تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۸۷ - ۱۷:۱۳  ، 
کد خبر : ۳۵۷۳۹

اسلام شاهنشاهی، تجدید قوا کمین و رهزنی


نه تنها در داخل مرزهای ایران، که در خارج از مرزها و در میان جوامع و کشورهای گوناگون جهان نیز این واقعیت غیرقابل انکار به تثبیت رسیده و در اذهان و افکار و باورها نشسته است که انقلاب شکوهمند و شگفت‌انگیز اسلامی در ایران به این دلیل به وقوع پیوست که نظام شاهنشاهی با سابقه دیرینه تاریخی را با تمام انگاره‌ها و تفکرات باطل و مغشوش و خط‌مشی و اهداف و آرمان‌های ضدالهی آن به انهدام برساند و ملت مظلوم و ستمدیده ایران را از اسارت‌های طولانی و ظلم و جور و تباهی و فساد گسترده برهاند و به آزادی در ابعاد فکری و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی برساند و جامعه و کشوری مستقل و به دور از سیطره مرگبار استعمار خارجی و استبداد داخلی بنیان نهد.

انقلاب اسلامی در جلوه و جنبه «فرهنگی»، با اصل و اساس نظام شاهنشاهی در تعارض و تضاد قرار دارد و از ابتدای شکل‌گیری با تمام مظاهر باطل فرهنگ و هنر شاهنشاهی به ستیز و مقابله پرداخت.

مهم‌ترین جلوه فرهنگ شاهنشاهی به صورت اسلام تهی از ارزش‌های والای اخلاق فردی و اجتماعی به ظهور و بروز در آمد و افراد را چه در محدوده زندگی فردی و چه در گستره زندگی اجتماعی و عرصه‌های مختلف حیات جمعی، به فساد و تباهی دعوت و ترغیب نمود. این جلوه از فرهنگ شاهنشاهی به همراه سایر ابعاد و جنبه‌های اعتقادی و فکری و سیاسی آن، خود را به اسلام نزدیک ساخت و برای بقای خویش و توجیه عملکردهای ضددینی و باطلش، به نام دین به نشر اسلامی پرداخت که ایمان قلبی را برای مسلمان بودن کافی می‌دانست و ضرورت قطعی طاعات و عبادات را که در متن قرآن و توسط آیات متقن و روشن الهی به آنها تصریح شده است نفی می‌کرد و از همین‌جا بود که عفاف و پاکی زنان هم به عفت و پاکی درونی و قلبی تفسیر و توجیه شد و همه نوع فساد و فحشا ـ چه در امور «جنسی» و چه در ارائه «هنر» در تمام قالب‌ها و موضوعات ـ آزاد و مباح تلقی گردید!

این تفکرات و اعتقادات باطل و شیطانی در همه ابعاد و جلوه‌های خود، «اسلام شاهنشاهی» را بنیان نهاد، و این اسلام، در مقابل «اسلام ناب محمدی(ص)» با پشتوانه منابع و معارف غنی قرآنی و روایی و سیره و روش عملی پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) قرار گرفت و مردم ایران به ویژه جوانان را به سوی فساد و تباهی رهنمون گردید.

انقلاب اسلامی به این دلیل به وقوع پیوست که اسلام شاهنشاهی را منسوخ و اسلام ناب محمدی(ص) را احیا نماید و نظام سیاسی و حکومتی مبتنی بر قوانین جامع و همه‌سونگر اسلام را که در همه شئون حیات اجتماعی حاضر و ناظر است و فرهنگ و هنر و اخلاق و سیاست و اقتصاد جامعه را سامان می‌دهد و از فساد و آلودگی منزه می‌نماید، مستقر گرداند.

تردیدی وجود ندارد که با پیروزی انقلاب اسلامی، نه به سرعت و در کمترین مدت «اسلام شاهنشاهی» منهدم گشت و آثار زیانبار آن از جامعه زدوده شد، و نه سریع و پرشتاب، «اسلام ناب محمدی(ص)» در همه‌جا ریشه دواند و آثار جامع و تحول‌زای خود را آشکار و نمایان ساخت، که این امر، در زمان محدود نمی‌گنجد و با تلاش و فعالیت‌های نامنظم و پراکنده و با وجود مشکلات و موانع راه و بیداری دشمنان و توطئه‌های مکرر و تمام ناشدنی آنها تناسب ندارد و اصولا این یک اصل پذیرفته و معقول در همه جهان و در تمام نهضت‌ها و انقلاب‌هاست که فرو ریختن پایه‌های نظام سیاسی و حکومتی فاسد و اضمحلال آن، و محو فرهنگ و تفکر و درون‌مایه‌های این نظام، دو مقوله جدا از هم می‌باشد که اولی در زمان خاصی صورت می‌پذیرد و دومی به زمان نامحدود و تلاش جامع و مستمر و وقفه‌ناپذیر نیازمند می‌باشد.

بر مبنای واقعیت مزبور، سطحی‌نگری و ساده‌اندیشی است که به این باور برسیم که امروز دیگر هیچ آثاری از «اسلام شاهنشاهی» باقی نمانده است و هر چه هست ـ از اعتقاد و فرهنگ و اخلاق و هنر و سیاست ـ همه الهی و اسلامی و منطبق بر معیارهای اصیل قرآنی می‌باشد!

و نیز براساس واقعیت مورد اشاره، خوش‌باوری و جهالت است که تصور کنیم عناصر فرهنگی وابسته به اسلام شاهنشاهی به‌طور کامل منزوی شده‌اند و هیچ تفکر و تحرکی از جانب آنها در مسیر مقابله با اسلام ناب محمدی(ص) در عرصه‌های فرهنگ و هنر وجود ندارد و همه چیز سرجای خود و مطابق با اهداف و آرمان‌های اسلامی‌ می‌باشد.

آنچه امروز در عرصه فرهنگ و هنر جامعه می‌گذرد، نشان از آن دارد که ما در غفلت و سطحی‌نگری به سر می‌بریم و بیش از حد و به صورت افراطی «خوش‌بین» هستیم و همه چیز را و همه کس را و همه گرایشات و تحرکات و فعالیت‌ها را «سالم» و «خیرخواهانه» تلقی می‌کنیم!

همین حسن ظن نامعقول و زودباوری و خوش‌بینی افراطی موجب گردیده است که عناصر وابسته به اسلام شاهنشاهی ـ که جلوه‌ای بارز و روشن از اسلام آمریکایی می‌باشد ـ به حرکت‌های رو به جلو بپردازند و خود را آنچنان محق جلوه دهند و شایسته حضور در عرصه‌های فرهنگ و هنر که ذهنیت برخی از مسئولان و متولیان فرهنگی را به نفع خود متحول سازند و تا آنجا پیش روند که حتی به تصدی امور نیز برسند!

در عرصه‌های نشر کتاب، موسیقی، تئاتر و سینما و سایر عرصه‌های فرهنگ و هنر، این عناصر هم حضوری مرموز و نامرئی و پنهان دارند، هم حضوری آشکار و مرئی و نمایان.

آنچه بیشتر موجب شگفتی است، حضور نوع دوم این عناصر است که اگر تداوم یابد تردیدی باقی نمی‌ماند که با دست خویش تیشه بر ریشه خویش می‌زنیم و آگاه یا ناآگاه میدان را برای تاخت و تاز اسلام شاهنشاهی باز و صاف و هموار می‌نمائیم.

این پرسش‌ها باید پاسخ داده شود که چاپ و نشر آثار عناصری که دارای پیشینه سیاه ارتباط با دربار پهلوی و وابستگی به فرهنگ و هنر شاهنشاهی می‌باشند و سال‌های طولانی اهداف ضداسلامی رژیم ستمشاهی را به نام اسلام در جامعه ترویج کرده و هم امروز نیز به این عمل ننگین با پوشش دینی اهتمام می‌ورزند، با چه انگیزه و هدف مشروع و معقولی صورت می‌گیرد؟!

چه توجیهی برای انتشار کتاب‌های قصه کسانی که با تأثیرپذیری از مکتب‌های فکری و فلسفی غرب که مبانی اصلی فرهنگ و هنر شاهنشاهی را تشکیل می‌دهد، القاکننده ناامیدی مطلق در زندگی و عبث و بیهوده انگاشتن خلقت و دعوت و ترغیب به انتحار و خودکشی می‌باشند، وجود دارد؟!

نشر آثار ادبی منظوم از شعرای وامانده و بی‌هویت و پوچ‌گرا، جامعه ما را به کدام رشد و بالندگی و سلامت و پویایی و هنر راهگشا به سوی تحول و تحرک رهنمون می‌شود؟

آیا با روی کار آوردن عناصر وابسته به اسلام شاهنشاهی و فرهنگ ابتذال که در درون‌مایه اصلی این اسلام ساخته و پرداخته قدرت‌های استعماری از جمله آمریکا و انگلیس می‌باشد، می‌خواهیم فرهنگ اصیل اسلامی را به اعتلا برسانیم یا انحطاط؟!

با تایید و اجازه نمایش به فیلم‌های سینمایی خاصی که با شگردها و روش‌های مرموز و پنهان اساس و بنیان عفاف و پاکی را نشانه می‌روند و شیرازه‌های خانواده‌ها را از هم می‌گسلند و آزادی لجام‌گسیختۀ غربی را گسترش می‌دهند، به کدام‌ سو رهسپار میشویم و چه نسلی را به جامعه و کشور تحویل می‌دهیم؟

آیا نمی‌دانیم که عناصر وابسته به اسلام شاهنشاهی با اصل و اساس اسلام ناب و اصیل در تعارض و عناد می‌باشند و آثار و گرایشات و رویکردهای آنها به دین نه از روی حقیقت، که به مجاز، و نه در باطن که در ظاهر، و نه برای خدا، که برای خود و مطامع و منافع سیاسی و اقتصادی و اجرای ماموریت‌های استعماری در مسیر تحقق دیانت مورد نظر و توجه آمریکا و انگلیس و سایر کشورهای غربی میباشد؟!

حضرت امام خمینی که رهبر کبیر انقلاب عظیم اسلامی برای سرنگون ‌ساختن نظام و رژیم شاهنشاهی و استقرار نظام سیاسی و حکومتی اسلام است و در دست‌یابی به این هدف به توفیق و پیروزی نائل آمد و نظام جمهوری اسلامی ایران را بنیان نهاد، درباره مخالفت عناصر وابسته به نظام شاهنشاهی با اسلام اصیل و راستین و نیز اسلام مورد نظر آنان یعنی اسلام شاهنشاهی که فساد و بی‌بندوباری جلوه بارز آن میباشد، چنین می‌فرماید:

«... اگر مهلت داده بود خدا به اینها، خدا می‌داند که با اسلام می‌خواستند چه بکنند. اسم اسلام، اما اسلام را چه‌جوری معرفی کنند. اسلامی که با مشروبات مخالف نیست، اسلامی که با حدود شرعیه هم سروکار ندارد، نباید جاری بشود، اسلامی که با مراکز فحشا هم نباید دخالت بکند، «اسلام شاهنشاهی» این بود دیگر. اسلام بود، اما مراکز فحشا سرتاسر ایران پر بود، اسلام بود اما مراکز فساد سرتاسر ایران پر بود، اسلام بود اما فحش به اسلام می‌دادند، فحش به پیغمبر اسلام دادند و کسی آن وقت نگفت چرا؟ زمان رضاشاه ملعون و این زمان (زمان محمدرضا شاه) بدتر از او شده بود، این‌ها شیطان‌تر بودند از او و اگر چنانچه مهلت پیدا کرده بودند اینها، خدا می‌داند که این ملت را به کجا می‌رساندند و این جوان‌های ما را به کجا می‌رساندند.»(1)

حضرت امام خمینی در مناسبتهای مختلف و در پیام و دیدارهایشان با مسئولان نظام اسلامی به آنان هشدار می‌دهد که باید از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی که ثمره خون هزاران شهید و معلول می‌باشد و مجاهدت‌های سخت و طولانی علمای مبارز و مردم مسلمان و رنجدیده را به ثمر و نتیجه نهایی رسانده است، پاسداری و صیانت کنند و هیچ غفلت و مسامحه‌ای روا مدارند که در این صورت شاهد رجعت مجدد اسلام شاهنشاهی و تاخت و تازهای آنها در همه عرصه‌ها از جمله عرصه فرهنگ و هنر خواهند بود:

