مترجم: اسماعیل اقبال
همزمان از سوی دوایر نظامی روسیه تهدیداتی مبنی بر خروج این کشور از معاهده ممنوعیت سلاحهای هستهای کوتاه برد که میان دو کشور آمریکا و روسیه در سال 1987 امضاء شده بود، بروز کرد. بر اساس این معاهده با تمامی موشکهای هستهای میان برد و موشکهای زمین به زمین کروز از اراضی اروپا برچیده میشد. امضاء این معاهده میان مسکو و واشنگتن به امضاء معاهدات دیگر برای کاهش سلاحهای متعارف منجر شده بود، به شکلی که یک فضای استثنایی و بیسابقهای را برای همکاری مشترک میان این دو قدرت در سطح قاره اروپا و در زمینه انرژی و فضا بوجود آورده بود. جالب اینکه این فضای همکاری میان دو قدرت پیش از سقوط دیوار برلین و پایان جنگ سرد حاصل شده بود.
باز میگردیم به اقدام آمریکا و واکنشی که روسیه در برابر آن از خود نشان داد، به این مهم باید اشاره کرد که این کنش و واکنش آمریکا منعکس کننده نوعی فرهنگ امنیتی محلی برای دو کشور است که آنها را از درک واقعیت، تشخیص منافع مشترک میان دو کشور و حجم موفقیتهای گذشته و میزان عزم و اراده طرفین برای افزایش شجاعانه و قاطعانه این موفقیتها، ناتون ساخته است.
این همان چیزی است که ما در خاورمیانه در ارتباط با آمریکا و اروپا از آن رنج میبریم.
اما این موضوع برای روسیه زمانی بطور جدی مطرح شد که دو دولت لهستان و جمهوری چک برای استقرار بخشهایی از سیستم دفاعی موشکی آمریکا به شکل رادارهای پیشرفته هشدار سریع و واحدهایی از موشکهای تهاجمی که برای انهدام موشکهای مهاجم پیش از رسیدن به اراضی اروپا و آمریکا در نظر گرفته شده بود، استقبال نمود. دولت روسیه فراموش کرده بود که لهستان و جمهوری چک به صورت بخشی از پیمان (ناتو) و اتحادیه اروپا درآمده بودند. این دو کشور تلاشهای وسیعی را به عمل آوردند تا برای تحقق هدف فوق در ساختارهای نظامی و غیرنظامی خود تغییرات عمیقی را ایجاد نمایند، ایجاد سیستم دفاع ضدموشکی آمریکا با طرحهای مشابه دیگری که در سطح اتحادیه اروپا و پیمان ناتو در حال اجرا بود همراه شده بود انتظار این میرفت برای ایجاد شبکه دفاع ضدموشکی اروپا بر ضد تهدید موشکهای ضدبالستیک، بین تمامی این سیستمهای دفاعی یک هماهنگی صورت گیرد.
روسیه همچنین فراموش کرده است که راه همزیستی با اردوگاه غرب را انتخاب نموده است و درها را به روی غرب باز کرده است، برغم اینکه روسیه شکست خورده و فروپاشیده از جنگ سرد بیرون آمد، اما هیچ کس بر سر راه تولید سلاحهای این کشور محدودیتی وضع نکرد. هنوز روسیه زرادخانه هستهای و فضایی خود را در اختیار دارد، اما اولویتهای این کشور نسبت به گذشته تغییر کرده است، تحولات اقتصادی و سیاسی از اولویتهای نخست اهداف این کشور است.
بنابراین میتوان گفت که با توجه به تغییر اولویتهای روسیه از نظامی به اقتصادی و سیاسی، مواضع اخیر روسیه در برابر آمریکا به معنای ورود به یک جنگ سرد جدید نمیباشد. در حال حاضر روسیه در یک شورای ویژه مشترک در ناتو شرکت میکند. به روسیه اجازه داده شده است تا در جلسات وزرای دفاع ناتو شرکت کند و در امور دفاعی با آنها هماهنگی نماید. روشن است که روسیه از همان رنج میبرد که کشورهای اروپایی غربی از جمله بریتانیا از آن رنج میبردند، یعنی در حال حاضر روسیه نیز مانند آن کشورها از مسأله درک تهدید ناتوان است.
در اواخر دهه نود میلادی، کشورهای اروپایی، بطور کامل متقاعد نشده بودند که یک تهدید موشکی برای آنها وجود دارد، همچنین بخش وسیعی از متفکرین امنیتی این کشورها بر این باور بودند که عناصری از سیستم دفاعی آمریکا بر اراضی اروپا وجود دارد. این به منزله دعوت از دشمنان آمریکا بود تا برای انتقام از آمریکا به اروپا ضربه بزنند، اما پس از اینکه آزمایشات موشکی کره شمالی، پاکستان و هند در غیبت معاهدات مربوط به منع گسترش موشکهای بالستیک صورت گرفت، این مناقشات بتدریج متوقف شد.
همچنین اوضاع از نظر آمریکا در مقایسه میان قبل و بعد از حوادث 11 سپتامبر تغییر کرد، پیش از حوادث 11 سپتامبر دولت آمریکا در اوج احساس یک قدرت برتر بود. این کشور در آن زمان بر این باور بود که نیازی به پایبندی به معاهده موشکهای ضدبالستیک ندارد، چون رقیب مقابل اتحاد شوروی سابق فروپاشیده است و دیگر در عرصه بینالمللی به عنوان یک ابرقدرت حضور ندارد، اما هنگامی که حوادث 11 سپتامبر به وقوع پیوست، آشکارا ثابت شد که خطر واقعی برای آمریکا بسیار بزرگتر از موشکهای بالستیک و محدوده عمل آن بسیار گستردهتر از آن میباشد.
مقابله با این خطر مستلزم یک همکاری بینالمللی گسترده است، بنابراین با مواضع یکجانبهگرایانه و جاهطلبانه نمیتوان به مقابله با این خطر برخاست.
ایالات متحده آمریکا، با متحدین مهم اروپایی خود در همان سطح زورگویانه و مغرورانهای که با روسیه برخورد کرد، با این کشور نیز برخورد میکند، اما حوادث اخیر در عراق و افغانستان ثابت نمود که قدرت آمریکا دارای محدودیت است. این کشور به تنهایی هرگز قادر نخواهد بود تا با تهدیدات تروریستی و مزدوران آن به مقابله برخیزد، بخصوص اینکه اخباری رد و بدل میشود مبنی بر اینکه بیشتر تروریستها در حال حاضر در مسیر دستیابی به موشکهای تهاجمی و یا سلاح هستهای هستند.
به آنچه که در اینجا بیان شد باید عامل مهم دیگری را نیز افزود و آن اینکه اجماع افکار عمومی لهستان و جمهوری چک مخالف گسترش این سیستم دفاعی در اراضی لهستان و جمهوری چک است. هر چند که دولتهای دو کشور به وجود چنین طرحی تبریک و خوشامد میگویند، اما مسکو هرگز تصور نمیکرد که چنین اتفاقنظری در مخالفت با این سیستم در این کشورها حاصل شود. این عامل بزودی تأثیر مهم خود را در ممانعت از تلاش آمریکا در جهت گسترش چنین نظام دفاعی در خارج از ایالات متحده آمریکا به جای خواهد گذارد.