تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۷ - ۱۶:۵۶  ، 
کد خبر : ۳۵۶۲۲

اصولگرایی، باز هم پیروز


مهدی مظلومی

مخالفان نظام جمهوری اسلامی ـ خصوصاً دولت نهم ـ بحث و مناظره عمومی درباره بنزین را باخته‌اند. این برای آنها وضعیتی کاملاً غیرمنتظره است، باخت در عرصه‌ای که گمان می‌کردند در آن پیروز مطلق خواهند بود و برای تخریب دولت نهم و برخی نیز برای انتقام‌گیری از کلیت نظام به آن امیدهای فراوانی بسته بودند. علائم این امیدواری را از آنچه رسانه‌های وابسته به اپوزیسیون در روزهای اول آغاز اجرای طرح سهمیه‌بندی گفتند و نوشتند به آسانی می‌شد مشاهده کرد. مقالات مطول و آب و تاب‌دار درباره فجایعی که به زودی در اثر اجرای این طرح بر سر ملک و ملت فرو خواهد بارید، گزارش‌هایی که تقریباً تمامی تاکتیک‌های جنگ روانی در آنها به کار رفته و گنجانده شده بود و اظهارنظرهایی گاه از سر فضل گاه با ژست تهدید و ترحم از جانب مدعیان اصلاحات در داخل و خارج؛ همه با این مضمون که کار دیگر تمام است و دولت نهم که سهل است کل نظام سیاسی از این غائله جان سالم به در نخواهد برد.

امروز اما پیداست که این خودفریبی‌ها ادامه همان اشتباه محاسبه‌های پی در پی و خطاهای رنگارنگی است که اصلاح‌طلبان در چند سال گذشته ـ و جبهه اپوزیسیون در حالت کلی طی 27 سال ـ اخیر مرتکب شدند و به این حال و روز افتادند. فضای امروز جامعه ایرانی پس از اجرای طرح سهمیه‌بندی بنزین هیچ شباهتی به آنچه آرزومندان افول دولت نهم پیش‌بینی می‌کردند ندارد، بر عکس مردم ایران به نحو شگفت‌انگیزی ـ البته شگفت‌انگیز برای معاندان والا معتقدان به نظام جمهوری اسلامی همواره این مردم را طور دیگری شناخته‌اند و رفتار مردم هرگز برای آنها شگفت و غیرقابل هضم نبوده است ـ به راهی دیگر رفته‌اند. نه تنها نشانه‌ای از ناآرامی و اعتراض نیست، شجاعت و صداقت رئیس دولت نهم، احساس مردم و مشاهده زود هنگام نتایج این طرح در کاهش ترافیک و تدبیرهای روز به روز بهبود یابنده دولت در تخصیص بهینه و مناسب سهمیه به اتومبیل‌های خاص و عام، عقل آنها را ارضا و قانع کرده است که نهایتاً این طرح سبب خیر عظیم برای توده مردم خواهد بود. عده‌ای البته سخت ضرر کرده‌اند و مردم این را هم خوب می‌دانند و می‌توانند صدای خودی را از بیگانه و هدف نهفته در پی هر اظهار عقیده‌ای را به خوبی دریابند.

چرا اینگونه است؟ به چه دلیل برخی از خودی‌های غافل و مخصوصاً مخالفان نظام جمهوری اسلامی درست در همانجا که گمان می‌کرده‌اند به دقیق‌ترین و صحیح‌ترین وجه ممکن محاسبه و تدبیر کرده‌اند، دچار شکست‌های سخت و اشتباه‌های فاحش شده‌اند؟ چه چیز در این مردم هست که دشمن از درک و فهم آن عاجز است و لذا طراحی‌های آن پیوسته به بن‌بست‌های عبورناپذیر گرفتار می‌آید؟

مهم‌ترین علت شاید این باشد که مردم دست جماعت مدعی اصلاح و دموکراسی را خوانده‌اند و پس از یک دهه و نیم تجربه زندگی با آنها و سیاست‌هاشان دیگر نه خنده و به به و چه چه آنها را باور دارند، ‌نه سر و صدا و جیغ و فریاد آنها را. مردم برای کسی که به خاطر آنها نمیرد، تب هم نخواهند کرد. احمدی‌نژاد به مردم راست گفت و پای حرف راست خود ایستاد. مردم دیدند که این مرد به خود نمی‌اندیشد و همه وجودش و آبرویش را پای کار خدمت به آنها ‌آورده است.

