینده آمریکا در آژانس بین‌المللى انرژى اتمى ‌ضمن اعتراض به البرادعى اعلام داشت که الگوهاى رفتارى آژانس منجر به ناامنى بیشتر جهان خواهد شد. وى تأکید داشت که آژانس باید فشارهاى بیشترى علیه ایران اعمال نماید.

او همچنین به این نکته پرداخت که اگر ایران قطعنامه شوراى امنیت را به مرحله اجرا نگذارد در آن شرایط فشارهاى اقتصادى و امنیتى بیشترى علیه ایران به کار گرفته خواهد شد. ایران باید بداند نظام بین‌الملل در برخورد با آن کشور از هماهنگى و همبستگى لازم برخوردار است.

ب ـ «جوهان دربیک » نماینده بلژیک در سازمان ملل متحد و همچنین رئیس کمیته نظارت بر تحریم‌هاى شوراى امنیت، اعلام داشت که باید تمامى ‌مفاد قطعنامه علیه ایران به مرحله اجرا درآید. نباید ایران احساس نماید که مى‌تواند از قطعنامه عبور کند. بنابراین تمامى ‌کشورها باید گزارش دهند که چه اقدامهایى علیه سیاست‌هاى امنیتى ایران انجام خواهند داد.

ج ـ مذاکرات لاریجانى و سولانا منجر به تداوم الگوى رفتار دیپلماتیک گردید. سولانا بر این اعتقاد است که مى‌توان رفتار ایران را از طریق دیپلماسى تغییر داد. بنابراین همواره تلاش دارد تا فضاى جدیدى در روابط ایران و آژانس بین‌المللى انرژى اتمى ‌ایجاد نماید.

زـ اجلاسیه ۴ جانبه شرم‌الشیخ با شرکت کشورهاى مصر، اردن، اسرائیل و طرف فلسطینى (محمود عباس) برگزار گردید. جنبش حماس با اجلاسیه یادشده مخالفت نمود و آن را عامل بى ثباتى بیشتر در منطقه دانست.

ح ـ در ماه‌هاى فوریه تا ژوئن ۲۰۰۷ تلاش‌هاى گسترده‌اى انجام گرفت تا زمینه براى الحاق کشور اسرائیل به پیمان آتلانتیک شمالى (ناتو) فراهم شود. این اقدام از طرف آمریکا سازماندهى گردیده است. آمریکایى‌ها تلاش دارند تا شرایطى را به وجود آورند که به موجب آن زمینه براى افزایش مشارکت عملیاتى اسرائیل در مأموریت‌هاى ناتو به وجود آید.

۲ـ نشانه‌هاى عملیات روانى در چارچوب تاکتیک بازگشتى

زمانى که آمریکا از ضرورت تداوم فشارهاى امنیتى بیشتر علیه ایران صحبت به عمل مى‌آورد، بیانگر آن است که آنان تلاش دارند تا محدودیت‌هاى سازمان یافته علیه ایران را بازسازى نمایند. در این ارتباط «گرى گورى شولتى» و همچنین «کاندولیزا رایس» تلاش‌هاى بیشترى را براى اعمال فشارهاى تهدیدآمیز به کار گرفته‌اند.

اعمال فشار علیه ایران را مى‌توان در اظهارات خانم رایس و همچنین سفر وزیر دفاع آمریکا به منطقه مورد توجه قرار داد. «رابرت گیتس» تلاش دارد تا هرگونه مخاطره امنیتى براى نیروهاى آمریکایى را متوجه ایران نماید. بنابراین سفرهاى دوره‌اى مقامهاى آمریکایى به منطقه را مى‌توان نمادى از دیپلماسى مبتنى بر فشار علیه ایران دانست.

از سوى دیگر آمریکایى‌ها مبادرت به گسترش تبلیغات سیاسى خود براى متهم‌سازى ایران به فعالیت‌هاى استراتژیک هسته‌اى مى‌نمایند. آنان تلاش مؤثرترى را از طریق متنوع‌سازى فعالیت‌هاى دیپلماتیک و امنیتى در ارتباط با ایران به کار گرفتند. زمانى که چنین شرایطى ایجاد مى‌شود، مى‌توان نشانه‌هاى محدودیت دیپلماتیک را نیز مشاهده نمود.

در چنین روندى برخى از مقامهاى کشورهاى عربى نیز ایران را متهم به ایجاد بحران امنیتى در منطقه خاورمیانه نموده‌اند. در ماه‌هاى گذشته مقامهاى برخى از این کشورها چنین نقشى را ایفا کردند.

به این ترتیب مشاهده مى‌شود که آمریکایى‌ها به موازات انگلستان و برخى دیگر از کشورهاى اروپایى از سیاست محدودسازى ایران حمایت مى‌کنند. سفر رایس به کشورهاى اروپایى در راستاى چنین اهدافى انجام مى‌گیرد. بنابراین لازم است تا شاخص‌هاى رفتار آمریکا در جهت گسترش ائتلاف‌سازى براى محدود کردن موقعیت ایران در امنیت جهانى را مورد توجه قرار داد. اگر آمریکا بتواند، الگوى ائتلاف منطقه‌اى و بین‌المللى را تداوم بخشد، در آن شرایط موج‌هاى جدیدى از تهدید و فشار امنیتى علیه ایران ایجاد خواهد شد و باید ایران تلاش کند تا چنین ائتلافى شکل نگیرد.

دقت در اظهارنظرهاى دیپلماتیکى و مواضع مى‌تواند در شکست موج جدید تهدید غرب و ایجاد ائتلاف منطقه‌اى علیه ایران مؤثر باشد.

۳ـ چگونگى مقابله با عملیات روانى آمریکا علیه ایران

آنچه که بیان گردید نشانه آن است که فشارهاى امنیتى آمریکا در مرحله جدید نیز تداوم یافته است. به عبارت دیگر آمریکایى‌ها از طریق «الگوى فشار مستقیم» (تهدید ایران به حداکثرسازى محدودیت‌ها)، «الگوى فشار امنیتى» (افزایش نیروهاى نظامى ‌آمریکا در عراق) و همچنین از «الگوى ترغیب مرحله‌اى» (اعلام آمادگى براى مذاکره با ایران) بهره گرفته‌اند که رفتار آمریکا در قالب به کارگیرى الگوهاى ترکیبى (بهره‌گیرى از ۳ الگوى یادشده به صورت همزمان) بوده و در نتیجه آن از روش‌هاى دیپلماتیک، نظامى ‌و تبلیغاتى بهره گرفته است.

براى خنثى‌سازى چنین فرآیندى مى‌توان از الگوها و روش‌هاى متنوع و فراگیرى استفاده نمود. بهره‌گیرى از الگوهاى امنیتى و دیپلماتیک صرفاً در شرایطى از مطلوبیت لازم برخوردار است که امکان فعال‌سازى روش‌هاى تبلیغاتى براى خنثى‌سازى تاکتیک بازگشتى در عملیات روانى فراهم شود. تحقق این امر از طریق روش‌هاى زیر امکانپذیر است.

الف ـ خبرگزارى رویترز در گفت‌وگوهاى ایران و آمریکا در مسأله عراق، مدعى شده بود که ایران نهایتاً از مواضع خود عدول کرده و رویکرد مذاکره با آمریکا را در پیش گرفته است و این گفت‌وگوها را سرآغاز مذاکرات ایران و آمریکا در موضوعات دیگر معرفى کرده بود. با توجه به جنگ روانى انگلیس در این رابطه، نقد چنین مواردى ضرورى به نظر مى‌رسد.

ب ـ اختلافات آمریکا با فرانسه در مورد مسائل هسته‌اى ایران مورد پیگیرى جدى قرار گیرد.

ج ـ زمینه براى حداکثرسازى دیپلماسى ایران با اتحادیه اروپا ایجاد شود.

د ـ رایزنى با کشورهاى منطقه‌اى به ویژه غیرمتعهدها در آژانس فراهم شود.

و ـ در ارتباط با مذاکرات جدید لاریجانى ـ سولانا و در صورت تصویب قطعنامه سوم، ممکن است این‌گونه القا شود که غرب موفق شد با فرسایشى کردن مذاکرات زمینه‌هاى لازم براى صدور قطعنامه و جلوگیرى از ابتکار عمل ایران را فراهم آورد و بدین وسیله نظام را در برابر افکار عمومى‌ به انفعال بکشاند و لذا باید از هم اکنون راه‌هاى برون رفت از چنین فضاى تبلیغاتى و عملیات روانى پیش‌بینى گردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات