محمدعلی مهتدی
از زمان تبدیل شهرک ساحلی شرمالشیخ در خلیج عقبه به محلی برای خوشگذرانی و انتقال عملی پایتخت از قاهره به این شهرک، کنفرانسهای متعددی با نام شرمالشیخ برگزار شده که در همه آنها حفظ منافع اسرائیل و آمریکا هدف اصلی این کنفرانسها بوده و کسی به یاد ندارد که در شرمالشیخ تاکنون تصمیمی در جهت منافع جهان عرب یا امت اسلام گرفته شده باشد اما این که 3 تن از سران عرب در این شهرک جمع شوند و دست در دست نخستوزیر اسرائیل، در برابر چشمان حیرتزده صدها میلیون عرب و مسلمان تحت عنوان صلح و مبارزه با تروریسم به بحث و برنامهریزی برای نابود کردن مقاومت ملت فلسطین بپردازند، پدیدهای است که نیاز به تفکر و تأمل فراوان دارد.
آیا شاهان گردآمده در شرمالشیخ ارزشی برای افکار عمومی و آرمانهای ملی قائل نیستند و ملتها را نادان میپندارند و یا این که معتقدند در عصر جهانیسازی و مصرفگرایی که همه باید آمریکایی شوند؛ دیگر جایی برای حق و حقیقت و عدالت و ارزشهای ملی و دینی و آرمانی وجود ندارد و دستی را که نمیتوان قطع کرد باید بوسید؟!
واقعیت این است که درجه انحطاط و بیحیایی در جهان عرب روزبهروز بالا و بالاتر میرود و این مثل عربی مصداق خود را آشکارتر و برهنهتر از قبل نشان میدهد که: «آنها که حیا میکردند مردهاند!» از زمان مذاکرات صلح در مادرید در 1991 تاکنون اسرائیل همه طرحهای صلح از مادرید گرفته تا اسلو و طرح میچل و ژنرال زینی و نقشه راه و طرح ملک عبدالله، همه و همه را خنثی کرده و با زیر پا گذاشتن کلیه قطعنامههای شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد و رأی دیوان دادگستری لاهه و کنوانسیونهای ژنو و منشور حقوق بشر و ... نه تنها قدمی در مسیر صلح برنداشته بلکه همچنان در کرانه باختری رود اردن به غصب اراضی و تخریب خانهها و کشتزارها و آواره کردن ساکنان و صاحبان آنها و ساختن شهرکهای صهیونیستنشین ادامه میدهد.
اسرائیل با کشیدن دیواری بزرگ دور این منطقه و محاصره کامل نوار غزه در زمین و هوا و دریا این دو منطقه را عملاً به صورت دو زندان بزرگ روباز برای بیش از سه میلیون سکنه فلسطینی درآورده و در عین حال زندانها و اردوگاههای صحرایی خود را با بیش از ده هزار مرد و زن و کودک فلسطینی انباشته کرده و هر وقت اراده کند بدون هیچ رادع و مانعی با استفاده از تانک یا هلیکوپتر خانهها و خودروها را در کرانه باختری و نوار غزه هدف قرار میدهد و انسانهای در بند را به خاک و خون میکشد و ...
آن وقت آقایان در شرمالشیخ جمع شدهاند تا در کنار نخستوزیر اسرائیل راههای رسیدن به صلح از طریق مبارزه با «خشونت و تروریسم» را بررسی کنند و ببینند با وجود قاچاق آن همه پول و اسلحه و مهمات برای دستگاههای مزدور و فاسد امنیتی و باندهای فساد محمد دحلان و دیگران، چرا آنها نتوانستند اسرائیل و مصر و اردن را از شر «تروریستهای حماس» راحت کنند و چگونه میتوانند با تشدید محاصره نوار غزه و گرسنه نگه داشتن ساکنان آن و انداختن گناه این وضعیت به گردن سوریه و ایران، طرح شیطانی و ناکام خود را به اتمام برسانند.
پس از پانزده سال مذاکره بینتیجه برای صلح و بیثمر ماندن همه طرحهای صلح، اکنون همه میدانند که صلح با اسرائیل سرابی بیش نیست و عقبنشینیهای مکرر و مکرر در برابر اسرائیل و آمریکا نه فقط زمینهای را برای صلح پدید نمیآورد بلکه اشتهای آنها را برای گرفتن امتیاز بیشتر و تبدیل مسئولان تشکیلات خودگردان فلسطینی به کارمندانی حقوقبگیر در دستگاه اسرائیل، تحریک میکند.
نتایج کنفرانس شرمالشیخ هم همین را نشان میدهد: برای تحکیم موقعیت آقای محمود عباس و دار و دستهاش، اسرائیل 250 نفر از آفتابه دزدان (و نه افراد مقاومت) جنبش فتح و 250 میلیون دلار از پول توقیف شده ملت بدبخت فلسطین را آزاد میکند تا آقایان بتوانند مبلمان و دکوراسیون ویلاهای خود را تغییر دهند و با معشوقههایشان چند سفر تفریحی به این طرف و آن طرف بروند و احیاناً دور تازهای از مذاکرات صلح را آغاز کنند تا در نهایت اسرائیل اداره امور شهرهای کرانه باختری را به این آقایان بسپارد و آنان را به زندانبانی این شهرها که در محاصره 500 پست بازرسی ارتش اسرائیل و دهها شهرک صهیونیستنشین قرار دارند، مفتخر کند!