از جمله آنچه مردم اکنون به یقین باور دارند این است که پولی که دولت نهم از ناحیه سهمیه‌بندی بنزین صرفه‌جویی می‌کند به جیب یک عده رانت‌خوار زبان دراز نخواهد رفت و به زودی به طریقی دیگر جهت خدمت به آنها و برداشتن باری از دوش حیات اجتماعی ایرانیان هزینه خواهد شد. مردم بی‌عملی را دوست ندارند و از آنها که از دولتمردی فقط به سخن گفتن ـ آن هم نه همیشه خوب ـ بسنده می‌کنند دل خوشی ندارند. برای مردم ایران فهم این نکته سخت نیست که اقلیتی همیشه طلبکار و ناراضی آن روز که خود بر سر کار بودند شجاعت عمل نداشتند و حالا که کسی از راه رسیده مردانگی کرده و بار بر زمین مانده آنها را از زمین برداشته صداقت دفاع ندارند. احمدی‌نژاد ـ چنانکه پیش از این در یادداشت روز کیهان نمونه‌ها و علت‌های آن را خوانده‌اید ـ در حال جراحی اقتصاد بیمار ایران است، صدای آنها که نمی‌خواهند بیمار زنده بماند در آمده است. و اینها چه کسانی هستند؟ همانها که بیمار را به این روز انداختند و حالا طلبکار شده‌اند. این اقلیت همیشه طلبکار ـ که رفتارش هرگز از چشم تیزبین مردم پنهان نبوده ـ زبان و قلم عنیف دارد چون تقوا ندارد، برای انتشار و در بوق‌کردن آنچه بر این زبان و قلم می‌آید، رسانه دارد چون پول دارد بوده تغذیه کرده و فربه شده است. این اقلیت امروز البته از «‌قدرت» ـ به معنای حقوقی نه حقیقی آن ـ بی‌بهره است چون عرصه مناصب رسمی تنها جایی است که به دلیل ساختار مردمسالار نظام جمهوری اسلامی دست مردم به آن می‌رسیده، لذا آنان را رانده‌اند. این اقلیت اکنون سخت ناراضی است چرا که دولت اصولگرا با منافع آن در افتاده است. کسانی که چندین سال در خیابان‌ها و خانه‌ها صدای مردم را نشنیدند، بیان مطالبه اقتصادی آنها و ترویج عدالت را مارکسیسم خواندند و گفتند مردم برای کار اقتصادی به ما رأی نداده‌اند، سه‌شنبه شب گذشته در چند پمب‌بنزین تهران به دنبال صدای مردم می‌گشتند، غافل از اینکه مردم حرفشان را مدت‌ها قبل زده و تصمیمشان را گرفته‌اند.

مردم می‌دانند دولت اصولگرا درگیر با مافیاهای قدرت و ثروت در حال بازگرداندن حقوق آنها به آنهاست و بیش و پیش از آنکه بر مردم سخت بگیرد بر خود سخت گرفته است. مردم می‌بینند همه دشمنان نشاندار و تاریکی این ملت کمر بسته‌اند که این دولت در راه بماند و به مقصد نرسد و بعد با خود می‌گویند لابد خبری است. احمدی‌نژاد کیسه‌ای برای خود ندوخته، پس اینها از چه نگرانند؟

در این تردیدی نیست که همه وجود و هویت و حیثیت برخی به مقدار پول انباشته در انبان‌هاشان است، اما نظام جمهوری اسلامی مشروعیت خود را نه از پول که از امر الهی و بعد «خون» و نهالی که با آبی چنین گران آبیاری شده به این سادگی‌ها نخواهد خشکید. علاوه بر این حالا معلوم شده وقتی مردانگی به دیگر شاخصه‌های مدیریت اضافه شود چه‌ها که نمی‌توان کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات