ترجمه: فرهاد فرجاد
بعدازظهر پنجم فوریه 2006، در کلیسایی کوچک در شهر «ترابزن» ترکیه، پدر روحانی آندره سانتورو در محراب زانو زده و مشغول دعا بود که گلولهای از تپانچه 9 میلیمتری «گلاک»، ساخت اتریش، به سمتاش شلیک شد. گلوله از پشت او وارد شد و قلباش را شکافت. کشیش ایتالیایی 60 ساله که بیشتر عمر خود را در فقر و تنگدستی و در جامعه کمجمعیت مسیحیان آن شهر کوچک گذرانده بود روی زمین افتاد، آنگاه ضارب 15 ساله چند گلوله دیگر را به او شلیک کرد.
در ماه مه همان سال، یک افراطگرای دیگر با حمله مسلحانه به ساختمان دیوان عالی ترکیه، یک قاضی را کشت و چهار قاضی دیگر را مجروح کرد.
او در این حمله همزمان از دو تپانچه گلاک استفاده کرد.
نفس حملات، البته برای پلیس مرموز و عجیب نبود. مبارزات مسلحانه افراطگرایان سالها است در خاورمیانه رواج دارد. آنچه پلیس را سردرگم کرد، مبدا سلاحهای به کار رفته بود. گلاک نوعی سلاح کمری بسیار پیشرفته اتریشی است که از سال گذشته بین تبهکاران و تروریستهای ترکیه، به عنوان یک سلاح خیابانی رواج یافته است. پلیس ترکیه طی یک سال گذشته، افزون بر یکهزار تپانچه گلاک را از جنایتکاران، تروریستها، آدمکشها و شبهنظامیان کشور ضبط کرده و معتقد است که دهها هزار تپانچه از این نوع نیز به بازار سیاه راه یافته است. اما پرسش اصلی این است که: «از کجا»؟ دولت اتریش بارها عنوان کرد که شماره سریال تپانچههای به کار رفته در حملات تروریستی را با کارخانه سازنده «گلاک» چک کرده و دریافته که این سلاحها به طور ویژه برای نظامیان آمریکایی حاضر در عراق و به آدرس «ساختمان ریاست جمهوری عراق، وزارت کشور، بغداد، عراق» ارسال شدهاند.
از این نشانی نه تنها تپانچههای «گلاک» که بسیاری سلاحهای دیگر نیز مفقود شدهاند. دستکم سه آژانس دولتی آمریکایی در حال حاضر مشغول تحقیق درباره مفقود شدن سلاحهایی هستند که واشنگتن برای مقابله با تروریسم به دولت عراق اختصاص داده، اما در عوض از گروههای شبهنظامی و تبهکاران سازمان یافته سر درآوردهاند.
برآورد حجم احتمالی قاچاق این تسلیحات دهشتناک است. گزارش ماه گذشته دفتر پاسخگویی دولت آمریکا حاکی است از سال 2004 تاکنون، حدود 190 هزار تفنگ 47 ـ AK و تپانچه کمری ـ که با پول آمریکاییها و برای نیروهای امنیتی عراق خریداری شده ـ مفقود شده است.
قیمت خردهفروشی تپانچههای «گلاک» در ایالات متحده حدود 500 دلار است. براساس اظهارات پلیس ترکیه، این تپانچه در بازار سیاه ترکیه به قیمت سه هزار و 500 دلار در دسترس تبهکاران است. یک مقام عالیرتبه امنیتی ترکیه که به لحاظ مسائل دیپلماتیک خواستار پنهان ماندن نام خود بود به نیوزویک گفت: برآوردهای دولت ترکیه حاکی از آن است که در طول سه سال گذشته حدود 20 هزار تپانچه گلاک که از سوی آمریکاییها خریداری شده، از خاک عراق وارد ترکیه شده است. این مقام ترک افزوده است: مسئله ما این است که به دلیل گسترده بودن ابعاد این قاچاق بحثبرانگیز، نه آمریکاییها و نه عراقیها قادر به حل آن نیستند.
نظامیان آمریکایی بارها به بررسی و تحقیق این موضوع نشستهاند و هر بار، ابعاد مسئله را وخیمتر یافتهاند. بیشتر حجم انتقال تسلیحات آمریکایی به عراق زمانی صورت گرفت که ژنرال دیوید پترائوس، فرماندهی نیروهای چند ملیتی انتقالی (موسوم به MNSTC - l ) را در عراق عهدهدار شد. ماموریت این ستاد فرماندهی تعلیم، سازماندهی و تسلیح نظامیان و پلیس عراق بود، اما سلاحهای خریداری شده برای عراقیها از کانال وزارت خارجه آمریکا به عراق وارد شده و در حقیقت مقاطعهکاران خصوصی تامین آن را برعهده داشتهاند. اینجاست که مسئله حفاظت اطلاعات و برخی ندانمکاریها برجسته میشود. ژنرال پترائوس ـ که اینک به فرماندهی نیروهای ائتلاف در عراق منصوب شده ـ چندی پیش در یک مصاحبه رادیویی با شبکه خبری «فاکس» گفت: «شب هنگام بود که دو هلیکوپتر آمریکایی زیر آتش شدید دشمن، سلاحها را به نجف منتقل کردند. آنجا، طرفهای معامله تسلیحات را از هلیکوپتر خارج کردند و به سرعت از منطقه دور شدند. هویت آنها برای ما مشخص نبود اما قدر مسلم اینکه ما میتوانیم به طور رسمی تحویلگیرنده سلاحها باشیم. با این حال چنین دستوری به ما ابلاغ نشد».
در رابطه با سابقه این معامله تسلیحاتی، سرنخهای دیگری هم موجود است. یکی از معاونان ژنرال پترائوس، سرهنگ «تئودور وستازینگ» نام دارد. او که پروفسور اخلاق در دانشگاه وست پوینت است، ماموریت یافت تا به مدت شش ماه فرماندهی یک واحد آموزشی ضدتروریسم و نیروهای عملیات ویژه را در عراق عهدهدار شود. بهار سال 2005 بود که سرهنگ «وستازینگ» متوجه چند مورد مشکوک در برنامه «ارسال تسلیحات به عراق» شد. نگرانی او زمانی افزایش یافت که در 19 مه 2005 نامه ناشناس و بدون آدرسی را مبنی بر فساد و اختلاس پیمانکاران دولتی این برنامه دریافت کرد. در این نامه به طور ویژه به فقدان برگههای حسابرسی 200 اسلحه اشاره شده بود. سرهنگ وستازینگ مراتب امر را به اطلاع فرمانده مافوق خود رساند و چند روز بعد نیز در یک یادداشت رسمی نگرانیهای خود را قید کرد. همزمان، اما متوجه شد که مکالمات و ایمیلهای او با خانوادهاش شنود میشود. همکارانش به خاطر میآورند که از بیم به خطر افتادن امنیت خود و خانوادهاش چگونه هراسان شده بود. در پنجم ژوئن 2005 جسد سرهنگ وستازینگ در دفتر کار موقتاش در کمپ دوبلین، نزدیک فرودگاه بغداد پیدا شد، در حالی که به نظر میرسید با تپانچه به خود شلیک کرده است. او در نامهای که نزدیک جسدش یافت شد، نوشته بود: «من قادر نیستم از ماموریتی حمایت کنم که به فساد، سوءاستفاده از حقوق بشر و دروغگویی میانجامد، بنابراین مرگ را پیش از بیآبرویی بیشتر ترجیح میدهم. اصل زندگی، اعتماد است اما نمیدانم که باید به چه کسی اعتماد کنم».
در ادامه تحقیقات نظامی مشخص کرد که مرگ وستازینگ بر اثر خودکشی بوده است، اما از مجموعه شکایات و یادداشتهای او که به مقامهای مافوق خود تسلیم کرده بود هیچ نشانی به دست نیامد. در گزارش تحقیقاتی مربوط به مرگ او آمده است: وستازینگ در برخورد با افسران همکار خود مشکل داشت و نگرانی ناشی از احتمال تمدید ماموریتاش او را افسرده کرده بود. اما برادر بزرگتر سرهنگ وستازینگ معتقد است او خودکشی نکرده و یا حداقل مرگ او آنگونه که به نظر میرسد، رخ نداده است. برادر وستازینگ به تاریخ مرگ او اشاره میکند و میگوید: «آیا ممکن است تئودور در سالروز تولد مادرش، خودکشی کرده باشد؟». «تیم وستازینگ» که کارمند شرکت IBM در اکلاهاماست، میگوید: «هر آنچه او به مافوق خود گزارش داده بود، اینک به بیرون درز پیدا کرده است: اختلاس و سوءنیت در قرارداد، تجهیزات و اسلحههای گمشده و مسائلی در رابطه با قتل و کشتارهای مشکوک، از جمله دغدغههای او بودهاند». از سوی دیگر، ژنرال پترائوس از هرگونه اظهارنظر اضافه راجع به مرگ وستازینگ و یا انحراف مسیر سلاحها به هنگام تحویل در نجف خودداری کرد.
یک مقام ارشاد پنتاگون که به دلیل حساسیت موضوع خواسته ناشناس بماند به نیوزویک گفته است: چند هفته پیش، رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، یکی از کنسولهای ارشد وزارتخانه به نام «جیم هاینس» را با هدف دیدار با مقامهای ترکیه و اطلاع از نگرانیهای آنها عازم ترکیه کرد. هاینس وظیفه داشت ضمن شنیدن نگرانی ترکها، به آنها خاطرنشان کند که آمریکا نیز با جدیت مشغول بررسی موضوع تسلیحات گم شده و یا قاچاق شده به ترکیه است. به گفته این مقام پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا همچنین در سال 2005 تحقیقات گستردهای را راجع به سلاحهای گمشده آغاز کرد که تا به امروز هم ادامه یافته است. اما نخستین جرئیات رسمی مربوط به این تحقیقات، تابستان گذشته (2006) توسط «استوارت باون» بازرس ویژه آمریکا در برنامه بازسازی عراق فاش شد.
گروه تحقیقاتی «باون» متوجه شد که تعداد 13 هزار و 180 تپانچه گلاک در مجموع به ارزش 46 میلیون دلار گم شده و سر از بازار سیاه درآورده است. در جدیدترین گزارش دفتر پاسخگویی دولت آمریکا (GAO) نیز تعداد تپانچههای گمشده 80 هزار قبضه عنوان شده است.
در هیچ کجای این گزارش اشاره نشده که مقصد سلاحهای گمشده دقیقا کجا بوده است. (دستکم چنین اطلاعاتی در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته است)، اما یک نسخه طبقهبندی شده از این گزارش قرار است ماه آینده به کنگره آمریکا ارائه شود. تحقیقات پنتاگون نیز به دایره جنایی وزارت دفاع و پلیس فدرال آمریکا (FBI) تسلیم شده است. در این میان، دستکم ترکها و به ویژه عبادتکنندگان کلیسای کوچک شهر «ترابزن» به خوبی میدانند که بر سر صدها قبضه از تپانچههای گلاک چه آمده و یکی از آنها در چه راهی مورد استفاده قرار گرفته است.