«کوچک‌ترین سهل‌انگاری و مسامحه و کوچک‌ترین اعمال نظرهای شخصی و خدای نخواسته تبعیت از هواهای نفسانی که ممکن است این عمل شریف الهی را به انحراف کشاند، بزرگ‌ترین فاجعه تاریخ را به وجود خواهد آورد. اگر اسلام عزیز و جمهوری اسلامی نوپا به انحراف کشیده شود و سیلی بخورد و به شکست منتهی شود، خدای نخواسته اسلام برای قرن‌ها به طاق نسیان سپرده می‌شود، و به‌جای آن، «اسلام شاهنشاهی و ملوکی» جایگزین آن خواهد شد.»(2)

تعمق در رهنمودهای حضرت امام خمینی در دو مورد و نمونه مزبور، اولاً جلوه‌ای از چهره اصلی اسلام شاهنشاهی یعنی اشاعه فساد در همۀ عرصه‌ها از جمله عرصه فرهنگ و هنر را می‌نمایاند و مخالفت حامیان این اسلام با حدود شرعی و احکام و قوانین دین مبین حق در مقابله با فساد و تباهی و جلوگیری از شرابخواری و فعالیت مراکز فحشا و هر نوع بزه و گناه و بی‌بند و باری را آشکار می‌سازد و ساده‌اندیشان و زودباوران را به بیداری و هشیاری فرا می‌خواند که ماهیت اسلام شاهنشاهی چیزی جز همان اسلام غربی و آمریکایی نیست که با کفر پنهان و اظهار ایمان با اساس اسلام ناب محمد(ص) و معنویت زلال و معارف و تعالیم و قوانین و ارزش‌های رهایی‌بخش و زندگی‌ساز آن در عناد و ستیز است و هدفش نابودی دین مبین حق و هر نهضت و انقلاب و نظام و حکومت برخاسته از آن می‌باشد، همان‌گونه که قرآن کریم برای نمایاندن انگیزه‌های پنهان جبهه کفر و شرک و نفاق می‌فرماید: «آنان دوست می‌دارند که شما مسلمانان نیز همانند آنها کافر شوید.»(3) و «هرگز از مسلمانان راضی نمی‌شوند مگر از آنها پیروی شود.»(4)

ثانیاً این خطر به صورت بسیار جدی گوشزد میگردد که در پاسداری و صیانت از اسلام ناب محمدی(ص) هیچ‌گونه مسامحه و غفلتی روا و پذیرفته نیست که چنانچه با بیداری و هشیاری همه تحرکات و فعالیت‌ها با هر نام و عنوان و شعار و انگیزه متظاهر به اسلام و تهی از اسلام را زیر نظر نگیریم، در دام نمایش‌ها و بازی‌های جدید عناصر ضددین گرفتار می‌شویم و «اسلام شاهنشاهی» با همان اهداف و آرمان‌های خطرناک اسلام غربی و اسلام آمریکایی بر سرنوشت این ملت حاکم خواهد شد و این حاکمیت مرگبار نه یک روزه و یکباره، که در درازمدت و با حوصله و برنامه‌ریزی و نفوذ در منافذ فرهنگ و هنر آغاز می‌شود و به مرور همچون موریانه، درخت تنومند و استوار انقلاب و نظام اسلامی را از درون می‌خورد و پوک و تهی می‌نماید.

اکنون باید همه متولیان و مسئولان و تلاشگران عرصه فرهنگ و هنر، صدای پای اسلام شاهنشاهی را بشنوند و تجدید قوای مجدد و کمین و نفوذ و رهزنی آن را باور کنند واز خواب غفلت بیدار شوند و چشمان خویش را بگشایند و دست و پای خود را جمع کنند و از خمودگی و سطحی‌نگری و ساده‌اندیشی به در آیند و بار دیگر به خود تفهیم کنند که در کشوری مسئولیت‌های کلیدی فرهنگی را عهده‌دار شده‌اند که «انقلاب اسلامی» رخ داده و «نظام اسلامی» مستقر گردیده و این دو واقعه مهم و سترگ و تاریخی، با عبور از اسلام شاهنشاهی، و برای استقرار «اسلام ناب محمدی(ص)» به وقوع پیوسته است، و بر این اساس، اهداف، خط‌مشی‌ها، آرمان‌ها، روش‌ها و تعهدات و مسئولیت‌ها، مشخص و تعریف شده و صریح و نمایان است و هیچ جایی برای غفلت‌زدگی و تسامح و سطح‌اندیشی و ضربه‌پذیری از دشمنان آگاه و بیدار و در کمین نشسته باقی نمی‌ماند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات