تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۷ - ۱۶:۴۹  ، 
کد خبر : ۳۵۶۱۸

چشم‌انداز حرکت اصلاح‌طلبان در سال 86


مسعود سلطانی‌فر / عضو شورای ‌مرکزی‌ حزب اعتماد ملی

در بین دوستان صاحبنظر در مسائل سیاسی ‌هستند کسانی ‌که بر این باورند در منازعات سیاسی ‌سال 1386 که شاید اوج آن انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای ‌اسلامی‌ باشد، بخشی‌ از طیف محافظه‌کاران یا اصولگرایان از قسم سنتی آن به چپ سنتی ‌نزدیک شده است.

و دیگر آرمان‌ها، اهداف و استراتژی ‌خود را در گروه مسلط جست‌وجو نمی‌کنند و این جریان نه به صورت یک اتحاد مشخص بلکه به صورت یک ائتلاف ناخوانده و غیررسمی‌ به گروه مخالف خود گرایش پیدا می‌کند که این گرایش به دلیل دارا بودن وجهه مذهبی‌ قوی‌تر چپ سنتی ‌نسبت به چپ جدید و تمایل جدی‌ چپ سنتی‌ به استقرار مردمسالاری ‌دینی ‌و اینکه محور اصلی ‌تفکر و باور راست سنتی‌ و چپ سنتی‌ تفکرات امام راحل(ره) در خصوص نحوه استقرار و بقای‌ حکومت جمهوری اسلامی‌ و ارزش‌ دادن ویژه به رای ‌و نظر مردم در این فرآیند است. از سوی ‌دیگر یکی‌ از دلایل مهم ایجاد شکاف در اردوگاه اصولگرایان انتقاد راست سنتی ‌نسبت به تفسیر و برداشت جریان حاکم راست از نوع و نحوه حکومت در الگوی ‌آنهاست. به نظر می‌رسد وقت آن رسیده (اگر چه دیر هم شده) که بزرگان و صاحبنظران اردوگاه اصلاح‌طلبان (اعم از چپ جدید و سنتی) و هم کسانی‌ که در نحوه حکومت جمهوری ‌اسلامی ‌در کنار وجه اسلامیت نظام بعد جمهوریت را با الگو قرار دادن باورهای‌ امام راحل(ره) تعریف می‌نمایند با انجام آسیب‌شناسی ‌جریان اصلاحات اصول و باورهای خود را در سال 86 که شاید بتوان فاز نوین حرکت اصلاح‌طلبان به عنوان آغاز مرحله دیگری ‌از نواندیشی ‌دینی ‌تلقی ‌نمود تبیین و استراتژی ‌خود را متناسب با تفسیر و برداشت‌های ‌صحیح و شفاف ‌نمودن مرزبندی‌های ‌خود با کسانی‌ که متاسفانه اصلاح‌طلبی ‌را روشی ‌در تقابل با ارزش‌های ‌اولیه نظام تعریف نمودند معین کنند.

در منازعات و رقابت‌های ‌سیاسی ‌سال 1385 اگر چه اصلاح‌طلبان توانستند در دو صحنه انتخابات شوراهای ‌اسلامی ‌شهر و روستا و انتخابات اطاق‌های ‌بازرگانی ‌سراسر کشور موفقیت‌های ‌قابل توجه به دست آورند ولی ‌شاید تحلیل صاحبنظرانی ‌که دلیل اصلی ‌این پیروزی‌ها را بیشتر نه گفتن به جناح راست و محافظه‌کارانه قلمداد می‌کنند تا اقبال کامل به سمت اصلاح‌طلبان قابل تامل باشد. در چنین شرایطی لازم است طیف اصلاح‌طلبان سازماندهی‌ جدید خود را هر چه سریع‌تر آغاز و برنامه‌ها، تاکتیک‌ها و اهداف را مشخص نمایند. بازخوانی و باز تعریف اصول اصلاحات که اساس آن مبتنی بر حفظ حقوق و آزادی‌ها تصریح شده مردم در قانون اساسی‌ و بسط آن در حوزه‌های ‌مختلف فعالیت‌های ‌اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ‌و فراهم نمودن ساز و کار مناسب مشارکت واقعی مردم در امور سیاسی و اقتصادی و تلاش در جهت ایجاد رفاه اقتصادی مردم و رشد همه جانبه کشور و اعتلای‌ نظام و تثبیت حاکمیت ملی ‌و حفظ حقوق همه اقوام، مذاهب و اقشار مردم در کلیه مناطق کشور در جهت تقویت و تحکیم پایه‌های ‌نظام جمهوری‌ اسلامی‌ است، باید حتما در سرلوحه کار قرار گیرد. این یک واقعیت انکارناپذیر است که به دلیل عدم ارائه تعریف مشخصی‌ از اصلاح‌طلبی متاسفانه در سال‌های 76 تا 84 هر مخالف نظام با هر نقاب و تابلویی ‌این فرصت را پیدا کرد که مخالفت خود را با نظام جمهوری ‌اسلامی ‌به نام اصلاح‌طلبی ‌قلمداد و خود را اصلاح‌طلب معرفی ‌کند که متاسفانه از طرف بزرگان و صاحبنظران اصلاح‌طلب هیچ مقابله جدی‌ با این افراد و جناح‌ها انجام نشد و اینگونه تفکرات مسموم از طرف مخالفان اصلاح‌طلبان به عنوان چوبی ‌همواره بر سر اصلاح‌طلبان وارد می‌آمد. بازخوانی و بازتعریف اصول اصلاحات مخالفین فرصت‌طلب داخلی از جناح مقابل را که بعضا با ارائه باورهای مخالفین نظام به عنوان تفکر اصلاح‌طلبی برخی از اقشار مردم و اصولگراها را برای ‌رسیدن به اهداف خود فریب دادند خلع سلاح نموده و اقبال بیشتری‌ در میان مردم به اصلاح‌طلبی ‌و ایجاد اتحاد ملی ‌فراهم می‌نماید. در گام بعدی‌ فاز جدید، اصلاح‌طلبان نیاز به مدیریت مشخص و واحد دارند، در مجموعه گروه‌های ‌بیست و دو گانه در طیف اصلاح‌طلبان اگر چه احزاب و گروه‌هایی ‌هستند که چیزی ‌فراتر از یک نام یا یک دفتر کوچک در تهران ندارند که در فرآیند تصمیم‌گیری‌ها باید متناسب با وزن آنها در جامعه و میزان تاثیرگذاری برای ‌آنها سهم قائل شد ولی‌ احزاب و گروه‌های ‌فراگیر با تشکیلات گسترده و سازماندهی ‌مناسب نیز کم نیستند که برای ‌نیل به پیروزی‌های ‌بزرگ‌تر بایستی‌ در چارچوب یک مدیریت واحد با برنامه‌ریزی ‌منسجم، تقسیم‌بندی‌ کار و حیطه جغرافیایی ‌و هماهنگی‌ در روش و هدف برای ‌منازعات سیاسی‌ سال جدید خصوصا انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای‌ اسلامی ‌حرکت نمایند. یکی ‌دیگر از مواردی ‌که در این مقطع زمانی‌ به صورت جدی‌ باید در نظر گرفته شود این است که در رقابت‌های ‌سیاسی ‌سه دهه گذشته مشاهده شده که جایی‌ برای ‌عناصر افراطی و تندرو جناح‌های ‌سیاسی ‌در تصمیم‌گیری‌های ‌اساسی، برنامه‌های ‌بلندمدت و استراتژیک و مواقع حساس و حیاتی ‌وجود نداشته و اینگونه عناصر در دو طیف اصلی ‌‌سیاسی ‌کشور همواره ضررشان بیش از نفع حضورشان بوده است. در دوره حاکمیت اصلاح‌طلبان در سال‌های 76 تا 84 ضرر افرادی ‌که تز عبور از رئیس‌جمهور ‌منتخب مردم با 20 میلیون رای ‌را سر دادند و یا کسانی ‌که خود را والد دوم خرداد قلمداد و رئیس‌جمهور را مولود دوم خرداد می‌دانستند کمتر از مخالفین تفکر اصلاح‌طلبان در طیف محافظه‌کاران نبود در حالی ‌که اگر موقعیتی ‌در دولت یا مجلس ششم پیدا کردند به برکت بهره‌گیری‌ از نام و عنوان رئیس‌جمهوری‌ بود که ایده‌ها، برنامه‌ها و تفکراتش در انتخابات مورد اقبال مردم قرار گرفت، اینگونه عناصر تندرو در حرکت جدید نباید فرصت خودنمایی ‌پیدا نمایند.

طرح ایده‌ها، شعارها و معرفی ‌افراد جدید و ارائه برنامه‌هایی ‌که متناسب با خواست‌ها و اندیشه‌های نسل سوم باشد به اقبال مردم در یک رقابت سیاسی‌ کمک نموده و باعث ایجاد همگرایی و اتحاد ملی ‌مورد نظر رهبری ‌خواهد شد. طبیعتا هر نسلی‌ آرمان‌ها و مطالبات و اندیشه‌های ‌خاص خود را داشته و در یک نظام دموکراتیک جناح‌ها، احزاب و گروه‌هایی ‌می‌توانند آرای مردم را اخذ نمایند که برنامه‌ها، شعارها و اهداف خود را بیشتر با خواست‌های ‌همان نسل تطبیق دهند، درک اینگونه مطالبات و آرمان‌های ‌هر نسل و تطبیق آن با اهداف، استراتژی‌ و تاکتیک‌های ‌هر حزب و جناح سیاسی‌ یکی‌ از عوامل اصلی موفقیت سیاستمداران در جوامع پیشرفته در جهت کسب قدرت می‌باشد.

موضوع دیگری ‌که در فاز جدید باید در اردوگاه اصلاح‌طلبان مدنظر قرار گیرد سازماندهی ‌نیروی ‌انسانی ‌مناسب در احزاب و گروه‌های ‌سیاسی ‌شکل گرفته در این طیف می‌باشد. به نظر می‌رسد دیگر عمر احزاب فصلی‌ و گروه‌هایی ‌که فقط در مقطع انتخابات عرض اندام می‌کنند در جوامع توسعه یافته سیاسی‌ خاتمه یافته است. اگر چه از عمر مردم سالاری ‌در ایران کمتر از 30 سال می‌گذرد ولی ‌ریشه سیاسی ‌مردم چشمگیر بوده و توسعه سیاسی‌ نیازمند فراهم آوردن ساز و کار مناسب مشارکت مردم در همه امور کشور می‌باشد. کادرسازی‌، آموزش سیاسی ‌آنها، تشکیل شاخه‌های ‌اقشاری‌ و توسعه ارتباطات بین رده‌ها و کادرهای ‌حزبی‌ مستمرا در داخل یک تشکل سیاسی‌ باید انجام شده تا آن تشکل وزن مناسب پیدا کرده و در منازعات سیاسی ‌تاثیرگذار گردد.

قدم مهم دیگری ‌که بایستی ‌توسط کادر مجری اردوگاه اصلاح‌طلبان به ویژه برای ‌انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای ‌اسلامی ‌برداشته شود اعتمادسازی ‌با بخش‌های ‌مرتبط با امر انتخابات در حاکمیت به ویژه شورای ‌نگهبان است. اگر اصلاح‌طلبان تصمیم دارند در جریان انتخابات مجلس هشتم با تمام قوا وارد شوند و در جهت تحقق شعار مقام رهبری ‌برای ‌ایجاد اتحاد ملی ‌قدم بردارند شورای ‌نگهبان و سایر عوامل اجرایی ‌انتخابات نیز باید با سعه‌صدر و حوصله و منطبق با قوانین موجه و با کاندیداها و احزاب خصوصا در بحث بررسی ‌صلاحیت‌ها و صحت برگزاری ‌انتخابات برخورد نمایند و اجازه دهند تا مردم در یک فرآیند کاملا دموکراتیک تصمیم خود را گرفته و آینده کشور را به افراد مورد نظر خود بسپارند. اتحاد ملی ‌مورد نظر رهبری ‌نیازمند عزم و اراده جدی‌ همه جناح‌های‌ سیاسی‌ کشور برای انجام یک رقابت سالم سیاسی ‌در چارچوب قانون اساسی ‌و قوانین ذیربط است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات