تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۵  ، 
کد خبر : ۳۵۶۴۱
تاثیر بی‌ثباتی در افغانستان بر کشورهای منطقه

سرانجام جرگه صلح

مقدمه: رهبران افغان در غیاب ژنرال پاکستان در مراسم افتتاحیه، نشست سه روزه "جرگه صلح " یا "مجمع قبایل" را برای مبارزه با طالبان و القاعده در کابل، پایتخت افغانستان برگزار کردند. این اولین تلاش افغانها برای توقف تروریسم در افغانستان نیست. رهبران افغان در پی کمک گرفتن از همسایگان خود به خصوص ایران و پاکستان هستند. اسلام‌آباد و تهران به ندرت‌ همکاری مشترک در این زمینه داشته‌اند. پاکستان به تنهایی در پی صدور بیانیه در زمینه اهداف خود است، اما این امر با انجام عملی آن فاصله دارد. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد که ایران بیشتر بر مسائل خود در غرب آسیا متمرکز است.

مهناز ظهیرنژاد

تهران آگاه است که مرزهای طولانی ایران با افغانستان مشکلات زیادی را ایجاد می‌کند. شرایط جغرافیایی ایران به گونه‌ای است که تهران نمی‌تواند به تنهایی همسایگان متخاصم را از خود دور کند.

سال‌ها پیش آمریکایی‌ها در راستای تلاش برای محدود کردن ایرانیان در افغانستان، رابطه خود را با طالبان افزایش داده‌اند و این، شرایط را برای تهران سخت‌تر کرده است.

هنگامی که عربستان سعودی و پاکستان هم برای کاستن نقش ایران در میان کشورهای مسلمان از طالبان حمایت کرد، شرایط سخت‌تر شد. تعارضهای ایران و طالبان افزایش یافت و طالبان هشت دیپلمات ایرانی را در مزار شریف به قتل رساندند.

در چنین شرایطی، امنیت مرز ایران با افغانستان به خصوص به دلیل تجارت تریاک و قاچاق انسان کاهش یافت. ایران متوجه شده است که طالبان نهایت دشمنی خود را بیش از سایر همسایگان نشان می‌دهد.

ایران و طالبان

در آن مقطع خشونت میان ایران و طالبان افزایش یافت اما این بدین معنی نبود که طالبان سیاست‌های آمریکا را دنبال می‌کند. بنیادگرایی به سرعت افزایش یافته بود و این حرکت خصوصاً‌ علیه آمریکا بود. چنین وضعیتی منجر شده است که افغانستان به عنوان مرکز تروریزم جهانی شناخته شود.

حوادث 11 سپتامبر "باعث شد تا آمریکائیهای زخم خورده، استراتژی خود را علیه تروریزم بنا کنند.

از منظر آمریکا، تروریست یک شخص یا گروه نیست بلکه کشورهایی است که از آن حمایت و با واشنگتن به عنوان دشمن رفتار می‌کنند. استیلای آمریکا در افغانستان شرایط را تغییر داد اما مافیای بین‌المللی و سازمانهای تروریستی تلاش کردند تا چنین کشوری با سلطه قبایل را به سمت هرج و مرج فرو برند.

افغانستان این تابستان شاهد حملات گروههای متخاصم و همکاری‌های طالبان و القاعده که برای اجرای برنامه‌هایشان و به دست آوردن اسلحه از مناطق قبیله‌ای مثل آفریقا برای سربازان آمریکا و ناتو و ارتش ملی افغانستان همکاری می‌کردند، بود. مرز میان پاکستان و ایران با افغانستان با وجود فشارهای بین‌المللی برای متوقف کردن چنین اقداماتی و ثبات افغانستان پرمنفذ شده است.

این تابستان، فصلی سخت و دشوار است. 32 فرماندار افغان، نامه‌ای به حکومت فدرال نوشتند و در آن خواستار فشار بیشتر بر پاکستان برای متوقف کردن حمایت از عناصر طالبان شدند. حتی حامد کرزای، رئیس‌جمهور افغانستان، پاکستان را متهم به تبدیل کردن افغانستان به یک مستعمره کرد.

افغانستان در این تابستان به بحران سختی فرو رفته است.

بحران افغانستان

بحران افغانستان از سه دهه اخیر ادامه داشته است و به مرکزی با گرایشات خشونت‌طلبانه تبدیل شده است. نبود حکومت مرکزی قدرتمند منجر به افزایش خصومت‌های نظامی و اجتماعی در میان گروهها شده است و در نتیجه باعث افزایش فقر و تعارضات فرهنگی در میان مردم شده است و زمین مناسبی برای اقدامات نظامی گروههای خارجی را فراهم کرده است.

نیروهای نظامی خارجی به افغانستان آمدند اما زمان حکومت طالبان بود که دوره طلایی برای مخربان مختلف فراهم شد.

پدیده بن‌لادن یا القاعده نتیجه آن دوره بود. جهان شرایط افغانستان را از یاد برد و افغانستان بهشتی شد برای گروه‌های تروریستی. در واقع اگر حادثه 11 سپتامبر رخ نمی‌داد مجامع جهانی نیز اعتنایی به افغانستان نمی‌کردند.

واقعه 11 سپتامبر نشان‌دهنده عمق بدبختی در افغانستان بود. پدیده تروریسم را مجامع بین‌المللی در آن ساختند. تروریسم به عنوان یک شبکه سیاسی، مذهبی و خویشاوندی عمل می‌کند که به قدر کافی استحکام دارد. اگرچه آمریکا به افغانستان حمله کرد، اما شرایط افغانستان به خودی خود از عناصر جغرافیایی و فرهنگی مختلفی تاثیر می‌پذیرد؛ مثل حمایت القاعده برای منافع خود، تولید تریاک که منبع مالی القاعده و طالبان است.

نقش تروریسم

سقوط طالبان امنیت و صلح را برای ایران در مرزهای شرقی آن به همراه داشت، اما سیاست ایران در مقابل افغانستان جدید، وابسته به روابط افغانستان و آمریکا است. به همین دلیل ایران از گروههای شیعه افغان که نقش مهمی در حکومت افغانستان ایفا می‌کنند، حمایت کرد. ایران همچنین برای افزایش تاثیر خود در پی ایجاد روابط نزدیک با کابل است. ایران در بازسازی افغانستان نیز شرکت کرد. این سیاست و استفاده از افغانستان به عنوان یک میانجی باعث کاهش مقطعی فشار آمریکا به ایران هم شد.

در همین زمان، سقوط صدام حسین در عراق فرصتی را برای ایران فراهم کرد تا تاثیر ایران بر گروههای شیعه در عراق گسترش یابد. تاثیر ایران بر گروههای شیعه عراق، لبنان و افغانستان باعث ورود آمریکا به روابط ایران با برخی از رقبای آن شده است.

سیاست پاکستان

پاکستان از القاعده و طالبان حمایت می‌کرد به خصوص پیش از 11 سپتامبر. اما به نظر می‌رسد که تصمیم آن پس از اشغال افغانستان توسط آمریکا تغییر یافته است. سیاست پاکستان از حامی بودن فعالیتهای تروریستی، به همکار آمریکا بودن علیه تروریسم تغییر یافت.

اما این بدین معنی نیست که طبیعت پاکستان تغییر یافته است، در واقع، منافع ملی پاکستان منجر به استفاده از این فرصت برای پیش برد روابط دوستانه با آمریکا در جایی که دو طرف از مسئله سود برند، شد.

برخی از این عناصر عبارتند از: موقعیت استراتژیک پاکستان، سرمایه‌گذاری خارجی پاکستان و تماس‌های اسلام‌آباد در بلوچستان.

هنگامی که پاکستان و آمریکا تصمیم به همکاری مشترک گرفتند، ایران تبدیل به یک بازنده شد. اگر چه ایران و پاکستان روابط تاریخی خوبی با هم داشته‌اند، اما این روند به پاکستان اجازه داده تا درباره "عناصر خارجی" در خشونت بلوچستان صحبت کند و اسلام‌آباد هند و حتی ایران را برای آن متهم می‌کند. پاکستان معتقد است که ایران نگران مرزهای خود در نزدیکی پاکستان است که ممکن است توسط آمریکا برای تعرض استفاده شود. از سوی دیگر، پاکستان و عربستان سعودی تلاش می‌کنند تا موج ضدشیعه را توسط ایدئولوژی سنی گسترش دهند. این مسئله باعث افزایش تروریسم در منطقه و در جهان می‌شود. راه حل عاقلانه برای این مسئله، در گرو فراهم آوردن صلح توسط کشورهای منطقه خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات