مجید مهرابی دلجو
* اخیراً فهرست 22 نفرهای از سوی شورای ائتلاف اصلاحطلبان منتشر شده است که مورد گلایه و اعتراض برخی از شخصیتها و احزاب اصلاحطلب قرار گرفته است. این اعتراضها بیشتر با محور سهمخواهی صورت گرفته است. آیا فکر نمیکنید این نوع زیادهخواهیها به ذات وحدت ضربه بزند؟
** ببینید برای احزاب و تشکلها مهم است که در مجلس نمایندهای داشته باشند و این یک اصل است. سهمخواهی که شما از آن صحبت میکنید نیز میتواند تعابیر مختلفی داشته باشد. تا آنجایی که من اطلاع دارم در شورای ائتلاف فعلاً بر روی شرایط نامزدهایی که میتوانند از سوی جریان اصلاحطلب مطرح باشند بحث میشود. اگر بتوانند درباره این شرایط به توافق برسند آن موقع کار احزاب راحتتر است. چون در آن صورت هر گروه نمایندهای را معرفی میکند که واجد آن شرایط باشد و وقتی آن نامزد مورد تأیید همه قرار گرفت به عنوان نامزد اصلاحطلبان انتخاب میشود.
* درست است که احزاب برحسب شرایطی که در شورای ائتلاف، نماینده خود را معرفی میکنند اما برخی از احزابی که در جریانات سیاسی کشور، نقش برجستهتری دارند، یا دارای عقبه سیاسی قویتر هستند معتقدند نمایندگان واجد شرایط بیشتری دارند و این همان سهمخواهی بیشتر است. بحث ما روی این مورد است.
** ما یک نظام کمونیستی نیستیم که بگوییم همه باید سهم مساوی ببرند. یک نظام اسلامی هستیم و در فرهنگ اسلامی واژه قسط وجود دارد. اگر طبق گفته شما یک حزبی سابقه بیشتری داشته باشد یا وزنش در تعاملات سیاسی کشور به اندازه 10 تا حزب دیگر باشد آیا باید این حزب هم یک نماینده داشته باشد و آن 10 تا حزب دیگر هم هر کدام یک نماینده؟ تصمیمگیریها باید بر مبنای این ضوابط باشد.
* در انتخابات مجلس هفتم اختلافاتی در درون جریان اصلاحطلب به وجود آمد که منجر به روی آوردن مردم به جریان اصولگرا شد. جریان اصلاحطلب میتواند در آستانه انتخابات مجلس هشتم از بروز اختلافاتی شبیه آن جلوگیری کند؟
** ببینید، علاوه بر آن اختلافات دلایل دیگری هم در شکست اصلاحطلبان دخیل بود. مثلاً فضای سیاسی حاکم بر کشور فضای متفاوتتر از انتخابات دیگر بود، یا اتفاقاتی که در اواخر مجلس ششم افتاد، ضربهای جدی به جریان اصلاحطلب وارد آورد. بالاخره اکثریت مردم در این کشور به دنبال زندگی آرام و فضایی همراه با آرامش هستند نه جنگ و جدال سیاسی. حرکت آخر مجلس ششم و تحصنی که انجام دادند حرکت تند و زنندهای بود که به جریان اصلاحطلب ضربه زد. ضمن این که طرحهایی هم که در مجلس ششم مطرح میشد طرحهایی چالشی و جنجالی بود. حتی تا اینجا پیش میرفتند که میگفتند میدانیم این لایحه در شورای نگهبان رد میشود ولی ما مطرح میکنیم که رد شود، این جنجالهای سیاسی مردم را از جریانهای اصلاحطلب رویگردان کرده بود. عامل دیگر، ردصلاحیتها بود که بسیاری از چهرههای اصلاحطلب را از حضور در انتخابات منع کرد.
* پس قبول دارید که مردم از شعارهای اصلاحطلبان خسته شده بودند؟
** در این مورد نمیتوان اظهارنظر کرد، این موضوع را زمانی میتوان سنجید که رقابت همطراز باشد. شرایط رقابت در مجلس هفتم مساوی نبود. ولی اصل این که مجلس ششم مجلس مناسبی نبود و مجلسی افراطی بود را قبول دارم.
* با این وضعیت فکر میکنید در انتخابات هشتم مجلس، مردم به شعارهای اصلاحطلبان تمایلی نشان بدهند؟
** این که مردم چقدر به شعارهای اصلاحطلبان اقبال نشان دهند را نمیتوان پیشبینی کرد. یعنی در واقع نمیدانم که تا چه حد حافظه مردم یاری کند و ضعفهای گذشته اصلاحطلبان را به یاد آورند. اما نکته دیگر، مقایسهای است که مردم انجام میدهند؛ آنها میبینند که سه یا چهار سال پیش قدرت خرید بالاتری داشتند که امروز ندارند و این نوع مقایسهها به نفع اصلاحطلبان است.
* اگر قرار باشد جریان اصلاحطلب در کسب اکثریت کرسیهای مجلس اصولی را زیر پا بگذارد که حزب کارگزاران به عنوان منشور خود میداند آیا حاضر به همراهی آنها هستید در واقع خط قرمز همراهی کارگزاران با اصلاحطلبان تا کجاست؟
** حزب کارگزاران مشی اعتدالگرایی دارد و مثل بقیه احزاب قانون اساسی را پذیرفته و در چارچوب قانون اساسی با مشی اعتدالگرایی حرکت میکند. اگر قرار باشد جریانی روی به افراطیگرایی بیاورد یا ارزشهای انقلاب را زیر سؤال برد، بیجهت تنش و تشنج ایجاد کند، حزب کارگزاران براساس خطمشی و اصول و مرامنامه خود نمیتواد با چنین جریانی همراهی کند. اما تا زمانی که تشکلها و احزاب براساس همین مشی اعتدالگرایانه حرکت کنند، طبق مرامنامه مجاز هستیم آن را همراهی کنیم.
* آرایش مجلس هشتم را چگونه پیشبینی میکنید؟
** اگر رقابت مساوی باشد و شخصیتهای هموزنی در حوزههای انتخاباتی در داخل کشور وجود داشته باشد و همچنین از آرای مردم صیانت شود من فکر میکنم مجلس هشتم در آرایش، چیزی شبیه مجلس پنجم خواهد بود. یعنی اکثریت نسبی از آن اصلاحطلبان خواهد بود.