تییری میسان معتقد است، آمریکا پس از تهاجم به عراق هدف بعدی خود را نیز مشخص کرده بود، کنگره آمریکا به این کشور اجازه داده بود با سوریه و لبنان وارد جنگ شود زیرا چنین جنگی را برای منافع واشنگتن ضروری میدانستند. از سوی دیگر فرانسه با مطرح کردن قطعنامه 1559 حمایت از لبنان را در پیش گفت اما روابط خود را با سوریه برهم زد این قطعنامه سازمان ملل مبهم بود، آمریکا و فرانسه دو برداشت متناقض از این قطعنامه داشتند «ژاک شیراک» رئیسجمهور سابق فرانسه این قطعنامه را تأییدی بر استقلال لبنان میدانست در حالی که «جرج بوش» رئیسجمهور آمریکا آن را ابزاری برای تضعیف دفاعی لبنان قلمداد میکرد و مثل همیشه در چنین مواردی ابهامات در جهت کسی که قدرت بیشتری دارد پیش میرود هرچند شیراک با گره زدن روابط فرانسه و لبنان به روابط شخصیاش با «رفیق حریری» نخستوزیر پیشین لبنان مرتکب اشتباه بزرگی شد ولی باز هم تا آنجا پیش رفت که روابط با سوریه را قطع کرد.
در همین زمان طرح جنگ برای اولینبار تغییراتی پیدا کرد. طرفداران جنگ برای حذف فرانسه از بازی، رفیق حریری را از سر راه برداشتند آنها با استفاده از حساسیتهای مردمی افکار عمومی مردم لبنان را علیه سوریه تحریک کردند اما باز هم مسائل طبق برنامه پیش نرفت سوریه بدون هیچگونه مسئلهای لبنان را ترک کرد.
طرح جنگ برای بار دوم متحول شد زیرا دیگر جنگ فقط میتوانست علیه لبنان به تنهایی روی دهد.
به عقیده میسان در ابتدا آمریکا پیشبینی نکرده بود در سواحل لبنان مستقر شود سپس از آنجا سوریه را به اشغال خود درآورد. آنها قصد داشتند دولتی را که در واشنگتن تشکیل داده بودند جانشین دولت سوریه کنند مانند همان کاری که در افغانستان و عراق کردند.
قرار بود لبنان را نیز «زیاد عبدالنور» و سوریه را «فرید قدری» اداره کند. «قدری» یک مسیحی صهیونیست است که برای شرکتهای تسلیحاتی وابسته به وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) کار میکند وی یکی از اعضای فعال سازمانهای یهودی آمریکا است، وی یک حزب سیاسی در آمریکا تأسیس کرده است و با راهاندازی رادیویی در قبرس برای سوریه برنامه پخش میکند «قدری» تلاش بیهودهای را برای جذب مخالفان سوری آغاز کرد اما اعتبار چندانی برای موفقیت در این کار نداشت.
میسان افزود: پس از افشاگریهای سالهای 70 «سیا» اعتبار خود را بهطور کامل از دست داد. در دوران ریاست جمهوری «رونالد ریگان»، نومحافظهکاران آمریکایی تدابیر تازهای برای مداخله درنظر گرفتند. آمریکا بهجای روی آوردن به کودتا و ترورهای سیاسی نفوذ در جنبشهای سیاسی و اتحادیهها را در پیش گرفت این در حالی است که جرج بوش رئیسجمهور آمریکا بودجه این به اصطلاح نهادهای غیردولتی را افزایش داده است.
به هرحال روابط خصوصی شیراک و حریری بر روابط فرانسه و لبنان بیتأثیر نبوده و این اشتباه بزرگ پیامدهایی نیز داشته است.
ترور حریری در راستای تحقق طرحهای آمریکا در منطقه اجتنابناپذیر بود و در این میان فقط آمریکا و اسرائیل از این جنایت نفع میبرند. سرعت آمریکا در واکنش نشان دادن به ترور حریری به حدی بود که به نظر میرسید پیشاپیش از این مسئله مطلع بوده است.
آمریکا پیش از ماجرای ترور رفیق حریری ضربالاجلی برای سوریه تعیین کرد. آنها هفتم فوریه سال 2005 سفیر سوریه را در واشنگتن احضار کردند و از وی خواستند نیروهای سوری را از لبنان خارج کند و همچنین از حمایت مقاومت در فلسطین، لبنان و عراق دست بردارد خودداری سوریه از این مسئله بلافاصله ترور حریری را به دنبال داشت.