تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۷ - ۱۴:۰۹  ، 
کد خبر : ۳۵۷۰۸

پیراهن پوسیده حکمرانان کویت


علی کارخانه‌ای

اخیراً در محافل سیاسی و مطبوعاتی و پارلمان کویت در خصوص تغییر قانون اساسی، تغییر سیستم حکومتی به پادشاهی و انحلال مجلس کویت مباحثی مطرح شد که نقش‌آفرین اصلی آن احمد جارالله سردبیر روزنامه السیاسه بود. جارالله در سرمقاله‌ای تحت عنوان «این همه ترس و وحشت برای چه؟» نوشت: دستان دولت در اداره اوضاع جاری کشور فلج است. هر زمان صدایی برمی‌خیزد که پیراهن‌های پوسیده را باید از تن بیرون آورد و به دور انداخت، جوی از ترس و اضطراب در کشور حکمفرما می‌شود. هرگاه افرادی ندای بهتر شدن و گام برداشتن به سوی بهبود اوضاع و تجدید تصویب قوانین و قانون اساسی سر ‌می‌دهند، محشری برپا می‌شود که این حرف‌ها عبور از خط قرمز است و گوینده آن مرتکب گناه شده است. دولت باید بداند که تقاضای اصلاح قانون اساسی از محرمات یا منکرات نیست، مهم آن است که اصلاح قانون اساسی در جهت بهتر شدن اوضاع و بهبود اجرای امور باشد. السیاسه در مقاله دیگری می‌نویسد: عده‌ای از نخبگان نسل دوم خاندان حاکم و شخصیت‌های سیاسی و دانشگاهی تلاش‌هایی را برای اصلاح قانون اساسی و تشکیل مجلسی به نام «مجلس شورا» آغاز کرده‌اند که هدف از آن پایان دادن به بحران سیاسی‌ای است که کشور را به سوی خفقان سوق می‌دهد.

این اظهارات بازتاب گسترده‌ای در محافل و دیوانیه‌های کویتی برپا کرد. انحلال غیرقانونی مجلس کویت سایه‌ای از ترس و وحشت در میان نمایندگان مخالف دولت در مجلس الامه حاکم ساخت به طوری که نمایندگان فراکسیون اسلامگرایان که در مجلس اکثریت را دارند به دیدار شیخ صباح الاحمد امیر کویت شتافتند و در خصوص خطرات ناشی از منحل شدن مجلس گفت‌وگو کردند.

 به دنبال این تحرکات محمد السنعوسی وزیر اطلاع‌رسانی سابق کویت با معرفی روزنامه السیاسه به دادستانی کل کشور، این روزنامه را به ایجاد جو شایعات و نگرانی در کشور متهم کرده است. یکی از مشکلات موجود در میان خاندان حاکم کویت منازعه بر سر مناصب قدرت در میان شاخه‌های این خاندان است که حتی‌الامکان سعی شده از علنی شدن آن جلوگیری شود. نبرد قدرت تاکنون از طریق مصالحه درون خاندان مهار شده است. هر دو جناح خاندان صباح روابط نزدیکی با مسوولان و مقامات و سرمایه‌داران بزرگ و سیاستمداران بانفوذ آمریکا و انگلیس دارند. گرایش‌های موجود در خاندان صباح به خط‌مشی آمریکا یا پیروی از مشی انگلیس در میان مردم و مطبوعات فقط به طور شفاهی مورد گفت‌وگو قرار می‌گیرد و کمتر کسی به صورت مکتوب به آن می‌پردازد.

چنان که مشهور است و اکنون نیز رواج دارد مدارس انگلیسی در کویت همچنان به آموزش و تربیت نسل‌های مختلف در کویت اهتمام داشته و از دیرباز توانسته است نوع تفکر و شیوه‌های مرسوم انگلیسی را در بسیاری از نسل‌های خانواده‌های حاکم در کویت نهادینه کند لذا تربیت انگلیسی فرزندان خاندان صباح به صورت مداوم جریان داشته است. با تمام تلاشی که توسط انگلیسی‌ها در امر آموزش و تربیت نسل‌های خاندان حاکم به صورت پایه صورت گرفت، نسل جوان خاندان حاکم در سطوح آموزش عالی گرایش شدیدی به آمریکا پیدا کرده و بسیاری از تحصیلکردگان آل صباح سطوح عالی را در آمریکا گذرانده و گرایش‌های آمریکایی در میان خاندان حاکم در جایگاه ویژه‌ای قرار گرفته است.

در حال حاضر نوعی گسست میان دو نسل قدیم و جدید در میان خاندان صباح مشهود است؛ نسل گذشته با تربیت انگلیسی و گرایش انگلیسی و نسل جدید با تربیت انگلیسی آمریکایی با گرایش آمریکایی. این گسست به هنگام مرگ مقامات عالی‌رتبه سیاسی خاندان و رقابت بر سر کسب جانشینی بیشتر آشکار می‌شود.

به هر حال امکان تغییر در نظام امارت موروثی کویت و تبدیل آن به یک کشور پادشاهی بحثی است که در مطبوعات و محافل مردمی کویت به طور گسترده‌ای مطرح است و مورد نقد و بررسی قرار دارد. بحث پیرامون این مساله به حدی بالا گرفت که چندی قبل ابتدا شیخ محمد الصباح وزیر خارجه کویت و سپس شیخ صباح الاحمد امیر 77 ساله این کشور تغییر در سیستم حکومتی را تکذیب و رد کردند. مباحث مربوط به ساختار و نوع حکومت در کویت از دو زاویه مورد کنکاش محافل کویتی قرار دارد؛ یکی از منظر سیاستمداران کویتی، اصحاب مطبوعات و جریانات داخل خاندان آل صباح و دیگری از زاویه رقابت دیرینه آمریکا و انگلیس در خصوص نوع و ساختار حکومتی در کشورهای حوزه خلیج‌فارس که از دیرباز به طور آشکار و پنهان در جریان بوده است.

خاندان قبیله صباح نزدیک به 50 سال است که قدرت مطلقه را در کویت در اختیار داشته و با پشتوانه قدرت‌های خارجی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای هرگز اجازه نداده است که ساختار نظام قبیله‌ای حاکم با تحولات جهانی و مدرنیزاسیون همراه شود. شکل و نوع ساختار حکومت خط قرمزی است که قبیله خاندان صباح امکان نداده است که هیچ قبیله یا گروه سیاسی و دینی کویتی از آن عبور یا در مورد آن مناقشه و ایجاد خدشه کند.

انتخاب قبیله صباح برای حاکمیت بر کویت در مسیر دموکراتیک و براساس آرای عمومی قرار ندارد. کویت از سال 1962 دارای قانون اساسی است که در آن بر سلطه قبیله صباح بر کویت تصریح شده است. با گذشت نیم قرن از آن تاریخ هیچ‌گاه تایید مجدد حاکمیت قبیله صباح به آرای عمومی گذاشته نشده است. نسل کنونی کویتی‌ها چه جوانان و چه زنان این کشور در تایید حاکمیت قبیله حاکم سهیم نبوده و هرازچندگاهی برخی افراد به نمایندگی از این طیف‌ها خواستار تغییر و تحولاتی در ساختار سیستم کهنه و حاکمیت قبیله‌ای می‌شوند.

خاندان قبیله صباح در ادامه حاکمیت خود با چالش‌های متعددی روبه‌رو است که در ذیل به بخشی از این چالش‌ها اشاره می‌شود.

1ـ از جمله این چالش‌ها که چالش اصلی پیش‌روی قبیله صباح است، نهاد پارلمان کویت است که تنها نهاد دموکراتیک با سابقه در این کشور بوده و از دیرباز حاکمیت این قبیله را به مبارزه و چالش طلبیده و هزینه آن را نیز پرداخت کرده است. خاندان حاکم صباح در تعامل و تقابل با این نهاد دموکراتیک و مردمی بارها از قدرت خود استفاده و این نهاد را منحل کرده است. رویارویی پارلمان به عنوان سمبل حاکمیت مردم با قدرت و حاکمیت قبیله صباح همیشه با شکست مواجه بوده است گرچه برخی اوقات نیز نمایندگان توانسته‌اند امتیازاتی را از خاندان قبیله صباح به دست آورند. مقابله پارلمان کویت با خاندان حاکم، بر سر قدرت انحصاری این قبیله و امتیازات ویژه‌ای است که برای افراد منتسب به قبیله در نظر گرفته می‌شود. خاندان قبیله صباح اغلب به جز پست امیری، ولایتعهدی و نخست‌وزیری طی نیم قرن گذشته به طور مستمر پست‌های وزارتخانه‌های دفاع، خارجه، کشور و نفت را در اختیار داشته و تاکنون سایر شهروندان کویتی نتوانسته‌اند به این پست‌ها دست یابند زیرا این پست‌ها در قبضه کامل افراد قبیله صباح است.

این تعامل خاندان صباح با مردم کویت موجب بروز این تلقی در میان نخبگان و تحصیلکردگان کویتی شده که خاندان صباح به سایر قبایل و گروه‌های دینی و سیاسی اعتماد نداشته و برخورد با دیگر قبایل، گروه‌ها و شهروندان کویتی را بر این اساس پایه‌ریزی کرده‌اند. عدم ایجاد فرصت و امکان به سایر شهروندان کویتی برای خدمت در پست‌های کلیدی و وزارتخانه‌های مهم زمینه‌های بروز شبهه در بسیاری از مسائل مربوط به فساد مالی خاندان صباح در انعقاد قراردادهای اقتصادی و زد و بند‌های سیاسی را در افکار عمومی مردم این کشور به وجود آورده به طوری که در تمامی محافل عمومی کویت گفته می‌شود که قبیله صباح حاکمیت بر کویت را حق جاودانه خود پنداشته و برای دیگر کویتی‌ها حقی قائل نیستند.

قبیله صباح با تکیه بر قانون اساسی این کشور هر زمان که از پارلمان این کشور احساس خطر کرده، آن را منحل و بعد از زمان معینی مجدداً اقدام به برگزاری انتخابات مجلس بعدی کرده است. براساس قانون دولت کویت می‌تواند در زمان انحلال پارلمان قانون موردنظر خود را با تصویب و فرمان امیر به اجرا درآورد. به عبارت دیگر آنچه موردنظر قبیله صباح باشد تا تشکیل پارلمان جدید می‌تواند به وسیله امیر این قبیله در کشور به اجرا درآید.

2ـ گروه‌های اسلامگرا و لیبرال‌های کویت از گروه‌هایی هستند که به تناسب شرایط زمان، بحث در خصوص لزوم خروج از قدرت انحصاری قبیله صباح را مطرح کرده‌اند اما این گروه‌ها تاکنون نتوانسته‌اند گامی به جلو برداشته و خاندان قبیله صباح را از تجاوز به حقوق مردم و دموکراسی کویت بازدارند.

بافت قبیله‌ای کویت و تعدد گروه‌های اسلامگرا با گرایش‌های اخوانی ـ سلفی و اقلیت 30 درصدی شیعیان فرصت مناسبی برای خاندان صباح به وجود آورده تا بتواند برای توافقات پنهانی با هر یک از قبایل، گروه‌ها و مذاهب قدرت مانور لازم را کسب کند تا استمرار سلطه مطلقه بر کشور و وزارتخانه‌های کلیدی را همواره در دست داشته باشد. نسل جدید تحصیلکردگان کویتی و حتی اسلامگرایان این کشور معتقدند که راس هرم حاکمیت نیز باید برآیند رای مردم باشد.

3ـ یکی دیگر از چالش‌های پیش‌روی قبیله صباح، قانون انتخابات کویت است. براساس این قانون کویت به 25 منطقه انتخاباتی بدون در نظر گرفتن جمعیت این مناطق تقسیم شده که از هر منطقه دو نفر به پارلمان راه می‌یابند. این نحوه تقسیم‌بندی مناطق موجب شده گروه‌های سیاسی و دینی نتوانند به میزان توان و نفوذ مردمی خود در پارلمان نماینده داشته باشند. میزان جمعیت در برخی از مناطق 25 گانه انتخاباتی چند برابر برخی مناطق دیگر است اما به یک تعداد نماینده به پارلمان می‌فرستند. قبیله صباح تمایل ندارد این وضعیت تغییر یابد. به هم خوردن شرایط مذکور به شدت بر اعمال‌ نفوذ خاندان صباح در مناطق انتخاباتی تاثیر خواهد گذاشت به طوری که قدرت مانور قبیله صباح در زدوبند با گروه‌ها را به شدت دچار اختلال خواهد کرد.

برای اینکه این موضوع ملموس‌تر باشد بررسی موقعیت اقلیت 30 درصدی شیعیان در کویت مورد مناسبی است. شیعیان به طور طبیعی و براساس آمار جمعیتی باید 15 نماینده در پارلمان کویت داشته باشند. اما طی 50 سال گذشته هیچ‌گاه تعداد نمایندگان شیعیان در پارلمان این کشور از پنج نفر تجاوز نکرده است. از میان 15 وزیر کابینه، در بهترین وضعیت تنها دو وزیر از شیعیان بوده است.

4ـ از چالش‌های مهم دیگری که خاندان صباح با آن روبه‌رو است، تغییر قانون اساسی و طرح محدود ساختن قدرت حاکم است. در این خصوص و در مقاطع مختلف هم طرفداران دموکراسی و لیبرال‌ها و هم اسلامگرایان این خواسته را مطرح کرده و در این مورد بحث کرده‌اند.

در خصوص تغییر شکل حکومت در کویت مباحثی نیز از سوی آمریکایی‌ها و متحدانش طرح شده که چندان علنی نشده است. با توجه به اینکه قبیله صباح از روابط گسترده و بسیار خوبی با آمریکا و طرف‌های غربی برخوردار بوده، توانسته‌اند با تامین خواسته‌ها و منافع آنان در منطقه، موجبات عدم پیگیری موضوع از سوی آنان را فراهم سازند. در عین حال این موضوع در دستور کار آمریکا و طرف‌های غربی کویت قرار دارد و بخشی از طرح دموکراتیزه کردن منطقه از جانب آمریکا است.

نکات مورد بحث در این زمینه به برخی اختلافات درون قبیله صباح بازمی‌گردد. کشمکش بر سر جانشینی امیر و انتخاب ولیعهد در شاخه‌های خاندان صباح از درون انسجام قبیله را با مخاطراتی روبه‌رو ساخته است. به طور سنتی و از دیرباز حل ‌و ‌فصل اختلافات درونی قبیله صباح براساس ریش‌سفیدی و رای بزرگان قبیله صورت می‌گیرد و از یک قانونمندی متکی بر رای مردم یا دموکراسی پارلمانی برخوردار نبوده است. منازعات اخیر بر سر جانشینی شیخ جابر امیر متوفای کویت این معضل را به طور آشکاری نمایان ساخت. در این منازعات شیخ صباح امیر فعلی کویت توانست با درایت و هوشمندی خود رقبا را از میدان به در کرده و غائله را به نفع خود و شاخه جابری‌ها پایان دهد.

آنچه امروزه در میان سیاستمداران کویتی مطرح شده این است که آمریکا و انگلیس در کویت به دنبال تغییر قبیله حاکم نیستند اما خواستار اجرای دموکراسی برای محدود شدن قدرت مطلقه قبیله حاکم هستند از این رو در موضوعات گوناگونی حاکمان کویت را تحت فشار قرار داده‌اند. آمریکایی‌ها خواستار رعایت حقوق بشر و به خصوص رعایت حقوق کارگران خارجی و پایان دادن به برده‌داری معمول در کویت، تاسیس آزادانه بانک‌های خارجی، آزادی سرمایه‌گذاری‌های خارجی، تغییر متون درسی و آموزشی و آزادی فعالیت احزاب سیاسی هستند. بسیاری از کویتی‌ها معتقدند حتی اعطای حقوق سیاسی به زنان در کویت با فشار آمریکا و رشوه میلیون دلاری خاندان صباح به برخی نمایندگان پارلمان تحقق یافت. در بسیاری از محافل اجتماعی کویت بحث قدرت حاکم و دور بودن از دسترسی آرای مردم مطرح است. در این محافل بعضاً از تغییر رژیم از امارت به پادشاهی مشروطه یا به طور بسیار محدودتری به جمهوری نیز سخن به میان می‌آید. البته این مباحث عمدتاً در همان محافل (که به دیوانیه معروف است) انجام می‌گیرد و کمتر به روزنامه‌ها راه می‌یابد، اما طی سال‌های اخیر برخی از این مطالب به روزنامه‌ها نیز کشیده شده که نشانگر بروز علنی‌تر این درخواست‌ها است. برخی از سیاستمداران کویتی و به ویژه اساتید دانشگاهی که در ارتباط با خاندان صباح نیز هستند، می‌گویند: در خصوص این مسائل در درون خاندان صباح نیز نظرات متفاوتی مطرح است. آنها به دنبال پایان دادن به کشمکش قدرت در درون قبیله هستند لذا به دنبال ایجاد ساختاری هستند که براساس آن انتخاب امیر و ولیعهد به صورت مشخص و قانونمند درآید. در این میان جناح جابری‌ها تلاش دارند با مطرح کردن مشکلات مذکور برای همیشه به این موضوع پایان داده و با کنار گذاشتن جناح سالمی‌ها قدرت را به قبضه یک خانواده از جناح جابری‌ها بسپارند لذا طرح رژیم سلطنتی موروثی مانند انگلیس را مطرح کرده‌اند.

نسل جدید و تحصیلکرده خاندان صباح ضمن موافقت با تحولات مورد درخواست آمریکا، چندان موافق تغییر روش انتخاب امیر و ولیعهد در میان خاندان نیستند. این نظریه عمدتاً مربوط به شاخه سالمی‌ها است. این جریان معتقد است که در صورت تغییر وضعیت و شکل‌گیری رژیم سلطنتی به جای سیستم امیری، شاخه جابری‌ها با پشتوانه انگلیسی‌ها و نفوذ شخص شیخ صباح امیر کویت برای همیشه قدرت را در قبضه خود درآورده و شاخه سالمی‌ها را حذف خواهد کرد. شیخ صباح امیر کنونی کویت گرچه در ابتدای به قدرت رسیدن خود توانست رقبای درون خاندان را از صحنه خارج کند اما طی مدت زمانی که از امارت وی سپری شده، هرگز نتوانسته است اعتراضات جناح‌های مخالف خود در درون خاندان را خاموش سازد. بحران میان پارلمان کویت و دولت مورد حمایت امیر از زمانی اوج گرفت که پارلمان کویت اقدام به مخالفت با شیخ ناصر المحمد نخست‌وزیر خاندان صباح کرد و خواستار برکناری و استیضاح وی شد. پارلمان قبلی کویت تاوان این مخالفت را پرداخت و به فرمان امیر کویت منحل شد. پارلمان اخیر نیز اکنون با وزرای خاندان صباح درگیر شده و تاکنون توانسته شیخ علی الجراح وزیر نفت فعلی را وادار به استعفا کند. این تحولات در شرایطی صورت می‌گیرد که شایعه استیضاح شیخ جابر مبارک وزیر کشور و دفاع کویت یکی دیگر از وزرای خاندان صباح در کابینه کویت شدت گرفته است. در فضای سیاسی کنونی کویت پرونده‌های فساد مالی شیخ علی الخلیفه وزیر اسبق نفت و دارایی کویت تا حد زیادی قبیله صباح را در افکار عمومی کویتی‌ها تضعیف کرده است. لازم به ذکر است که استیضاح شیخ محمد العبدالله وزیر بهداشت قبلی و همچنین دستگیری شیخ طلال الصباح به خاطر داد و ستد مواد مخدر و قرار گرفتن وی در آستانه اعدام و تلاش برای روانی نشان دادن وی جایگاه قبیله صباح را با سوالات متعددی روبه‌رو ساخته است. فضای کنونی و رشد مخالفت با حاکمیت قبیله صباح و افشای برخی از فسادهای مالی و سیاسی این قبیله را سیاستمداران نزدیک به این قبیله به خاطر جنگ قدرت پنهان شیوخ قبیله صباح می‌دانند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات