علیاکبر عبدالرشیدی
دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا برای بررسی مسائل مربوط به عراق، این هفته و بعد از هشت هفته که از دور اول این مذاکرات میگذرد، در بغداد انجام خواهد شد. این مذاکرات با درخواست رسمی مقامات آمریکایی، مورد موافقت مقامات ایرانی قرار گرفته و وزارت خارجه آمریکا رسماً و طی بیانیهای که روز سهشنبه گذشته انتشار داد، اعلام کرد که آمریکا آماده انجام این مذاکره است.
ظاهراً درخواست رسمی این مذاکرات از طریق سفارت سوییس در تهران که حافظ منافع آمریکا در ایران است، تسلیم مقامات وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران شده است. مقامات وزارت خارجه آمریکا این مذاکرات را "رو در رو" نامیدهاند و آن را برای امنیت عراق "مفید" دانستهاند.
اگرچه مقامات آمریکایی به خصوص در ماههای اخیر بر "دخالت ایران در امور داخلی عراق" تبلیغ میکنند و اصرار دارند که ایران در "ناامنی عراق" دخالت دارد، اکثر ناظران و کارشناسان اروپایی و حتی آمریکایی اذعان دارند که برعکس نظرات تبلیغاتی مقامات آمریکایی، ایران در جهت "تحصیل و تضمین امنیت در عراق" نقش دارد. به عبارت دیگر، اتحاد طبیعی و تاریخی بین مردم ایران و عراق و جایگاه ایران به عنوان همسایه عراق در منطقه، این مزیت را برای ایران به وجود آورده است.
اما آمریکاییان به خوبی میدانند که حضور نیروهای این کشور و متحدان محدود و معدود واشنگتن در این بحران است که عامل اصلی بیثباتی و ناامنی موجود در عراق است. قطعاً در رأس همه کشورهای صاحب نفوذ و دارای منافع در عراق، این ایران است که از امنیت در منطقه و به خصوص در عراق سود میبرد. شون مک کورمک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در اظهارنظری در مورد ضرورت مذاکرات آمریکا با ایران، تأکید کرده است که "ایران اعلام داشته است که خواهان عراقی امن و آرام است".
پوششی که دولت آمریکا برای مذاکرات خود با ایران تدارک دیده، قبل از آن که کسی را متقاعد به دخالتهای ایران در امور داخلی عراق بکند، به این سئوال وامیدارد که چه شده است آمریکا که خود 27 سال پیش در قطع رابطه دیپلماتیک با ایران پیشقدم شد، اینک برای مذاکره پا پیش میگذارد؟ چه شده است که آمریکا همه پیششرطهای قبلی خود را برای مذاکره زیرپا گذاشته و بدون هیچ پیششرطی، سر میز مذاکره حاضر میشود؟
بالاخره دولت بوش که پا در باتلاق عراق گذاشته، مایل است در یک اقدام فرافکنانه ناتوانی خود را در تأمین امنیت عراق تحت اشغال نظامی، برعهده کسی دیگر بیندازد. این سیاست فرافکنانه در تایخ و به خصوص در تاریخ اخیر، رفتاری آشنا است. در دورانی نه چندان دور آمریکا، اتحاد شوروی را مسئول همه ناآرامیهای جهان معرفی میکرد. در دورهای که آمریکا در ویتنام و بقیه سرزمینهای آسیای جنوب شرقی کابوس شکست را در برابر خود میدید، چین را هم به عنوان عامل دیگر بیثباتی منطقه به فهرست خود اضافه کرد. فرافکنی در این سو و آن سوی جهان سیاست آمریکا بوده است. این سیاست حتی در فعالیتهای فرهنگی مانند ساخت فیلم و نوشتن کتاب هم نمودار شده است.
امروزه آمریکا در عراق، به دنبال مقصر نشان دادن کسی دیگر جز واشنگتن و متحدان ریز و درشت آن در اروپا یا منطقه است. والا همانگونه که "لامبرتو دینی" رئیس کمیسیون روابط خارجی مجلس سنای ایتالیا و نخستوزیر اسبق این کشور در سفر اخیر خود به تهران اعلام کرد "چرا کسی متحدان آمریکا را در آن سوی آبهای خلیجفارس مسئول به راه انداختن جنگ قومی و شیعه ـ سنی در عراق معرفی نمیکند؟" راستی چرا آمریکا سمت آسیب دیده در بحران عراق را هدف حملات خود قرار داده است؟ شیعیان عراق در طول تاریخ اخیر این کشور مظلومترین گروه اجتماعی عراق بودهاند.
یک مفسر اروپایی نوشته است "همین که آمریکا نماینده خود را برای مذاکره با طرف ایرانی که واشنگتن آن را "محور شرارت" میخواند اعزام میکند، فینفسه نشانه عجز و ناتوانی آمریکا است."
شبکه رادیو تلویزیونی بی.بی.سی. در لندن اعلام کرده است که در مذاکرات ایران و آمریکا "مسائل مهم و مورد علاقه دو طرف و مسائل مربوط به عراق" مورد مذاکره قرار خواهد گرفت. ناظران این اشاره بی.بی.سی. را متوجه مسائل هستهای و موضوعات موجود در دستور کار شورای امنیت سازمان ملل متحد و آژانس بینالمللی انرژی هستهای در مورد ایران کردهاند. با این وجود نه آمریکا و نه ایران، موضوع دیگری را به جز مسائل مربوط به عراق و امنیت این کشور به عنوان دستور مذاکرات مشخص نکردهاند.
بی.بی.سی. در ادامه گزارش خود از این تعجب کرده است که مذاکرات رو در روی ایران و آمریکا در حالی انجام میشود که آمریکا هنوز ایران را حامی تروریسم و دشمن اسرائیل میداند. لحن بی.بی.سی. روایتکننده نارضایتی انگلیس از تماس مستقیم ایران و آمریکا است. انگلیس دیرگاهی است که خود را محور مسائل خاورمیانه میداند و کراراً علاقه و ضرورت حضور خود را در میانه هر تلاشی برای حل و فصل بحرانهای مربوط به خاورمیانه گوشزد کرده است. اما این یکی از معدودترین رویدادهای بینالمللی است که یک مسأله خاورمیانهای بدون حضور مستقیم انگلیس مورد بررسی قرار میگیرد.
روسها هم از انجام این مذاکرات چندان خشنود نیستند. خبرگزاری روسی نووستی در تفسیری نوشت: "در پایان دور اول مذاکرات، سفرای ایران و آمریکا با لبخند از یکدیگر جدا شدند". نووستی اظهار تردید کرده است که در این مذاکرات در مورد مناسبات دوجانبه و یا مسائل هستهای صحبتی شده باشد. نووستی افزوده است که ممکن است در دورهای بعدی چنین مسائلی هم مورد بحث قرار گیرد.
در عین حال، آن دسته از رسانههای آمریکایی که از انجام این مذاکرات خشنودند، تأکید دارند که نقش ایران در ایجاد امنیت در عراق همانگونه جدی است که در افغانستان نشان داده شده است و آمریکا باید این نقش را به رسمیت بشناسد. حقیقت همین است. ایران در طول دهههای اخیر، تلاش فراوانی برای تأمین ثبات و امنیت در افغانستان و سپس عراق انجام داده است و هزینههای سنگینی را هم در این راه متقبل شده است.
دولت آمریکا به خوبی از این نفوذ و این توانایی ایران باخبر است. لذا به نظر میرسد که با به رسمیت شناختن این توان و موقعیت ممتاز ایران، عزم زیر پا گذاشتن همه پیششرطها و محدودیتهایی را کرده است که طی سه دهه گذشته و با زمینهای کینهتوزانه و خصومتآمیز بر سر راه مناسبات معقول و سالم خود با ایران تنیده بود.
سخن آخر این که آمریکا باید رفتار خود را در قبال ایران تغییر دهد. این تغییر رفتار باید در همه سطوح و حتی در قبال مردم بقیه کشورهای منطقه هم رخ دهد. آمریکا به نقطهای رسیده است که باید با هدف جبران گذشته و شکلدهی سیاستهای آینده خود در خاورمیانه و خلیجفارس، تغییر رویه دهد.