کریستوفر دیکی/مترجم: کاوه شجاعی
بدون شک مهمترین خصوصیت فرزند مدرن معمر قذافی حاکم لیبی صراحت شگفتآور اوست. سیفالاسلام القذافی میتواند روی کاناپه لم بدهد، پا روی پا بیندازد و با آرامش از «بازی غیراخلاقی لیبی و غرب» و از «باجگیری طرابلس از اروپا» حرف بزند. با او در ساحلی آرام در جنوب فرانسه گفتوگو کردم.
سیفالاسلام سفیدپوش است؛ کت آبیسیر، بلوز تنگ سفید، شلوار سفید، کمربند سفید و کفشهای سفید؛ وقتی او را برای اولینبار میبینم حس میکنم تازه از قایقسواری بازگشته است و بعداً میفهمم همینگونه بوده است. سیفالاسلام 35 ساله که هفته گذشته نقشی محوری در مذاکرات و توافق بر سر آزادی پنج پرستار بلغار و یک پزشک فلسطینی از زندان لیبی ایفا کرده بود، این روزها در جنوبیترین سواحل فرانسه تعطیلات خود را میگذراند؛ و البته انجام مذاکرات غیررسمی در ایام تعطیلات مجاز است.
سیفالاسلام مانند دوران جوانی پدرش خوشقیافه است و تأثیرگذار. معمر هماکنون در پایان دهه ششم زندگیاش قرار دارد. 38 سال است که بر لیبی حکم میراند. در لحظات خاصی از دیدارمان یک اشاره ناگهانی یا نگاهی پریشان سیفالاسلام را به پدر شبیه میکند. اما رهبر بعدی لیبی و دلایل کنونی معاملات با دولتهای غربی، این فرزند خیمه و قصر که از بمبارانهای آمریکا جان به در برده و فارغالتحصیل مدرسه اقتصاد لندن شده است میتواند برخلاف پدر به شدت صریح باشد، چه از روند صلح در خاورمیانه حرف بزند و چه از هرجومرج و بیقانونی در کشورش.
«باجگیری؟ شاید!»
سیفالاسلام به شدت از خود و از توافق بر سر آزادی پرستاران بلغاری راضی به نظر میرسد؛ دولت سابقاً منفور لیبی حالا قول همکاری اتمی با فرانسه را میگیرد که به قول سیفالاسلام، شامل یک راکتور هستهای «خیلی بزرگ و خیلی گران» میشود که «میلیاردها و میلیاردها دلار» برای لیبی هزینه خواهد داشت و به این باید پروژه استخراج اورانیوم را هم اضافه کرد. دولت لیبی در سال 2003 از برنامه تولید سلاحهای اتمی خود دست کشیده بود، تأسیسات اتمی را بار کشتی کرده و به آمریکا فرستاده بود.
توافق با لیبی برای فرانسه هم خرج برداشته است. آنها صدها میلیون دلار غرامت به خانوادههای بیش از 400 کودکی پرداخت کردهاند که در بیمارستان بنغازی در طرابلس به ایدز مبتلا شدهاند؛ همان بیمارستانی که پرستاران و پزشک کذایی بلغار تا سال 1999 در آن کار میکردند و بعدها به اتهام آلودهسازی عمدی کودکان به حبس ابد محکوم شدند. پول غرامت به واسطه مقامات قطری پرداخت شد، چون دیوانسالاری کند اتحادیه اروپا پرداخت آن را بدون شک به تأخیر میانداخت. به گفته قذافی جوان، قرار است فرانسه میلیونها دلار در سیستم مراقبهای پزشکی بیمارستان بنغازی سرمایهگذاری کند. سیفالسلام میگوید: توافقات دیگری هم وجود دارد، اما واقعاً نمیتوانم از آنها صحبت کنم.
از سیفالاسلام میپرسم «پرستارانی که 8 سال را در زندانهای لیبی گذراندهاند حالا ادعا میکنند که زیر شکنجه اعتراف کردهاند. آیا این کار شما یک باجگیری ژئوپلیتیکی نبوده است؟»
جالب است. سیفالاسلام اصلاً عصبانی نمیشود و میگوید «باجگیری؟ شاید! این باجگیری است، اما اروپاییها هم از ما باج گرفتهاند. بله، این یک بازی غیراخلاقی است. آنها قوانین این بازی را تعیین کردند و حالا دارند بهایش را میپردازند.» و دو طرف بالاخره بر سر بهای این معامله به تفاهم رسیدند و نیکلا سارکوزی رئیسجمهوری فرانسه سعی کرد همسرش سسیلیا را به عنوان نجاتدهنده زندانیان معرفی کند. البته سیفالاسلام میگوید «او آخرین نفری بود که در این ماجرا دخالت کرد و بالاخره آنها را با خود به خانه برد. سسیلیا خیلی خوششانس است. خیلیها قبلاً تلاش کرده بودند و شکست خورده بودند. فرانسویها شرایط را درک کردند. آنها خیلی انعطافپذیر بودند.»
به هر حال دولت فرانسه این روزها در مورد نحوه معامله با دولت قذافی زیر فشار قرار گرفته است. کشورهای عضو اتحادیه اروپا از موضع نرم فرانسه در برابر قذافی ناراضیاند و به نظر میرسد ماه عسل مطبوعات با دولت سارکوزی هم به پایان رسیده باشد. شاید به همین خاطر باشد که برنارد کوشنر وزیرخارجه فرانسه میگوید که «فرضیه» توافق بر سر یک رآکتور اتمی «هنوز با اثبات شدن بسیار فاصله دارد» و مدعی میشود که «فرانسه حتی یک پنی هم بابت آزادی زندانیان خرج نکرده است» اما آیا این زبانبازیها میتواند ادامه پیدا کند؟
«از طرح صلح عربستان حمایت نمیکنیم»
سیفالاسلام درباره روند صلح خاورمیانه میگوید: راهحل تشکیل دو کشور فلسطین و اسرائیل دستیافتنی نیست. ما از پیشنهاد صلح عربستان سعودی و جهان عرب به اسرائیل حمایت نمیکنیم. ما در آن نقشی نداریم.
بعد از جدال لفظی شدید میان معمر قذافی با ملک عبدالله (ولیعهد وقت عربستان) در اجلاس اتحادیه عرب در بیروت سال 2002 گزارش شد که حکمران لیبی نقش ترور عبدالله در مکه را آماده کرده است. البته ماجرا قبل از انجام لو رفت و بعداً مقامات آمریکایی و سعودی بخشی از آن را فاش کردند. وقتی در این مورد با سیفالاسلام صحبت میکنم با اینکه میتواند امر را تکذیب کند، این کار را نمیکند و میگوید «من هم این داستان را شنیدم که عدهای تلاش کردند و موفق نشدند. چیز بیشتری نمیدانم.»
...و بالاخره قانون اساسی
سیفالاسلام در این گفتوگو از نیاز لیبی به قانون اساسی سخن میگوید. «هیچ چیز درست تعریف نشده و به همین خاطر شایعات، گمانهزنیها و انتظارات زیادی وجود دارد، چون هیچ چیز شفاف نیست.» اما پدرش از همین هرجومرج استفاده کرده است؛ او هنوز عنوانی رسمی ندارد، مردم در تردید به سر میبرند و در عوض معمر قذافی از 1969 قدرت را در اختیار دارد. آیا او از طرح پسرش برای نوشتن قانون اساسی حمایت میکند؟ سیف که اینطور فکر میکند و میگوید «شاید، اما نه صد درصد.»
آیا قذافیها لیبی را سمت توسعه میکشانند؟ شمار تحلیلگران بدبین در طول این سالها روز به روز کمتر شده است.