معرفی
«گومورا» (عموره ـ سدوم) محل سکونت قوم لوط است که در عهد عتیق (و نیز قرآن کریم) قصۀ هلاکت آنها به علت فساد و بیبند و باری جنسی آمده است نگارنده این تحقیق برای جامعۀ آمریکا نیز چنین خطری را پیشبینی میکند و راه نجات از مهلکه را پناه بردن به دین و اخلاق میداند. ارائه چکیده و برگزیدهای از این روایت مفصل صرفاً برای اطلاع دستاندرکاران امور فرهنگی کشور از برخی رویکردهای موجود در آمریکا به مسایل فرهنگی آن جامعه است.
خلاصه
تراوشهای فرهنگی تا دهه 50، سرانجام سیلاب موحشی را از دهۀ شصت برای آمریکا ایجاد کرده است. یک روز آخرین نوار موسیقی رپ را میشنویم که در آن شنوندگان را به کشتار پلیسها و تجاوز به ناموس افراد و قطعهقطعه کردن بدن زنان دعوت میکنند و روز بعد دربارۀ گروههای سیاسی چپگرایی که در دانشگاههای پرآوازه، تفکرات سیاسی خود را القا میکنند. سیستم قضایی آمریکا توانایی جلوگیری از رشد جنایات و جرایم را ندارد تولد نوزادان نامشروع، به نمایش درآمدن بیمحابای آمیزشهای جنسی و اعمال خشونتآمیز، شدت یافتن تنشهای نژادی، گسترش همجنسبازی و... همه از نتایج لیبرالیسم مدرن و فردگرایی مفرط آن است. فردگرایان به کلیه سرچشمههای قدرت اجتماعی، احترام به هرگونه مرجعیت، ارکان خانواده، کلیسا و... حمله میکنند. فرهنگ و تمدن اروپا و آمریکا مرهون سرچشمههایی است که در آن دین، اخلاق، قانون و سختکوشی اهمیت داشت بحران اقتصادی سالهای پایانی دهه 20 و نیز پیامدهای جنگ جهانی را ما با پناه بردن به فضایل اخلاقی، وحدت ملی و قانونمندی اجتماعی رفع و رجوع کردیم؛ اما بار دیگر وفور نعمت در اواخر دهه 40 و 50 میلادی ما را به لذتپرستی و پوچگرایی سوق داد و فرهنگ ما، یک فرهنگ مصرفی و جامعه ما، جامعهای علاقهمند به سرگرمی و تفریح شد. کلینتون، دانشآموختۀ سابق دانشکده حقوق دانشگاه «ییل» نمایندۀ نسل 60 است و ماجرای روابط او با مونیکا لوئینسکی ـ انترن کاخ سفید ـ نماد سراشیبی فرهنگی جامعۀ ما محسوب میشود. نسل جوان آمریکایی قبلاً (و پیش از این سیر سراشیبی) در جنگ کره با گشادهرویی شرکت کرد؛ زیرا هنوز در بحبوبه وفور نعمت به فساد نگراییده بود، اما در جنگ ویتنام به قدری نازپرورده شده بود که واکنشهایی همراه با شورش و خشونت نشان داد. این نسل رفاهزده در دانشگاهها و در اوج خامی و سادگی، تحت تأثیر القائات نئولیبرال و چپگرا قرار گرفت و چون پول و اوقات فراغت کافی داشت، از تظاهرات و فعالیت سیاسی شورشگرانه استقبال نمود یا به مصرف مشروبات الکلی، مواد مخدر، تماشای عکسها و فیلمهای مبتذل و ابزار خشونت رویآورد و یا در پوشش دلسوزی برای سیاهپوستان و سرخپوستان، بهانهای برای فائق آمدن بر سرخوردگی و کسالت و رفاهزدگی خود جست. جوانان غرق در ناز و نعمت از کالیفرنیا تا برلین غربی، از استهکلم تا رم با دست زدن به خشونت و سکس و... واکنش خود را نسبت به رفاهی که هرگز برای آن نکوشیدهاند نشان دادند و شاید این ناشی از احساس گناه آنها دربارۀ فقرا بود. رواج بد زبانی، ازدیاد الکل و کوکائین و هروئین، به تمسخر گرفتن خدمت نظام وظیفه و خوار شماری پلیس و ارتش از دیگر نمودهای رفتاری این نسل است. آنها بدین طریق، تنفر خود را از دنیای غیر قابل تحملی که بزرگترها برایشان ایجاد کردهاند، ابراز میدارند. همچنین آنها فرهنگ آمریکایی را به عنوان فرهنگ بورژوایی، تبعیض نژادی، مردسالاری و امپریالیسم تحقیر میکنند. رادیکالیسم جوانان در دروۀ پختگی آنها بهصورت نیهیلیسم و نئولیبرالیس ظهور مییابد.
از سال تحصیلی 1967، دانشگاه «ییل» به یکباره شاهد ورود نسل تازهای از دانشجویان بود که خشمگین، جنجالی و نابردبار و سرسخت علیه مباحث منطقی بودند. بعد از آن، ابتکار عمل فعالیتهای دانشجویی به دست آن رادیکالها افتاد و بخشی از استادان و مسؤولان دانشگاه نیز با آنها همسو شدند. اعتصابهای روزمره، خرابکاری، دشنام به استادان منتقد، کشانیدن پای خبرنگاران و عکاسان روزنامههای جنجالجو به دانشگاه، تظاهرات و نمایشهای ماجرا جویانه، برنامۀ مداوم آنها بود. کلاسهای درس دانشکده حقوق را مرتب بر هم میزدند. استادان را تهدید میکردند. آنها حتی پژوهشها و نوشتههای خود را از ترس اینکه دفترشان امنیت ندارد، شبها با خود به خانههایشان میبردند. در واقع چپگرایی و نئولیبرالیسم دهه 60 به نوعی، با ایدئولوژیهای فاشیستی دهههای پیشین شباهت دارد. هیپیهای آمریکا با شعار «هر کاری که «دوست دارید بکنید» از نمودهای نسل دهه 60 هستند. در فستیوال «ووداستاک» پانصدهزار جوان زیر ریزش باران و گل و لای، درون چادرهایی که برافراشتند، به موزیک راک گوش فرا دادند. مواد مخدر مصرف کردند و از نزدیکیهای جنسی لذت بردند. ادامه دارد...