علی مزروعی
رییس دولت نهم در دیداری که با اقتصاددانان منتقد عملکرد دولتش داشت و اخیرا در گفتوگویی که با صداوسیما انجام داد، به طرح سوال "چگونگی مصرف درآمدهای نفتی در اقتصاد کشور" پرداخته و از نخبگان و صاحبنظران برای ارایه پاسخهای علمی – کاربردی یاری طلبید. هرچند، فرض بر این است (و در کشورهای توسعه یافته و حتی برخی کشورهای در حال توسعه قطعی است) فرد یا افراد و جناحی که در انتخابات ریاست جمهوری یا مجلس حضور مییابند برای راهبری قوه مجریه و مقننه برنامه داشته باشند و رییس دولت نهم، در واقع باید در دوران تبلیغات انتخاباتی سال 84 به طرح این سوال و پاسخ آن میپرداختند تا مردم بدانند که دولت ایشان برنامه روشنی برای پاسخ به این سوال که "چگونه از درآمد نفت استفاده کنیم؟" در مسیر رشد و توسعه اقتصاد ایران دارد، و البته اگر شعار "بردن درآمد نفت به سر سفرههای مردم" را فراموش کرده و آن را پاسخی به این سوال ندانیم و باز اشکال را به شیوه و شرایط انتخاباتی در ایران بازگردانیم که عرضه برنامه توسط نامزدها برای رایگیری جای چندانی ندارد، اما این را به جد نمیتوان نادیده گرفت که چرا رییس دولت نهم پس از نزدیک به دو سال در اختیارگیری قوه مجریه و همه امکانات مالی و کارشناسی درون دولت به طرح این سوال، آن هم خطاب به نخبگان و صاحبنظران بیرون دولت پرداخته است؟ و به راستی اگر دولت (به تعبیری حاکمیت) با آن همه امکانات مالی و کارشناسی قادر به پاسخگویی به این سوال نیست، چگونه میتوان انتظار داشت که نخبگان و صاحبنظران بیرون دولت (با هزار گرفتاری کاری که دارند) به پاسخ این سوال بپردازند؟ متاسفانه، این گونه برخورد با اصلیترین مساله کشور یعنی" چگونگی مصرف درآمدهای نفتی در کشور" بیشتر به داستان منار و چاه شبیه است که از توضیح آن میگذرم. "چگونه از درآمد نفت استفاده کنیم؟" اصلیترین مساله اقتصاد ایران در بیش از پنج دهه گذشته ایران بوده است و اصل تاسیس "سازمان برنامه" نیز در پاسخگویی به همین سوال بوده است اما سوگمندانه باید یادآور شد که به دلیل عدم حاکمیت قانون و عدول دولتهای قبل و بعد از انقلاب از اجرای قوانین برنامههای عمرانی و توسعه که به طور نسبی در پی پاسخگویی به همین سوال بودهاند، هنوز طرح این سوال آن هم توسط رییس دولت به عنوان اصلیترین مساله اقتصاد ایران جلوهنمایی میکند.
به نظر این نویسنده، برنامه چهارم توسعه، مصوب مجلس ششم (و حتی قانون برنامه چهارم توسعه جرح تعدیل شده توسط مجلس هفتم) که جمعبندی تجربیات نظری عملی اقتصاد ملی در بیش از پنج دهه استفاده از درآمد نفت در برنامههای توسعه است، پاسخ به این سوال را در دورن خود دارد و نیازی به پاسخگویی مجدد در این باره، لااقل برای دولت نهم نیست، هر چند طرح این سوال و بحث درباره آن به عنوان یک ورزش فکری و نظری جذاب همواره میتواند در عرصه عمومی کشور ساری و جاری باشد. مشکل دولت نهم در ندانستن پاسخ این سوال نیست بلکه در عدم پایبندی به اجرای کامل قانون برنامه چهارم توسعه و حتی هرگونه برنامهای است و وقتی دولتی التزام به اجرای قانون نداشته باشد چه تضمینی برای قبول و اجرایی کردن پاسخهای علمی – کاربردی نخبگان و صاحبنظران بیرون دولت دارد؟ طرح این سوال و یاری طلبیدن از دیگران پاسخ به خوبی نشان میدهد که دولت نهم برنامهای برای اداره کشور ندارد.