تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۸۷ - ۱۷:۲۶  ، 
کد خبر : ۳۵۷۴۱

اجلاس کابل، امیدها و بیم‌ها


نشست چهار روزه صلح افغانستان و پاکستان دیروز با صدور بیانیه‌ای پایان یافت. برگزاری این نشست که با حضور صدها نفر از سران قبایل افغانستان و پاکستان و با هدف متوقف کردن حملات القاعده و طالبان در برقراری امنیت در مناطق مرزی در کابل برگزار شد، در زمان دیدار یکسال پیش مشرف و کرزای با جرج بوش، رئیس‌جمهوری آمریکا برنامه‌ریزی شده بود. علت اصلی عدم شرکت سران منطقه وزیرستان پاکستان در اجلاس کابل نیز، اعتراض آنها به نقش آمریکا در سازماندهی این نشست بود و عدم حضور رهبران قبایل وزیرستان تا حدود زیادی از اعتبار اجلاس کاست.

منطقه وزیرستان پاکستان در مرز افغانستان، اصلی‌ترین کانون رشد و پرورش جریان شبه‌نظامی طالبان محسوب می‌شود و این واقعیتی است که پرویز مشرف نیز در اظهارات روز گذشته خود در نشست کابل به آن اذعان کرد. مشرف در سخنان خود که در گذشته کمتر سابقه داشته است اعتراف کرد مبدا عاملان شورش‌های افغانستان، در پاکستان است.

این موضع‌گیری متفاوت مشرف، از تغییر دیدگاه اسلام‌آباد در برخورد با مقوله تروریسم حکایت دارد که این دگرگونی، به خصوص از حوادث دو ماه گذشته پاکستان به این‌سو، به روشنی قابل مشاهده است.

در جریان حوادث اخیر پاکستان، که بحران خونین «مسجد لعل» اسلام‌آباد نقطه عطف آن محسوب می‌شود، رهبران اسلام‌آباد، به ویژه شخص پرویز مشرف به این جمع‌بندی رسید که سیاست کجدار و مریز در قبال افراطیون حامی طالبان دیگر به مصلحت نیست و این جریان، که بسیاری از ناظران آنرا دست‌پرورده سازمان اطلاعات پاکستان می‌دانند و یا دست‌کم اینکه، در یک دوره طولانی بخشی از بدنه دستگاه اطلاعاتی پاکستان حامی آن بوده‌اند، اکنون به یک تهدید جدی برای حکومت اسلام‌آباد تبدیل شده است و مماشات بیشتر در برخورد با آن، چه بسا در آینده، این جریان را غیرقابل مهار بسازد.

اکنون در شرایط حاضر، مواضع اسلام‌آباد و کابل در مواجهه با طالبان شدیداً به هم نزدیک شده است و این وحدت نظر در گذشته سابقه نداشته است.

جریان طالبان در طول ماه‌های اخیر، هم در پاکستان و در افغانستان به طور قابل ملاحظه‌ای بر فعالیت‌های خود افزوده‌اند. این افزایش مانور که در عین حال بر گسترش قدرت و پایگاه طالبان دلالت دارد، منجر به ایجاد تلفات سنگین بر نیروهای دولتی دو کشور، طی یکسال گذشته شده است.

در پاکستان پس از حوادث مسجد لعل، طرفداران طالبان رسماً وارد جنگ با دولت شدند و در نتیجه چندین فقره عملیات انفجاری دهها نفر نیروهای دولتی را به قتل رساندند. در افغانستان نیز، علیرغم تدابیر نیروهای ناتو و همچنین نیروهای وابسته به دولت، شورشیان طالبان حملات متعددی را صورت دادند که در این حملات نیز خسارات جانی عمده‌ای بر نیروهای خارجی و دولتی وارد شده است.

اجلاس اخیر با هدف چاره‌اندیشی برای اوضاع بحرانی جاری برگزار شد و دولتهای افغانستان و پاکستان با گردهم آوردن سرانی از قبایل دو کشور ساکن در مناطق مرزی، در نشست چهار روزه اخیر، امیدوارند بتوانند اوضاع را تحت تسلط درآورند.

با اینحال، باتوجه به واقعیات موجود، به این امیدواری سران اسلام‌آباد و کابل نمی‌توان چندان خوش‌بینانه نگریست. اکنون در هر دو کشور پاکستان و افغانستان، انگیزه‌ها و زمینه‌هایی و برای رشد جریان‌های افراطی وجود دارد. دولت پرویز مشرف، از زمان روی کار آمدن و به ویژه پس از حوادث «11 سپتامبر» سیاست تبعیت از واشنگتن را پیشه کرد و در برخی از موارد، از جمله در زمینه همکاری با آمریکا در به اصطلاح مبارزه با تروریسم مجبور شد چرخش کاملی را در سیاستهای خود اتخاذ کند.

در افغانستان نیز دولت حامد کرزی عملاً یک متحد آمریکا محسوب می‌شود و خواسته و یا ناخواسته، مجری سیاستهای دیکته شده واشنگتن بوده است.

همین رفتار، یعنی تبعیت بی‌چون و چرا از استراتژی آمریکا که در راستای تامین منافع استکباری واشنگتن قرار دارد موجبات گسترش مخالفت‌ها در جامعه افغانستان و پاکستان برضد دولت است. در این میان، سران طالبان نیز با فرصت‌طلبی از این نارضایتی عمومی و سوار شدن بر موج تشدید انزجار علیه آمریکا، در صدد گل‌آلوده‌تر کردن اوضاع و گرفتن ماهی مقصود خود برآمده‌اند و با تمام قوا درصدد هستند تا قدرت را به دست گیرند. در این شرایط، قطعاً آنچه که می‌تواند دستاویز را از دست افراطیون طالبان خارج سازد رویکرد دولتهای کابل و اسلام به استقلال سیاسی و جدا ساختن مصالح سیاسی و خط مشی خود از سیاستهای سلطه‌جویانه غرب است. این تنها راهی است که می‌تواند گشایشی در بحران در حال تشدید دو کشور ایجاد نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات