تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۰  ، 
کد خبر : ۳۵۶۶۴
تحلیلی بر اوضاع فلسطین

تصمیم شتابزده ابومازن (قسمت اول)

کسری صادقی‌زاده مقدمه: وقایعی که هر روزه در اراضی اشغال و کرانه باختری و نوار غزه می‌گذرد روزبروز بر پیچیدگی مسئله فلسطین می‌افزاید و همین امر ارائه تحلیل درست و واقع‌گرایانه را از مسائل فلسطین کاملا دشوار نموده برای فهم بهتر چگونگی این بحران در فلسطین بایستی ابتدا به دو جریان عمده و حاکم در عرصه‌ی تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در فلسطین اشاراتی داشته باشیم و سپس به موضع اسرائیل و غرب در این رابطه بپردازیم. با پیدایش هر نحله و تفکر و ایدئولوژی در دنیا، شاهد روییدن همان نمونه در عرصه‌ی داخلی فلسطین هم بوده‌ایم. از گرایش‌های چپ رادیکال تا منتهی‌الیه گرایشات لیبرالیستی را در فلسطین مشاهده کرده‌ایم و البته با افول و یا اقبال هر کدام از این گرایشات، نمونه‌ی فلسطینی آن هم دستخوش تغییر و تحول گردیده. به عنوان مثال در گیرودار جنگ سرد و رشد گرایشات چپی و مارکسیستی، به نوعی اکثریت طیف‌های جهادی فلسطینی هم با پذیرش این مرام خود را به بلوک شرق وابسته کردند و پس از فروپاشی شوروی در 1991 میلادی و کاهش حمایت‌های گورباچوف از جنبش‌های کمونیستی در جهان سوم، دوره‌ی یکه‌تازی این مرام در فلسطین هم به پایان خود رسیده و امروزه جزء نام از آنها چیزی باقی نمانده. به تبع آن با افول اندیشه‌های مارکسیستی در دنیا و غلبه لیبرالیسم بر آن هم‌اکنون شاهد جریان قدرتمند لیبرال مسلک در فلسطین هستیم که تمرکز آن را به نوعی می‌توان در جریان موسوم به فتح مشاهده کرد. به موازات رشد جریان لیبرال ناسیونال در فلسطین، جریان اسلامگرا هم در این منطقه از رونق خوبی برخوردار گردیده و علاوه بر دارا بودن کارایی و اثبات آن توانسته به عنوان تنها جریان بومی (فلسطینی- اسلامی) خود را به عنوان نماینده حقیقی ملت فلسطین به دنیا ارائه دهد که تبلور نهادینه شدن این جریان را می‌توان در انتخابات سال گذشته مجلس ملی فلسطین مشاهده کرد که جنبش حماس توانست به عنوان نماینده اسلام میانه‌رو در فلسطین، 74 کرسی از 132 کرسی مجلس ملی را از آن خود کند و با تشکیل فراکسیون تغییر و اصلاح به عنوان فراکسیون اکثریت، با تشکیل دولت به رهبری اسماعیل هنیه به سهم واقعی و حقیقی خود از قدرت دست یابد. بحران کنونی در فلسطین حاکی از تقابل بوجود آمده میان این دو جریان قدرتمند می‌باشد که البته گاها کفه‌ی ترازو به نفع یکی و به ضرر دیگر در نوسان بوده است.

 تقابل فتح و حماس:

در فلسطین جنبش‌ها و جریانهای بی‌شماری وجود دارد که هر کدام به سهم خود نقشی در قضیه فلسطین را دارا هستند اما به طور عمده می‌توان در یک گروه‌بندی کلیه جریانات فعلی در فلسطین را اعم از جریاناتی از وارد سیاست شده‌اند و یا نشده‌اند را در زیر چتر دو جریان عمده فتح و حماس قرار داد. این در حالی است که هنوز جناح‌بندی گروههای فلسطین به اتمام نرسیده است و حتی گاها در میان بدنه اصلی جریان فتح شاهد تغییر مواضع برخی از شخصیتهای برجسته فلسطینی هستیم که راه خود را از فتح جدا کرده‌اند و در حال پیوستن به جنبش حماس می‌باشند.

وضعیت کنونی به نحوی به پیش می‌رود که در صورت ناکامی آمریکا در نتیجه گرفتن از کنفرانس صلح، کفه‌ی ترازو کاملا به نفع حماس سنگین می‌شود و جریان فتح هم مثل دیگر جریانات کنار گذاشته شده می‌شود و لذا در مقطع کنونی می‌توان فلسطین را در یکی از سرنوشت‌سازترین موقعیت‌های خود رد تاریخ قلمداد کرد. تقابل میان فتح و حماس که علت اصلی آن هم چیزی جزء توطئه‌های اسرائیل نبوده را می‌توان از زمانی جدی دانست که جنبش حماس با به اجرا گذاشتن طرح امنیتی در نوار غزه و اخراج نیروهای کودتاگر در غزه به رهبری دحلان توانست امنیت از دست رفته در نوار غزه را به این باریکه برگرداند اما موضوع به اینجا ختم نشد و محمود عباس با اتخاذ تصمیمی شتابزده فلسطین را تا مرز تقسیم و یا فراموشی به پیش برد که این امر هم برای حماس و هم برای فلسطین و جهان اسلام تبعات سنگینی را بوجود آورده و در صورت پیروزی ابومازن در دستیابی به صلح پایدار با اسرائیل و برقراری امنیت در کرانه باختری و همچنین ادامه اعمال تحریمها بر ضد حماس و به زانو در آوردن این جنبش از طریق حربه اقتصاد بایستی اذعان داشت که جبران این امر برای منطقه بسیار دشوار خواهد بود و حتی می‌تواند چالشهای جدی را در موضع انکارناپذیر جمهوری اسلامی ایران نسبت به مسئله فلسطین پدید‌ آورد. اما از سوی دیگر قرائن و شواهد حاکی از پیروزی نزدیک جریان اسلامگرا بر جریان لیبرال در فلسطین می‌باشد و با نزدیکی اروپا به جنبش حماس و لغو برخی تحریمها و همچنین ادامه حملات مبارزان گردانها قدس و عزالدین قسام بر علیه اسرائیل و ناکامی ابومازن و دولت سلام فیاض در تامین امنیت برای اسرائیل و همچنین شکست کنفرانس صلح آتی به دلیل مخالفتها و ناتوانی اسرائیل از انجام وعده‌های خود می‌توان گفت که عمر جنبش فتح (طیف مصالحه کار) به آخرین روزهای حیات سیاسی خود نزدیک گردیده و امروزه با وجود جریان قدرتمند حماس و تضعیف فتح، اسرائیلی‌ها دیگر نخواهند توانست به داشتن یک شریک پایدار در فلسطین امیدوار باشند و لذا در آینده نه چندان دور به این نتیجه خواهند رسید که بایستی پای میز مذاکره غیرمستقیم با حماس بنشینند و با پذیرش آتش‌بس و پذیرش شروط حماس، مرگ رژیم صهیونیستی را چند سالی به عقب بیندازند.

وضعیت کنونی اسرائیل در منطقه:‌

پس از جنگ ششم در سال گذشته و شکست اسرائیل در این جنگ نابرابر از سوی حزب‌الله لبنان خاورمیانه جدیدی بوجود‌ آمد که در بوجود آمدن بافت آن اسلام و مقاومت نقش اساسی را بازی کرد و طرح خاورمیانه جدید آمریکایی را در نطفه خفه کرد. مشکل کنونی اسرائیل را زمانی می‌توانید به خوبی درک کنید که خود را به جای یک سیاستمدار و یا دولتمرد اسرائیلی‌ قرار دهید؛ از سویی از یک جنبش مقاومت غیرکلاسیک شکست مفتضحانه خورده‌اید و این امر شما را در داخل با مشکلات عدیده‌ای از جمله بحران در تامین امنیت و کسب مشروعیت علاوه بر بحرانهای سیاسی مواجه کرده و از سوی دیگر همچنان سایه ترس از وقوع جنگ دیگر و تکرار شکست گذشته در افکار عمومی جامعه شما به طور واضحی نمایان است.             ادامه دارد. ...

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات