کامبیز سلطانین
حضور نخستین رییسجمهوری اسلامی ایران در نشست سران سازمان همکاری شانگهای، بهعنوان عضو ناظر این سازمان، توجه بسیاری از صاحبنظران و تحلیلگران منطقهای و بینالمللی را به خود جلب کرده است. در این میان سفر دورهای اخیر احمدینژاد به سه کشور افغانستان، ترکمنستان و قرقیزستان و توجه ویژه و دلبستگی ضمنی مقامات ایرانی به تاثیرات مثبت این نشست، حساسیتهای مضاعفی را در میان کارشناسان و ناظران سیاسی به این امر برانگیخته است. برخی از صاحبنظران با اشاره به ابعاد اقتصادی، سیاسی و امنیتی این گردهمایی، حضور ایران (بهعنوان عضو ناظر) را در سازمانی که پس از سازمان ملل متحد به لحاظ جمعیت اعضا، دومین سازمان جهان محسوب میشود، صرفا تحت عنوان «فرصت» ارزیابی میکنند. این گروه از کارشناسان با بیان این استدلال مشروط که اگر چهار عضو ناظر فعلی (هند، پاکستان، ایران و مغولستان) به عضویت دائمی این سازمان در آیند، جغرافیایی در حد 37 میلیون کیلومتر مربع و جمعیتی حدود سه میلیارد نفر را شامل میشود که تقریبا نیمی از جغرافیا و جمعیت دنیا را تشکیل میدهد، پیشبینی میکنند که از این پس گروه 10 (موسوم به گروه شانگهای) به میزان زیادی به ایران اتکا خواهد داشت چرا که ایران به همراه روسیه یکی از دو عضو مهم این گروه در بخش مربوط به انرژی گاز و نفت است.
این در حالی است که برخی دیگر از کارشناسان علوم سیاسی بدون آنکه منکر فرصتهای پیش آمده برای منافع ملی کشور در راستای نقش نظارتی ایران در این گردهمایی بشوند، حصول تاثیرات مطلوب از این نشست را منوط و مشروط به پیگیری شیوهها و راهکار متعادل در سیاست خارجی میدانند و نه فعالیتهای مقطعی. در این زمینه الهه کولایی (استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران) یکی از این صاحبنظران در گفتوگویی با «سرمایه» میگوید: «توسعۀ روابط با کشورهای حاضر در این نشست برای تامین منافع همهجانبه موکول به ایجاد روابط متوازن جمهوری اسلامی با این کشورهاست و تصور اینکه گردهمایی شانگهای و تاسیسکنندگان آن در برابر فشار غرب، برای جمهوری اسلامی ایمنی و امنیت به همراه خواهد داشت، تصور نادرستی است.»
به اعتقاد این استاد علوم سیاسی، آنچه ایران را به این سازمان نزدیکتر کرده است، برداشت ایران از فعالیتهای این سازمان مبنی بر جهتگیریهای ضدآمریکایی آن است. از سویی دیگر، براساس تحولاتی که در سیاست خارجۀ روسیه شکل گرفته و اهدافی که این کشور در منطقۀ آسیا و به دنبال آن در سطح بینالمللی در پیش گرفته است و نیز قدرت تاسیسکنندگان این سازمان به سایر کشورهای آسیای مرکزی و بهویژه کشورهای کوچکتر سعی میکنند از قدرت دو کشور روسیه و چین (به عنوان کشورهای موسس این سازمان) برای تامین منافع خود (به خصوص در حوزۀ امنیتی) استفاده کنند.
کولایی با بیان این مطلب که حضور ایران در این سازمان نیز مانند سایر کشورهای ناظر (پاکستان، هندوستان و مغولستان) براساس ملاحظات متنوع و متفاوت امنیتی و سیاسی این کشورهای ناظر صورت گرفته است؛ سخن خود را چنین پی میگیرد: «ایران به دلیل دارا بودن موقعیت ویژۀ ژئوپولیتیکی باید با کشورهای مختلف آسیایی و همچنین سایر کشورهای جهان و بهویژه کشورهای اروپایی و آمریکا، رابطهای همهجانبه و متوازنی را سازمان دهد.» به باور وی، از آنجا که سازمان شانگهای تعدادی از اعضای سازمان همکاریهای اقتصادی (اکو) را در خود گرد آورده است و نیز با توجه به جهتگیریهای سالهای اخیر این سازمان در جهت همکاریهای اقتصادی و بهویژه در زمینۀ حملونقل، امکان محاسبۀ بیشتر روی تاثیرات مثبت این سازمان وجود ندارد. کولایی همچنین وجود زمینههای رقابتی بین این سازمان و سازمان اکو را دلیلی دیگر بر عدمامکان تاکید بیشتر بر تاثیرات مثبت این سازمان میداند.
کولایی در ادامه تاکید میکند: «این ارتباط زمانی میتواند نتایج قابل قبولی به همراه داشته باشد که در چارچوب یک سیاست خارجه متعادل، روابط سازندهای با کشورهای غربی و آمریکا وجود داشته باشد.»
این کارشناس علوم سیاسی همچنین در خصوص سفرهای اخیر احمدینژاد به کشورهای افغانستان و ترکمنستان در این زمینه میگوید: «بهنظر میرسد سفرهای اخیر احمدینژاد به افغانستان و ترکمنستان کاملا برنامهریزی شده و مناسب بوده است اما سیاست خارجۀ ما باید نسبت به توسعۀ روابط خود با کشورهای منطقۀ آسیای مرکزی و شمالشرق ایران توجه بیشتری را مبذول کند. در هر صورت این سفرها در این راستا میتواند مثبت تلقی شود.» از سویی دیگر، حشمتالله فلاحتپیشه (عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجۀ مجلس شورای اسلامی) در عین حال که حضور ایران را در این نشست در جهت ارتقای جایگاه منطقهای و بینالمللی آن، مثبت ارزیابی میکند؛ میگوید: «ایران باید مواظب بازیهای سیاسی موجود در این سازمان و بهویژه از سوی چین و روسیه باشد و در بازیهای سیاسی این دو کشور با دنیای غرب و مشخصا آمریکا وارد نشود چرا که ایران باید سعی کند در مرحلۀ بعدی به عضویت ثابت و دایم این سازمان درآید اما با وارد شدن ایران در بازیهای سیاسی موجود در این سازمان و نیز احتمال تبانی این کشورها با آمریکا در جهت مخالفت با دایمی شدن عضویت ایران، میتواند به جایگاه ایران در این سازمان لطمه وارد کند.»
فلاحتپیشه با اشاره به ذخایر عظیم نفتی و گازی ایران میافزاید: «چون ایران بخش عمدهای از منابع انرژی را در اختیار دارد و نیز در قلب کریدور شمال ـ جنوب قرار دارد بهعنوان یک محور بسیار قوی در اقتصاد عمل میکند و نیاز کشورهای حاضر در این سازمان به ایران بیشتر از نیاز ایران به آنهاست. یکی از فلسفههای وجود سازمانهای بینالمللی نیز درک فرصتها و تهدیدهای مشترک از سوی کشورهای موجود در آن سازمان است تا در نهایت به توافق و همکاری برسند. قطعا حضور ایران نیز در همین راستا به ارتقای سطح منطقهای آن منجر خواهد شد.» وی جایگاه بینالمللی هر کشوری را تابعی از جایگاه منطقهای آن میداند و بر این باور است که با گشوده شدن فرصتهای تازه اقتصادی، تجاری و سیاسی برای ایران از قبل همکاری با این سازمان جایگاه بینالمللی ایران به تبع جایگاه منطقهای آن ارتقا پیدا خواهد کرد.»
در این میان سلیمان جعفرزاده یکی دیگر از اعضای کمیتۀ امنیت ملی و سیاست خارجۀ مجلس شورای اسلامی با وجود آنکه حضور ایران در این سازمان را در جهت ارتقای جایگاه منطقهای و بینالمللی آن مثبت ارزیابی میکند؛ بر این باور است که با توجه به توسعه و گسترش پدیدۀ جهانی شدن اقتصاد در دنیا، ایران باید فعالیتهای خود را به شورای همکاری خلیجفارس و نیز سازمان همکاریهای اقتصادی (اکو) نیز گسترش دهد و اگرچه حضور ایران به عنوان ناظر در این نشست علامت مثبتی است اما کافی نیست.
جعفرزاده در ارزیابی پیامدهای اقتصادی حضور ایران در این سازمان میگوید: «مشارکت ایران در این سازمان نهتنها میتواند موجب افزایش جذب سرمایهگذاریهای خارجی در ایران شود بلکه موجب سرمایهگذاریهای ایرانیان در خارج از کشور نیز میشود. به عبارتی دیگر این مشارکتها منجر به همکاریهای متقابل اقتصادی میشود. کما اینکه اکثر کشورهای دنیا نیز در قالب مناطق تجاری آزاد به تعاملات اقتصادی با همدیگر میپردازند که منطقۀ آزاد تجاری دوبی نمونۀ بارز آن است.»
به گفتۀ جعفرزاده همچنان که اکثر کشورهای جهان سعی در کاهش جنجالهای سیاسی و تمرکز به فعالیتهای اقتصادی (به عنوان موثرترین عامل در برتری کشورها) دارند، ایران نیز با شرکت در این سازمانهای بینالمللی در همین راستا حرکت کند و کشورهای عضو این سازمان را در جهت سرمایهگذاری در ایران ترغیب کند.
وی میگوید: «دعوت از ایران به عنوان ناظر در این نشست خلاف خواستههای آمریکاست و این نشان از عملکرد کشورهای عضو این سازمان در جهت منافع ملی خود است که میتواند یکی از دلایل ارتقای جایگاه منطقهای ایران باشد.»
در خصوص سفر اخیر احمدینژاد به افغانستان نیز اظهارنظر میکند: «امنیت و منافع افغانستان بهنوعی با منافع ایران گره خورده است؛ از سویی دیگر سخنان اخیر حامد کرزای مبنی بر عدم پذیرش ایران به عنوان عامل ناآرامیها در افغانستان از لحاظ عرف دیپلماتیک ارزش دلگرمی و کمکهای ایران به افغانستان را دارد. به نظر من سفر احمدینژاد به افغانستان نیز بهمنظور چنین اهدافی بوده است.»
سازمان همکاری شانگهای سازمانی بین دولتی است که در تاریخ 15 ژوئن سال 2001 میلادی توسط شش کشور چین، روسیه، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و قزاقستان و بر پایۀ گروه پنج شانگهای تشکیل شده است. در این سازمان شورای سران کشورهای عضو عالیترین نهاد تصمیمگیری محسوب میشود که سالانه جلسات منظمی را برگزار کرده و در مورد مسایل مهم سازمان تصمیمگیری میکند. این سازمان دو مقر ثابت در پکن و تاشکند دارد و در حال حاضر شش کشور چین، روسیه، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان اعضای اصلی و چهار کشور ایران، پاکستان، هند و مغولستان اعضای ناظر در سازمان مذکور هستند.
تقاضای عضویت ایران در تاریخ 10 بهمن 83 ارایه و سند پیوستن ایران به همراه پاکستان و هند به عنوان ناظر در اجلاس سران سازمان در شهر آستانه در تاریخ 14 و 15 تیرماه سال 1384 امضا شد.